پسر تنها

این سایت و وبلاگ طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند

سال211
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 

منبع:گوگل


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 

پیشاپیش فرا رسیدن سال نو میلادی بر هموطنان مسیحی مبارکباد.


 
comment نظرات ()
 
بلندترین درخت کریسمس شکلاتی جهان
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 



پاتریک راجر  یک درخت کریسمس بزرگ شکلاتی به وزن ۴ تن و ۹٫۷۵ متر بلندا را در پاریس پرده برداری کرد.

Christmas.jpg
پاتریک راجر شکلات ساز نامی فرانسوی گفت:این شکلات بزرگ را برای انجام کارهای خیریه درست کردم و درآمد حاصل از مزایده  فروش این شکلات به سازمان مطالعات بیماری های عصبی و عضلانی اهدا خواهد شد.

برای ساخت بلند ترین درخت کریسمس شکلاتی جهان یک ماه وقت و ۴۵ هزار دلار برای ۶۵ درصد شکلات  آن هزینه شده است.


 
comment نظرات ()
 
جدیدترین عکسهای الناز شاکردوست
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 


 
comment نظرات ()
 
رضا رویگری و بهنوش بختیاری در نقش میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در «اخراجیها 3»؟!
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 

فیلمبرداری فیلم تازه مسعود ده‌نمکی با حواشی فراوان ادامه دارد
رضا رویگری و بهنوش بختیاری در نقش میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در «اخراجیها 3»؟!

سینمای ما- فیلمبرداری «اخراجی‌ها 3» همچنان ادامه دارد و در روزهای اخیر بهنوش بختیاری مقابل دوربین مسعود ده‌نمکی رفت. بختیاری که اولین بار در سریال «دارا و ندار» همکاری با ده‌نمکی را تجربه کرده برای بازی در قسمت سوم «اخراجی‌ها» دعوت به کار شد.
بهنوش بختیاری در «اخراجی‌ها 3» در نقش همسر شخصیتی با نام اکبر دباغ ایفای نقش می‌کند، مردی به ظاهر مدرن که قصد دارد در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده و به همین دلیل همسر او نیز نقش یکی از لیدرهای ستاد انتخاباتی او را بازی می‌کند. نقش اکبر دباغ را رضا رویگری ایفا می‌کند. ده‌نمکی درباره همکاری با بختیاری گفت: «او بازیگری است که خود را به سادگی می‌زند و با استرس از کم و کیف نقشش می‌پرسد ولی وقتی سر صحنه می‌آید یک طومار با خود می‌آورد. همین فعال بودنش باعث شد از همان زمان فیلمبرداری «دارا و ندار» او را برای «اخراجی‌ها 3» در نظر بگیرم. او در این فیلم با لحن و تکیه کلام‌های سیاستمداران، سیاستمداری می‌کند.»

سایت آینده نوشت: فیلمبرداری اخراجی های سه در حالی پیگیری می شود که علی الظاهر سازندگان این اثر بدشان نمی آید در جهت افزایش فروش، به گونه ای عمل کنند که یادآور اتفاقات چند سال اخیر باشد. در این اثر بهنوش بختیاری نقش همسر رویگری را بازی میکند و شریفی نیا نیز رقیب رویگری در انتخابات ریاست جمهوری است و هاشمی نیز با چفیه و استفاده از لباس بسیجی در پوسترهای تبلیغاتی نقش رقیب کم سرو صدای این دو کاندیدا را ایفا می کند!

بر اساس اعلام برخی سایت های سینمایی از جمله سینمانگار، بازی رویگری و حضور بختیاری به عنوان لیدر انتخاباتی اش، شباهت های فراوانی بین این دو با نقش میرحسین موسوی و زهرا رهنورد دارد که می تواند در افزایش فروش این اثر کمک بسیاری به امثال دهنمکی بکند. در صورت تایید چنین شبیه سازی توسط کارگردان اخراجی های 3 که با حضور رنگ آبی و قرمز و همچنین حضور یک کاندیدای ارزشی با تبلیغات کم کامل شده، قطعاً واکنش هایی در قبال این مسئله صورت خواهد پذیرفت.




منبع : شبکه ایران - سایت آینده- سینمانگار

سینمای ما 


 
comment نظرات ()
 
عکس: چهره متفاوت لیلا اوتادی برروی فرش قرمز
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 

 


مراسم افتتاحیه فیلم سینمایی «عروسک» ساخته ابراهیم وحیدزاده در پردیس سینما ملت برگزار شد.
تصاویر حضور لیلا اوتادی در این مراسم را میبینید:

l-otadi.jpgl-otadi2.jpg
l-otadi3.jpg
ریخت و پاش
 


 
comment نظرات ()
 
ماجرای رفتن عمو قناد از فیتیله !
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 

حالا بزرگ‌ترهایی که کودکی خود را با عمو قناد سپری کرده‌اند ذهن خود را با یک افسانه وفق داده‌اند که می‌گوید برخی آدم‌ها آب حیات می‌خورند به همین دلیل پیر نمی‌شوند. اما این گفته را ما به عنوان یک واقعیت باور نداریم. چون می‌دانیم آنچه باعث شده عمو قناد چندین سال بتواند به عنوان مجری برنامه کودکان دوام بیاورد به یک کنش روانشناختی برمی‌گردد؛ قناد توانسته کودک درون خود را زنده نگه دارد. او به یاد دارد که چگونه با زبان کودکان با آنها سخن بگوید و همین فن و شیوه او را برای بچه‌های همه دوران‌ها به پای تلویزیون نگه داشته است.

