عکس : گوگل
.jpg)
نظرات ()سایت فقط عکس پسر تنها
http://pesaretanha.plogger.ir
بیش از 1100 عکس متنوع.جنجالی.کمیاب.بسیار زیبا و دیدنی
این سایت را به دوستان خود معرفی کنید
http://pesaretanha.orq.ir
آدرس دیگر وبلاگ پسر تنها بصورت سایت
این وبلاگ طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند.
کلیه خبر ها و تصاویر با ذکر منابع می باشد.
نظرات ()نگر که کار امروز را به فردا نیفکنی
که هر روزی که می آید کار خویش می آورد.
( بیهقی )
نظرات ()در زمان سرقت گوشیهای تلفن همراه معمولا مخابرات پس از اطلاع مشترک، از طریق شماره سریال 17 رقمی که در گوشی و پکیج آن قرار دارد، به پیگیری و ردیابی گوشیها اقدام میکنند و مشترکانی که این شماره را ندارند، درصورتی که داشتن این شماره برای ردیابی گوشی الزامی است؛ مشترکان میتوانند با زدن کلید ستاره و سپس مربع و در نهایت عدد (06) و دوباره کلید مربع، از این شماره مطلع شوند.
به گزارش ایسنا، مشترک میتواند در زمان به سرقت رفتن گوشی و یا مفقود شدنش به نزدیکترین کلانتری مراجعه کرده و تقاضای خود را ارائه دهند که البته بهتر است کلانتری در همان محل به سرقت رفتن و یا مفقود شدن گوشی باشد و پس از آن از طریق مراجع قضایی موضوع را پیگیری کنند.
معمولا با تغییر شمارهی سریال گوشیهای به سرقترفته و یا مفقود شده میتوان از آنها استفاده کرد بهطوری که امکان شناسایی و یا ردیابی آنها از بین میرود اما در گوشیهای نسل جدید که وارد بازار میشوند، امکان تغییر شماره سریال وجود نداشته و یا کار بسیار مشکلی است.
طبق اعلام گوشیهای سرقت شده معمولا به فروش میرسند، بنابراین کارشناسان تاکید دارند که افراد باید در خرید گوشیها دقت داشته باشند تا نسبت به خرید انواع معتبر و دارای شناسنامه اقدام کنند، زیرا در نهایت فردی که اینگونه گوشی را بدون فاکتور خریداری کرده، مقصر و مجرم شناخته میشود.
چندی پیش رئیس اتحادیه لوازم صوتی، تصویری و تلفن همراه به خریداران هشدار داده بود که در زمان خرید گوشی تلفن همراه از فروشگاههایی خرید کنند که دارای پروانه کسب معتبر بوده و حتما فاکتور خرید ممهور دریافت کنند و با استعلام از چند فروشنده از نوع گارانتی و قمیتها مطلع باشند و چنانچه به موارد تخلفی برخورد کردند آن را به کمیسیون رسیدگی به شکایات این اتحادیه اطلاع دهند.
ابراهیم درستی در گفتوگو با خبرنگار ایسنا تاکید کرد: کلیه فروشندگان بهتر است کالاهای خریداری خود را با فاکتور رسمی از شرکتهای وارد کننده خریداری کنند که در صورت نیاز به بازرسان ارائه دهند.
مدیر کل پیشین بازرسی، ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات شرکت ارتباطات سیار ایران هم در سال 86 در گفتوگو با ایسنا گفته بود: روزانه در حدود 250 تا 300 نامهی ردیابی گوشیهای تلفن همراه مفقودی و یا به سرقت رفته به واحد مربوطه ارسال میشود.
به گفته محمد آبایی ماهانه به طور متوسط حدود هشت هزار نامه برای ردیابی گوشی به این واحد ارسال میشود و معمولا درصد بیشتری از ردیابی گوشیها به نتیجه میرسند و گوشیها پیدا میشوند البته ممکن است در این بین از گوشی مورد نظر استفاده نشود و یا به طریق دیگری از آن استفاده شود که در آن زمان کار ردیابی غیرممکن خواهد شد.
منبع : تابناک
نظرات ()پیکر استاد "عطاء جنکوک" نوازنده تار و سه تار و مدرس با سابقه موسیقی ایرانی، ساعت 10 امروز از مقابل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده می شود.
این هنرمند متولد سال 1327 در شهر لار بود. استاد "جنکوک" آثاری چون پرستاره، سر و ماه، چشم به راه و آثار مکتوبى مانند سوز و ساز، و گشایش، و بازنویسى کتاب هاى موسیقى تار و سه تار را در کارنامه هنری خود به یادگار گذاشته است.
استاد "عطاء جنکوک" نوازنده تار و سه تار و مدرس با سابقه موسیقی ایرانی، یکم اردی بهشت (چهارشنبه) بر اثر سکته قلبی، در 62 سالگی درگذشت.
منبع تابناک
نظرات ()ادامه دیدار بازیگران با چهره فرهنگی دولت
الناز شاکردوست هم با اسفندیار رحیممشایی دیدار کرد
سینمای ما- الناز شاکردوست یکی از بازیگران سینما، در روزهای پایانی سال 88 با اسفندیار رحیم مشایی دیدار کرد. براساس شنیدهها، این دیدار در ادامه دیدارهای مشایی با دستاندرکاران سینما صورت گرفت.
براساس شنیدهها در این دیدار، شاکردوست نسبت به شایعات مختلفی که درباره خود منتشر میشود، گلهگذاری کرد و خواستار راهحلی برای مقابله با این وضعیت شد. شاکردوست در این نشست از اسفندیار رحیم مشایی خواست تا دولت تمهیدی برای جلوگیری از انتشار شایعات نادرست درباره هنرمندان، بیندیشد.
منبع : بانی فیلم
سینمای ما
نظرات ()
نیمه خرداد به کارگردانی حامد کلاهداری کلید میخورد
«پایاننامه»؛ صریحترین فیلم سیاسی ایران درباره حوادث بعد از انتخابات
سینمای ما- حامد کلاهداری فیلم سینمایی «پایان نامه» را با موضوع حوادث پس از انتخابات، خرداد ماه کلید میزند. وی گفت: در حال آمادهسازی مقدمات فیلم جدیدم به نام «پایاننامه» هستم که با موضوع حوادث بعد از انتخابات تولید خواهد شد و فیلمی سیاسی و قطعا بسیار پرسر و صدا خواهد بود.
وی افزود: در حال حاضر برادرم هادی کلاهداری مشغول نوشتن این فیلمنامه با کمک مشاوران مختلف است و به عقیده من تاکنون فیلمی که با این صراحت در مورد مسائل سیاسی صحبت کند، در سینمای ایران نداشتهایم.
کلاهداری اظهار داشت: قطعا ساخت این فیلم، دستاوردهای خوبی هم برای مردم و هم برای نظام جمهوری اسلامی دارد.
کلاهداری تصریح کرد: به زودی درخواست پروانه ساخت این فیلم را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهم داد و اواسط خردادماه این فیلم را کلید میزنم.
وی در مورد اکران اولین ساخته خود «شکلات داغ» نیز گفت: چندی پیش پروانه نمایش این فیلم صادر شد و امیدوارم در فاصله زمانی اوایل تابستان تا اوایل مردادماه، اکران شود.
منبع : فارس
سینمای ما
نظرات ()
میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محسن رضایی و محمود احمدینژاد در فیلمی از ابوالقاسم طالبی
سیاسیترین فیلم سینمای ایران به زودی کلید میخورد
سینمای ما- اگر حوادث سال 88 با محوریت انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری را یکی از سیاسیترین سالهای 30 سال پس از انقلاب بدانیم، بی راه نیست اگر ساختن یک فیلم سینمایی در این باره را نیز سیاسیترین فیلم سینمایی بنامیم. بر این اساس سناریوی سیاسیترین فیلم تاریخ سینمای ایران که قرار است با موضوع حوادث انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران ساخته شود، هم اکنون در حال نگارش است و شنیدههای خبرنگار ما حاکی از اقدامات اولیه عوامل فیلم برای گرفتن مجوز و دیگر مراحل اداری است.
بنابر این گزارش فیلم مذکور که تهیه کنندگی آن را محمد خزاعی به عهده دارد قرار است به کارگردانی ابوالقاسم طالبی تولید شود.
بنابر شنیدهها برای تکمیل داستان این فیلم، ظاهرا طالبی در صدد است با هر 4 نامزد انتخابات دهم ریاست جمهوری گفتگو کرده و قولهایی نیز از سوی دیگر نهادها و شخصیتهای مربوطه مبنی بر کمک به وی داده شده است.
نکته آنکه تلاش مکرر ما برای گرفتن هرگونه اطلاعاتی از تهیه کننده و کارگردان این فیلم تاکنون بینتیجه مانده و لذا جزییات بیشتر کار و چگونگی انجام آن با توجه به فضای سیاسی موجود، همچنان در هالهای از ابهام به سر میبرد.
نکته قابل توجه دیگر در تیم سازنده این فیلم، شخصیت سیاسی و هنری مستقل محمد خزاعی به عنوان تهیهکننده و شخصیت جسور، رک و البته نزدیک به احمدینژاد ابوالقاسم طالبی به عنوان کارگردان است که با وجود وجهه شناخته شده و انقلابی هر دوی آنها، به دلیل برخی اختلاف سلیقههای سیاسی، سرانجام این همکاری را به موضوعی جذاب و البته خروجی آن را به مسئلهای غیر قابل پیش بینی تبدیل کرده است.
گفتنی است محمد خزاعی دبیری سومین و چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم کوثر، دبیری چند جشنواره تئاتر رضوی، عضویت شورای مرکزی انجمن منتقدان و نویسندگان سینما، تهیه کنندگی فیلمهای سینمایی پشت پرده مه، احضارشدگان، جعبه موسیقی، پیک نیک در میدان جنگ، برخورد خیلی نزدیک و چندین مجموعه تلویزیونی را در کارنامه خود دارد.
همچنین ابوالقاسم طالبی کارگردان نام آشنای سینما و تلویزیون که هم اکنون مجموعه تلویزیونی پر سروصدای «به کجا چنین شتابان» را از شبکه پنج سیما در حال پخش دارد، پیش از این نیز یکی از سیاسیترین فیلمهای سینمای ایران با عنوان «آقای رییس جمهور» را بر پرده سینماها برده و در آخرین کار سینمایی خود ـ دستهای خالی با بازی زنده یاد خسرو شکیبایی ـ نیز به تبعات جنگ پرداخته است.
منبع : تابناک
سینمای ما
نظرات ()
رضا عطاران با سبقت از محمدرضا گلزار در رتبه اول ایستاد
هفت ستاره پولساز سینمای ایران در سال 88
سینمای ما- سال 88 برای سینمای ایران سالی پر از اتفاق بود .از فروش رویایی "اخراجی های 2" تا موفقیت های جهانی فیلم "درباره الی".اما جدای از این 2 فیلم، سینمای ایران شاهد فروشهای میلیاردی در سال گذشته بود و نکته قابل توجه در این میان ،وجود 3 فیلم جدی در میان فیلمهای کمدی بود که فروش میلیاردی را رقم زدند:"بی پولی" ،"درباره الی"و "سوپر استار".
... و در این میان فیلمهایی بودند که هنرپیشه خیلی در موفقیت فروش آن موثر نبوده و یا به نوعی دیگر هنرپیشه محور نبوده اندبلکه تم آن باعث موفقیت شده است :"اخراجیها
چهره های پر فروش به ترتیب فروش فیلم:
1)رضا عطاران:
رضا عطاران در سال 88 با حضور در 3 فیلم کمدی رکورد دار بازی در فیلمهای کمدی هم هست.او با بازی در فیلم "خروس جنگی "فروش 1 میلیارد و 750 میلیونی را نصیب این فیلم کرد و در فیلم نیش و زنبور که فروش فیلم 1 میلیارد و 480 میلیون تومان رقم خورد (البته نصف از فروش را به حساب عطاران می گذارند و نمیتوان ظرفیتهای رضا کیانیان را نادیده گرفت)رضا عطاران با همین احتساب با فروش معادل 2 میلیارد و 490 میلیون رکورددار پولسازی می باشد. ضمن اینکه فیلم "آقای هفت رنگ" را به حساب نیاوردیم.
2)محمدرضا گلزار:
محمدرضا گلزار سال 87 بخاطر گرفتن دستمزد کلان برای فیلم دوخواهر جنجال ساز شد .و این ماجرا و برخی حواشی دیگر باعث شد تا گلزار برای مدتها روی پرده سینماها نباشد.تا اینکه در سال 88 گلزار با ظاهری متفاوت در فیلم ضعیف و سخیف "دوخواهر" ظاهر شد تا این فیلم که کپی یک فیلم ضعیف هندی بود به فروش رویایی 2 میلیارد و 100 میلیون دست پیدا کند .هرچند الناز شاکردوست و نیکی کریمی هم در این فیلم حضور داشتند اما نمی توان این فروش را به حساب آنها گذاشت.و گلزار به رتبه دوم پر فروشها دست پیدا کرد.
3)جواد رضویان:
نام جواد رضویان همراه با قهقه زدن است و تعجب آور نیست اگر حتی فیلم ضعیف با کارگردانی ضعیف همراه با حضور رضویان فروش کلان نداشته باشد.جواد رضویان در "زندگی شیرین " با علی صادقی و بهنوش بختیاری همبازی شد تا باعث فروش 2 میلیارد و 60میلیون تومانی این فیلم باشند و جواد رضویانئ رتبه سوم پر فروشها را نصیب خود کند.
4)بهرام رادان:
بهرام رادان در سال 88 با 2 فیلم در سینماها ظاهر شد اولی "بی پولی "با فروش موفق و دومی "تردید"که اگرچه نام کریم مسیحی را باخود به یدک می کشید اما نتوانست در گیشه موفق باشد. بهرام رادان در فیلم "بی پولی" توانست در کنار لیلا حاتمی رقم فروش فیلم را به 1 میلیارد و 700 میلیون برساند و به رتبه چهارم پر فروشها دست پیدا کند.
5)امین حیایی:
امین حیایی با بازی درفیلم "پسرتهرونی"توانست فروش فیلم را به رقم 1 میلیاردو 685 میلیون تومان برساند.امین حیایی در فروش "اخراجیها "بی تاثیر هم نبوده و نشان داده که همیشه بازیگری است که گیشه فیلم را تضمین می کند . امین حیایی با فروش فیلم "پسر تهرونی"توانست به رتبه پنجم پر فروشها دست پیدا کند.
6)پرویز پرستویی:
شاید کمتر کسی فکر می کرد که در میان این آشفته بازار سینمای ایران که فقط چشم و ابرو یا سطحی بودن فیلمها باعث فروش می شوند، بازیگر کهنه کار سینمای ایران با بازی در فیلم رفع توقیف شده "کتاب قانون"با میزان فروش 1 میلیارد و 280 میلیون تومان به رتبه ششم دست پیدا کند.
7)شهاب حسینی:
شهاب حسینی اگرچه با بازی در فیلم "درباره الی "خوش درخشید و فروش فیلم بی تاثیر از حضور وی نبوده است ،اما با توجه به اینکه فروش رویایی "درباره الی "فراتر از هنرپیشه های آن است، اما بازی سوپراستار سینمای ایران در فیلم "سوپراستار "که اتفاقا برای آنهم سیمرغ گرفته بود باعث شد تا فیلم به فروش 1 میلیاردو 260میلیونی دست پیدا کند و بتواند رتبه هفتم را در جدول پولسازان سینمای ایران از آن خود کند.
منبع : جهان
سینمای ما
نظرات ()
رقم آخرین دستمزد چند بازیگر زن سینمای ایران اعلام شد
لیلا اوتادی گرانقیمتترین بازیگر زن سینمای ایران
سینمای ما- هفته نامه خانواده سبز مدعی شد که لیلا اوتادی که در سال 88 با بازی در 6 فیلم سینمایی عنوان پرکارترین بازیگر زن را به خود اختصاص داد. این مجله نوشت: هنوز چند روز از آغاز سال جدید نگذشته است که اوتادی به طور همزمان مشغول بازی در دو فیلم سینمایی به نام های «پیتزا مخلوط» و «سورپرایز» است.
