پسر تنها

این سایت و وبلاگ طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند

رضا عطاران،‌ ویشکا آسایش و پگاه آهنگرانی در مراسم افطار «ورود آقایان ممنوع»
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

 
comment نظرات ()
 
عکسهای کنسرت علی لهراسبی در برج میلاد
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

موسیقی ما - عکاس سعید عبداللهی


 
comment نظرات ()
 
فیلم رامبد جوان رکورد فیلم ده نمکی را شکست
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

فروش فیلم"ورود آقایان ممنوع"درتهران به رقمی معادل 2 میلیارد و 330 میلیون تومان رسیده است/فروش فیلم اخراجی‌های 3 در پایان اکران خود در تهران به رقمی معادل 2میلیا رد و 272 میلیون تو مان رسیده بود
 میزان فروش فیلم " ورود آقایان ممنوع" پس از هفت هفته به رقمی معادل 3 میلیارد و 770  میلیون تومان رسیده است.

به گزارش ایلنا علی سرتیپی مدیر عامل فیلم ایران و مدیر بخش فیلم‌های "ورود آقایان ممنوع" و "سیزده 59 " با اعلام این مطلب افزود: با آنکه نمایش فیلم‌های " ورود آقایان ممنوع " و سیزده 59 از گروه‌های سینمایی خارج شده است اما این فیلم‌ها همچنان با استقبال مخاطبان روبه رو هستند.

وی ادامه داد: فیلم "ورود آقایان ممنوع" در هفته هشتم در تهران به رقمی معادل 2 میلیارد و 330 میلیون تومان و در شهرستان‌ها به یک میلیارد و 400 میلیون تومان رسیده است و این هم در حالی اتفاق می‌افتد که ماه رمضان آغاز شده است.

سرتیپی تاکید کرد: شب گذشته میزان فروش فیلم "ورود آقایان ممنوع" 50 میلیون تومان بوده است.

همچنین فیلم سیزده 59 تا امروز در تهران 180 میلیون تومان و در شهرستان‌ها 300 میلیون تومان فروخته شده است.

سرتیپی با اشاره به موفقیت سایر فیلم‌های اکران شده گفت: فیلم جدایی نادر از سیمین که مجددا به صورت تک سانس در سینمای عصر جدید و ایران اکران شده است با استقبال خوبی از طرف مخاطبان روبه رو شده است.

گفتنی است که پیش از ورود فیلم" ورود آقایان ممنوع" تنها فیلم اخراجی‌های 3 به رقمی معادل فروش 2 میلیارد و 272 میلیون تومان در تهران رسیده بود.

تابناک 


 
comment نظرات ()
 
عکس کنسرت سیروان خسروی با حضور هنرمندان سینما
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

موسیقی ما - عکاس : محسن هردان


 
comment نظرات ()
 
سخن روز
نویسنده : پسر تنها - ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

مردی را که آماده آموختن است تعلیم ندادن، انسانی را به هدر دادن است، مردی را که آماده آموختن نیست تعلیم دادن، سخن به هدر دادن است، خردمند نه انسان را به هدر می دهد و نه سخن را.

(کنفوسیوس)


 
comment نظرات ()
 
مشکل «گزارش یک جشن» جدی‌تر شده اما امیدواریم حل شود
نویسنده : پسر تنها - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

محمد پیرهادی آخرین وضعیت فیلم ابراهیم حاتمی کیا را اعلام کرد
مشکل «گزارش یک جشن» جدی‌تر شده اما امیدواریم حل شود

سینمای ما- تهیه کننده آخرین فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا با اشاره به مشکلاتی که برای فیلم «گزارش یک جشن» پیش آمده گفت: مشکلات فیلم جدی‌تر و بیشتر از اصلاحات اندک شده اما امیدواریم با معاونت سینمایی به یک تعامل و نقطه مشترک و دقیق برسیم تا بتوانیم آن را به نمایش عمومی درآوریم.

محمد پیرهادی تهیه‌کننده «گزارش یک جشن» گفت: مباحث جدی میان ما و معاونت سینمایی مطرح است و فیلم با مشکلات جدی‌تر و بیشتر از اصلاحات اندک روبرو شده است اما امیدواریم با تعامل و پیگیری بتوانیم مشکلات فیلم را حل کنیم.
وی درباره مشکلات پیش آمده برای فیلم توضیحی نداد و گفت: واقعیت موضوع در حد اصلاحات اندک نیست و بیشتر و پررنگ‌تر از آن است که بتوان به آن اطلاق چند اصلاح جزیی کرد در عین حال، ما چند اصلاح جزیی را که به فیلم وارد شده بود، ماه‌ها پیش به انجام رسانده و همچنان منتظر صدور پروانه نمایش هستیم.
پیرهادی افزود: ما از روز ساخت فیلم تا به امروز همیشه امید به لطف و فضل خداوند داشته و داریم و امیدواریم مشکل فیلم مرتفع شود.

تهیه‌کننده «دعوت» در خاتمه گفت: ما امیدواریم با معاونت سینمایی به یک تعامل و نقطه مشترک و دقیق برسیم تا بتوانیم فیلم را به نمایش عمومی درآوریم. البته این نکته را باید متذکر شوم معاونت سینمایی با مخالفت‌های جدی و مشکلات بزرگی خارج از حیطه معاونت سینمایی برای نمایش فیلم روبرو است که امیدواریم موانع برطرف شود و فیلم به نمایش درآید و انتظار مخاطبان برای دیدن ‌آخرین اثر ابراهیم حاتمی‌کیا تحقق یابد.
در این فیلم رضا کیانیان، مریلا زارعی، رویا تیموریان، طناز طباطبایی، داریوش ارجمند، شبنم مقدسی، بهروز شعیبی، اصغر نقی‌زاده، سیامک صفری به ایفای نقش‌های اصلی می‌پردازند.



منبع : فارس-سینمای ما


 
comment نظرات ()
 
آمار قابل تامل:۸۰ درصد دختران دبیرستانی دوست پسر دارند!
نویسنده : پسر تنها - ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

در هفته ای که گذشت، دکتر محمود گلزاری عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در همایشی آمار قابل تاملی را از دوستی دختران دبیرستانی اعلام کرد و گفت: در ایران ۸۰ درصد دختران دبیرستانی با یک پسر دوست هستند و حتی ممکن است ارتباط جنسی هم داشته باشند که خانواده‌ها و مسئولین مدارس از این موضوع بی‌اطلاع هستند.

به گزارش جهان به نقل از پارسینه، این درحالی است که نوجوانان آگاهی کافی نسبت به این مسئله ندارند و ارتباطاتشان به ازدواج منجر نمی‌شود که این امر مطمئنا پیامدهای ناگواری را برای آنها به همراه خواهد داشت.