از این هفته مهرداد نظام آبادی جای عموقناد را در برنامه فیتیله گرفت. قناد برای واگذاری اجرای برنامه فیتیله دلایل خاص خود را دارد. او در این باره به «جام‌جم» گفت: من از برنامه فیتیله نرفته‌ام و همچنان تهیه‌کنندگی این برنامه را به عهده دارم. از 2 سال پیش تصمیم گرفتیم در برنامه فیتیله تغییراتی ایجاد کنیم.

این تغییرات با اضافه شدن بازیگرانی مانند حسین محب‌اهری و رضا فیاضی به برنامه همراه شد اما به دلایلی تداوم پیدا نکرد تا این‌که امسال تصمیم گرفتیم روی تغییرات اساسی برنامه جدی فکر کنیم. برای رسیدن به این هدف من به عنوان تهیه‌کننده از خودم شروع کردم!

قناد معتقد است که همه برنامه‌ها به مرور زمان به نوعی دچار تکرار می‌شوند و اگر گردانندگان برنامه نتوانند تنوع را به بخش‌های برنامه خود وارد کنند، بعد از مدتی آنها نیز از ردیف برنامه‌های پر بیننده حذف خواهند شد.

با همه این تفاصیل پرسش این‌جاست که تهیه‌‌کننده برنامه فیتیله برای ایجاد تنوع چرا ابتدا از مجری شروع کرده است؟ مجری که ستون برنامه است و قناد تاکنون نشان داده که می‌تواند با استفاده از تجربیات خود برنامه‌ را سرپا نگه دارد؟

قناد در پاسخ به این پرسش گفت: اگر تغییرات را از دیگر عوامل برنامه شروع می‌کردیم شاید سوءتفاهماتی پیش می‌آمد اما اکنون چون خودم را از اجرای برنامه کنار کشیدم، سوءتفاهمی هم شکل نمی‌گیرد.

در این وانفسای مجری خوب و کاربلد آیا مهرداد نظام آبادی می‌تواند جایگزین مناسبی برای قناد باشد؟

تهیه‌کننده برنامه فیتیله با تاکید برکار گروهی در پاسخ به این سوال هم از روش فروتنانه استفاده کرد و گفت: گروه سازنده فیتیله در همه کارها با هم مشورت می‌کنند.این انتخاب هم گروهی صورت گرفت و ما امیدواریم مجری جدید بتواند خیلی زود با مخاطبان برنامه فیتیله ارتباط برقرار کند.



اما همه مردم که صبح‌‌های جمعه از خواب بیدار می‌شوند و کانال تلویزیون خود را روی شبکه 2 تنظیم می‌کنند و به تماشای برنامه فیتیله می‌نشینند، می‌دانند که سازندگان این برنامه محور کار خود را روی تنوع متمرکز کرده‌اند! تنوعی که متن‌های قوی آن را حمایت می‌کند. اما آیا با این همه تنوع بازهم قرار است، یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیونی دچار تغییرات اساسی شود؟

قناد برای پاسخ دادن به این پرسش از یک مثال استفاده کرد و گفت: بیشتر مردم ایران از کودک گرفته تا بزرگسال قورمه سبزی را دوست دارند. اما اگر هر روز به همین مردم قورمه سبزی داده شود آنها از این غذای دلخواه، دلزده می‌شوند.این اتفاق دقیقا برای برنامه‌های تلویزیونی هم رخ می‌دهد. اگر قرار است برنامه فیتیله همچنان طرفداران خود را حفظ کند چاره‌ای ندارد جز این‌که تنوع را اساس کارش قرار دهد. بنابراین مخاطبان برنامه فیتیله باید منتظر تغییرات اساسی در دکور، متن‌ها، سرودها و... باشند.

برنامه فیتیله یکی از شادترین برنامه‌های تلویزیونی است؛ برنامه‌ای که می‌توان آن را در ردیف برنامه‌‌های موزیکال قرار داد. سرودهای شاد همراه با موسیقی‌های رنگارنگ و پر انرژی باعث شده تا بچه‌ها و حتی بزرگ‌تر‌ها از دیدن برنامه فیتیله لذت ببرند اما مدتی است که در کنار همه نقدهای مثبتی که درباره برنامه فیتیله گفته، شنیده و چاپ می‌شود، انتقاداتی هم به گوش می‌رسد. برخی بر این باور هستند که سازندگان فیتیله برای اجرای سرودهای خود از برنامه‌ها و کلیپ‌هایی الگو می‌گیرند که در خارج از کشور ساخته می‌شوند.

قناد این گفته را قبول ندارد و معتقد است که در شکل اجرایی سرودها از نمونه‌های خارجی الگوبرداری نشده است اما بر این باور است که سرودهای برنامه باید بار آموزشی بیشتری داشته باشند.

تهیه‌کننده برنامه فیتیله با تاکید بر این نکته که فیتیله در شکل و ساختار جدید بازهم شاد شاد خواهد بود، گفت: ما از همه انتقادات در جهت بهتر شدن کار استفاده می‌کنیم. این انتقادات می‌تواند از طرف مدیران تلویزیون یا مردم و مخاطبان برنامه باشد. ما آماده‌ایم که تغییرات سازنده را در جهت رضایتمندی مردم از برنامه فیتیله اجرا کنیم. به همین دلیل مدام داریم فکر می‌کنیم تا به روش‌های بهتر برای ساختار و محتوای برنامه فیتیله برسیم.