طبق خبرهای موثقی که به دست ما رسیده است اوتادی برای بازی در «پیتزا مخلوط» که حسین قاسمی جامی کارگردانی آن را برعهده دارد مبلغ 75 میلیون بابت 25 روز بازی دریافت کرده است که این امر موجب شد اوتادی لقب گرانقیمتترین بازیگر زن سینمای ایران را به خود اختصاص دهد.
قرار بود در این فیلم الناز شاکردوست هم برای یکی از نقشهای مکمل جلوی دوربین قرار بگیرد اما به خاطر عدم توافق مالی بین وی و تهیه کننده این همکاری شکل نگرفت.
اوتادی امسال با فیلمهای «عروسک»، «پسر آدم دختر حوا»، «باغ قرمز»، «آدم کش»، «پیتزا مخلوط» و «سورپرایز» روزهای خوبی را برای گیشههای سینما رقم خواهد زد. به نظر میرسد در شرایطی که هدیه تهرانی این روزها حضور کم رنگی در سینما از خود به نمایش میگذارد و آخرین فیلم او یعنی «شبانه» هم نتوانست در اکران موفق ظاهر شود، میتوان گفت سینمای ایران به ظهور سوپراستار جدید زن نیاز مبرم دارد و اوتادی نشان داده است که ویژگیهای لازم برای سوپراستار شدن را دارد.
بد نیست در انتها به رقم دستمزد برخی دیگر از بازیگران زن سینمای ایران نیز اشارهای داشته باشیم:
نیکی کریمی: 50 میلیون تومان برای بازی در فیلم «شکلات داغ»
مهناز افشار: 55 میلیون تومان برای بازی در فیلم «پوپک و مش ماشالله»
مهتاب کرامتی: 35 میلیون تومان برای بازی در فیلم «آدمکش»
نیوشا ضیغمی: 30 میلیون تومان برا بازی در فیلم «به سوی آفتاب»
منبع : خبرآنلاین
سینمای ما
نظرات ()علی نصیریان، محمدعلی کشاورز، مرتضی احمدی، ایرج راد و ... از حمیده خیرآبادی میگویند
نادره مادر همه بچههای هنرمند بود
سینمای ما- فروردین ماه 89 پس از کیومرث ملکمطیعی، رضا کرمرضایی و محمود بنفشهخواه، حمیده خیرآبادی - بازیگر قدیمی سینما، تئاتر و تلویزیون ایران - را از جامعهی هنری گرفت. شامگاه گذشته ـ 30 فروردین ماه ـ حمیده خیرآبادی (نادره) از دنیا رفت و بدون هیچ اطلاعرسانی صبح امروز ـ 31 فروردین ماه در قطعه 66 ردیف 69 بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد. او متولد 1303 بود و در سن 86 سالگی درگذشت.
محمد علی کشاورز: نمیتوان برای او جایگزینی پیدا کرد
محمدعلی کشاورز که در فیلمهای مختلفی با حمیده خیرآبادی همکاری داشته است با ابراز تاسف فراوان ازدرگذشت این هنرمند گفت: او زنی بسیار فهمیده، باشعور و فوقالعاده بود و نظیر او کمتر پیدا میشود.
این بازیگر قدیمی تئاتر، سینما و تلویزیون به ایسنا گفت: در گذشت او را به همه مردم ایران تسلیت میگویم، او هنرمندی است که نمیتوان جایگزینی برایش پیدا کرد. سالهای سال برای فرهنگ و هنر کشور تلاش کرد و شرافتمندانه کار کرد.
کشاورز که در مجموعهی تلویزیونی «پدرسالار» و «مادر» علی حاتمی با خیرآبادی همکاری داشته است، بهخاطر این اتفاق بسیار متاثر شده و ادامه داد:آخرین باری که او را دیدم 26 فروردینماه امسال بود که بهخاطر روز تولدم به دیدنم آمد و این آخرین دیدارمان بود.
بهزاد فراهانی: آدمی در لبخندش همهی بهار را میدید
بهزاد فراهانی گفت:حمیده خیرآبادی در میان هنرمندان همدورهاش مقتدرترین بود و این به دلیل فرهنگ بالایی است که بهدست آورده بود، بنابراین کارگردانها کمتر میتوانستند به او نکتهای یاد بدهند.
این بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون در گفتوگویی با ایسنا از حمیده خیرآبادی به عنوان بانویی باسواد یاد کرد که تجربیاتش به سرمایهای کلان تبدیل شده بود.
او ادامه داد: خانم خیرآبادی جز شخصیتهای بسیار پیچیدهای بود که از فیزیک خودش استفادهی لازم را دربازیگری میبرد. این زن آنقدر با متن زندگی و شرایط جاری زندگی تودهها آشنا بود که نقشهایی استثنایی خلق کرد.
بهزاد فراهانی با اشاره به بیماریهای سالهای پایانی زندگی حمیده خیرآبادی افزود: هرچند کهولت سن و دشواریهای زندگی او را آزار میداد. اما به هرحال بانوان پرقدرتی مانند ثریا و پروانه از او نگهداری میکردند و من از نزدیک شاهد بودم ثریا چگونه همواره در اندیشهی مادر خویش بود.
او یادآور شد:حمیده خیرآبادی با اساتید بزرگی در دههی 30 کار کرده و دورهی آموختنیهایش بسیار گسترده بود که همین موضوع موجب شد او در کنار رقیه چهرهآزاد و عصمت صفوی جز بانوان ماندگار سینمای ایران باشند.
بهزاد فراهانی با گرامیداشت یاد و خاطرهی این هنرمند افزود: ویژگی دیگر او که فراموشنشدنی است، لبخند ویژهی حمیده خیرآبادی است، آدم در این لبخند همه بهار را میدید.
مرتضی احمدی گفت: حمیده خیرآبادی مادر همه بچههای هنرمند بود
این بازیگر قدیمی گفت: بعد از رقیه چهرهآزاد مادری هنرمندان به نادره رسید، او نسبت به همه علاقهمند و بسیار غمخوار و دلسوز بود.
مرتضی احمدی با اشاره به سالهای فعالیت حمیده خیرآبادی در سینما و تلویزیون اضافه کرد: او بیش از 50 سال در این مملکت کار هنری کرد و زحمت کشید، اما در روزگاری که گرفتار بیماریهای گوناگون بود در خانهاش کنار گذاشته شد و این پرسش برای من مطرح است که چرا اینگونه تنها گذاشته شد. کسی که سالها برای هنر این مملکت تلاش کرده بود. او در پایان گفت: ما باید بیش از این قدر هنرمندان قدیمی خود را بدانیم.
ایرج راد در پی درگذشت حمیده خیرآبادی او را هنرمندی با روحیهی بالای کاری، توصیف کرد.
این بازیگر که در فیلم «اجارهنشینها» با حمیده خیرآبادی همکاری کرده است، به ایسنا، گفت: حمیده خیرآبادی نهتنها خودش روحیه بسیار بالایی داشت، بلکه این روحیه و انرژی را به دیگران هم منتقل میکرد که این ویژگی بسیار مهمی در کار او بود.
راد ادامه داد: او همواره برخوردهایی بسیار صمیمانه و محترمانه داشت و با تسلطی که بر کارش داشت به همکارانش آرامش میداد. به گونهای که هرگز در همکاری با او احساس خستگی نمیکردیم، درحالیکه گاه برای فیلمبرداری یک اثر ساعتهای طولانی کار میکرد.
راد در پایان این گفتوگو با ابراز تأسف از درگذشت این هنرمند خاطرنشان کرد: او ارزشهای کاری بسیار بالایی داشت و در طول زندگی هنری خود تجربیات فراوانی در تمام عرصههای نمایشی پیدا کرده بود و در تمام این زمینهها مهارت و توانمندی بسیار داشت.
ابوالحسن داودی گفت:قصد داشتم در کار اخیرم «زمین انسانها» به حمیده خیرآبادی ادای دین کنم.
این کارگردان گفت: به همین دلیل قسمتی را نوشتیم و قرار بود خانم خیرآبادی بهعنوان بیمار با اسم و مشخصات خودش و بخشی از زندگیشان در این فیلم حضور داشته باشند و در یکی از قسمتهای فیلم به عنوان بیمار به بیمارستان مراجعه کنند.
متن را چند روز قبل به خودشان دادم تا آن را تصحیح کنند و جمعه مقابل دوربین بروند،اما این فرصت فراهم نشد.
داودی با اشاره به دیداری که چند روز قبل با خیرآبادی داشته است،یادآور شد:آخرین صحبتی که با ایشان داشتم تلفنی شب گذشته بود و دو سه شب پیش نیز به دفتر ما آمدند و با هم دربارهی کار صحبت کردیم.
این کارگردان با اظهار تاسف از چگونگی مراسم خاکسپاری حمیده خیرآبادی ادامه داد: این هنرمند 70 سال در عرصه فرهنگوهنر این مملکت زحمت کشید و اگر ما فیلمبرداری را تعطیل نمیکردیم و با عوامل کار به مراسم نمیرفتیم،هیچ کدام از همکاران و هنرمندان در این مراسم حضور نداشتند و فقط دو سه تا از همسایههایشان بودند.
او در عین حال اذعان داشت: اینگونه تصمیمگیری برای خاکسپاری درست نبوده است، به هرحال این هنرمند فقط به خانواده و خودش تعلق ندارد بلکه به یک ملت تعلق دارد.
داودی یادآور شد: بلافاصله بعد از اینکه خبر درگذشت ایشان را شنیدم به مدیرعامل خانه سینما زنگ زدم و گفتم که ایشان را دارند دفن میکنند و به ایشان اطلاع دادم که اگر میتوانند کاری کنند تا افرادی حضور داشته باشند اما متاسفانه این اتفاق نیافتاد و ترتیب اثری ندادند و نمیدانم چرا خانه سینما وظایف خودش را فراموش کرده است. ؟!
این کارگردان با اشاره به صحبتهایی که با حمیده خیرآبادی داشته است، گفت: بخشی از سکانسهای حضورشان در این فیلم براساس آنچه در واقعیت ایشان میگفتند، نوشته شده است. ایشان گلایه داشتند از اینکه فراموش شدهاند.
این هنرمند به عنوان هنرمندی شایسته، 75 هزار تومان از طرح تکریم وزارت ارشاد میگرفتند و این موضوع مایه شرمساری است. نمیدانم خانه سینما و مسوولان سینمایی چگونه میتوانند پاسخگو باشند؟!.
علی نصیریان: فرصت نشد با هم همکاری کنیم
علی نصیریان گفت:قرار بود در کار اخیر آقای ابوالحسن داودی « زمین انسانها» یک سکانس با هم بازی کنیم، اما این فرصت متاسفانه فراهم نشد.
این بازیگر قدیمی سینما و تئاتر که در مراسم خاکسپاری حمیدهخیرآبادی حضور داشت با اشاره به پنج، شش دهه تلاش و حضور حمیده خیرآبادی در هنر ایران به ایسنا،گفت: با کمال تأسف در هیچ فیلمی با هم همبازی نبودیم ولی نسبت به ایشان ارادت دارم و کار ایشان را میپسندم.
او در عین حال گفت: قرار بود در کار اخیر آقای ابوالحسن داودی « زمین انسانها» یک سکانس با هم بازی کنیم، اما این فرصت متاسفانه فراهم نشد.
علی نصیریان توضیح داد: قرار بود من در یک سکانس به عنوان پزشک بیمارستان برای عیادت و احترام به سراغ حمیده خیرآبادی بروم و خوشحال بودم که قرار است با هم همکاری کنیم و با کمال تأسف این اتفاق نیافتاد اما امیدواریم یک سکانس به یاد ایشان در این کار گنجانده شود.
وی با اشاره به مراسم خاکسپاری خیرآبادی به ایسنا گفت: این مراسم خیلی سریع انجام شد و برای ما خیلی تعجببرانگیز بود که اینقدر سریع اتفاق افتاد و ما و گروه کار به زحمت توانستیم خودمان را به بهشتزهرا (س) برسانیم.
نصیریان اذعان داشت:به هرحال اینقدر سرعت در مراسم خاکسپاری باعث شد که ارگانها و گروهها نتوانند اطلاعرسانی کنند و جمعیت کمی در مراسم حاضر بود. بنابراین امیدوارم با توجه به حضور موثر خانم خیرآبادی در عرصهی هنر، خانه تئاتر و سینما و ارگانهای مربوطه یک مراسم برای ایشان و در شان این هنرمند داشته باشیم، تا جبران مراسم تشییع جنازهای باشد که امروز انجام شد.
داریوش اسدزاده: با شنیدن این خبر شوکه شدم
داریوش اسدزاده هنرمندی که از سال 26 با حمیده خیرآبادی همکاری داشته است او را انسانی بسیار بزرگوار، با استعداد و هنرمندی باتجربه، صمیمی و خونگرم دانست.
این هنرمند قدیمی به ایسنا گفت: دو سه روز پیش با ایشان صحبت کردم و امروز بعد از شنیدن این خبر واقعا شوکه شدهام چرا که این ماجرا برای من باورکردنی نیست.
اسدزاده ادامه داد: حمیده خیرآبادی جز آن دسته از بازیگران زن بود که نامش جاودان شد. او همواره به بازیگر مقابلش الهام میداد و دارای انرژی و قدرت بسیاری بود که آن را به دیگر همکارانش منتقل میکرد و نمیتوان برای او جایگزینی پیدا کرد.
همچنین صدرالدین شجره دیگر بازیگر تئاتر و تلویزیون هم با ابراز تاسف فراوان از درگذشت این هنرمند گفت: تکرار چنین درگذشتهایی در فروردینماه امسال بسیار آزاردهنده است. امیدوارم دیگر شاهد وقوع چنین اتفاقاتی نباشیم.
او ادامه داد: از سیوهفتهشت سال پیش که ایشان را میشناختم بسیار نازکطبع و حساس بود و همواره با مهربانی با دیگران برخورد میکرد.
مائده طهماسبی: لبخند زیبای او همواره در نظرم هست
بازیگری که قرار بود در اثر جدید ابوالحسن داوودی با خیرآبادی همبازی شود گفت: از 6 ماه پیش که بحث ساخت این اثر مطرح شد بسیار خوشحال و علاقهمند بودم زیرا قرار بود در این برنامه برای اولینبار با خانم خیرآبادی همبازی شوم، اما شنیدن خبر درگذشت ناگهانی ایشان همانند پتکی برسر ما فرود آمد و گویی همه ما که مشتاق همکاری با او بودیم در حالت خلاء بهسر میبریم.
طهماسبی افزود: لبخند زیبای او همواره در نظرم هست و امروز صبح نیز هنگام مراسم خاکسپاری لبخند او از ذهنم بیرون نمیرفت. همکاری با هنرمندان با سابقه برای ما غنیمت است که متاسفانه این فرصت برایم دست نیافت تا با خانم خیرآبادی همکاری کنم . در مراسم خاکسپاری این هنرمند که بدون اطلاعرسانی و ساعاتی بعد از درگذشت او انجام شد، دخترش ثریا قاسمی و هنرمندانی چون علی نصیریان، ابوالحسن داودی، سینا رازانی، عسل بدیعی، امیرمحمد زند، قاضی مرادی، مهوش وقاری، مائده طهماسبی، صدرالدین شجره، عسل بدیعی، بیتا منصوری، مهری شیرازی و ... حضور داشتند.
حمیده خیرآبادی قرار بود روز جمعه در نقش خودش پس از شش سال مقابل دوربین ابوالحسن داودی در سریال «زمین انسانها» برود،اما فرصت نشد.
بیتا منصوری تهیهکننده این سریال که در مراسم تشییع حاضر بود به ایسنا گفت: خانم حمیده خیرآبادی طی مذاکراتی که چند روز پیش با ایشان داشتیم قرار بود در سریال ما بعد از 6 سال مقابل دوربین برود اما متاسفانه این فرصت فراهم نشد.
به گفتهی او؛ این سریال که «زمین انسانها» نام دارد با محوریت پزشکان درحال ساخت است و قرار بود این هنرمند در نقش خودش حمیده خیرآبادی به عنوان یک بیمار به بیمارستان مراجعه کنند.
حمیده خیرآبادی با نام مستعار(نادره) رکورد دار بازیگری در سینمای ایران تاکنون در بیش از دویست فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته و سه بار نیز نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل از جشنواره فیلم فجر شده است.
منبع : ایسنا
سینمای ما
نظرات ()بهاره رهنما...شیلا خداداد...امین حیایی
3 هنرپیشه محبوب سینما در «زنان ونوسی، مردان مریخی»
منبع : سینمای ما