وی همچنین به نتایج به دست آمده در تحقیقات و پژوهش‌هایی که در این زمینه در ایران صورت گرفته است اشاره کرد و گفت: در حدود ۲۰ سالی که من در این زمینه تحقیق و پژوهش انجام داده‌ام، در نامه‌هایی که از سوی ۸۵ درصد از دختران در خصوص ارتباط‌های عاشقانه دریافت کرده‌ام مربوط به سن ۱۲ تا ۲۵ سالگی بوده و ۱۵ درصد از نامه‌ها مربوط به پسران بین ۱۴ تا ۱۷ ساله است. در این میان دختران بیش از پسران آسیب پذیر بوده و با پیامدهای بیشتری در این خصوص مواجه خواهند شد

ریخت و پاش 


 
comment نظرات ()
 
عجیب ترین خانواده در ایران ! + تصاویر
نویسنده : پسر تنها - ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 
این خانواده عجیب تا به حال با هیچ انسانی غیر از خودشان معاشرت نداشته‌اند، ساندویچ و غذاهای امروزی نخورده‌اند،‌موبایل را به چشم ندیده‌اند و تمام این اتفاقات در سال 1390 در مرکز شهر مشهد افتاده است

Persianv.com At site

این خانواده عجیب تا به حال با هیچ انسانی غیر از خودشان معاشرت نداشته‌اند، ساندویچ و غذاهای امروزی نخورده‌اند،‌موبایل را به چشم ندیده‌اند و تمام این اتفاقات در سال 1390 در مرکز شهر مشهد افتاده است تنها همبازی آن ها در تمام این 35 سال تعدادی گوسفند زنده بودند که پدر آن‌ها برای‌ رهایی از تنهایی برایشان گرفته بود عجیب‌تر از تمام این حوادث ثروت هنگفتی است که حالا پدر خانواده برای آنها به ارث گذاشته پسر دوم خانواده برای اولین بار به تنهایی از در منزل خارج شد. او حاضر شد حقایقی شگفت‌انگیز را از این خانه مرموز در اختیار ما قرار دهد


شروع اسارت

لباس سفید عروسی به تن داشت که پا در خانه‌ای طلسم‌شده گذاشت. دختر روستایی به اصرار پدر و مادرش با مردی ازدواج کرد که همسری نازا داشت و نمی‌دانست که بعد از مراسم ازدواج برای همیشه روستای‌شان را ترک خواهد کرد. باور کردنی نیست حتی اگر واقعیت داشته باشد! 19 سال بیشتر نداشت که مردی در خانه‌شان را زد، کارمند بود و می‌خواست با این دختر جوان و شاداب ازدواج کند، وقتی شنید قرار است هووی زن نازایی شود به گوشه‌ای پناه برد، می‌دانست خودش حق انتخاب ندارد و پدر و مادرش با تصور اینکه خواستگار کارمند است و حقوقی دارد وی را به او خواهند داد. بار سفر را بستند تا به مشهد بروند، حتی اشک‌هایش خشک شده بود.

شاید باید به خاطر تنهایی‌هایش گریه می‌کرد، به‌خود دلداری می‌داد تا تصور کند شوهرش فرشته است که می‌خواهد به او پرواز‌کردن یاد بدهد. با دنیایی از امید عروس شد. 35سال پیش بود که در خانه‌‌ای با دیوارهای سیمانی و شیروانی زنگ‌زده‌ای باز شد و نوعروس با پای گذاشتن روی موزائیک حیاط برای همیشه زندانی شد. در نخستین حکمی که از سوی شوهرش صادر شد باید نه تنها با خانواده‌اش برای همیشه قطع رابطه می‌کرد بلکه حق خروج از آن چهاردیواری را نداشت. مرد رفتار عجیبی داشت، نوعروس جوان بود و خواست یاغی‌گری کند که زیر مشت و لگدهای شوهر چاره‌ای جز تسلیم ندید، همان سکوت نخست کافی بود تا دیگر جرات نداشته باشد یک کلمه‌ای حرف بزند.

نو عروس همراه با دیوارها و ‌ثانیه‌ها روز به روز فرسوده‌تر می‌شد در فضای سرد و بی‌روح خانه متروکه. وقتی برای نخستین‌بار باردار شد تصور کرد دوران بدبختی‌ها تمام شده است، می‌دانست شوهرش بچه‌دوست دارد و همین می‌تواند در زندان را به روی او باز کند و پر پرواز را به او بدهد. این روزنه امید نیز رنگ باخت چون پدر خانواده نه تنها در زندان را باز نکرد بلکه دختر و 3پسرش را نیز به سرنوشت مادرشان گرفتار کرد.


مادر زندانی

خانه پر از سکوت بود، همه از پدر وحشت داشتند، همسایه‌ها این خانه را یک معما می‌دانستند، بچه‌ها تنها زمانی دیده می‌شدند که به مدرسه می‌رفتند. پدر هرازگاهی به خانه سرکی می‌کشید و خرید بر‌عهده خودش بود، هر بار می‌آمد آشغال‌هایی با خود همراه داشت و در گوشه‌‌ای از حیاط می‌گذاشت، روز به روز خانه شیروانی‌دار پر از زباله می‌شد تا جایی‌که ماشین پیکان زیر همین آشغال‌ها مدفون شد.

بچه‌ها حق بازی حتی در حیاط خانه را نداشتند بیشتر با نگاه بود که با هم حرف می‌زدند وقتی نمره‌های‌شان20 می‌شد انگیزه‌ای برای خوشحالی نداشتند انگار سلام‌دادن را یاد نگرفته بودند و در یک جزیره ناشناخته تنهای تنها بودند. کتک‌خوردن از پدر یک عادت شده بود، وقتی پای در خانه شیروانی می‌گذاشتی باور نمی‌کردی خانواده در آن زندگی می‌کنند، بوی بد زباله و فاضلاب همه را به عقب می‌راند انگار مادر خانواده نیز روحیه‌ای برای تمیزی نداشت، همه جا را خاک گرفته و زیبایی حیاط خانه لابه‌لای تپه‌ای از زباله گم شده بود.

بچه‌ها یکی پس از دیگری با نمرات ممتاز دیپلم گرفتند و تنها بهانه‌ برای خارج‌شدن از خانه را نیز از دست دادند. همه می‌دانستند قفل این اسارت روزی شکسته خواهد شد، پدر خانواده بدبین‌ و سخت‌گیرتر شده بود تا اینکه بیمار شد و خیلی زود خود را تسلیم سرنوشت مرگ کرد. طلسم شکست، وقتی مادر و بچه‌ها شنیدند زنگ پرواز نواخته شده است حتی به‌‌دلیل مرگ پدر قادر به گریه نبودند.


دیدار پس از 35 سال

در آهنی زنگ‌زده با صدای خشکی باز شد و آنها برای همیشه آنجا را ترک کردند، صحنه دیدار زن با خانواده روستایی‌اش آن هم بعد از 35 سال زندگی در زندان. بچه‌ها انگار از دنیای دیگری آمده‌اند، هیچ‌کس را نمی‌شناختند و نمی‌دانستند در مهمانی‌ها چه رفتاری داشته باشند. خانه پر از سکوت دیگر جای‌ماندن نبود جالب این که مشخص شد پدر سخت‌گیر نزدیک به یک میلیارد تومان برای زندانی‌هایش ارثیه گذاشته است. با مرگ مرد‌ مرموزی در مشهد، راز زندگی وحشتناک خانواده‌‌اش در یک خانه متروکه و فرسوده فاش شد. همسر این مرد از همان روز نخست ازدواج در خانه زندانی بوده و بچه‌هایش نیز مانند او، مطیع دستورات پدر سلطه‌گر بودند. وقتی ماموران کلانتری شهید فیاض‌بخش مشهد وارد خانه شیروانی شدند باور نمی‌کردند داستان زندگی زنی با 4 بچه‌اش در این خانه واقعیت داشته باشد.