برنامه فیتیله را بچه‌ها و بزرگ‌ترها دوست دارند چون مجریان و بازیگران آن باورپذیر هستند. اگر بازیگر مثلا 40ساله این برنامه که آقا هم هست، لباس مادربزرگ می‌پوشد و با گریم نقش بزرگ خانواده را بازی می‌کند، این نقش را چنان خوب اجرا می‌کند که بچه‌ها و حتی بزرگ‌ترها او را قبول می‌کنند. مخاطبان می‌دانند مثلا عمو فروتن دارد نقش مادربزرگ را بازی می‌کند اما این قدرت او به عنوان بازیگر است که مردم را مجاب می‌کند او را به عنوان مادربزرگ قبول کنند. فیتیله‌ای‌ها اساس کار خود را بر تنوع گذاشته‌اند. تنوع، خلاقیت لازم دارد و این گروه تاکنون نشان داده‌اند که خلاقیت لازم را برای اجرای برنامه‌ کودکان دارند. بنابراین مخاطبانی که این گروه را دوست دارند برای نگه داشتن فیتیله روی آنتن شبکه 2 باید از آنها حمایت‌ کنند و بهترین حمایت شاید این باشد که کمی سعه‌صدر داشته باشیم و به جای بزرگنمایی ضعف‌های کوچک، توانایی‌های بزرگ را ببینیم و با پیشنهادهای خود فیتیله‌ای‌ها را در تغییرات خلاقانه کمک کنیم.
مجید قناد از جمع عموها‌ی فیتیله‌ای رفت! این خبر دیروز به اصطلاح مثل توپ ترکید و از طریق رسانه‌ها در همه جا منتشر شد. بعد از شنیدن این خبر اولین سوالی که به ذهن رسید این بود که قناد چرا رفت؟ مجری که سالیان سال است برای کودکان برنامه اجرا می‌کند و بالا رفتن سن و سال نتوانسته محبوبیت او را نزد بچه‌ها کم کند.

ریخت و پاش 


 
comment نظرات ()
 
نوزاد پسر پس از یک ماه دختر شد
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 

یک زوج آفریقایی که تولد نوزاد پسر خود را به تازگی جشن گرفته بودند، یک ماه پس از تولد متوجه شدند فرزندان یک ماهه آن‌ها دختر است.

به گزارش ایسنا) «مادیلیشیا» مادر 29 ساله و «کنت» پدر 30 ساله این نوزاد که تصور می‌کردند فرزندشان پسر است، چهار هفته پس از تولد متوجه مشکلی در کودک شدند.

روزنامه‌ سان در این باره نوشت: آن‌ها سپس فرزندشان را به بیمارستان بردند و آزمایشاتی روی کودک انجام شد که مشخص شد، جنسیت او دختر است.

متخصصان بیمارستان دریافتند به دلیل فقدان یک آنزیم نادر و تولید غیرطبیعی هورمون‌ها اندام جنسی نوزاد به شکل غیرعادی بزرگ شده بود که به همین خاطر والدینش در ابتدا تصور می‌کردند ، نوزادشان پسر است. کودک قرار است بزودی تحت عمل جراحی قرار گیرد.

پدر و مادر نوزاد می گویند : از این که صاحب این دختر زیبا هستند، خوشحالند و به داشتن او افتخار می‌کنند.

آن‌ها اسم جدیدی هم برای فرزندشان انتخاب ‌کرده‌اند.

ریخت و پاش 


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 

یک زوج آفریقایی که تولد نوزاد پسر خود را به تازگی جشن گرفته بودند، یک ماه پس از تولد متوجه شدند فرزندان یک ماهه آن‌ها دختر است.

به گزارش ایسنا) «مادیلیشیا» مادر 29 ساله و «کنت» پدر 30 ساله این نوزاد که تصور می‌کردند فرزندشان پسر است، چهار هفته پس از تولد متوجه مشکلی در کودک شدند.

روزنامه‌ سان در این باره نوشت: آن‌ها سپس فرزندشان را به بیمارستان بردند و آزمایشاتی روی کودک انجام شد که مشخص شد، جنسیت او دختر است.

متخصصان بیمارستان دریافتند به دلیل فقدان یک آنزیم نادر و تولید غیرطبیعی هورمون‌ها اندام جنسی نوزاد به شکل غیرعادی بزرگ شده بود که به همین خاطر والدینش در ابتدا تصور می‌کردند ، نوزادشان پسر است. کودک قرار است بزودی تحت عمل جراحی قرار گیرد.

پدر و مادر نوزاد می گویند : از این که صاحب این دختر زیبا هستند، خوشحالند و به داشتن او افتخار می‌کنند.

آن‌ها اسم جدیدی هم برای فرزندشان انتخاب ‌کرده‌اند.


 
comment نظرات ()
 
به بهانه تولد 72 سالگی بهرام بیضایی
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 

هفتاد و دومین زادروز بهرام بیضایی
آنکه تئاتر ایران را ملی کرد
بهرام بیضایی، بی شک تاثیر گذارترین کارگردان ایرانی در دوره بعد از انقلاب است. بسیاری از کارگردانان، بازیگران، دست اندرکاران سینما، تربیت شدگان مکتب او هستند. اما طبق سنت نامرادی روزگار، همواره کسانی کوشیده اند تا آثار او را بیش از حد روشنفکرانه و پیچیده قلمداد کنند و از این رهگذر، ذهن تماشاگران آثار او را به وادی پوچی گرایی سوق دهند.