نظرات ()
اعتراض محمدعلی کشاورز به سکوت خبری تلویزیون
برخورد صداوسیما با درگذشت حمیده خیرآبادی نشان داد که هنر در کشور ما هیچ ارزشی ندارد
سینمای ما- محمدعلی کشاورز گفت: سکوت رسانه ملی در خصوص اطلاع رسانی و پوشش خبری درگذشت مادرسینمای ایران، بیانگر این مطلب است که هنر در ایران هیچ ارزشی ندارد. وی گفت:متأسفانه هنرمندان ما تا زمانی که پا به سن می گذارند به جای کرامت،احترام و توجه،مورد بی مهری خبرنگاران قرار می گیرند. مگر ما از آنان چه می خواهیم،اندکی محبت و توجه به پاس زحمات چندین ساله شان آیا خواسته بزرگی است؟
وی خاطرنشان کرد:واقعاً چرا باید مسکن بزرگ و بانوی پدرسالار اتاقی کوچک باشد؟ چرا باید تنهایی، یار و همدم همیشگی اش شود؟ متأسفم،اما باید بگویم این فاجعه ای است بی بزرگ که گریبان گیر تمامی هنرمندان خواهد شد.
وی در ادامه،موضوع بی مهری که برای اطلاع رسانی خبر اعلام درگذشت حمیده خیرآبادی در رسانه ملی و پوشش خبری تشییع جنازه این مرحومه،اظهار داشت:هیچ پوشش خبری در این رابطه انجام نشد .من از رادیو و تلویزیون توقع داشتم که در این زمینه اطلاع رسانی خوبی انجام دهند.مگر نه این که خیرآبادی باسریال پدرسالار ، مردم را با تلویزیون آشتی داد؟
این بازیگر پیشکسوت عرصه بازیگری،در پایان افزود: آیا جز سکوت در برابر این کم لطفی بزرگ،راه دیگری وجود دارد. اشک،دیدگانم را پرمی کند وقتی یاد تنهایی اش در وطنش می افتم در حالیکه حتی مردم تاجیکستان به واسطه فیلم پربیننده "پدرسالار" او را می شناسد به نظر من با عرض تأسف هنر در ایران هیچ ارزش و جایگاه موجهی ندارد و قدم گذاشتن در راه هنر کاری است بس بیهوده.
منبع : آریا
سینمای ما
نظرات ()
![]() |
نظرات ()خدایا یاری ام ده تا یاری رسان دیگران باشم
نظرات ()
آفتاب در خبری که به نظر نمی آید تازه باشد نوشت: مهناز افشار درباره بلوتوثهایی که این روزها با نام بلوتوث مهناز افشار در گوشیهای همراه مبادله میشود، گفت: «خبر انتشار چنین بلوتوثهایی از طریق دوستان به دستم رسید و بلافاصله به سردار روزبهانی مراجعه کردم و کمک خواستم که ایشان دستور پیگیری فوری دادهاند و بهزودی عوامل این کار غیر اخلاقی مشخص خواهند شد.»
وی افزود: «بسیار متأسفم هستم که این گونه بلوتوثها و تصاویر جعلی انتشار یافته است و انتظار دارم که مردم شریف ایران که از آنها توقع بسیاری دارم برای حمایت از هنرمندان از این تصاویر استقبال نکنند.»
افشار تصریح کرد: «در فوتبال یکسری افراد هستند که به آنها تماشاگرنما میگویند، اما نمیدانم در عرصه هنر باید آنها را چه بنامیم؟ این افراد بدون دلیل به دنبال ریختن آبروی مردم هستند و فقط مختص به ایران نیست بلکه در تمام دنیا افراد چهره مورد همهگونه تهدیدی هستند.»
بازیگر فیلم سینمایی آتش بس در ادامه اظهار داشت: «درخواستم از مردم شریف ایران که نماد غیرت هستند این است که به این بلوتوثهای جعلی نگاه نکنند و آن را از گوشیهایشان پاک کنند تا منتشر نشود.»
افشار گفت: «در ابتدا و انتهای این بلوتوث از دو عکس من استفاده کردهاند و تصاویر هم متعلق به خانمی است که کمی چهرهاش شبیه به من است. باز هم از مردم میخواهم که از انتشار چنین تصاویر جعلی جلوگیری کنند و منجر به ایجاد جو روانی بدی برای ما هنرمندان نشوند.»
نظرات ()فارس: امروز برنامه جهانی غذا، بهرام رادان بازیگر سینمای ایران را بعنوان اولین سفیر ایرانی برنامه جهانی غذا در مبارزه علیه گرسنگی منصوب کرد.
بهران رادان در پاسخ به این انتخاب گفت: بسیار مفتخرم که بعنوان اولین سفیر ملی این نهاد در جمهوری اسلامی ایران برگزیده شدهام و مشتاق همکاری با برنامه جهانی غدا در راستای کمک به گرسنگان جهان هستم.
منبع : تابناک
نظرات ()برای مشاهدهی ابتکار شایسته ی این جوان مبتکر ایرانی و برای کمک به تداوم و تحققِ هدفی که او و همهی ایرانیان دنبال میکنند، عبارت مجعولِ " A r a b i a n Gulf " را در گوگل جست و جو کنید و سه لینکِ اولِ پیداشده را باز کنید. انجام این کار از سوی شما، این سه لینک را در صدرِ لینکهای جست و جو و مشاهدهشده قرار می دهد.
فرارو - در جهت مبارزه ایرانیان با به کارگیری نام جعلی و دروغین "خلیج ع ر ب ی" ، یک جوان 24سالهی ایرانی بهنامِ حمید نظری در اقدامی ابتکاری و افتخارآفرین، ترتیبی داده است که در سایت گوگل سه لینکِ نخست در پاسخ به جستوجوی عبارتِ "A r a b i a n Gulf" مخاطب را به جستوجوی عبارتِ Persian Gulf راهنمایی میکند .
برای مشاهدهی ابتکار شایسته ی این جوان مبتکر ایرانی و برای کمک به تداوم و تحققِ هدفی که او و همهی ایرانیان دنبال میکنند، عبارت مجعولِ " A r a b i a n Gulf " را در گوگل جست و جو کنید و سه لینکِ اولِ پیداشده را باز کنید. انجام این کار از سوی شما، این سه لینک را در صدرِ لینکهای جست و جو و مشاهدهشده قرار می دهد.
این نکته مهم را هم به یاد داشته باشید که تا ثبتِ یکمیلیون امضا برای بازگرداندنِ نام «خلیجفارس» به نقشهی ماهوارهای و آنلاینِ گوگلارث، هنوز به تعداد قابلتوجهی امضا نیاز است.
تا صبح روز شنبه، چهاردهم اردیبهشتماه، تعداد اعتراضهای ثبتشده فقط 636000 امضا بوده است . بدین ترتیب هنوز هم باید این نشانی را برای هر ایرانی که میشناسید، بفرستید :
http://www.petitiononline.com/sos02082/
برخی کشورهای عربی منطقه خلیج فارس، سال هاست که می کوشند ، به رغم وجود اسناد و مدارک تاریخی فراوان و خدشه ناپذیر، به دروغ اثبات کنند که این خلیج، ع ر ب ی است و تلاش دارند در محافل مختلف، نام عربی نیز بر آن بگذارند تا به مرور زمان مدعای کذب خویش را اثبات کنند.
منبع تابناک
نظرات ()یرنا: مهین شهابی بازیگر سینما ، تلویزیون و تئاتر به علت بیماری طومار مغزی همچنان دریکی از بیمارستان های تهران بستری است.
مهین شهابی با 76سال سن، روز 19 فروردین ماه به علت کلیه درد در یکی از بیمارستان های تهران بستری شدو پس از آزمایشات به عمل آمده، بیماری این هنرمند توسط پزشکان تومور مغزی(سرطان ) تشخیص داده شد.
براساس این گزارش، شهابی در حال حاضر به شیمی درمانی مشغول است.
به گفته پرستار وی، به علت بد خیم بودن بیماری این هنرمند امکان عمل جراحی وجود ندارد و باید با استفاده از دارو بیماری وی درمان شود.
هنرمندانی نظیر سیروس مقدم،اسد الله یکتا ،هشمت آرامیده،رحمان مقدم،مهدی پارسا ،فرحناز منافی زاده،از وی دیدار کرده اند.
مهین نیک طبع مشهور به مهین شهابی، (متولد 1315 تهران) بازیگر سینمای ایران است. پدرش نظامی بود و همسرش نویسنده، شاعر و آهنگساز. برای اولین بار در دوره دبیرستان چند نمایش را به شکل آماتور بازی نمود. وی بعد از ازدواج به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد. همزمان در تئاتر سنگلج به ایفای نقش میپرداخت.
او در فیلم های بسیاری همچون: «شیلات»، «مزدوران»، «مأموریت»، «پنجره»، «روز دیدار»، «شهر لاجوردی»، «بگذار زندگی کنم» و «گل مریم» ایفای نقش نمود. مدتی هم گوینده رادیو بود. او اکنون بازنشسته وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
منبع : تابناک
نظرات ()http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2716/دانیال_عبادی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2723/شهاب_حسینی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2782/محمد_رضا_گلزار
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2811/فرزان_اطهری
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2931/حامد_بهداد
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2938/پوریا__پورسرخ
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2937/محمد_رضا_فروتن
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2934/بهرام___رادان
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2928/حامد__کمیلی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2942/حمید__گودرزی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2944/حسام__نواب___صفوی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2945/کامبیز__دیرباز
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2948/پارسا_پیروزفر
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2978/صابر_ابر
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2979/بابک__حمیدیان
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2980/مهران__غفوریان
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2981/مهدی_پاکدل
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2982/یوسف__تیموری
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2985/فریبرز__عرب_نیا
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2986/شهرام__حقیقت__دوست
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2987/امین__زندگانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2990/سام_درخشانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2991/سروش_گودرزی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2994/شهرام__قائدی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2996/سیاوش___خیرابی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2997/آرش_مجیدی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2998/رحیم_نوروزی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3003/سیامک_انصاری
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3004/احمد_مهرانفر
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3005/پیمان_معادی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3009/امیر_کاظمی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3010/امیر_حسین_صدیق
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3011/اشکان__خطیبی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3018/مصطفی__زمانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2828/امین حیایی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2952/پژمان__بازغی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2953/نیما__شاهرخ____شاهی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2954/مهدی__سلوکی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2955/مجید_صالحی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2958/پولاد__کیمیایی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2959/رامبد_جوان
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2960/جواد__رضویان
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2961/برزو__ارجمند
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2962/مجید__یاسر
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2963/رضا__شفیعی_جم
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2965/رضا__عطاران
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/2966/علی__صادقی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3032/الناز__شاکردوست
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3047/مریلا____زارعی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3042/شیلا__خداداد
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3051/مهناز_افشار
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3055/نیوشا__ضیغمی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3057/هدیه_تهرانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3061/لیلا__حاتمی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3066/الهام__حمیدی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3069/لعیا_زنگنه
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3070/بهاره_رهنما
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3076/هانیه__توسلی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3077/ماهایا__پطروسیان
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3083/زیبا_بروفه
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3088/بهنوش__طباطبایی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3093/لیلا__زارع
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3095/لادن__مستوفی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3096/آناهیتا__همتی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3098/لادن__طباطبایی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3099/سارا__خوئینی_ها
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3102/نفیسه__روشن
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3103/طناز__طباطبایی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3107/حدیث__فولادوند
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3109/ویشکا__آسایش
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3111/پرستو__صالحی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3114/بهنوش__بختیاری
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3117/شهره_سلطانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3118/شهره_قمر
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3120/الیزابت__امینی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3121/افسانه__پاکرو
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3135/یکتا_ناصر
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3142/فتانه_ملک_محمدی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3148/خاطره__اسدی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3151/صوفی__کیانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3175/عسل__بدیعی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3176/بیتا_سحر_خیز
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3183/سحر__زکریا
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3185/هنگامه__قاضیانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3189/مریم_کاویانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3190/میترا__حجار
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3201/کتایون_ریاحی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3215/ماه_چهره____خلیلی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3221/لیلا__اوتادی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3223/مهتاب__کرامتی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3226/نیکی__کریمی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3232/پانته_آ_بهرام
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3246/نگار_فروزنده
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3270/گلشیفته_فراهانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3280/شقایق__فراهانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3291/شراره__رخام
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3300/ترانه__علیدوستی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3298/شبنم_قلی_خانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3309/باران_کوثری
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3313/بهاره_افشاری
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3316/السا_فیروز_آذر
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3324/ملیکا_شریفی_نیا
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3330/مهراوه_شریفی_نیا
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3340/ستاره__اسکندری
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3351/لاله__اسکندری
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3360/نیلوفر_خوش_خلق
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3361/لیلا__بلوکات
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3371/سامیه__لک
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3373/چکامه__چمن_ماه
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3382/رعنا_آزادی_ور
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3386/پگاه__آهنگرانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3403/آناهیتا__نعمتی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3410/حنانه_شهشهانی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3417/مهسا__کرامتی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3427/روناک_یونسی
http://mehdiabadani.persianblog.ir/post/3436/لیندا_کیانی
نظرات ()عکس : گوگل