زندگی‌ام سوخت

زن 54‌ساله با چهره‌ای تکیده، شادی کم‌روحی به چشم‌هایش داده بود و دل پردردی داشت، 35‌سالی می‌شد که تنها مونس و هم‌دمش بچه‌هایی بودند که سرنوشتی بهتر از او نداشتند. این زن با ادبیات خاصی حرف می‌زند: «19سال بیشتر نداشتم که با این مرد ازدواج کردم، از وقتی به این خانه آمدم جز بداخلاقی و بی‌اعتنایی ندیدم، باید با همه قطع رابطه می‌کردم، به کتک‌های شوهرم عادت کرده بودم و گریه‌هایم تنها با نوازش بچه‌ها آرام می‌گرفت». وی می‌گوید: «یک روز زن همسایه‌ آتش تنوری برای ما آورد، در را به آرامی باز کردم و آن را گرفتم، وقتی شوهرم متوجه شد آن را از دستم گرفت و به سرم کوبید، باور می‌کنید هم‌کلاسی‌های بچه‌هایم نیز جرات آمدن به در خانه را نداشتند، شوهرم آنها را هم کتک می‌زد.»

زن آهی کشیده و ادامه می‌دهد: «وقتی شوهرم نبود راحت‌تر زندگی می‌کردیم البته جرات خارج‌شدن از خانه را نداشتیم اما حتی اگر در خواب او را می‌دیدم از ترس می‌لرزیدم، ابتدا سعی می‌کردم خانه‌ای تمیز داشته باشم بعد که دیدم هر کاری می‌کنم پدر بچه‌ها اعتنایی ندارد و با جمع‌آوری زباله و رنگ‌نزدن به دیوارها خانه را به یک زباله‌دان تبدیل کرده من هم دل و دماغم را از دست دادم و خانه روز به روز خاک گرفته‌تر شد.» زن از رهایی لذت می‌برد و می‌گوید: «در این سال‌ها در هیچ مراسمی خانوادگی و فامیلی شرکت نکردیم، شوهرم وقتی بیرون می‌رفت روی در علامت می‌گذاشت و اگر بدون اجازه در باز می‌شد من و بچه‌ها را کتک می‌زد، در این مدت سلامت روحی و جسمی‌ام را از دست دادم و وقتی پدر بچه‌ها مُرد توانستم برادرها و خواهرانم را ببینم، یک آرزو بود که به آن رسیدم.»

وی از روز نخست آزادی می‌گوید: «باورم نمی‌شد مشهد این‌قدر تغییر کرده باشد، مهم‌تر از همه شنیدم یک‌میلیارد تومان ارثیه داریم که دیگر برای خوشبختی‌ ما فایده‌ای نداشت، ما از همه‌چیز محروم بودیم و حالا یک ثروت خوب داریم، اما کل دنیا را هم داشته باشیم دیگر فایده‌ای نداشت، چرا که زندگی‌ و سرنوشت‌مان سوخته و از این به بعد تنها شرایط بهتری خواهیم داشت و من از اینکه بچه‌هایم اجتماعی نیستند نگران هستم.»



Persianv.com At site

گفت‌وگوی اختصاصی با پسر بزرگ خانواده اسیر در خانه شیروانی

پسری با عینک ته‌استکانی پیش روی‌مان نشست، 32 سال دارد، اما رفتارش کودکانه است، به سختی داخل خانه شیروانی دعوت‌مان می‌کند. «مهدی» با استرس عجیبی جلوتر قدم برمی‌دارد، خانه کلنگی به فروش گذاشته شده است، در حیاط مقدار زیادی آشغال، تکه‌های آهن‌پاره، پلاستیک و نان خشک روی هم تلنبار شده. هر قدم که برمی‌داری تصور می‌کنی یا زیر پایت فرو خواهد رفت یا حیوان گزنده‌ای به تو حمله خواهد کرد. شاید پیش از فروش این خانه، دیوارهایش آوار شوند. زیرزمین مخوفی دارد، پای در اتاق پر از خاک می‌گذاریم که تلویزیون کوچکی در وسط آن قرار دارد، در یک قدمی‌اش پتویی کثیف می‌بینیl که انگار کسی زیر آن خوابیده است، مهدی می‌گوید برادرش دوست ندارد کسی را ببیند، از آنجا خارج می‌شوم و از مهدی می‌خواهم به همه سوالاتم جواب بدهد. مکث می‌کند، انگار نمی‌خواهد حرفی بزند، انتظار دارم از حالات چهره‌اش پی به راز درونش ببرم اما امکان ندارد. درحالی‌که چشمانش نشان می‌داد جواب منفی خواهد داد، ناگهان می‌پذیرد.



Persianv.com At site

در اتاقی پر از تارهای عنکبوت می‌نشینم، نخستین سوالم ناشی از کنجکاوی‌ام بود:
  • چرا به سر و وضع خانه نرسیده‌اید؟
مهدی، نگاهش را به اطراف می‌چرخاند: در زندگی ما دیگر حوصله‌ای نبود که دست به تعمیرات بزنیم، نه مادرم و نه ما روحیه‌ای نداشتیم، ما تنها زنده بودیم، زندگی نمی‌کردیم.
  • چرا این شرایط را داشتید؟
پسر جوان انگار به سکوت عادت کرده‌است خیلی طول می‌کشد تا حرفی بزند: «ما از پدرمان وحشت داشتیم، ببینید یک خواهر و 2 برادر دارم، هیچ کدام ازدواج نکرده‌ایم و همه‌مان به نوعی مشکل روحی و روانی داریم، مادرم که دختر روستایی بود همسر دوم پدرم شد آن‌ها ده سال با هم تفاوت سنی داشتند و هیچ‌وقتی نتوانستند زندگی خوبی داشته باشند.»
  • مادرت چه رفتاری با پدرت داشت؟
مادرم از پدرم می‌ترسید البته من و خواهر و برادرانم هم می‌ترسیدیم، مرد وحشتناکی بود.
  • مگر چه رفتاری داشت؟
پدرم خیلی سخت‌گیر بود و اجازه نمی‌داد از خانه بیرون برویم، کسی نیز حق نداشت به خانه‌مان رفت‌وآمد کند.
  • دلیلی نداشت؟
معتقد بود در خارج از خانه ما خلافکار و معتاد می‌شویم نسبت به مادرم نیز بدبین و شکاک بود، شاید راست می‌گفت، ‌ما الان
نه معتاد هستیم و نه خلافکار اما به جای آن روانی شدیم، ما یک عمر زندانی بودیم.
  • زندانی؟
منظورم زندانی‌شدن در همین خانه است، مادرم 35سال پا از این خانه بیرون نگذاشت، من و خواهر و برادرانم نیز تنها اجازه داشتیم به مدرسه برویم و زود برگردیم.
  • در مدرسه دوستانی داشتی؟
در مدرسه هیچ‌وقت با کسی دوست نشدیم چرا که می‌‌دانستیم پدرم بفهمد بیچاره‌ایم.



