عکس ها : یلدا ذبیحی
سینمای ما








نظرات ()عکس ها : یلدا ذبیحی
سینمای ما












نظرات ()بزودی لینک های کامل عکسهای بیست و هشتمین جشنواره بین المللی
فیلم فجر را منتشر خواهیم کرد.
به آرشیو مراجعه فرمایید.
پاسخ های نظرات شما را در اسرع وقت خواهیم داد.
نظرات ()عکس ها : یلدا ذبیحی
سینمای ما








نظرات ()عکس ها : یلدا ذبیحی
سینمای ما















نظرات ()عکس ها : یلدا ذبیحی
سینمای ما












نظرات ()سایت تابناک
مراسم معرفی بهترینهای تئاتر ایران شب گذشته با حضور محمدحسین ایمانیخوشخو ، حسین پارسایی، حمید سمندریان، حمید جبلی و گروهی از هنرمندان شرکتکننده در این جشنواره و اصحاب رسانه در سالن شماره یک تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد.
به گزارش خبرنگار فارس، در ابتدای مراسم معرفی بهترینهای تئاتر ایران پس از اجرای سرود جمهوری اسلامی ایران و قرائت آیاتی چند از کلامالله مجید با وارد شدن مجری روی صحنه این مراسم آغاز شد.
در این مراسم، در بخش پوستر و عکس از دو هنرمند پیشکسوت عرصه عکاسی و گرافیک فتانه دادخواه و ابراهیمی حقیقی تقدیر به عمل آمد.
در بخش طراحی پوستر و عکس این جشنواره رتبه اول این بخش به حسن ظاهری برای نمایش «شکار روباه» به همراه تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون ریال اهدا شد و در رتبه دوم از مانی لطفی برای نمایش «آسمان روزهای برفی» لوح تقدیر به همراه 8 میلیون ریال داده شد و به رتبه سوم این بخش ساغر برکات برای طراحی پوستر نمایش «بیچاره مکبث» لوح تقدیر به همراه 6 میلیون ریال اهدا شد.
لازم به ذکر است در بخش عکس، طراحی و پوستر جشنواره از گروه حسین پاکدل با اهدای لوح تقدیر و جایزه به مسعود پاکدل تقدیر به عمل آمد.
در بخش پوستر جشنواره رتبه اول به مرتضی اتابکی با اهدای لوح تقدیر، تندیش جشنواره به همراه 10میلیون ریال اهدا شد و رتبه دوم این بخش را رضا باباجانی با اهدای دیپلم افتخار و 8 میلیون ریال تقدیر به عمل آمد و جایزه سوم بخش پوستر به اشکان قاجان چاقی با اهدای لوح تقدیر و 6 میلیون ریال تقدیر به عمل آمد.
در بخش نمایش رادیویی این جشنواره دیپلم افتخار به همراه 10 میلیون ریال به ایوب آقاخانی برای نمایش «باجه تلفن» اهدا شد. جایزه صدابردار برگزیده بخش رادیویی به رضا طاهری و علی حاجینوروزی با اهدای دیپلم افتخار و مبلغ 5 میلیون ریال تقدیر به عمل آمد.
در بخش سردبیری نمایش رادیویی نیز از ندا هنگامی برای سردبیری نمایشهای «پلکان» و «روز واقعه» با اهدای دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون ریال تقدیر به عمل آمد.
در بخش بازیگری مرد نیز دیپلم افتخار به همراه مبلغ 10 میلیون ریال به مصطفی عبدالهی برای بازی در نمایش «پلکان» اهدا شد.
در بخش بازیگری زن نیز ضمن تشکر از فاطمه دینزاری از شهین نجفزاده با اهدای دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون ریال تقدیر به عمل آمد.
جایزه تهیهکننده برگزیده بخش نمایش رادیویی نیز به محمود احمدی برای تهیهکنندگی نمایش «روز واقعه» با اهدای دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون ریال تقدیر به عمل آمد.
در ادامه این مراسم از محمود استادمحمد در بخش نویسندگی نمایش رادیویی با اهدای تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون ریال تقدیر شد و جایزه بخش کارگردانی به علی عمرانی با اهدای تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون ریال تعلق گرفت و نمایش «پلکان» با عنوان بهترین اثر از جانب هیئت داوران مشخص شد.