نظرات ()دلتنگ دوستانم و مردم هستم ...

از وقتی یادم میآید همیشه بهترین تصویر از مادربزرگی مهربان را برایم داشته که بینهایت دوستش داشتم. از ابتدای کار در مطبوعات منتظر فرصتی بودم تا از نزدیک یک دل سیر ببینمش، بتوانم ساعتها پای حرفهای گوهربارش بنشینم و لذت ببرم. 6 سال زمان کمی نیست که از کار من در مطبوعات گذشت و توانستم به لطف مجله نسل امروز و محبت بی دریغ مهرانه مهین ترابی، بانوی دوست داشتنی سینما، تلویزیون و تئاتر را ببینم. برایم باور کردنش سخت بود که مقابل «عزیز جون» خانه سبز نشستهام و با شوخیهایش گذر زمان را نمیفهمم. به قول مهرانه مهین ترابی که گاهی او را «پپر» و «خانم نادره» صدا میکند واقعا شیرین و باقلواست! وقتی او را از نزدیک میبینید باور میکنید که با تصویری که تا به حال از او دیدهاید هیچ تفاوتی ندارد و حتی صمیمی تر است. گرچه مدام به شوخی یادآوری میکند که باید فاصله دو متر را برای نشستن کنار او رعایت کنید! آنقدر این رعایت فاصله برای ما جدی شده بود که خانم مهین ترابی برای گرفتن عکس صمیمی تر و نزدیک شدن به او اجازه میگرفت! به شکلات و شیرینی علاقه بسیاری دارد و چای خود را با شکلاتی که میهن ترابی برایش تکه میکند، میخورد و بخش از آن را هم نگه میدارد. به ما هم میگوید چطور از خودمان پذیرایی کنیم، البته تاکید هم میکند که «همه چی رو که نباید بهتون یاد بدم» برایمان جوکی را به شیرینی تمام تعریف میکند که بخشهایی از آن تا پایان مصاحبه بین ما و او مدام رد و بدل میشود. وقتی قرار میشود مقابل دوربین عکاسی بنشیند بسیار حرفهای پز میگیرد و بازی میکند. او هنوز هم زیباترین بانوی بازیگری است که سرزنده، شاد و با حوصله فراوان عکس میگیرد. حتی گاهی با عکاس شوخی میکند و نگرانی او را از بابت نور و محل عکاسی با گفتن« تو عکستو بگیر، اون با من» رفع میکند. گفت و گوی نا با این هنرمند گرآنقدر به بهانه سنت دید و بازدید عید انجام شد. سنتی که الان مانند آنچه در گذشته اتفاق میافتاد نیست. پای درد دلهای خانم نادره که نشستیم، هر لحظه بیشتر احساس کردیم دلمان برای دیدار او تنگ شده و جایش در این عرصه حسابی خالی است. با ما همراه شوید.
دید و بازدید از سنتهای مرسوم عید هست، برای شما این سنت در این ایام چطور است و چه کسانی به دیدار شما میآیند؟
• تا زمانی که کار میکردم، آنقدر سرم شلوغ بود که دوستان وقت نمیکردند پیش من بیایند، در کار آنها را میدیدم و خارج از کار هم تلفنی با هم در ارتباط بودیم، الان هم که در خانه هستم و کار نمیکنم باز تلفنی با دوستانم در ارتباطم چون همه گرفتاری دارند و نمیتوانند پیش من بیایند، خودم هم نمیتوانم زیاد از منزل خارج شوم. دوستانم را خیلی دوست دارم و دلم برایشان تنگ میشود اما امکانات نیست که در منزل از آنها پذیرایی کنم به همین خاطر کمتر در رفت و آمد هستیم وبیشتر تلفنی با هم صحبت میکنیم، 57 سال کار کم نبود البته 62 سال پیش از من برای کار تئاتر دعوت کردند و بعدا وارد رادیو، دوبله، سینما و... شدم، آنقدر سرم شلوغ بود، فرصتی برای دیدار دوستانم نداشتم اما الان مشکلم تنهایی است که نمیتوانم کاری بکنم. خدا را هزار مرتبه شکر دختر خیلی خوبی دارم که به من میرسد، خودش و سه فرزندش که بعضیها میگویند فرزندان من هستند و البته فرقی هم ندارد، عدهای از همکاران که مثل بچههای من میمانند چه آقایان چه خانمها که عزیزان من هستند. فعلا اینطوری میگذرانم.
به نظر شما این سنت برای کسانی که در طول سال به یاد هم نیستند و در ایام عید به دیدار هم میروند، اتفاق خوبی نیست؟
• بله، البته. خوشبختانه دوستان من اینطوری نیستند، عادت داریم و یکدیگر را میشناسیم، میدانیم که همه گرفتاری کاری دارند. من اگر کار نمیکنم دلیل نمیشود از آنها توقع داشته باشم، آنها میخواهند که بیایند ولی من بدون رودربایستی میگویم که نمیتوانم پذیرایی کنم، همیشه هم پرستار یا کسی نیست که کمک بکند به همین خاطر تلفنی میگذارنیم.
الان چقدر سنت دید و بازدید به مثابه آنچه در گذشته بود، حفظ شده است؟
• من به حساب گرفتاری میگذارم. الان گرفتاریها بیشتر شده، آن زمان ما کار میکردیم و وقتی هم بود که بتوانیم همدیگر را ببینیم اما الان جایی نداریم که همدیگر را ببینیم. الان گله من این هست، عزیزانی که کار میکنید و در کار با هم هستید فکر ما که کار نمیکنیم، باشید. دلمان تنگ میشود، همه که مریض و از پا افتاده نیستیم، وقتی با هم در تماس باشیم، روحیه میگیریم. اما متاسفانه این اتفاق نمیافتد. ما هم همینطور در خانه نشستیم و با خدای خودمان خلوت میکنیم.
این سنت عید را دوست داشتید که منتظر آن باشید؟
• والله من فکر میکنم در همین عید هم آدمها نتوانند به دیدن هم بروند! (خنده) بیشتر خسته هستند و به مسافرت میروند یا فرصتی پیدا نمیکنند و... شاید فقط دیدار از خانوادههای خیلی نزدیک در اولویت قرار بگیرد.
معمولا سال تحویل با شما زیاد تماس میگیرند؟
• همیشه تماس میگیرند، یعنی هر عید و روز مادری که بیاید دوستان یاد من هستند.
به شکل ثابت کسی در دوستان و همکاران بوده که همیشه تماس گرفته باشد؟
• بله، بازیگر نیستند، خانم اکبر عبدی است، هر عید او اولین نفری است که با من تماس میگیرد. خانم مهوش وقاری هم همیشه با من تماس میگیرد. عزیز من خانم شهلا ریاحی هستند که هر روز با من تماس تلفنی داریم. یکی هم عزیز نازنین من هست که خیلی دوستش دارم و مهرانه جان است.
الان چند سال میگذرد که کار نمیکنید؟
• تقریبا 6 سال. آخرین کار من سریال « این راهش نیست» بود. بعد از آن خیلی دعوت به کار شدم و شاید بعضیها از من رنجیده باشند اما اگر کار میکردم دوباره گرفتار میشدم.
علت این دوری چه بود؟
• خسته شده بودم ونمی خواستم ادامه دهم.
دلتان تنگ نشده؟
• خیلی زیاد، گاهی اوقات بعضیها تلفن میکنند و دلخوش به این تماسها هستم. برای همین میگویم جایی باشد که ما بتوانیم دور هم جمع شویم، فقط منتظر نباشند وقتی مردیم دنبال ما راه بیفتند، من مخالف این موضوع هستم و به دخترم هم گفتم اگر مردم به کسی نگو تا تمام شه و برود.
شما در سرایل خانه سبز هم یک قسمت «عید سبز» داشتید که خانم مهین ترابی عروستان بودند.
• بله، من و خانم مهین ترابی کارهای زیادی با هم بودیم اینکه میگویم عشق منه، عزیز منه. واقعا من را مادر دوم خودش میداند و خیلی همدیگر را دوست داریم.
برای آن قسمت سریال خانم خیرآبادی به تعداد اعضای خانه سبز گندم گذاشتند که سبز شود، در همان ایام نزدیک به عید ضبط داشتید؟
مهین ترابی: بله، حوالی عید بود. ما خانه سبز را در مهر شروع کردیم و دقیقا تا شب عید کار کردیم.
• آره، ولی خیلی حیف شد که مسعود رسام فوت کرد.
امسال هنرمندان بسیاری را از دست دادیم مثل خانم خردمند، سلیمانی، مهر نیا، هوشمند و... با این هنرمندان کار کرده بودید؟
• تقریبا بله، با این هنرمندان کار کرده بودم ولی تماس نداشتم، اما خیلی برایشان ناراحت شدم.
مهین ترابی: بله، من هم با همه این عزیزان کار کرده بودم.
به نظر شما حالا که به ایام عید نزدیک میشویم چه کاری میتوانیم انجام دهیم تا وقتی هنرمندان زنده هستند به یاد آنها باشیم و تنها به هنگام از دست رفتنشان برایمان عزیز نشوند؟
• متاسفانه در کار ما این موضوع وجود دارد که کم کم فراموش میشویم. الان 6-5 سال است که من کار نمیکنم اما همیشه پرکارترین بازیگر بودم، الحمدالله همیشه هم با همکارانم دوست بودم و راحت بودیم. متاسفانه گرفتاریها اجازه نمیدهد
مهین ترابی: آره واقعا دوره و زمانه هم خیلی عوض شده.
• بله، نمیشود.
مهین ترابی: قدیمها یادتان هست خانم نادره؟ ما که بچه بودیم آمدن عید برایمان قصهای بود، کفش و لباس نو دنیای عجیب غریبی بود و مثل الان نبود که هر موقع بچه اختیار میکند برایش کفش میخرند، برای ما شاید سال دو جفت کفش تهیه میشد. من یادم هست کفشی که مادرم برایم میخرید را سریع از جعبه درمی آوردم، میپوشیدم، روی فرش با آن لیز میخوردم و حتی آن را بو میکردم آنقدر که برایم نو بود و از تازگیاش کیف میکردم یعنی آن زمان ما بی قرار عید بودیم. نمیدانم این موضوع در تهران بود یا نه اما در کرج کسانی میآمدند به اسم نوروزخان که دو مرد بودند و همزمان با هم شعر « نوروز امسال اومده/ گل به گلستان اومده» و هر خانهای به آنها چیزی هدیه میدادند، آمدن آنها را کامل به یاد دارم و اینکه چه ذوقی داشتیم تا بگویند عید شده و به دیدار پدربزرگ، مادربزرگ برویم و عیدی بگیریم که الان شاید آن عیدیها خیلی ناچیز به نظر بیاید. مادر و پدر من که فرزند بزرگ خانواده شان بودند روز دوم در خانه مینشستند تا خواهر، برادرهای کوچکتر به دیدن آنها بیایند و بعد نوبت ما میشد که بازدید آنها را پس دهیم.
الان دیگر چند سال است بوی عید نمیآید.
مهین ترابی: بله، من خیلیها را میشناسم که نزدیک عید به مسافرت میروند تا مجبور به این دید و بازدیدها نشوند اما به نظرم طبیعی است و حیف. آن فضا بسیار دوستانه بود و آدمها به یکدیگر نزدیک بودند اما این روزگار شلوغ به کسی امان نمیدهد. خیلیها هم هستند که هنوز این سنت را حفظ میکنند مثلا در خانواده ما هنوز این ترتیب رعایت میشود. حتی تا پارسال که عموی کوچک من زنده بودند، به به دیدن او میرفتیم، یعنی هنوز جمع و جور شده این مراسم را حفظ میکنیم اما خیلیها اینطور نیستند.
• بله، برای پدر مادرشان هم سختشان است این سنت را ادا کنند.
خانم خیرآبادی کدام سنت عید را بیشتر دوست دارید؟
• دید و بازدید خیلی خوب است. یک چیزی که همه الان بهانه میکنند یا واقعا برایشان مسئله است دور بودن راهها است، اینکه کلی باید پول ماشین بدهند و به خانههای دیگران بروند. مثلا یک نفر برای دید و بازدید از کسی باید کلی پول کرایه ماشین بدهد که واقعا مشکل است. این امکان برای افراد مسن وجود ندارد ولی جوانها هم دیگر آن حسی که ما برای پدربزرگ، مادربزرگ هایمان داشتیم را ندارند.
مهین ترابی: کاش اتفاق بیفتد و همه چیز مثل گذشته شود، اهمیت دهند.
• آدم احتیاج دارد. من میدانم نوههای من گرفتار هستند و راهشان دور است اما من احتیاج دارم حتی همان تلفن آنها من را خوشحال میکند. اگر هر روز صدای دخترم را نشنوم ناراحت میشوم و هر روز با هم در تماس هستمی خب امکانات طوری نیست که با یکدیگر زندگی کنیم اما تماس تلفنی مان را داریم.
خانم خیرآبادی سفره هفت سین میچینید؟
• بله، دوست دارم. عکس دخترم و نوه هایم را میگذارم.
به نوه هایتان عیدی میدهید؟
• تا حالا میتوانستم این کار را بکنم اما از حالا به بعد قول نمیدهم! (خنده)
کنار سفره هفت سین تنها هستید؟
• نه، او آنقدر سرش شلوغ هست که نمیشود. همیشه یا من سر کار بودم یا او. الان هم که او به شدت مشغول کار است اما اگر بتواند هفتهای دو، سه بار به دیدنم میآید. روز اول یا دوم عید هم که حتما پیش من میآید.
کدام یک از سینهای هفت سین را دوست دارید که حتما در سفره تان باشد؟
• قرآن و سکهای که میگذارم را خیلی دوست دارم و برایش احترام بسیاری قائل هستم. شاید بگویند این حرفها را من نباید بزنم اما من هم آدم هستم، تا به حال دو بار مکه رفتم و این مسئل در قلب من هم وجود دارد.
دعای سال تحویل را خودتان میخوانید؟
• بله.
مهین ترابی: خانم نادره من دیگه سبز نمیگذارم. شنیدید میگویند سبزه اومد، نیومد دارد؟
• نه ولی من هم الان سبزه نمیاندازم، میخرم.
مهین ترابی: مامان من خدا بیامرز همیشه میگفت سبزه سبز کردن، سرکهانداختن، ترشی گذاشتن باید به دست طرف بیاید. من تا به حال امتحان نکرده بودم، هر سال سبزه میخریدم تا دو سال پیش که خودم سبزه گذاشتم و خیلی هم خوشحال بودم که خودم این کار را کردم، اما اگر بدانید آن سال چه بلایی سر من آمد! بدترین سال زندگی ام شد.
• وا! سرکه را شنیده بودم اما سبزه نه.
مهین ترابی: ما یک همسایه در کرج داشتیم که همیشه به مادر من میگفت برایش سبزه بگذارد چون به دست مامان من میاومد و همیشه سبزه هایش پر و عالی میشد. ولی سالی که خودم سبزهانداختم خیلی برایم بد شد، از سینهای سفره سبزه خیلی دوست دارم اما دیگر حاضر نیستم خودم سبزه بیندازم.
• آره من هم آماده تهیه میکنم، ماهی را هم دوست دارم و خیلی غصهاش را میخورم، همیشه هم خوب نگهداری میکنم، پارسال که به مسافرت میرفتم آن را به همسایه ام دادم نگهداری کند با اینکه خیلی سال مانده بود اما مرد.
مهین ترابی: من هم از ترس مردنشان ماهی نمیگیرم، نمیخواهم جلوی چشمم بمیرند و ناراحت میشوم.
مطبوعات یک دورهای شایعاتی را درباره شما گفتند که ناراحتتان کرد.
• ناراحت که نمیشوم، میدانم جوانها زیادی به این عرصه میآیند که باید کار کنند وتشویق شوند، خود من با جوانها همیشه خوب برخورد و کمکشان کردم تا به ذوقشان نخورد اگر میگویم مصاحبه نمیکنم اما دروغ ننویسند که به خانه من آمدند و با آنها بد رفتاری شده! اصلا در ذات من نیست که با کسی بد رفتاری کنم، پای تلفن که کسی را نمیشناسم کلی آنها را تشویق میکنم اما مصاحبه را دوست ندارم برای اینکه هر چیزی را نمیشود گفت، زندگی خصوصی ام به خودم مربوط است و کارم را هم بسیار دیدهاند. اگر علاقه دارید و من را میشناسید اول بپرسید که من حالم چطور است؟ چند فرزند دارم؟ نه اینکه بنویسید همسایهها میخواهند من را به سالمندان ببرند! مگر من دختر ندارم؟ زندگی من اونه، زندگی اون هم منم. مگر میشود که دختر من اجازه دهد کسی من را سالمندان ببرد؟ حالا بعد از این در خیابان راه میافتم میگویم من کی هستم و زنده ام!
مهین ترابی: آخه، عزیز دلم.
• مهرانه جان اگر بدانی آدمها چه میکنند وقتی من را میبینند و میفهمند حالم خوب است. به من تلفن کنید، بپرسید حالم چطور است، هنوز بعد از 60 سال نمیدانند من یک دختر دارم، دختری که این همه در رادیو بوده و کار میکند. به همین خاطر محلشان نگذاشتم، قشنگ نیست، برای آدم احترام قائل باشید، خدا را شکر از آن آدمها نبودم که فراموش شوم اما برخورد مردم وقتی میبینند من قدم میزنم متعجبم میکند. به هر حال مادر و مادربزرگ را همه در خانواده هایشان دارند، تهیه کنندهها میگفتند به نادره رل منفی ندهید.
مهین ترابی: آخه به شما نمیآید.
• یکبار رل زن بابا بازی کردم از دانشگاه به من گفتند چرا این نقش را بازی کردید، برای شما نبوده. بعد از آن شدم مادربزرگ.
مهین ترابی: مادربزرگ مهربان.
• پسرهایم هم که معلوم بودند چه کسانی هستند.
مهین ترابی: عزت الله انتظامی، فردین، ناصر ملک مطیعی.
• ماشاالله آنقدر بچه دارم، حالا بعضیها ناتو درآمدند و نمیشود اسمشان را گفت! (خنده)
مهین ترابی: کدام کارتان را بیشتر از همه دوست دارید؟
• همه آنها را دوست دارم، اگر خانوادهها هم چیزی یادشان مانده و دوست دارند برای اینکه همیشه خودم بود، از چادر سر کردنم تا بقیه. اما نقش گردآفرید در تئاتر رستم و سهراب را خیلی دوست دارم. آقایی به اسم غفاری کارگردان بود که نقش سهراب را هم بازی میکرد. زن جنگجویی بودم که کلاه گیس سرم بود که هنگام رزم از سر من میافتاد و پسرک عاشق من میشد. سریال «تلخ و شیرین»، «پدر سالار» را هم خیلی دوست داشتم. هنوز همه این را به یاد دارند که مرد خانواده با فرزندانش دعوا و بد اخلاقی میکرد اما به همسرش که میرسید مهربان میشد و شکلات به او میداد. از آن کارهایی بود که خود آقای کشاورز پیشنهاد دادند. من واقعا الان متاسفم و خواهش و تمنا دارم که نویسندگان یکنواخت برای بازیگران ننویسند، چرا مدام نشان میدهیم که دختر و پسر ازدواج کرده با هم اختلاف دارند؟ چرا بین آنها محبت نباشد؟ چرا زن و شوهر به هم احترام نمیگذارند؟ همیشه طلاق و جدایی را باید نشان و یاد دهیم؟
مهین ترابی: راست میگویید، من هم خیلی موافقم. همه چیز دعوا، ناراحتی و بی مهری شده، دیگر خبری از عشق نیست.
• این از موضوعاتی است که اذیتم میکند. بهتر است به دختر و پسرها و زن و شوهرهای جوان چیزهای بهتری یاد دهیم. من در فیلمی صحنهای با آقای مشایخی داشتم که کارگردان از من خواسته بود با آقای مشایخی به عنوان شوهرم بد صحبت کنم اما من نگفتم، نه به خاطر اینکه آقای مشایخی مقابل من بودند، هر کس دیگری هم که نقش شوهر من را داشت، من نمیپذیرفتم که دعوا کنم. باید احترام گذاشتن را به دیگران یاد دهیم.
رسیدگی به پیشکسوتها هم بحث دیگر این روها است، این رسیدگی واقعا انجام میشود؟