ما تسلیم بودیم

  • معلمان‌تان علت این رفتارها را نمی‌پرسیدند؟
چون از نظر تحصیلی همیشه شاگرد اول بودیم و هوش و استعداد زیادی داشتیم از طرف معلمان و مدرسه مشکل خاصی احساس نمی‌شد و کسی شک نکرد در چه شرایطی زندگی می‌کنیم.
  • بستگان‌تان بی‌تفاوت بودند؟
آن‌ها هیچ رفت‌وآمدی به خانه‌مان نداشتند، همگی از پدرم دلخور بودند، بستگان مادرم که روستایی هستند جرات نداشتند به سراغ ما بیایند.
  • به روستای مادرت نرفته‌اید؟
اصلا، اعضای خانواده ما تا‌به‌حال به مسافرت نرفته، هنوز از مشهد خارج نشده‌ایم.
  • جایی را می‌شناسید؟
تنها از طریق تلویزیون شهرهای مختلف و مناطق تفریحی کشورمان را شناخته‌ایم.
  • خودت تمایلی به سفر داری؟
راستش را بخواهید دوست نداریم به مسافرت برویم، به‌این زندگی عادت کرده‌ایم، ببینید در ایام عید و تابستان همیشه در خانه زندانی بودیم، پدرم همه‌چیز را می‌خرید حتی حق بازی در حیاط را هم نداشتیم.
  • با پدرتان حرف می‌زدید؟
کتک‌های پدرمان تنها چیزی است که از او به یاد داریم، او اصلا اهل دردودل کردن و حرف‌زدن نبود.
  • با مادر و خواهر و برادرانت چطور؟
حرف نزدن یک عادت شده بود، هیچ‌یک از ما با هم چندان حرفی نمی‌زدیم، خیلی از چیزهایی را که می‌خواستیم و حتی انتظارات خود را از همدیگر با نگاه به هم می‌‌فهماندیم و زیاد صحبت نمی‌کردیم.
  • هم بازی‌ای نداشتید؟
تنها هم بازی‌های‌مان تعدادی گوسفند بودند که مدتی پدرم در حیاط خانه نگهداری می‌کرد اما بوی بد آن‌ها باعث شد همسایه‌ها اعتراض کنند و پدرم با دعوای مفصلی گوسفندان را با خود برد و باز تنها ماندیم.
  • پدر ولخرجی داشتی؟
اصلا، از روزگار خانه مشخص است که پدرم خسیس بود، در عمرم پول توجیبی نگرفته و هر چه خودش می‌خواست می‌خرید.
  • مادرت جر و بحثی نداشت؟
گاهی اوقات جر و بحث داشتند، پدرم خیلی عصبی بود و در آن سو مادری مطیع و آرام داشتم، هیچ‌وقت اختلافات آن‌ها جدی نشد، من و خواهر و برادرانم نیز تسلیم پدرمان بودیم و هیچ‌گاه گلایه‌ای نکردیم.
  • متوجه شدم جواب سلام من را ندادی، چرا؟
نمی‌دانم چقدر باید جواب این سوال را بدهم، دوست ندارم با کسی حرف بزنم، از زمان کودکی هم اگر بچه‌های همسایه‌مان سلام می‌کردند حق نداشتم جواب‌شان را بدهم چون پدرم راضی نبود با کسی حرف بزنم و اگر خلاف این را از من و دیگر اعضای خانواده‌ام می‌دید به حسابم می‌رسید.
  • در خرید لباس حق انتخاب داشتید؟
اصلا، در موقع لباس‌خریدن می‌گفت که نباید لباس شیک و مد روز باشد با اینکه پول به ما نمی‌داد همیشه تاکید داشت ولخرجی نکنیم.
  • وقتی خبر مرگ پدرت را شنیدی چه احساسی داشتی؟
ناراحت شدیم اما هیچ‌کدام گریه نکردیم چون اعتقادی به گریه نداریم، روز سوم مرگ پدرم همراه بستگان‌مان به قبرستان رفتیم خیلی سعی کردم به زور چند قطره اشک بریزم اما فایده‌ای نداشت.
  • ارثیه میلیاردی می‌تواند جایگزین سرنوشت تلخ زندگی‌تان باشد؟
بعد از مرگ پدرم بود که فهمیدیم یک میلیارد‌تومان ارث برده‌ایم. آن را تنها پشتوانه خودمان می‌دانیم.
  • با این پول چه می‌کنی؟
یک خانه به ارزش350 میلیون تومان در مشهد خریده‌ایم که مادر، خواهر و یکی از برادرانم در آنجا زندگی می‌کنند.
  • پس تو و برادرت چرا اینجا هستید؟
می‌خواهیم این خانه را بفروشیم و برای همیشه آن را فراموش کنیم، اینجا مانده‌ایم تا برخی از اثاثیه‌مان را دزد نبرد، بعد از فروش حتما به همان خانه می‌رویم.