در ادامه این مراسم در بخش نمایش تلویزیونی در بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون ریال به منوچهر شجاع برای طراحی صحنه نمایش «سفر به دومس» اهدا شد و جایزه بهترین بازیگری مرد نیز به فرهاد آئیش با اهدای دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون ریال اهدا شد.
از مسعود فروتن نیز با اهدای لوح تقدیر و مبلغ 10 میلیون ریال برای بهترین کارگردانی نمایش تلویزیونی تقدیر به عمل آمد و رویا میر علمی نیز به عنوان بهترین بازیگر زن در نمایش رادیویی با اهداء لوح تقدیر و 10 میلیون ریال تقدیر به عمل آمد.
در بخش نویسندگی نمایش رادیویی نیز ضمن تقدیر از دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی و علی نصیریان تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ 10 میلیون ریال به علیرضا نادری اهدا شد و جایزه بهترین کارگردانی هنری این بخش نیز به مهرداد رایانی مخصوص با اهدای تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون ریال تعلق گرفت.
در ادامه این مراسم در بخش نمایش خیابانی این جشنواره برای جایزه بهترین موسیقی بخش نمایش خیابانی به حمیدرضا نوری با اهدای لوح تقدیر و مبلغ 3 میلیون ریال تقدیر شد و از گروه موسیقی تراژدی آب نیز در شهرستان مرند در این جشنواره شرکت کرده بودند با اهدای تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ 6 میلیون ریال تقدیر به عمل آمد و در بخش طراحی صحنه نیز لوح تقدیر و مبلغ 3 میلیون ریال به پوریا کریمی، سامان خلیلیان و احمد سمیعی اهدا شد و جایزه ویژه این بخش نیز به مهدی حقیقی با اهدای تندیس جشنواره ، دیپلم افتخار و مبلغ 6 میلیون ریال اهدا شد.
در بخش بازیگری زن در بخش خیابانی نیز از نرگس خاککار برای بازی در نمایش «اعترافات یک مستاجر» با اهدای دیپلم افتخار و مبلغ 8 میلیون ریال تقدیر به عمل آمد و جایزه بازیگری مرد این بخش نیز به محمد موسوی و ابوذر چهل امیرانی با اهدای لوح تقدیر و مبلغ 4 میلیون ریال تقدیر به عمل آمد و جایزه بخش ویژه بازیگری مرد نمایش خیابانی نیز به مهران شرفی با اهدای دیپلم افتخار ، تندیس جشنواره و 8 میلیون ریال تقدیر به عمل آمد.
در بخش طرح و ایده نمایش خیابانی نیز لوح تقدیر به همراه مبلغ 4میلیون ریال به جمشید عسگری و حمیدرضا نوری اهدا شد و جایزه ویژه طرح و ایده نمایش خیابانی به نرگس خاککار با اهدای تندیش جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ 8میلیون ریال اهدا شد.در این بخش با ارائه لوح تقدیر و مبلغ 5 میلیون ریال از مهدی صالحیان نیز تقدیر به عمل آمد.
در بخش کارگردانی نمایش خیابانی از جمشید عسگری و سامان خلیلیان با اهدای لوح تقدیر و مبلغ 5 میلیون تومان تقدیر به عمل آمد و تندیس جشنواره، دیپلم افتخار به همراه مبلغ 10 میلیون ریال برای جایزه ویژه بخش کارگردانی نمایش خیابانی از نرگس خاککار برای کارگردانی نمایش «اعترافات یک مستاجر» تقدیر به عمل آمد.
نظرات ()دوربین عکاسی 170ساله ژیرو داگروتیب که توسط یکی از اقوام داگر مخترع عکاسی داگروتیب ساخته شده است به زودی در حراجی به فروش خواهد رسید.
به گزارش خبرگزاری مهر، دوربین ژیرو-داگروتیب (Girox Daguerrotype) اولین دوربین عکاسی جهان که با اهداف تجاری به تولید رسیده است به زودی رکورد قیمت حراج را در جهان خواهد شکست. این دوربین که در گذشته در مالکیت شخصی فردی در آلمان شمالی بوده است به مدت 170 سال در بهترین شرایط مورد محافظت قرار گرفته است.
این دوربین جعبه چوبی در سپتامبر 1839 توسط آلفونس ژیرو برادر زن لوئیس داگر مخترع فرایند اجرایی عکاسی در پاریس ساخته شده است و می توان امضای داگر را که به منظور اثبات واقعی بودن آن بر روی جعبه ثبت شده است را مشاهده کرد. در حال حاضر تنها چند نمونه دیگر از این نوع دوربینها در سرتاسر جهان وجود دارند که تمامی آنها به اعضای موزه های مختلف تبدیل شده اند.