• نمیدانم این ماجرا به عهده دولت است یا دوستان هنرمند دیگر. من حقوق بگیر دولت نیستم، تا حالا کار کردم و مزد آن را گرفتم، هیچ ادعایی هم ندارم، این مردم هستند که ما را خوشحال میکنند. هیچ کس برای ما کاری نکرده و نمیکند. عدهای از ما بیمار و نیازمند کمک هستند و گرفتاریهایی دارند، باید به آنها رسیدگی شود. یکبار به یکی از مسئولین گفتم تعداد این هنرمندان خیلی زیاد نیست که به آنها کمک نشود اما گفتند اگر حقوقی برایشان در نظر گرفته شود، دیگر کار نمیکنند. به نظرم این حرف درست نیست چون ما میبینیم چه کسانی از کار افتاده هستند و چه کسانی میتوانند هنوز کار کنند.
به مردم عیدی میدهید که به بازیگری برگردید؟
• نه! من مردم را خیلی دوست دارم و به آنها احترام میگذارم اما دیگر برنمی گردم چون در توانم نیست، واقعا برایم سخت است.
منبع: همشهری جوان
تابناک
نظرات ()
خواهر سهراب سپهری گفت، این شاعر تعدادی شعر به زبانهای فرانسه و انگلیسی و همچنین داستانی به زبان فرانسه دارد، که هنوز منتشر نشدهاند.
پریدخت سپهری همزمان با سالروز درگذشت سهراب سپهری (اول اردیبهشتماه) در گفتوگو با ایسنا، عنوان کرد: سهراب تعدادی شعر به زبانهای فرانسه و انگلیسی و داستانی با نام «دختری از ازناوه» به زبان فرانسه دارد که هنوز برای چاپشان اقدامی نشده است.
او ابراز امیدواری کرد، این آثار بهجامانده از سهراب همراه با ترجمهی فارسیشان در آینده منتشر شوند و گفت، اگر بتواند و مترجم باشد، آنها را منتشر خواهد کرد.
پریدخت سپهری کتابهایی مربوط به سهراب منتشر کرده است که دو عنوان از آنها سال گذشته تجدید چاپ شدند.
«هنوز در سفرم» کتابی است شامل مجموعهی نامههای سهراب به دوستانش که سال گذشته از سوی نشر فرزان روز به چاپ هشتم رسیده است.
«هرکجا هستم، باشم» هم شامل زندگی خود او در کنار سهراب و روزهای آخر زندگی این شاعر، سال گذشته از سوی نشر پیکان به چاپ دوم رسیده است.
از سوی دیگر، کتاب «جای پای دوست» شامل نامههای دوستان سهراب به او و همچنین غزلیات این شاعر قبل از اینکه شعر نو بگوید، در سال 87 از سوی انتشارات ذهنآویز منتشر شده است.
پریدخت سپهری همچنین به برگزاری مراسم خانوادگی در کنار آرامگاه سهراب سپهری در کاشان اشاره کرد و گفت: امسال برنامهی دیگری برای سالمرگ سهراب برگزار نمیکنیم.
سهراب سپهری پانزدهم مهرماه سال 1307 بهدنیا آمد. دورهی متوسطه را در کاشان سپری کرد و سپس به تهران آمد و در هنرکدهی نقاشی دانشگاه به تحصیل مشغول شد.
سپهری در سال 1332 به دریافت نشان درجهی اول علمی از دانشکدهی هنرهای زیبا نائل آمد. نخستین مجموعهی شعر نیمایی خود را با نام «مرگ رنگ» در سال 1330 منتشر کرد. دو سال بعد، «زندگی خوابها» را و در سال 1338، «آوار آفتاب» را منتشر کرد، که مورد استقبال قرار گرفت. از آثار او به مجموعهی کتابهای «صدای پای آب»، «شرق اندوه» (1340)، «حجم سبز» (1346)، «ما هیچ؛ ما نگاه»، «در کنار چمن» و «هشت کتاب» میتوان اشاره کرد.
این شاعر و نقاش معاصر سرانجام در اول اردیبهشتماه سال 1359 به دیار باقی شتافت و در مشهد اردهال ـ از توابع کاشان ـ بهخاک سپرده شد.
منبع : ریخت و پاش
نظرات ()
فارس: آکادمی جوایز سینمایی تمشک طلایی چند ماه پس از اعطاء جایزه بدترین بازیگر زن سال به «ساندرا بولاک» گفت: ما از انتخاب خود پشیمان نشدهایم اما جایزهای که به بولاک اعطاء شده اشتباهی بوده و او باید «تندیس اصلی تمشک» را به ما پس بدهد.
آکادمی جوایز سینمایی تمشک طلایی سال گذشته «ساندرا بولاک» را برای بازی در «همه چیز درباره استیو»، بعنوان بدترین بازیگر زن سال شناخت و یک روز قبل از آنکه وی برای بازی در فیلم «نقطه کور» برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن سال شود، این جایزه را به وی اعطاء کرد.
در حالی که چند ماه از این مراسم میگذرد، برگزارکنندگان مراسم جوایز تمشک طلایی خواستار برگرداندن این جایزه توسط بولاک شدند.
سخنگوی این آکادمی گفت: علت چنین تصمیمی این نیست که ما از انتخاب «بولاک» به عنوان بدترین بازیگر پشیمان شده باشیم، بلکه علت آن ست که به جای تندیس تمشک طلایی 4 دلار و 79 سنتی، تندیس اصلی این جوایز که 30 سال قدمت دارد را به او اعطاء کردهایم.
«جان ویلسون» یکی از موسسین جوایز رازی (تمشک طلایی) در مصاحبه با روزنامه دیلی تلگراف انگلستان گفت: «ساندرا بولاک» که در اقدامی نادر برای دریافت جایزه خود شخصا حضور یافت، پس از مراسم با نسخه اصلی تمشک طلایی آنجا را ترک کرد، این تندیس از اوایل دهه 80 به طور دائمی در مراسمهای رازی حضور داشت.
وی افزود: ما برای آن که خلوت بولاک را بر هم نزنیم تا به امروز از بولاک نخواسته بودیم که اصل این جایزه بازگرداند.
«بولاک» در جواب به این درخواست آکادمی رازی، ضمن فرستادن صدها نسخه دیویدی از فیلم «همه چیز درباره استیو» را برای اعضای آکادمی گفته است: اگر میخواهید تمشک اصلی را پس بدهم، باید بار دیگر این فیلم را تماشا کنید و نظرتان را به کلی تغییر دهید!
منبع : ریخت و پاش
نظرات ()پیروزی با دور اندیشی و اراده پایدار به دست می آید.
نظرات ()
شارجیم چیست !؟
بیماری خطرناکی که دختران از جنس مخالف تقاضای شارژ کرده و در صورت وصول
بلافاصله جیم میشوند! تا کنون واکسنی برای این بیماری کشف نشده !
شارژ نداری !؟
.
.
.
حیف نون که سرش رو برای خودکشی روی ریل قطار گذاشته بود
پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت !
.
.
.
تا حالا فکر کردی چقدر برای من ارزش داری ؟
دویست هزار تومن !
قیمت گوشیت همین حدوداست دیگه!!؟
.
.
.
سایه ام عاشق سایه ات شده می خواستم ببینم می تونیم همسایه بشیم !!؟
.
.
.
برو پایین !
بازم برو !
برو دیگه !
گذشت اون زمان که این پایین سرکاری بود
الان زمان ، زمان ابراز محبته!!!
I Love You !
.
.
.
از امروز میتونی احساس کنی !
احساس موفقیت ، احساس مهم بودن
احساس زیبائی ! احساس کن با اینکه وجود نداره !
.
.
.
مشترک گرامی بدلیل بدهی قبلی ، هرجا گیرت بیارم .... میبوسمت !
.
.
.
دوستت ندارم به اندازه اقیانوس، چون یه روز تموم می شه.
دوستت ندارم به اندازه خورشید، چون غروب می کنه.
دوستت دارم به اندازه روت که هبچوقت کم نمی شه!
.
.
.
اس ام اس خنده دار ، اس ام اس جوک ، اس ام اس اردیبهشت ماه ۸۹ ، radsms.com
پیامک های ضدحالی شما را به بالاترین قیمت خریداریم!
(سازمان حال و هول کشور)
.
.
.
اس ام اس خنده دار ، اس ام اس جوک ، اس ام اس اردیبهشت ماه ۸۹ ، radsms.com
غضنفر و دوستاش کارخانه سفیدآب میزنن
برای فروش بیشتر وسطش مغز گردو میذارن !!
.
.
.
سلام خوبی ؟
امروز رفتم دکتر ، گفت رگهای قلبت بسته شده
شرمنده دیگه راهی برای بیرون اومدنت نیست !
.
.
.
اس ام اس خنده دار ، اس ام اس جوک ، اس ام اس اردیبهشت ماه ۸۹ ، radsms.com
گناه من نیست که بعد از < تو > . < او > آمد تقسیر قوانین دستوری است !!!
.
.
.
اس ام اس خنده دار ، اس ام اس جوک ، اس ام اس اردیبهشت ماه ۸۹ ، radsms.com
الهی این موبایل آنتن نمیده / که آنتن همچو آهوئی پریده !
الهی دل میخواد همراه اول / پشیمانه که ایرانسل خریده !!!
.
.
.
بچه از باباش میپرسه : بابا تو بهشت رن ها از شوهرشون جدا زندگی
میکنن یا با هم هستن ؟ بابا میگه : بچه جون اگه زن ها با شوهرشون
یه جا باشن که دیگه اونجا بهشت نمیشه !
.
.
.
از وزارت کشاورزی مزاحمتون میشم !
شما به عنوان بهترین چغندر سال انتخاب شدید !!!
.
.
.
ای پیام جهت بالا بردن کلاس شما در جمع است !! لطفا لبخند زده و الکی بخندید !
.
.
.
اگه یه پروانه اومد نشست رو شونت ، حتما بکشش !
اون بی سلیقه همون بهتر که بمیره !!!
.
.
.
ببخشید میشه یه بوس برام بفرستید !؟؟
کانون بوس ندیده ها !
.
.
.
من علاالدین غول چراغ جادو هستم و
همیشه در حبس چراغ خواهم ماند !!!
منبع: ریخت و پاش
نظرات ()این جوجه خروس که نامش "جیانی" است در اثر حمله یک روباه به محل زندگی اش دچار ترس شد و هم اکنون تخم می گذارد.
مهر: در یک پدیده نادر در جهان خروسی در ایالت تاسکنی ایتالیا در پی حمله یک روباه دچار ترس شد و هم اکنون تخم می گذارد.
این جوجه خروس که نامش "جیانی" است در اثر حمله یک روباه به محل زندگی اش دچار ترس شد و هم اکنون تخم می گذارد.
گفته می شود که این حادثه خارق العاده پس از آنکه روباه تمام مرغهای اطراف او را کشت برای جیانی رخ داده است.
جیانی بر روی تخمهایی که می گذارد می نشیند و می خواهد از آنها جوجه در بیاورد.
بر اساس گزارش سایت اینترنتی اکسپرس در انگلیس، هم اکنون سازمان کشاورزی و غذای سازمان ملل متحد (FAO) در حال مطالعه بر روی DNA جیانی است تا علت این تغییر جنسیت را روشن کند.
پروفسور "دوناتا ماتاسینی" رئیس گروه پژوهشی می گوید: این خروس- مرغ روز گذشته تحت حفاظت به آزمایشگاههای کونسدابی در ناپل ایتالیا منتقل شد تا بر روی آن یکسری آزمایش های رفتاری و ژنتیکی صورت گیرد.
منبع بازتاب آنلاین
نظرات ()2 اردیبهشت مصادف است
با تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سالروز اعلام انقلاب فرهنگی
و
روز زمین پاک
نظرات ()معلم البته تا حدودی حق دارد. آل در فضایی متفاوت رخ میدهد. او به ایسنا میگوید: «فضای ژانر آفتابه و پیژامه، در سینمای ایران رایج شده است که امیدوارم «آل» تغییراتی را در سینمای ایران به وجود آورد.»
با پایان فروردین، فیلمهای تازهای در سینماهای تهران و پایتخت به مرور اکران میشوند.
از این فیلمها، آنکه با اکرانی قابل توجه و امیدوارکننده، کار خود را از دیروز آغاز کرد، «آل» به تهیهکنندگی علی معلم تهیهکننده فیلم پرفروش و موفق «ازدواج به سبک ایرانی»، است.
معلم به جز ازدواج به سبک ایرانی، «گاوخونی» بهروز افخمی را نیز تهیه کرده بود و حالا بعد از این دو فیلم، کارگردانی آل را به بهرام بهرامیان سپرده است؛ کارگردان جوانی که در اولین تجربه سینماییاش، سراغ تریلر رفته و ژانری را انتخاب کرده است که در ایران چندان مورد توجه نبوده و کمتر کارگردانی شجاعت ورود به این دنیای دشوار به ویژه در فرهنگ ایرانی را داشته است. شاید به همین علت است که علی معلم با وجود استقبال سردی که در جشنواره از آل شد، امیدوار است «با توجه به فضای تکراری فیلمهای ایرانی، آل اکران را از این فضا بیرون آورد.»
معلم البته تا حدودی حق دارد. آل در فضایی متفاوت رخ میدهد. او به ایسنا میگوید: «فضای ژانر آفتابه و پیژامه، در سینمای ایران رایج شده است که امیدوارم «آل» تغییراتی را در سینمای ایران به وجود آورد.»
بهرام بهرامیان پیش از این، مجموعه تلویزیونی «ساعت شنی» را کارگردانی کرد که در زمان خود، موفق بود و نشان میداد این کارگردان به فضاهای دلهرهآور علاقهمند است. حالا باید دید فیلم سینماییاش که تهیهکننده شناختهای دارد و کارهای تبلیغی خوبی نیز برایش کرده است در اکران چه میکند.
آن طور که معلم میگوید: «تیزر بسیار خوبی توسط رضا شیروانی ساخته شده که کاملا متفاوت و بدون صدا همراه با موزیک و تصویر است که برای پخش به تلویزیون دادهایم و هنوز جواب ندادهاند. تبلیغات شهری هم از فردا آغاز میشود که البته بهخاطر قیمت زیاد آن محدود خواهد بود.»
نمایش آل در سینماهای آفریقا، فرهنگ، آزادی، اریکه ایرانیان، تهران، پارس، سپیده، ایران، ماندانا، شاهد، گلریز، حافظ، پیام، جی، کارون، موزه سینما و پردیسهای زندگی، تماشا، پارک ملت و فرهنگسرای نیاوران و قانون آغاز شده و آنطور که معلم میگوید قرار است 5 سالن دیگر هم به آنها اضافه شود. آل جایگزین «به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمیکیا شده است و به طور همزمان در شهرهای اهواز، بوشهر، اصفهان، یزد، بندرعباس و... نیز روی پرده میرود.
فیلمهای دیگر
اما دیروز خبرهای دیگری هم از اکران فیلمهای تازه منتشر شد که اکران «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» به کارگردانی شهرام مکری از آن جمله است. مهدی کریمی، تهیهکننده این فیلم در این باره به مهر میگوید: پاییز پارسال پروانه نمایش برای فیلم سینمایی اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر صادر شد اما نتوانستیم برای نمایش عمومی فیلم، شرایط مناسبی فراهم کنیم. امیدوارم امسال در نیمه اول سال این فیلم را اکران کنیم.
کریمی 2فیلم دیگر را نیز به جز اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر هم تهیه کرده است؛ همبازی به کارگردانی غلامرضا رمضانی و پاداش به کارگردانی کمال تبریزی. او درباره این دو نیز میگوید: «ساخت مواد تبلیغی فیلم سینمایی «همبازی» را شروع کردهایم و برای نمایش این فیلم در شرایط و فضای مناسب برنامه داریم. برای حل مشکل اکران فیلم «پاداش» هم تلاش میکنیم. منتظر فراهم شدن امکان برای دیده شدن این فیلم در شرایطی عادلانه و بدون پیشداوری هستیم.»
«اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» در بیستوهفتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر روی پرده رفت و همبازی سال گذشته در جشنواره فجر اکران شد. اما پاداش تبریزی به دلیل مشکلات ممیزی هنوز اکران عمومی نشده است.
به جز این فیلمها، «سفر مرگ» حسن آقاکریمی نیز در نوبت اکران است و آن طور که آقاکریمی میگوید، خرداد، اکران میشود. به گفته کارگردان، «ساخت آنونس و انجام کارهای تبلیغاتی فیلم مدتی است شروع شده و پخش سفر مرگ را موسسه رسانه فیلمسازان برعهده دارد.»
آقاکریمی ادامه میدهد: «منتظر شفافشدن سیاستهای سینمایی سال 89 بودم تا فیلمنامه «خانه زرد» را برای صدور پروانه ساخت به وزارت ارشاد ارائه دهم. خوشبختانه آقای شمقدری با نگاهی همگرایانه، سیاستها را تبیین کرد، امیدوارم شرایط تولید امسال بهتر از سالهای قبل باشد.»
جواد شمقدری هم مثل آقاکریمی امیدوار است. او هم دیروز گفت: «نباید انتظار داشت که همه فیلمهای تولید شده سینمای ایران، فیلمهای خوب و قویای باشد. به طور قطع فیلمهای ضعیف که برخی از آنها به لحاظ مباحث محتوایی هم خیلی مورد پسند ما و جامعه ایرانی نیست در این شرایط تولید میشود؛
اما امیدواریم در یک دوره زمانی کمتر از 2سال بتوانیم از این مرحله عبور کنیم و دیگر شاهد ساخت چنین آثاری نباشیم. فکر میکنم اگر همه اهالی سینما دست در دست هم بدهند، تا چند سال دیگر شاهد ساخت فیلمهای ارزشمندی خواهیم بود.»
اما معاون سینمایی وزارت ارشاد درباره مسائل اکران و تغییرات آییننامه آن، تنها اظهار امیدواری کرد که تا پایان سال تحولات لازم در مسئله اکران ایجاد شود.
منبع تابناک
نظرات ()درگذشت جهان قشقایی
خواننده مردمی کشورمان را به
جامعه هنری ایران و طرفداران آن مرحوم
تسلیت می گوییم.
نظرات ()محققان دانشگاه میشیگان دریافتند که یک درک حسی ساده رایحه خوش یک غذای دلپذیر می تواند منجر به پیری شود.
دانشمندان آمریکایی با بررسی بر روی نمونه های حیوانی نشان دادند که رایحه خوش غذا موجب تحریک شدن پیری می شود.
به گزارش مهر محققان دانشگاه میشیگان دریافتند که یک درک حسی ساده رایحه خوش یک غذای دلپذیر می تواند منجر به پیری شود.
این پژوهشگران با کار بر روی نمونه های حیوانی شامل کرمهای نماتود و پشه میوه (مگس سرکه) نشان دادند که بدون حواس بویایی و چشایی این ارگانیسمها می توانند به مدت طولانی تری عمر کنند.
این دانشمندان با استفاده از تکنیکهای ژنتیک مولکولی و دستکاری محیطی و رفتاری موفق شدند دی اکسید کربن را به عنوان اولین ماده معطر که قادر است فیزیولوژی را تغییر دهد و بر روی پیری اثر بگذارد شناسایی کنند.
نتایج این تحقیقات حاکی از آن است که مگسهای میوه ای که حس درک دی اکسید کربن در آنها از بین رفته بود نسبت به مگسهای با توانایی درک طبیعی بیشتر عمر می کردند. این مگسها همچنین می توانستند مقاومت بهتری نسبت به استرس از خود نشان دهند.
برای بسیاری از حشرات از جمله مگس میوه، دی اکسید کربن یک رایحه مهم طبیعی است که می تواند حضور یک منبع غذایی و یا حضور یک منبع استرس منفی (خطر) را نشان دهد.
تاکنون مشخص شده بود که درک ساده یک منبع غذایی ساده می تواند فواید مرتبط با سلامت و عمر طولانی مرتبط با یک رژیم غذایی سرشار از کالری را از بین ببرد اکنون این دانشمندان نشان دادند که منشاء این پدیده دی اکسید کربن است.
براساس گزارش Science Now، این محققان در این خصوص اظهار داشتند: "ما در حال کار بر روی این نکته هستیم که چگونه درک حسی بر روی سلامت اثر می گذارد. حدود 50 نورون وظیفه اولیه درک دی اکسید کربن را دارند و می توانند تغییراتی را القا کنند که به پیری ارگانیسم شتاب می بخشند. بی شک در انسان رایحه یک مخمر و یا درک دی اکسید کربن نمی تواند بر روی طول عمر اثر بگذارد اما درک غذاهای لذیذ و یا درک خطر می تواند اثرات مشابهی بر کاهش طول عمر برجای بگذارد."
منبع تابناک
نظرات ()1 اردیبهشت
روز بزرگداشت سعدی گرامی باد.
نظرات ()