Persianv.com At site

پدر خوب یعنی دکتر حسابی

  • از لحاظ روحی در چه شرایطی هستید؟
خواهرم سخت بیمار است، هم از لحاظ روحی و هم جسمی، باید مقداری از پول‌ها را خرج درمان او بکنیم.
  • می‌خواهی چه شغلی را دنبال کنی؟
هیچ فکری در این خصوص نکرده‌ام با این ارث باید خیال‌مان راحت باشد و نگران شغل نباشیم.
  • چه آرزویی داری؟
من هیچ آرزویی ندارم، موبایل هم ندارم.
  • درخصوص عشق چه می‌دانی؟
تا به‌حال عاشق نشده‌ام چون با کسی معاشرت نکرده‌ام.
  • می‌خواهی ازدواج کنی؟
معیار خاصی برای انتخاب همسر درنظر دارم؛ می‌خواهم صداقت داشته باشد و اگر روزی مثل پدرم خواستم به او ظلم کنم، سکوت نکند و حق خودش را بگیرد.
  • خودت مثل پدرت خواهی شد؟
امکان ندارد، من معتقدم باید به همسرم خیلی محبت کنم و زندگی‌ آسان و راحتی برایش فراهم کنم.
  • پدر خوبی برای بچه‌هایش خواهی بود؟
در مسئله این‌که آیا بچه‌دار می‌شوم یا نه باید بگویم تا به حال فکرش را نکرده‌ام، بچه خیلی خوب است و قول می‌‌دهم اگر روزی بچه‌دار شدم با بچه‌هایم دوست باشم، آن‌ها را به پارک ببرم، هر چه دوست دارند برای‌شان بخرم و حتی با آن‌ها در خانه‌ام بازی کنم.
  • وقتی پدرت زنده بود چه آرزویی داشتی؟
تنها آرزویم نمره‌های 20 درس‌هایم در مدرسه بود که با گرفتن دیپلم آن هم با معدل ممتاز این‌سری از آرزوهایم نیز، مرده‌اند.
  • به موسیقی علاقه داری؟
هیچ اطلاعی از موسیقی ندارم اصلا اهل این جور چیزها نیستم، در این سال‌ها تنها تفریح من و خانواده‌ام تلویزیون بوده است.
  • خواهرت خواستگاری دارد؟
خواهرم تنها دل‌نگرانی من است، دختر بسیار خوب و مهربانی‌است اما هیچ‌کس به خواستگاری‌اش نیامده.
  • دلتنگ پدرت هستی؟
گاهی دلم برایش تنگ می‌شود اما دوست ندارم در مورد گذشته‌ها چیزی به خاطر بیاورم، بعد از مرگ پدرم تنها یک‌بار، آن هم روز سوم مرگش به قبرستان رفته‌ام.
  • تا حالا ساندویچ خورده‌ای؟
در مورد غذای بیرون و ساندویچ باید بگویم اعتقادی به این نوع غذاها ندارم.
  • کدام منظره‌ را دوست داری؟
در تلویزیون دیده‌ام دریا زیباست اما اطلاع زیادی از آن ندارم، تا حالا به ساحل دریا نرفته‌ام و نمی‌توانم در مورد دریا نظری بدهم.
  • چه رنگ‌هایی را دوست داری؟
رنگ‌های تیره و سورمه‌ای را بیشتر دوست دارم.
  • تعریفت از زندگی چیست؟
همان چیزی که در یک کتاب خوانده‌ام، زندگی یعنی فاصله بین نقطه تولد تا مرگ!
  • شعر دوست داری؟
اصلا اهل شعر نیستم، هوش و حواس شعرگفتن را ندارم.
  • به‌نظرت بهترین پدر کیست؟
یک پدر باید مثل دکتر حسابی باشد و بچه‌هایش را دوست بدارد. پدرم هیچ‌وقت به هیچ‌کس نگفت دوستت دارم، من هم تا به حال نگفته‌ام و بعید می‌دانم حاضر شوم از این جمله استفاده کنم.
  • آلبوم عکس‌های‌تان را که نگاه می‌کنی چه حسی پیدا می‌کنی؟
باید بگویم ما تا به حال اصلا عکس نگرفته‌ایم و به جز عکس‌هایی که همراه پدرمان می‌رفتیم می‌گرفتیم یعنی آلبوم عکس نداریم، پدرم می‌گفت عکس گرفتن یعنی مسخره‌بازی.

حرف دیگری نمانده، با دلی تکیده و غمگین می‌خواهیم از خانه پر از سکوت خارج شویم وقتی فضای به هم ریخته حیاط را می‌بینم و می‌پرسم چرا بخشی از آن‌جا خالی شده است می‌شنوم ، جای پیکان مدل 57 پدرش است که سال‌ها زیر زباله‌ها بود و بعد از مرگ وی به‌عنوان خودروی فرسوده، فروخته‌اند.
مهدی، خیلی زود در را به روی من می‌بندد و داخل می‌شود، اما و اگر‌های زیادی در ذهنم رژه می‌روند و اینکه باید چنین حقیقتی را بپذیرم و تصور نکنم کابوس دیده‌ام.
 
بازتاب آنلاین

 
comment نظرات ()
 
تازه ترین حرفهای آزیتا حاجیان در باره دو دخترش و همسر دومش
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

 
comment نظرات ()
 
لطف امام زمان (عج) به غیر مسلمانان
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

البته عنایات و نظر خاص هدایتی حضرت، مخصوص کسانی است که مهیای دریافت فیوضات و مساعدت ها باشند، چه در سرزمین اسلامی و چه در سرزمین کفر.
در هر جا کسی یافت شود که نیاز مبرم به راهنمایی امام (ع) یا به نظر خاص او یا به حضور فیزیکی ایشان داشته باشد، بنا به مصلحت به طریقی این امر صورت می گیرد.

چرا که خداوند سبحان بشر را بیهوده خلق نکرده و این تجهیزات عقل و روان به عبث نیافریده و اگر انسان توسط راهنمایی به طور مناسب رهبری نشود گمراه می گردد و نقض غرض خواهد شد.

خداوندی که همه حوادث و امور در قبضیه قدرت اوست، رهبران آسمانی را به توانایی کافی مجهز ساخت تا آنها بتوانند انسان های حیرت زده را در هر دین و آیینی که باشند در صورت احتیاج و آمادگی آنها، یاری کنند، امید دهند و به راه راست هدایت کنند.

آیات قرآن و روایات فراوان برای اثبات آنچه گذشت وجود دارد که مهم ترین آنها را بیان می کنیم:

1- در بیان هدفمند بودن خلقت انسان و لزوم هدایت او در قرآن کریم می خوانیم:

«جن و انس را جز برای عبادت نیافریدیم»‌.[1]

2- در بیان این که بحث هدایت و وجود هادیان شامل تمامی انسان هاست و مختص به قشر خاصی نشده است، خدای سبحان فرمود:«به راستی که تو بیم دهنده ای و برای هر قومی هدایتگری است»‌.[2]

طبق این آیه از آنجا که هدایت انسان به صورت قانون کلی مطرح شده، همه اقوام و ملل از جمله یهودیان و گناهکاران را نیز شامل می شود و البته هدایت متضمن نظر عنایت و محبت نیز است: «بگو بدرستی که برای خداوند حجت های رساست».[3]

طبق نص این آیه در امر هدایت، هیچ نوع اختصاصی به مکان، زمان و یا قوم خاصی مطرح نیست و مشخص می شود که خدای سبحان برای همه جا و همه کس راهنمایی رسا و کافی دارد.

3- در بیان نظر محبت آمیز رهبران آسمانی برای همه اهل زمین (یهود، هندو، لائیک و ...)؛ امام باقر (ع) در جواب راوی که در مورد علت نیاز به پیامبر و امام می پرسد، این گونه پاسخ می دهد: «بدون آنها زمین پایدار نخواهد ماند و مرتفع شدن عذاب از اهل زمین به برکت وجود آنهاست» آن گاه به این آیه کریمه استناد فرمودند: « وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ ».[4] ؛ تا آنگاه که تو در میانشان هستی خدا عذابشان نکند. و بعد به سخن پیامبر گرامی اشاره فرمودند: «ستارگان مایه آرامش اهل آسمان و اهل بیت من موجب آرامش و امنیت اهل زمین اند. به واسطه آنها خداوند به بندگانش روزی و به اهل معصیت مهلت می دهد و در عذابشان تعجیل نمی کند».[5]

این که همان گونه که پیامبر اسلام (ص) رسالتش جهانی بود، امامان (ع) به عنوان جانشین آن حضرت هم امام تمام مردم اعم از مسلمان و غیر مسلمان هستند، منتها آنها (غیر مسلمان) توفیق پیروی و بهره مندی از راهنمایی های آن بزرگواران را ندارند4- در بیان اثبات قدرت امام (ع) بر جهان هستی و این که هر گونه دخل و تصرف برایشان مقدور است و در صورت لزوم امام (ع) به شیوه ای صلاح بداند حضور می یابند، امام حسین (ع) فرمود: «قسم به خدا که خداوند هیچ چیز نیافرید، مگر او را به اطاعت و فرمانبرداری از ما امر کرد»‌.[6]

امام باقر (ع) مراد از رحمت واسعه در آیه مبارکه: « وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ »‌،[7] را "علم امام"‌ دانسته اند[8]، که به خوبی گویای حضور علمی و معنوی امام در همه جای هستی می باشد.