این دوربین در زمان خود به همراه تمامی تجهیزاتی که برای عکاسی به آن نیاز بود به فروش می رسید. تجهیزاتی مانند جعبه های جیوه و بخار، جوهر پاش، صفحه های مسی نقره اندود و مواد شیمیایی مورد نیاز که روی هم رفته وزنی برابر 50 کیلوگرم داشته اند.
بر اساس گزارش گیزمگ، قرار است این دوربین در ماه می توسط حراجی Westlicht به حراج گذاشته شود که به گفته این موسسه دوربین داگروتیب می تواند رکورد بالاترین فروش حراجی جهان که در حدود 576 هزار یورو بوده است را بشکند. قیمت پایه فروش این دوربین در حدود 200 هزار یورو است اما انتظار می رود با قیمتی در محدوده 500 تا 700 هزار یورو به فروش برسد.
سایت تابناک
نظرات ()محمود احمدینژاد از "به رنگ ارغوان" تعریف کرد
بعضی از قسمتهای "به رنگ ارغوان" باید اصلاح شود 
سینمای ما- محمود احمدینژاد شب گذشته در حاشیه اکران فیلم «ملک سلیمان» در وزارت ارشاد «به رنگ اغوان» ساخته ابراهیم حاتمیکیا را فیلمی قوی و از نوع انتقادی خوب دانست. رئیس جمهور که شب گذشته برای دیدن فیلم «ملک سلیمان» ساخته شهریار بحرانی به سالن وزارت ارشاد واقع در میدان بهارستان آمده بود در پاسخ به این سوال که نظرتان راجع به فیلم «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهیم حاتمیکیا چیست، گفت: کار آقای حاتمیکیا واقعا قوی بود، اگرچه برخی از قسمتهای این فیلم باید اصلاح شود، ولی به طور کلی "به رنگ ارغوان " فیلمی قوی و خوب از نوع انتقادی بود.
محمود احمدینژاد در ادامه درباره صدور مجوزهای اکران برای فیلمهای توقیف شده در دولت دهم اظهار داشت: نظام جمهوری اسلامی ایران از چند فیلم نمیترسد، پایههای نظام خیلی محکمتر از این حرفهاست که با اکران چند فیلم متزلزل شود.
رئیس جمهور علت توقیف چند ساله به رنگ ارغوان را سلیقهای عمل کردن دانست و با یادآوری این مطلب که باید به جامعه اجازه رشد داد، افزود: ساخت اینگونه فیلمها مشکلی ندارد، مثلاً اگر در فیلمی از بنده انتقادی صورت بگیرد، ما نباید آن را توقیف کنیم بلکه باید به جامعه اجازه رشد بدهیم. اگر خواستار انجام کار فرهنگی قوی در دنیا هستیم باید در طول سال حدود 500 فیلم بسازیم، اما در حال حاضر سالیانه 50 فیلم در کشور تولید میشود که نیمی از آنها حرفی برای گفتن ندارند و از آن نیم باقی مانده درصد قابلتوجهی خنثی هستند و در آخر در حدود 10 فیلم باقی میماند که نیمی از آنها نیز حق اکران پیدا نمیکنند و این مطلوب نیست.
رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره نحوه کار نویسندگان و کارگردانان خاطرنشان کرد: باید به کارگردانان و نویسندگان گفت که به سمت منفیبافی نروند و به طور کلی برای انقلاب و مردم فیلم بسازند.
محمود احمدینژاد در پایان از ساختن چنین فیلمهایی حمایت کرد و اظهار داشت: ما همواره از ساختن اینگونه فیلمها حمایت کردهایم و به طور کلی هیچ فیلمی بدون کمک دولت ساخته نمیشود.
منبع : فارس
سایت سینمای ما
نظرات ()گفتوگو با کارگردان فیلم "آل"
بهرام بهرامیان: «آل» فیلم هراس و دلهره است 
سینمای ما - علی اناری: بهرام بهرامیان، کارگردان فیلم سینمایی «آل» معتقد است نمیتوان این فیلم را در گونه فیلمهای ترسناک طبقهبندی کرد و صحیحتر این است که بگوییم «آل» فیلم هراس و دلهره است. بهرام بهرامیان تا قبل از «ساعت شنی» آنچنان از سینما دور نبود و در کسوت برنامهریز، مدیر صحنه، دستیار کارگردان و دستیار جلوههای ویژه روندی آهسته و پیوسته را در سینما طی میکرد.