امروز پنجم دی ماه هشتاد و نه، بهرام بیضایی هفتاد و دو ساله می‌شود. با قامتی استوار درعالم هنر، بسان سروی تنومند در بیابانی بی آب و علف. با بار غمی‌به درازای عمر پربارش، با کوله باری از حسرت‌ها و آمال و آرزوهایی که در دلش از نامرادیهای روزگار به یادگار گذاشته است، کتاب‌هایی که با مشقت و زحمت نگاشته شد وهیچگاه منتشر نشد، فیلم‌هایی که فضای ساخته شدن و خودنمایی بر پرده نقره ای را پیدا نکرد و نمایش‌هایی که تا به امروز نتوانستند صحنه تئاتر را متبرک به قلم توانای او کنند.
هفتاد و دو سالگی برای کسی که 52 سال از آنرا وقف هنر کرده است، قطعا عمر کمی ‌است، چرا که این همه تجربه و تبلور هنر ناب در 52 سال غیر قابل تصور و دور از دسترس است. اما بیضایی به آسانی زمان را مغلوب هنر خود کرد و ناملایمات و نامرادیهای روزگار را یکی پس از دیگری درنوردید.
بی شک اگر بهرام بیضایی نبود، هنرمندان و هنردوستان، خیلی از باورها و داشته‌هایشان را کم رنگ تر از آنچه باید باشد، داشتند و چه بسا حتی آنها را نیز فراموش کرده بودند. چنانچه کتاب پژوهشی "نمایش در ایران" که سال ۴۱ توسط او نوشته شده هنوز تنها منبع موجود پژوهشی در زمینه تئاتر در ایران است.
اما بیضایی یکه و تنها در این سال‌ها بر تلاش خود برای ایجاد تئاتر ملی ایستادگی کرد و سرسختانه در برابر ناملایمات قد علم کرد تا تئاتر ملی ایران زنده بماند. او در تمام سال‌های فعالیت خود، بیش از هر نمایشنامه‌نویسی دغدغه نمایش ایرانی را در ذهن خود پرورانده است و مدام در پی آن بوده تا آنچه اجرا می‌شود به دل مردم راه یابد.
در جستجوی پاسخ این پرسش که چگونه "بهرام بیضایی" بهرام بیضایی شد و جایگاهی غیر قابل انکار در فرهنگ و هنر ایران یافت، تنها می‌توان به آثار او رجوع کرد که خود بازتاب زندگی او نیز می‌باشد و در عین حال جستجوی بی دریغش در احوال مردمانی که قهرمان نیستند، اما در شرایطی خاص می‌توانند قهرمانانه کار و زندگی کنند و در شرایطی دیگر می‌توانند قهرمانانی بسازند و بجای خود به میدان نبرد بفرستند. شهید بسازند، بدون اینکه خود حاضر به پرداختن بهایی برای تغییر شرایط خویش شوند.
و بدینسان است که بهرام بیضایی، فرزند یک خانواده‌ی اهل ادب و فرهنگ که از کودکی بدلیل باور مذهبی غیر رایج خانواده اش از خانه تا مدرسه و از مدرسه تا خانه از بچه‌های محل کتک خورده و کودکی کم حرف و خجالتی است، عشق بزرگ خود را در سالن سینما و تئاتر باز می‌یابد. جایی که در تاریکی سالن، بدون آنکه دیده شود، فرصت دیدن می‌یابد. فیلم دیدن، کتاب خواندن و جستجو در متون ادبی و تاریخی برای او محملی می‌شود برای جستجوی پاسخ پرسشهای بی شماری که در ذهنش شکل گرفته است.

" هشتمین سفر سندباد، ۱۳۴۳"
"و من، تنها من - سندباد- بیدارم. چشم انتظار. انتظار یک قطره آفتاب، یک جرعه باد، در تاریکی، در ظلمات، تنها منم. شاهد دست بسته ی خاموشی و جنبشی که نیست. و سکوتی که هست.
گاهی، فقط گاهی، از دورترین راه فریادی می‌شنوم. حس می‌کنم که به این فریاد بادبان می‌لرزد. اما تنها منم که می‌لرزم..."
بهرام بیضایی به همراه اکبر رادی و غلامحسین ساعدی پایه گذاران موج نوی نمایش نامه نویسی ایران می‌باشند. اکبر رادی که درست در روز تولد بهرام بیضایی چشم از جهان فروبست، چند وقت قبل از درگذشتش نامه ای با عنوان "تو آن درخت روشنی" را برای سالروز میلاد بیضایی نگاشت که توصیفی هنرمندانه از هنرمندی بی بدیل است.