همچنین در رابطه با تفسیر آیه شریفه: « وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ »‌[9] پانزده روایت معتبر و صحیح در دست است در آنها ائمه معصومین (ع) مظهر علم و قدرت خداوند سبحان معرفی شده اند.[10]

امام صادق (ع) نیز در جایی فرمودند: «چگونه ممکن است امام، حجت بر اهل مشرق و مغرب باشد و آنها را نبیند و بر آنها قدرت نداشته باشد»‌.[11]

راجع به قدرت و احاطه شخص حضرت ولی عصر (عج)، از مجموع آنچه بیان شد نظر مهر آمیز و هدایت گرانه امام زمان (عج) و لزوم حضور ایشان در هر جا که نیاز و مصلحت حکیمانه باشد، اثبات می شود. نویسنده منتخب الاثر (حضرت آیت الله صافی) که اخبار و آثار فراوانی را در رابطه با حضرت مهدی (عج) بررسی کرده، هشت مورد از معجزات مهم که نشانگر تصرف ایشان در هستی است و قدرت و احاطه آن حضرت را نشان می دهد بیان کرده و در پایان می فرماید: حکایات فراوانی در بحار الانوار و کتب دیگر ذکر شده که به طور قطع از حد تواتر می گذرد و سندهای بسیاری از آنها در نهایت صحت است.[12]

همه اینها احاطه و نظارت کلی حضرت مهدی (عج) را بر همه (حتی کفار، یهودیان و ...) اثبات می کند.

البته عنایات و نظر خاص هدایتی حضرت، مخصوص کسانی است که مهیای دریافت فیوضات و مساعدت ها باشند، چه در سرزمین اسلامی و چه در سرزمین کفر.

خلاصه این که همان گونه که پیامبر اسلام (ص) رسالتش جهانی بود، امامان (ع) به عنوان جانشین آن حضرت هم امام تمام مردم اعم از مسلمان و غیر مسلمان هستند، منتها آنها (غیر مسلمان) توفیق پیروی و بهره مندی از راهنمایی های آن بزرگواران را ندارند. اگر امام زمان (عج) به غیر مسلمان ها نظر می کند، این به معنای تأیید کارهای خلاف اخلاق و خلاف انسانی آنها نیست، چرا که آنان با داشتن چنین حجت های الهی، با سوء اختیار خود مرتکب چنین اعمالی می شوند.

پی نوشت ها :

1- ذاریات 54

2- "انما انت منذر و لکل قوم هاد"‌، رعد، 8؛ المیزان، ج 11، ص 335 (بحث امامت به تفصیل در ج 1 ص 270، 3- در همین کتاب مطرح شده است.)

4- انعام، 149

5-"و بر خداوند روا نیست که آنان (گناهکاران) را عذاب کند در حالی که تو در بین آن هایی"‌، انفال، 33,

6- مجموع روایت در بحار الانوار، ج 23، ص 19.

7- "و الله ما خلق الله شیئاً الا و قد امره بالطاعة لنا"‌، نمازی، علی، اثبات ولایت، ص 59,

8- اعراف، 156.

9- نمازی علی، اثبات ولایت، ص 67.

10- نحل، 60

11- نمازی علی، اثبات ولایت، ص 126 ـ 127.

12- همان، 65.

منبع : اسلام پدیا

تابناک 


 
comment نظرات ()
 
عکسهای کنسرت سیروان خسروی در برج میلاد
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

منبع : موسیقی ما - عکاس ها : کوروش جوان و محسن هردان

برای مشاهده کامل عکسها آنها را ذخیره کنید


 
comment نظرات ()
 
جمعه...
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

یا مهدی (عج)

 

ماه رمضان مبارک 


 
comment نظرات ()
 
تصاویر جدید از شیلا خداداد در کنار همسرش
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠
 

 
comment نظرات ()
 
حذف نام بازیگر اصلی از تیزر تلویزیونی
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠
 

اگر این روزها برنامه‌های تلویزیونی را پیگیری کنید می‌بینید که بعد از مدت‌ها آنونس‌های فیلم‌های سینمایی در حال اکران، در لابه‌لای برنامه‌ها پخش می‌شود.

آقا یوسف، سیزده 59، اینجا بدون من و البته ورود آقایان ممنوع؛ اما در میان این فیلم‌ها که پر از چهره‌های سرشناس سینمایی است تصویر و نام فاطمه معتمدآریا، بازیگر نقش اول فیلم «اینجا بدون من» در آنونس تلویزیونی این فیلم پخش نمی‌شود.

این همان تیزری است که در سینما‌ها پخش می‌شود و تصویر معتمدآریا با توجه به پررنگ بودن نقشش بیشترین بخش تصاویر این آنونس چنددقیقه‌ای است.

نظر هنرمند
سعید سعدی تهیه‌کننده فیلم در گفت‌وگو با روزنامه «شرق» با تایید این موضوع که نام و تصویر معتمدآریا از آنونس با هماهنگی شرکت پخش و تهیه‌کنندگان آن می‌گوید: «سازمان صدا‌و‌سیما برای پخش آنونس یک سری ضوابط و دستورالعمل‌هایی دارد که به شرکت‌های تولید و پخش فیلم‌ها هم گفته می‌شود که باید براساس آن قواعد تیزرهایشان را آماده کنند. شرکت تهیه‌کننده فیلم «اینجا بدون من» بر همین اساس تیزر خاص تلویزیون ساخته که پخش می‌شود.»

سعدی اشاره‌ای به این ضوابط نمی‌کند؛ اما تاکید می‌کند که این باید‌ها و نباید‌ها همیشه در مورد صدا و سیما وجود داشته و برای هر فیلمی هم ابلاغ می‌شود.

نگاه مسوول
نام و تصویر معتمدآریا در حالی از آنونس «اینجا بدون من» براساس ضوابط صدا‌و‌سیما حذف شده که محمود عاطفی، مدیر روابط عمومی این سازمان در گفت‌وگویی که هفته گذشته منتشر شده گفته: «که فهرست ممنوع‌التصویری در صدا و سیما وجود ندارد.»

او به طور خاص از شش‌نفر صحبت کرده که معتمدآریا یکی از آنهاست: «در این روزها اخباری منتشر شده این‌گونه که برخی القا می‌کنند، نه، چنین فهرستی وجود ندارد و اگر قرار باشد چهره فردی از تلویزیون پخش نشود، در رده‌هایی که مصلحت نظام و مردم در آنجا اولویت دارد، تصمیم‌گیری می‌شود.»