امیرحسین صدیق/ چوپان/ چوپان راستگو اشتباه نکنید این عکس هایی که می بینید عکس های یک فیلم نیست.

چشمه هایتان را نمالید، دقیقا درست می بینید این امیر حسین صدیق است. همان آقای پدر که حالا چوپان شده، باورتان می شود؟! حتما او را با این ریش و این قیافه جدید نشناختید. باور کنید این ریش هم برای خود اوست، ما حتی در مورد او یک ذره هم از معجزه گریم برای نزدیک شدن چهره این بازیگر به شخصیت مورد نظمان استفاده نکردیم. خودش خواست تا چوپان قصه ما شود.
ریخت و پاش

الهام حمیدی/ آتشنشان/عملیات خانم 125 الهام حمیدی بازیگری است که ما به زور از او خواستیم تا آتش نشان شود، خودش دوست داشت قالیباف باشد: «لباس های خوشگل بپوشم، مثل لباس سنتی!» به او سنگ دلانه گفتیم نمی شود! با ناراحتی قبول کرد.

وی گفت: «هر چه شغل خوب است را دیگران برداشتند حالا این کار مردانه و ضمخت افتاده به من؟!»خیابان مفتح، ایستگاه شماره 53، محل قرار ما روز جمعه است، حمیدی با یک ساعت تاخیر به ما می رسد.

باید لباس های آتش نشانی رابپوشد، آتش نشان ها لباس های مردانه به او می دهند، حمیدی وقتی این لباس ها را می بیند، قیافه اش در هم می رود. ما که فکر می کنیم الان است که بزند زیر گریه! با ناراحتی و کلافگی می گوید: «من فکر کردم لباس های نو به من می دهید. دلم نمی آید این ها را بپوشم.»

بهنوش بختیاری/ مکانیک/ مکانیکی شاسخین و شرکا بهنوش بختیاری همیشه اولین نفر است که برای سوژه های طنز به ذهنمان می آید. همیشه برای این حرکات پایه است. وقتی با او این سوژه را در میان گذاشتیم، استقبال کرد.

قرار شد تا شغل را، خودش به ما پیشنهاد دهد، برای این کار به او فرصت فکر کردن هم دادیم، اما خیلی سریع گفت: «احتیاجی به فکر کردن ندارد، من همیشه می خواستم مرده شور شوم.» ما هم مثل شما دهانمان باز ماند! از این همه جسارت و تفاوت او با شغل فعلی اش. نشد که مرده شور خانه را هماهنگ کنیم.

چون نه می شد که یک زن را برای گزارش به غسالخانه ببریم و نه اینکه او به علت بازی در سریال دارا و ندار فرصت این کار را داشت که همراه ما تا بهشت زهرا بیاید. مکانیک شدن پیشنهاد ما بود که او روی هوا آن را گرفت. کلی خندید و گفت: «عجب حالی بدهد! »

ستاره اسکندری/ نانوا / ساده میخوای یا خشخاشی ستاره اسکندری با انرژی سر ساعت به دقتر مجله آمد،بعد از اینکه با او کمی حرف زدیم به سمت نانوایی رفتیم.در راه او می گوید من قبلا در خانه مادر بزرگم نان پخته ام فکر نکنید بلد نیستم.لباس های مورد نیاز هم از آشپزخانه مجله تهیه کرده ایم بجز پیشبند که قرار است از خود نانوایی بگیریم.پخت نانوایی هنوز شروع نشده و سه،چهار نفری بیرون منتظر ایستاده اند.

اسکندری قبل از ما وارد نانوایی شد و با شاطر ها سلام وعلیک گرمی کرد. اوخیلی سریع نزدیک طاقار خمیر شد و پرسید این خمیر ها چند کیلو است؟یکی از شاطر ها پسخ داد 240 کیلواسکندری حیرت زده به سمت خمیر های آمده شده رفت و دوباره پرسید این ها خمیر های سنگک است؟

همه خندیدندو گفتند نه بربری است.او با حالت ناراحتی سری تکان داد و گفت خب من تا به حال سنگک و بربری ندیده بودم و فقط بلدم نون محلی درست کنم.اونقدر محو دیدن کار شاطرها شده که یادش رفت لباس هایش را عوض کند و فقط گفت این جا خیلی با حال و با مزه است.

نگارفروزنده/ دندانپزشک/دندان لق را نکنید! خدا نکند در ایام تعطیلی دندانتان درد بگیرد، خدا نکند، بخواهید تخمه بشکنید و نتوانید، یا اینکه جلوی خودتان را بگیرید تا پسته ها را زیر دندانتان خرد کنید. خدا نکند دندانتان لق شود چون دندان لق را فقط باید کند! کار است دیگر، ممکن است یکدفعه پیش بیاید، حالا اگر این اتفاقات برایتان بیفتد چه کار باید کرد؟ هیچ کاری، فقط باید به سراغ یک دندان پزشک بروید، یک دکتر که خیلی خوب بتواند شما را راضی نگه دارد و کارتان راه بیفتد. حالا اگر در این میان دندان پزشک همیشگی شما در مسافرت به سر می برد، چاره چیست؟! باور کنید که خانم دکتر ما کارش بسیار خوب است، به سراغ آن بروید.درمانگاه بهداشتی و درمانی چیذر، محل مورد نظر ماست.

راس ساعت 5. اما از آنجایی که شب و عید است وتهران تنها کمی(!) شلوغ تر از قبل، ما نیم ساعت دیرتر می رسیم و ساتیار امامی یک ساعت و نیم دیرتر! شانس آوردیم که فروزنده منتظر تماس ما بود تا دندان پزشک شود و پیشمان بیاید.فروزنده تلفن به دست وارد درمانگاه می شود، دیرش شده و عجله دارد. حق هم دارد، بد قولی از ما بوده! به او که توضیح می دهیم، قرار است چه کار کنیم و بهتر از طنز باشد، می گوید: «تو که من را می شناسی، کمی مدل من فرق دارد».وقتی روپوش دکترها را می پوشد یا دستکش های جراحی را به دست می کند و ماسک را به دهانش می زند، شبیه خانم دکتر های خیلی جدی می شود! نگاه کنید، با ما موافق نیستید؟

روناک یونسی/ گلفروش/ رستگاری در گلفروشی روناک یونسی که بازی او را در سریال رستگاران دیده اید، دلش می خواست خلبان شود، چون پدرش هم خلبان است اما بنا به دلایلی این امر میسر نشد به همین خاطر درباره شغل دیگری به توافق رسیدیم. گلفروشی گزینه خوبی بود، وقتی که با او در میان گذاشتیم خیلی استقبال کرد «موافقم واقعا شغل جالبی است.اما اگر می شود یک سبد گل تهیه کنید تا بتوانم در خیابان آن ها را بفروشم».
روز گزارش هوا ابری است و هر لحظه امکان دارد باران ببارد برای همین قرار شد در یک گلفروشی عکاسی شود.یونسی با ظاهری کاملا متفاوت آمد.او دامن طوسی با چکمه های بلند پوشیده،کلاهی به سرش گذاشته ویک شال طوسی هم دور شانه هایش انداخته. روناک یونسی با حالتی ناراحت می گوید:« دلم می خواهد در خیابان گل بفرشم و به همین خاطر این لباس را پوشیده ام تا عکس هایش خوب شود ».

اما هوا نه تنها صاف نشد بلکه باران شدیدی هم گرفت و مجبور شدیم داخل مغازه عکاسی کنیم. همراه او به گلفروشی نزدیک خانه اش می رویم.

خاطره اسدی / مجسمه ساز/خاطره میره گِل بچینه! گِل بازی سرگرمی همیشگی و جذاب بچگی همه ما بود. دوست داشتیم کمی خاک را از باغچه حیاط برداریم و یک مشت آب هم بر روی آن بریزیم و آن قدر آنها را با هم قاطی کنیم که گِل سفت از آن دربیاید و بتوانیم با این خمیر گِلی هرچیزی که میخواهیم بسازیم. حالا ساختن این شکلکها یا صورتکها بستگی به استعداد هرکسی داشت. یکی میتوانست کار ابداعی کند و یکی دیگر شاید فقط بلد بود تا توپهای کوچکی بسازد و آنها را بر روی زمین قِل بدهد. عاشق این بودیم که دست و رویمان خاکی و گلی شود، حتی اگر به قیمت یک دست کتک حسابی از مادرمان تمام میشد. خاطره اسدی هم احتمالا در همین حال و هوا مانده که دوست دارد گِل بازی را در نوع حرفه ای تر و بزرگسالانه تری انجام دهد برای همین هم مجسمه سازی را به جای بازیگری انتخاب می کند.کارگاهی که برای مجسمه سازی انتخاب کردیم، در دیباجی شمالی بود.