تبریک رادی به بیضایی
" تو آن درخت روشنی"
بهرام، امروز می‌خواستم زادروز تو را به عنوان یک چهره ماندگار معاصر شادباش بگویم، دیدم این "چهره ماندگار" هر چند ترکیب مهتابی قشنگی است، این چند ساله مدال مستعملی شده است که فله ای به سینه بندگان خدا نصب می‌کنند و ایضاً برای محتشمان این حوالی ما ستاره رنگ پریده ای است که فله ای به دوش اهل هنر می‌زنند. (و این ناسپاسی به یک بار عام رسمی ‌دولتی نیست؛ درنگی بر یکی از آسیب‌های این مراسم رسمی ‌است.) به این مناسبت بگذار در مقام یک شاهد عادل مرجع ملی دستی به فتوا بلند کنم چنین؛ قسم به نام او (که تویی)، و نامت حجت است بر تآتر ایران، و تویی در آستانه این سالگرد خجسته قلمدار صحنه‌های ما که از برجستگان درام جهان کسری نداری و چیزی هم سری. تو آن درخت روشنی با شاخه‌های پرپشت باشکوه، که چه بسیار راهیان صحنه در سایبان سبز تو پروریده اند. تو آن بلاکش معصومی‌که هوش ویرانگر و ادراک عالی تو قادر به درک عقلانیت روزمره ما نیست.
آری، تو آن حماسه نستوهی که در امتداد نیم قرن آفرینش و نوزایی، و در عصر بی خصلتی که خرده کاسبان، عفاف صحنه ما را جواز کسب خود کرده با خیال جمع در لابی‌های تولیدی و بنگاه‌های سریالی پرسه می‌روند و گورزادگان و کوچک پایان پسمانده‌های مکتب پاریس و لندن سابق را در دایره فرم غًرغًره می‌کنند و با تعدادی کارتون، یک چینش هندسی، دو تیغه نور و یک سکوت خواب آور و ناگهان خر نعره‌های پلشت و یک زبان معلق یأجوج (لالبازی؟ یا متن زدایی؟) مدعی کشف لحظه‌های ناب هستی اند، در این عهد بی خصلت بی هویت بی معنی، تو پا سوخته بیرون صحنه مانده، در جست وجوی معنی تآتر، جام خضر زمانه ای و زهی ما که معنی تآتر را در ژرفه‌های درون و آن تشعشع اسطوره‌های شورانگیز تو باز جسته ایم. پس من لوح «مرد فصل‌ها»ی صحنه ایران را به لفظ و نمادین به تو تقدیم می‌کنم تا حریم «بقعه» ما را به شعله ایمان و مهر منور کنی، و به روح صحنه ما رستگاری جاودانه ببخشی.
که این است شایسته پیشوایان؛ می‌دانی؟ و پیشوایان صحنه مردان کهنه، پیشکسوتان نوستالژیک، بت نمایان ریزنقش و این چهره‌های مد نیستند؛ نویسندگان صلح کل این سوی عالمند که زبان وحی برای عاشقان و پیغام آدمیت برای قدر قدرتان سیاسی، گانگسترهای شیک پوش و زورگیران بی ترحم آن سوی زمین دارند و حالیا در پسً پستوی حجره قاق نشسته یا از بد روزگار روی شانه خاکی جاده می‌روند. بهرام عزیز، بیضایی بینوای من، اینک در این روز آبی و در نهایت خرسندی افتخار دارم که از سالروز ولادت انسانی یاد کنم که برکت خاندان تآتر ماست و عزت اصحاب سرسپرده آن در اینکه به احترام او (که تویی) از جا برخیزند و پیش پای تو مخلصانه کرنش کنند. زیرا که برقله‌های درخشان فرهنگ ایران میلاد یک درام نویس بزرگ برای فخر ملتی کفایت است.

روزشمار
بهرام بیضایی در سال ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. خانواده‌اش اهل کاشان و آن‌گونه که خود بیضایی نوشته در کار تعزیه بودند. در سال‌های آخر دبیرستان دو نمایشنامه با زبان تاریخی نوشت .او تحصیلات دانشگاهیش را در رشته ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام اداره کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به اداره هنرهای دراماتیک که بعدها به اداره برنامه‌های تئاتر تغییر نام داد منتقل شد.در این سال پژوهش‌های نمایش در ایران را در مجله موسیقی چاپ کرد. در سال ۱۳۴۴ با منیر اعظم رامین فر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های نیلوفر متولد ۱۳۴۵، ارژنگ متولد ۱۳۴۶ (فوت شده در صد روزگی) و نگار متولد ۱۳۵۱ می‌باشد.

او یکی از پایه گذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کناره گیری کرد. در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از اداره برنامه‌های تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکده هنرهای زیبا و مدیریت رشته هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد.
در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانواده‌اش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۶۵ پدرش استاد نعمت الله(ذکایی) بیضایی مرحوم شد. او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد. در سال 1375 به دعوت پارلمان بین‌المللی نویسندگان در استراسبورگ اقامت نمود. در سال 1376 به ایران بازگشت و کار بر روی نمایش بانو آئویی نوشته‌ی میشیما یوکیو را پس از هجده سال دوری از صحنه آغاز کرد. مادرش نیره موافق در سال ۱۳۸۰ وفات یافت.

فعالیت در سینما
فعالیت سینمایی را با فیلم‌برداری یک فیلم هشت میلیمتری چهار دقیقه‌ای سیاه و سفید در سال ۱۳۴۱ آغاز کرد. پس از ساخت فیلم کوتاه «عمو سبیلو» در سال ۱۳۴۹، اولین فیلم بلندش رگبار را در سال ۱۳۵۰ ساخت. چریکه تارا و مرگ یزدگرد فیلمهایی که او در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۶۰ ساخت تاکنون در محاق توقیف می‌باشند. او در سالهای پیش و پس از انقلاب برای ساختن فیلم‌های خود با مشکلات و سنگ اندازی‌های بسیاری روبرو بوده ‌است.

او تا کنون ۹ فیلم بلند و ۴ فیلم کوتاه ساخته‌است و آخرین فیلمی ‌که از او پس از ۱۰ سال به نمایش عمومی‌ درآمد سگ کشی (۱۳۸۰) بود که با استقبال گسترده منتقدان و مردم روبرو شد. او در کنار کارگردانی سینما بزرگترین فیلمنامه نویس سینمای ایران نیز به شمار می‌رود. آخرین ساخته او وقتی همه خوابیم در سال ۱۳۸۷ تولید شد.

فعالیت در تئاتر
بهرام بیضایی یکی از معدود هنرمندان ایرانی است که هم در صحنه تئاتر کارنامه‌ای درخشان دارد و هم در سینما. در عین حال او همیشه به پژوهش در زمینه تئاتر هم علاقه داشته و در سالهای دهه ۱۳۴۰ کتابهایی را درباره تئاتر در چین، ژاپن و ایران منتشر کرده که هنوز هم منبع درسی دانشجویان تئاتر محسوب می‌شود.

بهرام بیضایی نوشتن نقد، تحقیق و مطالب پراکنده درباره تئاتر و سینما در نشریات علم و زندگی، هنر و سینما، گاهنامه آرش، مجله موسیقی، کیهان ماه، ماهنامه ستاره سینما، کتاب چراغ و... را در سال ۱۳۳۸ آغاز کرد. او از سال ۱۳۴۰ به صورت جدی به نوشتن نمایشنامه پرداخت و در سال ۱۳۴۵ اولین نمایش خود را کارگردانی کرد.