سوال
این سوال پیش می‌آید که بالاخره معتمدآریا ممنوع‌التصویر هست یا نه؟ شایعه ممنوع‌التصویر شدن معتمد‌آریا و چند هنرمند دیگر در دو سال گذشته بارها مطرح شده و هر بار نیز مسوولان صدا‌و‌سیما آن را تکذیب کرده‌اند؛ اما بعد از پخش مجموعه تلویزیونی آشپزباشی تقریبا هیچ کدام از آثاری که این بازیگر سینمایی در آن بازی کرده، پخش نشده است

ریخت و پاش 


 
comment نظرات ()
 
نیکی کریمی: در مورد سانسور فیلمم حرف نمی‌زنم تا اجازه اکران بگیرد!
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠
 

به گزارش برنا، جلسه نمایش و نقد و بررسی فیلم سینمایی «سوت پایان»به کارگردانی نیکی کریمی با حضور (کارگردان و بازیگر)، مستانه مهاجر (تدوین‌گر)،اشکان خطیبی، هستی مهدوی‌فر (بازیگران) و امیر پوریا (منتقد) در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

بنابراین گزارش، در ابتدای این نشست امیر پوریا گفت:‌ فیلم سینمایی «سوت پایان» یک ملودرام سوزناک است که سعی می‌کند به سمت مستندگرایی نزدیک شود. از طرفی نیز فیلمی داستانگو است که سعی می‌کند واکنش جامعه و پیرامون ما را نسبت به مقوله اعدام به خوبی نشان دهد.

نیکی کریمی، در پاسخ به منتقد برنامه اظهار کرد: اعدام مسئله اصلی «سوت پایان» نیست، به نظر من واکنش آدم‌ها در این شرایط خیلی اهمیت دارد. به هیچ وجه در پی صدور بیانیه نبودم بلکه موقعیتی که آدم‌ها قرار است قضاوت کنند برایم در ساخت این فیلم جذاب بود.

کارگردان فیلم سینمایی «سوت پایان» با بیان اینکه استفاده از بازی فوتبال و جام جهانی در این فیلم ایجاد کنتراستی کرده بود که دوست داشتم، ‌تصریح کرد:به دلیل روایت مستندگونه اثر اصلا دوست نداشتم قضاوتی در فیلم صورت بگیرد چرا که جنس سینمای مستند اجازه نمی‌داد تا وارد قضاوت شوم.

بازیگر فیلم سینمایی «عروس» یادآور شد: به طور مثال در سکانسی که وارد خانه مقتول با «آتیلا پسیانی» شدیم را می‌توانستم به نوع دیگری نیز فیلمبرداری کنیم اما آن خانواده مهربان بودند و ما هم منطقی می‌توانستیم آنها را درک کنیم.

کریمی به برخی از ممیزی های فیلم اشاره کرد و افزود: شیوه کار رویداد محور بود و برخی جاها فیلم با سانسورهایی همراه بود که ترجیح می‌دهم وارد آن‌ مسایل نشوم بلکه در شرایط فعلی علاقه‌مند هستم فیلم به اکران عمومی درآید.

بازیگر فیلم «سوت پایان» درباره سکانس انتهایی فیلم خاطرنشان کرد: به طور قطع نمی‌توان سکانس پایانی را حدس زد به نوعی پایان فیلم به انتخاب تماشاگر باز می‌گردد. دوست نداشتم در ساخت این فیلم بیانیه صادر کنم بلکه فقط می‌خواستم به اندازه توان خود کار انسانی انجام دهم.

مستانه مهاجر تدوین‌گر فیلم در مورد شیوه تدوین این فیلم، بیان کرد: فیلم حالت مستند گونه داشت و تلاش کردم صحنه های اضافی را از فیلم کم کنم که این شیوه دکوپاژ مخصوص خود را دارد و من سعی کردم در راستای فکر کارگردان و فیلمبردار اثر همگام شوم تا مخاطب ارتباط بهتری را با فیلم برقرار کند.

تورج اصلانی نیز در مورد نحوه فیلمبرداری این فیلم، گفت: فیلم سینمایی «سوت پایان» واقع‌گرا است و به سمت مستندگونه بودن در حرکت است همچنین در این راستا از فضای شهری برای پیشبرد اهدافش استفاده می کند. فیلم به صورت مستقیم به مسئله قصاص نمی پردازد چون دغدغه اصلی فیلم را شامل نمی شود بلکه اشتراک بین آدم‌ها و تلاش یک زن برای نجات یک مادر از اهمیت بیشتری برخوردار است در نتیجه احتیاج به نور خاصی نداریم و در کنار آن چهره بزک کرده نیز لازم نیست و فیلم به طور کلی به شیوه رئال گرفته شده است.به شخصه خوشحالم که در این فیلم حضور داشتم و «سوت پایان» را فیلمی انسانی می‌دانم.

در ادامه این نشست هستی مهدوی‌فر نیز در مورد بازی در این فیلم عنوان کرد: اولین کار من سریال «جراحت» بود کاری در فرمت تلویزیون اما کار دوم خیلی سخت تر و متفاوت‌تر بود چرا که بازی رئالی داشتم و میزان دیالوگ‌هایم کاملاً مشخص بود همین مسئله به دشواری‌های بازی افزوده بود که خوشبختانه به کمک همه عوامل توانستم این نقش را بازی کنم.

در این مراسم اشکان خطیبی نیز از حضور در این فیلم ابراز خوشحالی کرد و گفت: سعی کردم در این فیلم شاخ و برگ‌های اضافی بازی‌ام را کم کنم و امیدوارم روزی برسد که سینما بتواند از جامعه جلوتر حرکت کند.

ریخت و پاش 


 
comment نظرات ()
 
دو جایزه برای «جدایی نادر از سیمین» به خاطر «شاهکار»ی با «اجرای شگفت‌آور ....
نویسنده : پسر تنها - ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠
 

چهارمین و پنجمین جایزه‌ بین‌المللی‌ طی 15 روز برای فیلم اصغر فرهادی در آستانه معرفی فیلم ایرانی به آکادمی اسکار
دو جایزه برای «جدایی نادر از سیمین» به خاطر «شاهکار»ی با «اجرای شگفت‌آور گروه بازیگران آن»

سینمای ما- جایزه بهترین فیلم و فیلمنامه‌ی جشنواره فیلم «دوربان » آفریقای جنوبی، شب گذشته ـ 8 مرداد ماه ـ به فیلم «جدایی نادر از سیمین» ساخته‌ی اصغر فرهادی رسید. با اهدای این دو جایزه، جدیدترین ساخته‌ی اصغر فرهادی، چهارمین و پنجمین جایزه‌ بین‌المللی‌اش را طی 15 روز گذشته دریافت کرد. بنابراعلام پایگاه اطلاع رسانی Going places ،جدیدترین فیلم اصغر فرهادی توسط هیأت داوران بین المللی این فستیوال به عنوان یک «شاهکار» با «اجرای شگفت‌آور گروه بازیگران آن» توصیف شده است.

«جدایی نادر از سیمین» که طی ده روز گذشته جایزه بزرگ بهترین فیلم بخش مسابقه جشنواره‌ سن پترزبورگ روسیه ، جایزه اول جشنواره‌ «زردآلوی طلایی» ارمنستان و جایزه‌ی جشنواره‌ی کرواسی را دریافت کرد با دریافت جایزه بهترین فیلم و فیلم‌نامه جشنواره فیلم دوربان،چهارمین و پنجمین جایزه‌ بین‌المللی‌اش را طی 15 روز گذشته گرفت.