کارگاه مجسمه ساز معروف نادره حکیم الهی یا همان مادر ترانه علیدوستی. اما آنقدر این آدرس عجیب و غریب و درعین حال سر راست بود که تصمیم گرفتیم همگی باهم به آنجا برویم. بماند که در آن کوچه تنگ و تاریک درست وسط اتوبان صدر پارک کردن ماشین چه دردسرهایی داشت و نزدیک بود جانمان را ازدست بدهیم.

امیر حسین رستمی/ حاجی فیروز/ شکور حاجی فیروز می شود «امیرحسین رستمی» یا همان شکور شمس العماره جزکسانی بود که یک هفته تمام همه نوع موقعیت شغلی را با او بررسی کردیم تا به حاجی فیروز رسیدیم یا بهتر بگوییم، رسانده شد! تصور کنید رستمی از شغل هایی مثل «مربی تنیس» ( که امکان مانور عکاسی نداشت)، جت اسکی (که امکان رفتن به مسیرهای دور نبود)، ملوان ( که باز هم امکان فراهم کردن کشتی نبود، حتی با تصویر سازی مشهور همشهری جوان که مدام رستمی از آن به عنوان قدرت ما یاد می کرد) به این شغل رسید. در واقع باید اینجا از مجموع دوستان رستمی( به تعبیر خودش دوستان نادان!) تشکر کنیم که در مشورتی جمعی با رستمی ،او را به این کار ترغیب کردند، اما نمی دانستند دوست شان را به چه مهلکه ای انداخته اند!

لباس حاجی فیروز را که سالهای قبل برای جلد همین شماره های نوروزی تهیه کرده بودیم! این یکی از بهترین اتفاقاتی بود که در میان شغل های مختلف با دیگر بازیگران رخ داده بود، چون همه چیز در اختیار داشتیم: لباس به میزان کافی، مکان به میزان لازم و بالاخره شخص حاجی فیروز به اندازه امیرحسین رستمی!

کاوه خداشناس/ باغبان/ کاوه باغبان کاوه خداشناس، اول می خواست قاتل شود، اما حتما می دانید که این کار بدآموزی دارد؟!!! پس پیشنهاد کرد، «من عاشق باغبانی هستم. خانه ام پر از گل و گیاه است». قاتل و کشتن آدم ها کجا و باغبان بودن کجا؟! پارک نیاوران جای مناسبی برای یک باغبان تمام عیار بودن است. نه؟! کاوه خداشناس حسابی پایه است، لباس سرتاسر سبز ِ و البته فراموش نکنید نو(!) را می پوشد.

چکمه باغبانی را هم می پوشد، کلاه پشمی را هم به سر می کند و در قالب باغبانی که ما می خواستیم فرو می رود. ابزار کار آقای باغبانما را ببینید. فرغون، بیل، بیلچه و چند جعبه گل بنفشه کوچک که داخل فرغون گذاشته شده بود. تمام این ها سفارش او بود تا کارش را راحت شروع کند.

آزاده نامداری/ آشپز/ راتاتویی شکمو چقدر شکمویید؟! چقدر اهل پخت و پزید؟ با بوییدن غذا گرسنه تان می شود؟ آب دهانتان راه می افتد؟ دلتان می خواهد همان لحظه گرسنگی تان را برطرف کنید؟ حاضرید در یک رستوران چند دقیقه تامل کنید تا نوبت شما برای غذا خوردن برسد؟ یا اینکه دلتان میخواهد با سر به غذاها شیرجه بروید؟ اصلا شده به رستورانی بروید و آرزو کنید که ای کاش همیشه از این غذاها می توانستم بخورم؟! شده که بخواهید پخت و پز این غذاها را یاد بگیرید؟ اصلا بگویید ببینم تا به حال دوستداشتید آشپز باشد؟ یک سر آشپز شاید. آن هم در یک رستوران بسیار بزرگ و شیک؟!

فکرش را بکنید.آزاده نامداری مجری محبوب تلویزیون شکموست. این را خودش می گوید. پیشنهاد آشپز بودن هم جزو آن دسته از کارهایی است که او همیشه دوست داشته اگر مجری نمیشد، این کار را انجام دهد.
نظرات ()
نظرات ()عبدالله شهبازی، مورخ در تحلیلی نسبت به سریال لاست نکاتی را عنوان کرده است.
شهبازی به تابناک گفت: نکته قابل تامل در این سریال گذرنامه ایرانی یکی از بدترین شخصیتهای سریال است: در اپیزود اوّل فصل ششم، زمانی که سعید جراح، تنها مسلمان «جزیره»، در هواپیمای اوشیانیک به لسآنجلس میرود، و این بار سقوطی در کار نیست و روایتی جدید از زندگی معمولی قهرمانان سریال، بدون سقوط هواپیما، آغاز میشود، او به عکس محبوبش، نادیا، مینگرد که در لای گذرنامهاش است.
این گذرنامه عراقی نیست؛ ایرانی است. قطعاً این انتخاب تصادفی نیست. چرا باید فردی با پیشینه و شخصیتی چون سعید جراح، که بازجو و شکنجهگر بیرحم گارد صدام حسین بوده و قتل دهها انسان را در کارنامه خود دارد و در یک کلام نمادی است از خشونت و قساوت حکومتهای پلیسی، با پاسپورت ایرانی به ایالات متحده آمریکا سفر کند؟
منبع : ریخت و پاش
نظرات ()
اجازه بدهید مقدمه ننویسیم و خود مهدی مقدم خودش را به طور کامل برایمان معرفی کند.
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()سرانجام با پیگیریهای اکبر عبدی و مسئولان عالیرتبه قضایی استان، پرونده بلندقدترین زندانی ایران که حالا در آستانه اعدام، هنرپیشه هم شده بود به شورای عالی پزشکی قانونی ارسال شد
«اکبر عبدی» چندی قبل برای بازی در یک فیلم سینمایی، همراه گروه فیلمبرداری به زندان مرکزی اصفهان رفته بود که هنگام کار در سکانسی از فیلم با یک محکوم به اعدام که دو متر و 35 سانتیمتر قد دارد بازی کرد. بازی در همین سکانس کافی بود تا او پای درد دلهای مردی بنشیند که برای مرگ لحظهشماری میکرد.
به گزارش البرز مرد - 30 ساله - که در یک قدمی چوبه دار قرار داشت، در تشریح داستان تلخ زندگیاش به هنرپیشه سرشناس گفت: «اهل یکی از روستاهای شهرستان «تربت حیدریه» هستم که دو سال قبل با چند ناشناس آشنا شدم. آنها پس از ریختن طرح دوستی و به بهانه کمک مالی از من خواستند یک محموله لوازم یدکی خودرو را به صورت قاچاق از «تربت حیدریه» به اصفهان انتقال دهم.
اول نمیخواستم پیشنهادشان را قبول کنم اما وقتی به یاد مشکلات مالی خود، همسر و دو فرزندم افتادم وسوسه شدم و قبول کردم. بنابراین وسایل را بار ماشین کرده و راهی اصفهان شدم اما در نائین مأموران پلیس به من مشکوک شده و در بازرسی ماشین از لابهلای لوازم یدکی 77 کیلو «کراک» کشف کردند. آنجا بود که تازه متوجه نقشه شوم قاچاقچیان بیوجدان شدم.
چرا که آنها از سادگیام سوءاستفاده کرده و محموله مواد مخدر را در ماشین گذاشته بودند. پس از دستگیری خیلی تلاش کردم ثابت کنم از ماجرای جاسازی مواد مخدر بیاطلاع بودم اما موفق نشدم و حرفم به جایی نرسید. سرانجام هم محاکمه شده و با حکم قاضی به اعدام محکوم شدم. بعد از انتقال به زندان تصمیم گرفتم تا زمان آزادیام روزه بگیرم. حالا هم حدود دو سال است که در زندان هستم و به نجات از اعدام امیدوارم چرا که بیگناهم و ...
پس از پایان حرفهای مرد 235 سانتیمتری، هنرپیشه سرشناس سینما و تلویزیون تصمیم گرفت برای نجات او از اعدام، تلاش کند. بنابراین او به جای بازی در فیلم سینمایی نزد عبداللهی - رئیس زندان مرکزی اصفهان - و حسینی - قاضی ناظر زندان - رفت و درباره مرد اعدامی با آنها گفتوگو کرد. سرانجام با پیگیریهای اکبر عبدی و مسئولان عالیرتبه قضایی استان، پرونده بلندقدترین زندانی ایران که حالا در آستانه اعدام، هنرپیشه هم شده بود به شورای عالی پزشکی قانونی ارسال شد. متخصصان پزشکی قانونی هم پس از بررسیهای دقیق علمی درباره سلامت روحی، روانی مرد زندانی اعلام کردند قدرت عقلی و ذهنی او در حد یک انسان معمولی نیست.
با این حال نظریه کارشناسان به تهران فرستاده شد که متخصصین پزشکی قانونی تهران هم آن را تأیید کردند. بدین ترتیب مرد اعدامی پس از محاکمه دوباره و با توجه به نظریه پزشکی قانونی با حکم دادگاه به حبس ابد محکوم شد.
هنوز مراجع قضایی در باره این پرونده اظهار نظر نکرده اند.
منبع تابناک
نظرات ()به اتفاق آراء این تصمیم در کارگروه ماده 4 قانون حذف کنکور اتخاذ شد که سال 93 قطعاً آزمون سراسری برگزار نمی شود و آخرین آزمون یا در تیرماه 92 و یا در تیرماه 91 برگزار خواهد شد.
رئیس سازمان سنجش در مورد تاریخ دقیق حذف کامل کنکور و اعمال 100 درصد سوابق تحصیلی برای پذیرش دانشجو گفت: این موضوع از زوایای مختلف بررسی شد و کارگروه به این نتیجه رسید که حذف کنکور زودتر از سال 92 امکانپذیر نیست و دیرتر از سال 93 نیز نخواهد بود.
محمدحسین سرورالدین در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: به این ترتیب به اتفاق آراء این تصمیم در کارگروه ماده 4 قانون حذف کنکور اتخاذ شد که سال 93 قطعاً آزمون سراسری برگزار نمی شود و آخرین آزمون یا در تیرماه 92 و یا در تیرماه 91 برگزار خواهد شد.
تهیه شیوه های جایگزین و عملی برای نحوه پذیرش دانشجو از سوی اعضای کارگروه
وی اظهار داشت: در این جلسه مقرر شد اعضای کارگروه شیوه های جایگزین و عملی برای شکل پذیرش دانشجو را به صورت طرح نحوه پذیرش دانشجو به دبیرخانه مربوطه در سازمان سنجش ارائه کنند تا پس از وصول و جمع بندی در جلسه بعدی کارگروه شیوه دقیق گزینش دانشجو بدون آزمون سراسری و سال شروع اجرای این شیوه مشخص شود.
آخرین آزمون کنکور سراسری در تیرماه 92 و یا در تیرماه 91 برگزار خواهد شد
رئیس سازمان سنجش آموزش کشور با اشاره به برگزاری جلسه کارگروه ماده 4 قانون حذف کنکور و گزینش دانشجو یادآور شد: این جلسه با حضور تمامی اعضای کارگروه از جمله از وزارتخانه های آموزش و پرورش، بهداشت، علوم و دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد و دو مصوبه در این جلسه به تصویب رسید.
وی افزود: تصمیماتی در این جلسه به اتفاق آرا در این جلسه اتخاذ شد. در واقع از زمانی که بحث قانون حذف کنکور تصویب شده برای سوابق تحصیلی جهت کنکور تنها معدل درنظر گرفته شده است و این معدل سالانه 15 درصد به عنوان سوابق تحصیلی داوطلب اعمال می شد.
سوابق تحصیلی از سال 89 اعمال می شود و به جای معدل، تک دروس داوطلبان مدنظر قرار می گیرد
سرورالدین گفت: سالهای گذشته معدل به این دلیل اعمال می شد که اطلاعات تکمیلی از سوابق تحصیلی داوطلبان وجود نداشت اما بر اساس مصوبه کارگروه ماده 4 قانون حذف کنکور، سوابق تحصیلی از سال 89 اعمال می شود و به جای معدل، تک درس داوطلبان مدنظر قرار می گیرد.
وی یادآور شد: مقرر شده است که سوابق تحصیلی داوطلبان کنکور سراسری به صورت نمرات تک درس تاثیر داده شود و از هم اکنون وزارت آموزش و پرورش برای داوطلبان دقت لازم را به خرج دهد تا این سوابق تحصیلی تکمیل شود.
فرصت 45 روزه برای اصلاح و تکمیل سوابق تحصیلی برای داوطلبان کنکور سراسری
رئیس سازمان سنجش آموزش کشور با اشاره به مشکلاتی که نبود سوابق تحصیلی ایجاد کرده بود، خاطرنشان کرد: واقعیت این است که به دلیل عدم دقت برخی از داوطلبان، سوابق تحصیلی تکمیل نمی شد و با این حال در یکی دو سال گذشته این موضوع با اغماض روبرو بود و این در حالی است که اگر داوطلبان از امسال به این موضوع توجه نکنند، ضرر اصلی متوجه خود آنها خواهد بود.
وی تاکید کرد: سوابق تحصیلی داوطلبان از روز گذشته در سایت سازمان سنجش آموزش کشور قابل دسترسی است و قرار بود داوطلبان تا 5 اردیبهشت نسبت به تایید یا تکمیل این سوابق اقدام کنند که بر اساس مصوبه این کارگروه مقرر شد تا یک ماه و نیم و در واقع 45 روز به داوطلبان فرصت داده شود که سوابق تحصیلی خود را تایید و تکمیل کنند.
15 خردادماه 89 ؛ آخرین مهلت برای تایید یا تکمیل سوابق تحصیلی از سوی داوطلبان
سرورالدین آخرین مهلت برای تایید یا تکمیل سوابق تحصیلی را از سوی داوطلبان، 15 خردادماه 89 اعلام کرد و به مهر گفت: امسال برای داوطلبان فرصت زیادی در نظر گرفته ایم که تک تک دروس خود را بازبینی کنند و در صورتی که سوابق تحصیلی خود را تایید می کنند، آن را تایید کرده و اگر نیاز به تکمیل یا اصلاح دارد، این کار را انجام دهد چرا که این آخرین فرصت بوده و سازمان سنجش در برابر اهمال آنها پاسخگو نخواهد بود.
داوطلبان با همکاری آموزش و پرورش نسبت به تکمیل سوابق تحصیلی خود دقت لازم را به خرج دهند
وی اظهار داشت: این فرصت به این منظور به داوطلبان داده شده است که هیچ کدام از نظر تحصیلی لطمه نبینند و با همکاری آموزش و پرورش نسبت به تکمیل سوابق تحصیلی خود دقت لازم را به خرج دهند و در صورت مغایرت سوابق تحصیلی حتماً به آموزش و پرورش مربوط به مدرسه خود مراجعه کنند.
رئیس سازمان سنجش آموزش کشور به مهر گفت: ملاک سازمان سنجش آموزش کشور برای اعمال سوابق تحصیلی داوطلبان لیستی است که به صورت یک فایل از سوی آموزش و پرورش به سازمان ارائه می شود و ما در مقابل مشکلات آن پاسخگو نخواهیم بود. اکنون نیز تعداد قابل توجهی در فایل ما هستند که آموزش و پرورش نتوانسته سوابق تحصیلی آنها را تکمیل کند که این موضوع بر عهده خود داوطلبان است.
منبع تابناک
نظرات ()فرا رسیدن ولادت با سعادت حضرت زینب ( س )
و روز پرستار را به همه مسلمانان تبریک می گوییم.
نظرات ()آمار کل
50013 بازدید
نظرات ()ساسی مانکن خواننده موسیقی زیر زمینی باانتشار یک فایل صوتی که در یک سایت تخصصی موسیقی منتشر شده نسبت به تمام اخبار اخیر واکنش نشان داده است .
به گزارش شفاف او در توضیحات خود که فایل صوتی آن را سایت موسیقی ما منتشر کرده گفته است: این روزها یکسری خبرهایی منتشر می شود ومن را دریک چار چوبهایی قرار می دهند که اصلا این قضایارا نمی فهمم .
وی درادامه افزوده : من هیچ فعالیتی در اینترنت نمی کنم نه در فیس بوک ،نه در ۳۶۰و نا آی دی دارم ونه سایت دارم . ولی به اسم من در همه این فضاها فعالیت می کنند . آخرین نمونه این خبرها خبر مربوط به کیش است و چون خبرهای ضد ونقیضی دراین باره منتشر شد و هر کسی هرچیزی خواسته دراین زمینه گفته ،می خواهم از زبان خودم بشنوید که قضیه چه بوده است .
من در کیش بودم که یکی از دوستان نیروی انتظامی و یکسری از افراد دیدند که ما داریم باهم صحبت می کنیم .بعد که آمدم تهران خبرها را از یکسری کانالها شنیدم .یکسری خبرهای بدتر دیگه را در سایتها....یکسری از زبان من حرفهایی زده بودند و حرفهایی نوشته بودند....نمی دانم کانالهایی که اسمشان خبری است چرا خبری را که از صحت آن مطمئن نیستند پخش می کنند .
او ادامه داده :من هیچ مصاحبه ای نکردم و تمام چیزهایی که درباره من در اینترنت بوده همه اش دروغ بوده .همه خبرهایی که گفته اند دروغ بوده .
من دراین کشور زندگی می کنم و به قوانین کشور احترام می گذارم و در هیچ کشوری خارج از ایران کنسرت نگذاشته ونخواهم گذاشت .و در ایران هم تا زمانی که اجازه ندهند کنسرت نخواهم گذاشت و فقط زمانی که به طور قانونی اجازه بدهند کنسرت می گذارم
منبع بازتاب آنلاین
نظرات ()
نظرات ()درگذشت هنرمندان پیشکسوت و جاودانه
سینما و تلویزیون و تئاتر
ایران
حمیده خیر آبادی ( نادره )
رضا کرم رضایی
کیومرث ملک مطیعی
محمود بنفشه خواه
را به جامعه هنری ایران و خانواده های محترمشان
تسلیت می گوییم
یادشان گرامی باد
نظرات ()سلام
دوباره
بازگشتیم
نظرات ()