او به همراه اکبر رادی و غلامحسین ساعدی پایه گذاران موج نوی نمایش نامه نویسی ایران می‌باشند. اجراهای صحنه‌ای او اغلب از تئاترهای پر مخاطب بوده‌اند. بیضایی در سال ۱۳۵۸ نمایش مرگ یزدگرد را به روی صحنه برد. او بعد از هجده سال محروم شدن از صحنه در ۱۳۷۶ دو نمایشنامه «کارنامه بنداربیدخش» نوشته خودش و «بانو آئویی» را به طور هم‌زمان در سالن چهارسو و سالن قشقایی واقع در تئاتر شهر به روی صحنه برد.
«شب هزارو یکم» را نیز در سال ۱۳۸۲ در سالن چهارسو اجرا کرد. در تابستان سال ۱۳۸۴ نمایش «مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین» را که نمایشنامهٔ آن با نیم‌نگاهی به قتل‌های زنجیره‌ای نوشته شده بود، در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه برد که باز هم با استقبال گرم تماشاگران روبرو شد اما پس از مدتی کوتاه و پس از ۲۴ اجرا به دلیلی نامعلوم اجرای آن متوقف شد.
در سالهایی که بیضایی از صحنه به دور ماند و مجال فیلمسازی را نداشت، به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه و پژوهش مشغول بود که برخی از آنان توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده‌اند.
وی همچنین در سالهای پس از انقلاب فرهنگی اجازه تدریس در دانشگاه را ندارد.

فیلم‌شناسی
وقتی همه خوابیم (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۸۷)
قالی سخنگو (بهرام بیضایی) -فیلم کوتاه- [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۸۵)
زمانه (حمیدرضا صلاحمند) [تدوینگر] (۱۳۸۱)
گفتگو با باد (بهرام بیضایی) -فیلم کوتاه- [کارگردان-فیلمنامه نویس-تدوینگر] (۱۳۷۷)
سگ کشی (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-سرمایه گذار-طراح عنوان بندی] (۱۳۸۰)
نقشی بر آب ( حمیدرضا صلاحمند) -فیلم کوتاه- [تدوینگر] (۱۳۷۶)
فصل پنجم (رفیع پیتز) [فیلمنامه نویس] (۱۳۷۵)
بازی‌های پنهان (کریم‌هاتفی نیا) [تدوینگر] (۱۳۷۴)
برج مینو (ابراهیم حاتمی‌کیا) [تدوینگر] (۱۳۷۴)
روز واقعه (شهرام اسدی) [فیلمنامه نویس] (۱۳۷۳)
مسافران (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-تهیه کننده] (۱۳۷۰)
شاید وقتی دیگر... (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-سازنده آنونس] (۱۳۶۶)
باشو غریبه کوچک (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۶۴)
دونده (امیر نادری) [تدوینگر] (۱۳۶۳)
مرگ یزدگرد (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-تهیه کننده] (۱۳۶۰)
خط قرمز (مسعود کیمیایی) [داستان نویس] (۱۳۶۰)
بچه‌های جنوب؛جستجوی دو (امیر نادری) -[فیلم نیمه بلند]- [تدوینگر] (۱۳۶۰)
سلندر ( واروژ کریم مسیحی) -فیلم کوتاه- [تدوینگر] (۱۳۵۹)
چریکه تارا (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-طراح صحنه و لباس-تهیه کننده] (۱۳۵۷)
کلاغ (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۵۵)
غریبه و مه (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-] (۱۳۵۲)
سفر (بهرام بیضایی) -فیلم کوتاه- [کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۵۱)
رگبار (بهرام بیضایی) [کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۵۰)
عمو سبیلو (بهرام بیضایی) -فیلم کوتاه- [کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۴۹)

اجراهای تئاتر
ضیافت و میراث-(۱۳۴۶)
سلطان مار-(۱۳۴۸)
مرگ یزدگرد-(۱۳۵۸)
کارنامه بنداربیدخش-(۱۳۷۶و۱۳۷۷)
بانو آئویی-(۱۳۷۶و۱۳۷۷)
شب هزارو یکم-(۱۳۸۲)
مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین-(۱۳۸۴)
افرا یا روز می‌گذرد-(۱۳۸۶)
نمایشنامه‌ها
مترسکها در شب-۱۳۴۱
سه نمایشنامهٔ عروسکی:
عروسکها-۱۳۴۱
غروب در دیاری غریب-۱۳۴۱
قصهٔ ماه پنهان-۱۳۴۲
پهلوان اکبر می‌میرد-۱۳۴۲
هشتمین سفر سندباد-۱۳۴۳
دنیای مطبوعاتی آقای اسراری-۱۳۴۵
سلطان مار-۱۳۴۵
میراث و ضیافت-۱۳۴۶
چهار صندوق-۱۳۴۶
ساحل نجات-۱۳۴۷
درحضورباد-۱۳۴۷
دیوان بلخ-۱۳۴۷
گمشدگان-۱۳۴۸
راه طوفانی فرمان پسر فرمان از میان تاریکی-۱۳۴۹
ندبه-۱۳۵۶
نوشته‌های دیواری-۱۳۵۷
مرگ یزدگرد-۱۳۵۸
خاطرات هنرپیشهٔ نقش دوم-۱۳۶۰
فتح‌نامه کلات-۱۳۶۱
پرده‌خانه-۱۳۶۴
جنگنامه غلامان-۱۳۶۷
طربنامه-۱۳۷۳
سهراب کشی-۱۳۷۳
مجلس بساط برچیدن-۱۳۷۶
افرا یا روز می‌گذرد-۱۳۷۶
مجلس قربانی سنمار-۱۳۷۷
گزارش اردوایراف-۱۳۷۸
مجلس ضربت زدن-۱۳۷۹
شب هزار و یکم-۱۳۸۲
دیوان نمایش (جلد یک و دو)-۱۳۸۲
مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین-۱۳۸۳