برنده خرس طلای بهترین فیلم و دو خرس نقره‌ای برای مجموعه بازیگران در جشنواره‌ برلین که ماه گذشته موفق به کسب جایزه بهترین فیلم بخش مسابقه جشنواره سیدنی استرالیا شد، تاکنون در جشنواره‌های برلین، هنگ کنگ، بوینس‌آیرس، بخارست، ترانسیلوانیا و استانبول به نمایش درآمده است.

این فیلم که از 18 خرداد در سینماهای فرانسه به‌روی پرده رفته است، هم‌اکنون درمیان 10 فیلم پرفروش سینمای فرانسه قرار دارد.

«جدایی نادر از سیمین» از روز 25 خرداد در بلژیک و 2 تیر در تایلند به‌روی پرده رفته است و طبق برنامه از روز 11 اوت (20 مرداد) در هلند و هشتم سپتامبر (17 شهریور) در سینماهای سوئیس نمایش خواهد داشت.

این فیلم با بازی لیلا حاتمی، شهاب حسینی، پیمان معادی، ساره بیات، سارینا فرهادی، علی اصغر شهبازی، بابک کریمی، شیرین یزدان بخش، کیمیا حسینی و با حضور مریلا زارعی روایت می‌شود.

«جدایی نادر از سیمین» در ادامه‌ اکران جهانی، از روز 25 دسامبر (4 دی) به‌طور هم‌زمان در ایتالیا و نروژ نمایش خواهد داشت و طبق برنامه‌ اعلام‌شده از روز 6 ژانویه سال آینده میلادی (16 دی) در سینماهای برزیل نمایش خود را آغاز خواهد کرد.



منبع : ایسنا - سینمای ما


 
comment نظرات ()
 
انجلیا جولی: دوست دارم به ایران بیایم
نویسنده : پسر تنها - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠
 

به گزارش عصر ایران، انجلیا جولی بازیگر سرشناس آمریکایی در مصاحبه با روزنامه فایننشال تایمز انگلیس گفت که آرزو دارد در صحرای بزرگ آفریقا، شترسواری کند. او همچنین گفت که تمایل دارد از ایران دیدار کند. جولی گفت : چین در میان اماکنی است که می خواهم آن را کشف کنم . همچنین می خواهم برمه را از نزدیک ببینم البته نه در شرایطی که این کشور تحت حاکمیت نظامی سرکوبگرایانه است. وی افزود: دوست دارم به ایران سفر کنم. این بازیگر آمریکایی به عنوان سفیر حسن نیت سازمان ملل متحد در امور پناهندگان بارها از اردوگاه های آوارگان در کشورهای مختلف دیدار کرده است.

بازتاب آنلاین 


 
comment نظرات ()
 
حضور غیرمنتظره آنجلینا جولی و براد پیت در اختتامیه جشنواره سارایوو + عکس
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠
 

 
comment نظرات ()
 
آمنه بهرامی حکم قصاص اسیدپاش صورتش را بخشید
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠
 

 
comment نظرات ()
 
سخن روز
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠
 

رسول خدا (ص): 


خوشا بحال کسانى که براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اینان در روز قیامت‏سیر مى‏شوند.

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
تبریک
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠
 

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان مبارک باد


 
comment نظرات ()
 
سری اول عکسهای کنسرت بزرگ حمید عسگری در آبادان
نویسنده : پسر تنها - ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠
 

گزارش‌های ویژه تصویری اختصاصی سایت موسیقی ما از کنسرت حمید عسکری در آبادان؛

منبع موسیقی ما - عکاس : سعید عبداللهی

نویسنده وبلاگ : دوستان بازدید کننده عزیز واقعا کنسرت فوق العاده ای بود و خیلی خوش گذشت.

 

 

برای مشاهده کامل عکسها آنها را ذخیره کنید


 
comment نظرات ()
 
حمید عسکری: من بچه آبادان هستم
نویسنده : پسر تنها - ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠
 

گزارش‌های ویژه تصویری اختصاصی سایت موسیقی ما از کنسرت حمید عسکری در آبادان؛
حمید عسکری: من بچه آبادان هستم

موسیقی ما - محمدوارسته: کنسرت حمید عسکری خواننده جوان و خوش صدای موسیقی پاپ بعد از بار‌ها لغو شدن به سرپرستی امید حجت و در آبادان و در سالن سینما نفت به مدت دو شب و هرشب یک سانس برگزار شد که با استقبال کم نظیرمردم خونگرم آبادان والبته شهر‌های دیگر خوزستان همراه بود.

کنسرت برخلاف کنسرت‌های تهران که با نیم ساعت تاخیر شروع می‌شوند با حدود یک ساعت تاخیر شروع شد وپس از ۳دقیقه پخش تیزر کنسرت که در آن قسمت‌هایی از قطعات کما۲ بر روی عکسهای حمید عسکری قرار داشتند گروه به روی سن آمد و با اجرای قطعه قسمت کار خود را شروع کرد.

بعد از سلام و خوش آمدگویی, حمید عسکری جمله‌ای گفت که سینما نفت آبادان به وجد آمد: «این کنسرت برای من با تمامی کنسر‌هایم فرق دارد چون من متولد آبادان هستم». بعد از این حمید به اجرای قطعه شاد خنده و گریه وا گه به تو نمی‌رسم و خسته شدم پرداخت که قطعه خسته شدم با استقبال عالی تماشا گران همراه بود. سپس قطعه وای که چه قد تو رو دوست دارمو اجرا شد.

نوبت به قطعه مورد علاقه مردم آبادان یعنی ستاره شد که در تمام مدت اجرای این قطعه مردم با حمید عسکری همخوانی می‌کردند.

سپس قطعه بیا دنبال من بود که برای دومین بار سالن را به وجد آورد قطعات دارم می‌میرم برات (دلم گرفته) ووقت رفتن قطعات بعدی این کنسرت بودند. سپس از این نوبت به هنرنمایی برادران حجت و بقیه گروه رسید که به زیبایی هرچه تمام این قطعه بیکلام اجرا شد. چند لحظه بعد قطه فکر می‌کنی کی هستی اجرا شد.


حواشی کنسرت
*در پوستر‌هایی که در سطح شهر پخش شده بود تاریخ کنسرت به اشتباه زده شد که موجب نارا حتی مردم شد.
*تمامی صندلی‌ها قبل از شروع کنسرت پرشده بود.
*جوانی که فریاد می‌زد «حمید آبادانی» با پاسخ عاشقتم از سوی عسکری روبه رو شد.
*تا نیم ساعت پس از کنسرت مردم برای دیدن حمید در جلوی در جمع شدند اما خبری از وی نشد.
*انتظار می‌رفت این کنسرت با توجه به حضور مردم یک شب دیگر تمدید شود که این امر به دلایلی میسر نشد.

منبع:موسیقی ما 


 
comment نظرات ()
 
 



nbsp;a href=