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، حمیده خیرآبادی بازیگر سینما و تلویزیون شب گذشته به علت کهولت سن در منزل خود درگذشت.
بنا بر این گزارش، در حال حاضر خانوادهاش در حال تشییع و خاکسپاری پیکر وی در بهشت زهرا(س) هستند.
با توجه به این که زندهیاد خیرآبادی نمیخواست وی در قطعه هنرمندان دفن شود، خانواده او در حال خاکسپاری وی در مقبره خانوادگیشان هستند.
«حمیده خیرآبادی» متولد 1303 در شهرستان رشت بود و در 86 سالگی دارفانی را وداع گفت.
منبع بازتاب آنلاین
نظرات ()مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور گفت: تا پایان سال جاری عروسک ملی عمو نوروز وارد بازار میشود.
به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان ساری، سیدصادق رضایی در حاشیه آیین تودیع و معارفه مدیران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان مازندران در جمع خبرنگاران از طراحی کامل این عروسک توسط جوانان ایرانی خبر داد و اظهار داشت: 95 درصد تجهیزات اسباببازی دنیا از چین صادر میشود که مهم این است که طراحی این نوع عروسک در کشور ما انجام شود.
وی با اشاره به سابقه 2 هزار و 500 ساله مازندران بیان داشت: عمو نوروز در مازندران شناخته شده است و در این استان باید بیشترین کتاب در باره نوروز چاپ شود.
رضایی افزود: از معنا و مفهومی درباره اسم این عروسک استفاده شده که شناخته شده بود و کودکان نیازمند مبشری بودند که وارد ادبیات ما شود.
وی خاطرنشان کرد: تولید و توزیع عروسک دارا و سارا در حال حاضر انجام میشود که جایگزین خوبی برای عروسکهای خارجی شده و کانون در این زمینه قدمهای خوبی برداشته است.
مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور از فعالیت 800 مرکز فرهنگی در سه عرصه خبر داد و گفت: این بخشها فعالیتهای زیادی در حوزه فرهنگی برای کودکان انجام میدهند و در روستاها محصولات فرهنگی به صورت سیار و پستی صورت میگیرد.
وی تصریح کرد: تا پایان بهمن ماه سال جاری کتابهای ویژه در اختیار کودکان و نوجوانان قرار میگیرد.
رضایی با اعلام اینکه فقر کتابهای رمان در جامعه کودکان احساس میشود، اظهار داشت: نشستی با رمان نوسان داشتهایم که در این حوزه به ما کمک کنند و در آینده نزدیک شاهد چاپ کتاب رمان برای کودکان خواهیم بود.
وی با اشاره به اینکه درباره کتابهای داستانهای دینی با کمبود کتاب مواجه هستیم، یادآور شد: نوجوانان نگاه درستی به این نوع کتابها دارند.
مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور از مکاتبه با نویسندگان کتابهای طنز برای کودکان خبر داد و گفت: در عرصه ادبیات کانون پرورش فکری نیاز جدی به این نوع کتابها دارد که این موضوع هم در برنامههای سال جاری قرار دارد.
وی بیان داشت: استعداد در مخاطبان را با برنامههای زماندار زیر پوشش کانون قرار دهیم و این استعدادها را به جامعه ایران اسلامی به عنوان شاخص معرفی کنیم.
منبع تابناک
نظرات ()مسلمی فرد گفت: استرس، اضطراب، آلاینده ها و تغییر عادات غذایی در شهرهای بزرگ باعث افزایش بیماریهای قلبی و عروقی و کاهش سن سکته شده است به طوری که سن سکته قلبی به حدود 35 تا 32 سالگی رسیده است.
نایب رئیس انجمن پزشکان عمومی کشور با اشاره به تغییر شیوه زندگی و افزایش بیماریهای قلبی و عروقی در شهرهای بزرگ، گفت: سن سکته قلبی در ایران به مرز 32 سال رسیده است.
دکتر مسعود مسلمی فرد با اشاره به زندگی ماشینی در شهرها و تغییر شیوه غذایی شهرنشینان به خبرنگار مهر گفت: متاسفانه وضعیت زندگی در شهرهای بزرگ کشور به گونه ای است که شهروندان برای انجام کارهای خود با کمبود وقت مواجه می شوند و ناگزیر هستند که برخی از فعالیتهای خود را محدود کنند.
بررسیهای پزشکی نیز نشان می دهد تا سال 2020 میلادی 70 درصد از موارد مرگ و میر نوجوانان کشورهای در حال توسعه از جمله ایران ناشی از مصرف تنباکو، چاقی و فشارهای عصبی است.
مسلمی فرد از پرخوری و بدخوری به عنوان یکی از گرفتاریهای زندگی شهری نام برد و افزود: مصرف فست فودها و غذاهای آماده که کالری کمتری دارند، باعث شده که میزان پرخوری در شهرهای بزرگ از جمله تهران افزایش یابد که این موضوع سلامت شهروندان را تهدید می کند.
بیماریهای قلبی و عروقی همچنان به عنوان اولین علت مرگ و میر در ایران محسوب می شود به طوری که روزانه حدود 300 نفر در اثر ابتلا به این بیماریها در کشور فوت می کنند.
به گفته نایب رئیس انجمن پزشکان عمومی کشور، آلاینده ها، ترافیک و دغدغه تامین هزینه های زندگی از دیگر علل افزایش بیماریهای قلبی و عروقی و کاهش سن سکته است.
بررسیهای سازمان جهانی بهداشت نشان می دهد بیش از 50 درصد مرگ و میرها در منطقه خاورمیانه ناشی از بیماریهای عروق کرونر است و حدود 70 درصد هزینه های بهداشتی و درمان کشورهای این منطقه که ایران نیز جزو آن است صرف بیماریهای قلبی و عروقی می شود.
مسلمی فرد گفت: استرس، اضطراب، آلاینده ها و تغییر عادات غذایی در شهرهای بزرگ باعث افزایش بیماریهای قلبی و عروقی و کاهش سن سکته شده است به طوری که سن سکته قلبی به حدود 35 تا 32 سالگی رسیده است.
منبع تابناک
نظرات ()اکران فیلم « تسویه حساب » ساخته تهمینه میلانی در اردبیل ممنوع شد.
به گزارش فارس در این اقدام که با نامه ارسالی از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شد، به مدیر سینما انقلاب اردبیل ابلاغ شد که از اکران این فیلم جلوگیری کرده و اجازه پخش آن را ندارد.
مدیر سینما انقلاب اردبیل نیز با تأیید خبر جلوگیری از اکران فیلم تسویه حساب ساخته تهمینه میلانی اعلام کرد که نامهای مبنی بر ممنوعیت اکران این فیلم از سوی فرهنگ و ارشاد اردبیل را دریافت کرده در حالی که قبل از آن مجوز پروانه نمایش این فیلم به نام استان اردبیل صادر شده است.
این در حالی است که قرار بود فیلم تسویه حساب از چهارشنبه این هفته بعد از لغو مجوز اکران آن در ایام تعطیلات نوروزی امسال در سینما انقلاب اردبیل از روز چهارشنبه به اکران عمومی درآید و با این حساب معلوم نیست زمان اکران این فیلم کی خواهد بود.
مدیر سینما انقلاب اردبیل اعلام کرد که به زودی جزئیات بیشتری از این ممنوعیت را اعلام خواهد کرد.
منبع تابناک
نظرات ()عباس اخوین استاد خوشنویسی و عطا جنکوک مدرس و نوازنده پیشکسوت تار و سه تار در بیمارستان بستری شدند.
به گزارش خبرنگار مهر استاد عباس اخوین خوشنویس برجسته و عضو شورای ارزشیابی انجمن خوشنویسان ایران به علت ناراحتی داخلی دیروز در بیمارستان جم بستری و تحت عمل جراحی قرار گرفت.به گفته پزشک معالج ،حال استاد اخوین رو به بهبودی بوده و به زودی از بیمارستان مرخص خواهد شد.
همچنین عطا جنکوک مدرس با سابقه تار و سه تار نیز از چند روز پیش به علت سکته مغزی در بیمارستان شهدا بستری و تحت درمان قرار گرفته است.پزشک معالج وی نیز عمل جراحی صورت گرفته را موفقیت آمیز گزارش کرده است.
تابناک برای این دو استاد پیشکسوت، سلامتی و بهبودی هر چه زودتر آرزو می کند.
منبع سایت تابناک
نظرات ()
حمیده خیرآبادی (نادره) شب گذشته(30 فروردین) در سن 86 سالگی براثر کهولت سن درگذشت. وی تاکنون در بیش از 150 فیلم سینمایی بازی کرده است. مراسم خاکسپاری این هنرمند در سکوت خبری؛ صبح امروز(31 فرودین) در بهشت زهرا برگزار شد.
به گزارش ایلنا خیرآبادی متولد 1303رشت و مادر ثریا قاسمی(بازیگر) است. وی براثر کهولت سن درگذشته است.
خیرآبادی فعالیت خود درعرصه هنررا ازسال 1326 با تئاتر فرهنگ آغاز کرد. اسامی برخی آثاری که خیرآبادی قبل و پس از انقلاب در آنها حضور داشته است: امیر ارسلان نامدار(شاپور یاسمی - 1334)/ خروس بی محل (1340)/ عروس فرنگی (نصرت الله وحدت - 1343)/ ترانه های روستایی (1343)/ سه کار آگاه خصوصی (1344)/ الماس 33 (داریوش مهرجویی - 1346)/ ولگردها (1346)/ دنیای پرامید (1348)/ قصه شب یلدا (1349)/ علی بی غم (1349)/ رضا موتوری (مسعود کیمیایی - 1349)/ طوقی (علی حاتمی - 1349)/ دزد و پاسبان (1349)/ کاکو (شاپور قریب - 1350)/ بابا شمل (علی حاتمی - 1350)/ کافر (1351)/ شیر تو شیر (1351)/ مهدی مشکی و شلوارک داغ (1351)/ قصه شب (1352)/ اوستا کریم نوکرتیم (محمود کوشان - 1353)/ عروس پابرهنه (1353)/ ممل آمریکایی (شاپور قریب - 1353)/ مهدی فرنگی (1353)/ صلوه ظهر (1353)/ همسفر (مسعود اسداللهی - 1354)/ پاشنه طلا (نظام فاطمی - 1354)/ شاهرگ (1354)/ مادر جونم عاشق شده (1355)/ ماه عسل (فریدون گله - 1355)/ کلک نزن خوشگله (1355)/ همکلاس (1356)/ خدا قوت (عباس کسایی - 1356)/ شب آفتابی (سیروس الوند - 1356)/ پیراک (کوپال مشکوه - 1363)/ شب شکن (خسرو ملکان - 1363)/ مدرک جرم (منوچهر حقانی نسب - 1364)/ خانه ابری (اکبر خواجویی - 1365)/ اجاره نشین ها (داریوش مهرجویی - 1365)/ سایه های غم (شاپور قریب - 1366)/ هی جو (منوچهر عسگری نسب - 1367)/ زرد قناری (رخشان بنی اعتماد - 1367)/ ریحانه (علیرضا رئیسیان - 1368)/ بچه های طلاق (تهمینه میلانی - 1368)/ مادر (علی حاتمی - 1368)/ شب بیست و نهم (حمید رخشانی - 1368)/ سایه خیال (حسین دلیر - 1369)/ در آرزوی ازدواج (اصغر هاشمی - 1369)/ علی و غول جنگل (بیژن بیرنگ - مسعود رسام - 1369)/ جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - 1369)/ بانو (داریوش مهرجویی - 1370)/ جیب برها به بهشت نمی روند (ابوالحسن داودی - 1370)/ گرگ های گرسنه (سیروس مقدم - 1370)/ یک مرد یک خرس (مسعود جعفری جوزانی - 1371)/ تماس شیطانی (حسن قلی زاده - 1371)/ عیالوار (پرویز صبری - 1371)/ مریم و می تیل (فتحعلی اویسی - 1371)/ هنرپیشه (محسن مخملباف - 1371)/ راز چشمه سرخ (علی سجادی حسینی - 1371)/ روز واقعه (شهرام اسدی - 1373)/ بازی با مرگ (حمید تمجیدی - 1373)/ کلاه قرمزی و پسر خاله (ایرج طهماسب - 1373)/ تحفه هند (محمدرضا زهتابی - 1373)/ ماه مهربان (قاسم جعفری - 1374)/ سلام به انتظار (کریم آتشی - 1374)/ مرد آفتابی (همایون اسعدیان - 1374)/ پاک باخته (غلامحسین لطفی - 1374)/ روزی که خواستگار آمد (فریال بهزاد - 1375)/ سفر به خیر (داریوش مودبیان - 1375)/ بازیگر (محمدعی سجادی - 1377)/ توکیو بدون توقف (سعید عالم زاده - 1381) و سرود تولد (علی قوی تن - 1383).
خیرآبادی درباره زندگی خودش در مصاحبهای گفته است: در 13 سالگی ازدواج کردم و 20 سال پیش درحالیکه یک دختر داشتم با همسرم متارکه کردم.
وی درباره نحوه علاقهمندی خود به کار سینما نیز گفته است: دقیقا خاطرم نیست چه موقع، ولی سالها پیش یک کارگردان که از اقوام من بود ازمن خواهش کرد در فیلمش نقش یک مادر را بازی کنم و منهم قبول کردم واز آن پس اینکارشد حرفه من و جالب اینکه از سالها پیش که خیلی جوان بودم تا حالا من در اکثر فیلمهایم نقش مادر را بازی میکردم و هنوز هم این وضع ادامه دارد. من بدون استثنا در فیلمهای مختلف مادر همه هنرپیشههای معروف و مشهوری که مردم میشناسند، بودهام.
منبع خبر سایت تابناک
نظرات ()