فیلم‌نامه‌ها
عمو سیبیلو (کوتاه)-۱۳۴۹(فیلم شدهٔ ۱۳۴۹)
عیار تنها-۱۳۴۹
رگبار-۱۳۴۹(فیلم شدهٔ ۱۳۵۰)
سفر(کوتاه)-۱۳۵۱(فیلم شدهٔ ۱۳۵۱)
غریبه و مه-۱۳۵۱(فیلم شدهٔ ۱۳۵۲)
حقایق درباره لیلا دختر ادریس-۱۳۵۴
چریکه تارا-۱۳۵۴(فیلم شدهٔ ۱۳۵۷)
کلاغ-۱۳۵۵(فیلم شدهٔ ۱۳۵۵)
چشم انداز-۱۳۵۵(بازنویسی-۱۳۷۵)
آهو٬ سلندر٬ طلحک و دیگران-۱۳۴۹
قصه‌های میر کفن پوش-۱۳۵۸
شب سمور -۱۳۵۹
اشغال-۱۳۵۹
آینه‌های روبرو-۱۳۵۹
روز واقعه -۱۳۶۱
داستان باور نکردنی-۱۳۶۱
زمین-۱۳۶۱
عیار نامه-۱۳۶۳
پرونده قدیمی‌پیر آباد-۱۳۶۳
کفشهای مبارک-۱۳۶۳
تاریخ سری سلطان در آبسکون-۱۳۶۳
باشو غریبه کوچک-۱۳۶۴(فیلم شدهٔ ۱۳۶۴)
قلعه کولاک -۱۳۶۴
وقت دیگر شاید-۱۳۶۴(فیلم شدهٔ ۱۳۶۶ با نام شاید وقتی دیگر)
طومار شیخ شرزین -۱۳۶۵
گیل گمش -۱۳۶۵
دیباچه نوین شاهنامه -۱۳۶۵
پرده نئی-۱۳۶۵
آقای لیر-۱۳۶۷
برگی گمشده از اوراق هویت یک هموطن آینده-۱۳۶۷
سفر به شب-۱۳۶۸
مسافران-۱۳۶۸(فیلم شدهٔ ۱۳۷۰)
فیلم در فیلم-۱۳۶۹
چه کسی رییس را کشت؟-۱۳۷۱
سگ کشی-۱۳۶۸(فیلم شدهٔ ۱۳۷۹)
یوانا یا نامه‌ای به هیچکس -۱۳۷۱
گبر گور یا گفتگو با خاک(کوتاه)-۱۳۷۲
سیاوش خوانی(فیلمنامه/نمایشنامه)-۱۳۷۲
آوازهای ننه آرسو-۱۳۷۳
حورا در آینه-۱۳۷۴
مقصد-۱۳۷۵
اعتراض-۱۳۷۵
گفتگو با باد(کوتاه)-۱۳۷۷
گفتگو با آب(کوتاه)-۱۳۷۸
گفتگو با آتش(کوتاه)-۱۳۷۸
ایستگاه سلجوق-۱۳۷۹
اتفاق خودش نمی‌افتد-۱۳۸۱
سند-۱۳۸۳
ماهی-۱۳۸۳
لبه پرتگاه-۱۳۸۵
وقتی همه خوابیم-۱۳۸۶
روایت‌ها
سه برخوانی:
اژدهاک-۱۳۳۶و۱۳۴۰
آرش-۱۳۳۷و۱۳۴۲
کارنامه بندار بیدخش-۱۳۳۸و۱۳۷۴
حقیقت و مرد دانا-۱۳۴۹
پژوهش‌ها
نمایش در ژاپن-۱۳۴۳
نمایش در ایران-۱۳۴۴
نمایش در چین-۱۳۴۸
نمایش در هند-۱۳۵۰
ریشه یابی درخت کهن-۱۳۸۲
هزار افسان کجاست؟-۱۳۸۴
مقالات و گفتگوها
گفتگو با بهرام بیضایی
هیچکاک در قاب-۱۳۷۴

جوایز
نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (مسافران) (۱۳۷۰)
برنده سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیات داوران (مسافران) (۱۳۷۰)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین تدوین (مسافران) (۱۳۷۰)
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (سگ کشی) (۱۳۷۹)
نامزد تندیس زرین بهترین فیلمنامه در جشن خانه سینما (سگ کشی) (۱۳۷۹)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (سگ کشی) (۱۳۷۹)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلم (سگ کشی) (۱۳۷۹)
برنده تندیس زرین بهترین کارگردانی جشن خانه سینما (سگ کشی) (۱۳۸۰)
نامزد تندیس زرین بهترین فیلم جشن خانه سینما (سگ کشی) (۱۳۸۰)
نامزد تندیس زرین فیلم منتخب انجمن نویسندگان و منتقدان (سگ کشی) (۱۳۸۰)
نامزد تندیس زرین بهترین تدوین جشن خانه سینما (سگ کشی) (۱۳۸۰)
نامزد لوح زرین بهترین تدوین جشنواره فیلم فجر (شاید وقتی دیگر...) (۱۳۶۶)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (روز واقعه) (۱۳۷۳)
کاندید تندیس زرین بهترین عنوان‌بندی جشن خانه سینما (سگ کشی) (۱۳۸۰)
برنده مجسمه سپاس بهترین فیلمنامه (رگبار) [ دوره ۵ جشنواره سپاس (مسابقه)] (۱۳۵۱)
برنده سیمرغ بلورین بهترین تدوین برای فیلم وقتی همه خوابیم (۱۳۸۷)
نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (وقتی همه خوابیم) (۱۳۸۷)

ریخت و پاش 


 
comment نظرات ()
 
رضا صادقی در فیلمی از کیومرث پوراحمد بازی می‌کند
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 

با حضور رضا صادقی خوانندهٔ پاپ و کارگردانی کیومرث پوراحمد فیلم‌سینمایی «بی‌خداحافظی» پس از پایان بازنویسی فیلمنامه جلوی دوربین خواهد رفت.

محمدنشاط تهیه‌کننده این فیلم دربارهٔ روند ساخت این فیلم عنوان کرد: مدتی است که پروانه ساخت این فیلم را گرفته‌ایم و اکنون قرار است کیومرث پوراحمد فیلمنامه این فیلم را مورد بررسی قرار دهد تا پس از انجام تغییراتی در آن، ساخت فیلم آغاز شود.

وی ادامه داد: کیومرث پوراحمد چندین سال است که فیلم می‌سازد و جوانان این مرز و بوم با «قصه‌های مجید» او زندگی کرده‌اند، علاوه بر این او آثاری ماندگار در حوزه موزیکال هم بر جای گذاشته که از میان آن‌ها می‌توان به فیلمهایی مانند «دو خواهر» و یا «شب یلدا» اشاره کرد. با توجه به علاقه کیومرث پوراحمد به موسیقی من فکر کردم که او برای ساخت چنین فیلمی بهترین گزینه کارگردانی خواهد بود.

نشاط در ارتباط با رضا صادقی هم عنوان کرد: سه سال است که می‌خواستم برای ساخت چنین فیلمی اقدام کنم، اما هیچگاه او زیر بار نمی‌رفت و می‌گفت من بازیگر نیستم اما به هر حال من آنقدر این موضوع را مطرح کردم تا به هر حال رضا صادقی راضی شد و برای این کار قرارداد بست. پس از آن با پیمان عباسی فیلمنامه‌ای نوشتیم که چهار نسخهٔ آن به شکلهای مختلف به کارگردانان مختلفی ارائه شد و در ن‌هایت قرار شد که این فیلم با کیومرث پوراحمد که کارهای موزیکال او را دوست داشتم، کلید بخورد.

وی در عین حال گفت: کیومرث پوراحمد فیلمنامه را دوست داشت، اما قرار شد که چند وقتی روی آن کار کند چرا که تا زمانی که فیلمنامه مورد نظر و علاقه کارگردان نباشد کارگردان نمی‌تواند اثر خوبی از آن بسازد. اکنون هم فیلمنامه این فیلم در دست کیومرث پوراحمد قرار دارد و پس از اعمال تغییرات بر روی آن ساخت فیلم را آغاز خواهیم کرد.

تهیه کننده این سینمایی که فعلا به طور موقت عنوان «بی‌خداحافظی» برای آن انتخاب شده، همچنین عنوان کرد: قرار نیست این فیلم به زندگی شخصی رضا صادقی بپردازد، چرا که این یک اثر سینمایی و نه مستند است.

وی همچنین اظهار کرد: قرار است رضا صادقی برای این فیلم چهار آهنگ بسازد که دوتا از این آهنگ‌ها تاکنون ساخته شده و دو آهنگ دیگر هم در حال ساختن است.

نشاط در عین حال از استفادهٔ کوتاه از آهنگهای قبلی رضا صادقی در این فیلم خبر داد و دربارهٔ سایر عواملی که قرار است با این فیلم همکاری کنند گفت: تا زمانی که فیلمنامه آماده نشود، هیچ‌کاری برای ساخت این فیلم نمی‌کنیم، اما پس از به پایان رسیدن فیلمنامه همه این موارد را پیگیری می‌کنیم و به احتمال زیاد از حضور بازیگران حرفه‌ای در کنار رضا صادقی بهره خواهیم برد.

این تهیه‌کننده در پایان گفت: نمی‌خواهیم «بی‌خداحافظی» تنها یک فیلم موزیکال باشد بلکه دوست داریم در این فیلم با توجه به اینکه رضا صادقی جوانی بوده که علیرغم مشکلاتش توانسته زندگی موفقی را دنبال کند، از او نوعی الگو به جوانان ارائه کنیم و در واقع به الگوسازی بپردازیم.

ریخت و پاش 


 
comment نظرات ()
 
ارژنگ امیر فضلی : حتی یک ثانیه هم در اخراجی ها 3 بازی نمی کنم
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 

در روزهای گذشته خبر حضور ارژنگ امیرفضلی در قسمت سوم اخراجی‌ها در رسانه‌های مختلف اعلام شد.

در واکنش به این خبر، «ارژنگ امیر فضلی» در گفت وگوی کوتاه با کافه سینما به تکذیب کامل این خبر پرداخت و با صراحت عنوان داشت:

«بنده در اخراجی های 3 حتی 1 ثانیه در 1 سکانس هم نیستم! و این موضوع را پیش از شروع فیلمبرداری به عوامل محترم این فیلم گفته بودم و خودشان بر این موضع بنده اگاه هستند. عوامل اخراجی های 3 بارها دنبال من امدند تا برای اخراجی های 3 قرار داد ببندم اما از همان ابتدا عنوان کردم نه! من به هیچ وجه در اخراجی های 3 بازی نخواهم کرد! و دیگر این ماجرا تمام شده است.»

ریخت و پاش 


 
comment نظرات ()
 
 



nbsp;a href=