اما «ساعت شنی» باعث شد تا بهرامیان بیشتر دیده شود و تواناییهای پنهانش به چشم آید. در میان خیل تهیهکنندگانی که در صدد ثبت اولین همکاری سینمایی با این کارگردان جوان بودند، این علی معلم بود که شکار را به دام انداخت تا در ادامه، سرنوشت یکی دیگر از معدود آثار ژانر وحشت سینمای ایران، بدست بهرام بهرامیان رقم بخورد.
به عنوان اولین سوال میخواهم بپرسم چرا ترسناک؟ با توجه به چند تجربه شکسته بسته که اخیرا برخی سینماگران ما در ژانر ترسناک انجام دادند و به جای ترس از مخاطبان خنده گرفتند، دل شیر داشتید که به سمت ساخت فیلم ترسناک رفتید.
چرا ترسناک نه؟! من این نگرانی شما مبنی بر خندهدار شدن فیلمهای ترسناک ایرانی را همان موقع هم که تصمیم به ساخت «آل» گرفتم نداشتم و احتمالا بعد از نمایش فیلم نیز نخواهم داشت. البته صبر میکنم فیلم نمایش داده شود تا ببینم این پیش قضاوتی که در مورد فیلمهای ترسناک ایرانی میشود در خصوص «آل» هم رخ میدهد یا نه. اگر به وقوع نپیوست، معلوم میشود دوستانی که با من در این پروژه همکاری داشتند کار خود را درست انجام دادهاند و این یعنی موضوع خوب، متن خوب و استدلالی درست از ترس.
«آل» را ترسناک به حساب بیاوریم یا دلهرهآور؟ حتما خودتان خوب میدانید که معمولا این دو مفهوم در سینمای ایران با یکدیگر خلط میشوند.
«آل» را نمیشود در گونه فیلمهای ترسناک طبقهبندی کرد. ما به شکل عام از اصطلاح فیلم ترسناک استفاده میکنیم، اما خود این مفهوم به چند زیر مجموعه متفاوت تقسیم میشود. از ژانر خون و خونریزی بگیرید تا دلهرهآور.
در واقع موضوع هراس در هر فیلمی نمود داشته باشد خود به خود ما عبارت ترسناک را به آن اثر اطلاق میکنیم. «آل» در دسته فیلمهایی که مملو از خون و خونریزی و جنایت و اشباح سرگردان هستند جای نمیگیرد. صحیحتر این است که بگوییم «آل» فیلم هراس و دلهره است.
در مسیحیت به دلیل فرهنگ خاصی که وجود دارد، اعتقاد به تجسم شیطان و حلول روح خبیث امری پذیرفته شده است. اما در ایران به دلیل یکسری محدودیتهای نوعا مذهبی، نمیتوان هر تصویر و مفهوم ترسناکی را نمایش داد. این محدودیتها را در مهجور ماندن ژانر دلهره و ترس در سینمای ایران تا چه حد موثر میدانید؟
در سالهای اخیر مخصوصا در حیطه مجموعههای تلویزیونی، صدا و سیما سعی کرد با مجموعهها مانند «او یک فرشته نیست» و «اغما» وارد حیطه عملی نمایش حضور فیزیکی شیطان بشود. این که میگویید در اسلام چنین چیزی نیست و در مسیحیت هست من را به یاد موضوعی انداخت. حتما میدانید که فرهنگ مسیحی - نه دین مسیحی - ریشههایش تماما برداشته و گرتهبرداری شده از آیینهای ایران قبل از اسلام است.
پس اینکه بگوییم در فرهنگ ما روح، اجنه و پریان جایی ندارند قطعا نمیتواند صحیح باشد. ما در ایران باستان قصههای بسیاری داریم که مبنایشان حضور دیو یا فرشته است. از شاهنامه گرفته تا قصههای کوتاهی که سینه به سینه از سوی مادران برای بچهها نقل میشود، این مسئله را میتوان دید.
به فیلم برگردیم. فیلمنامه بهرام عظیمی از هنگامی که در اختیار شما قرار گرفت تا پایان فیلمبرداری، چقدر دچار تغییر شد؟
با استفاده از لفظ تغییر چندان موافق نیستم. بهتر است بگوییم فیلمنامه دچار تعمیر شد نه تغییر. در واقع حضور و کمک کسانی چون امیر پوریا، علی معلم، احمد رفیعزاده، ودوستان نویسنده دیگر و البته خود من، موجب شد تا در رسیدن به آن حیطه خطرناک و لبهای که یک طرفش ترس و طرف دیگرش خنده بود، با اطمینان خاطر بیشتری قدم برداریم.
بخش اعظمی از اتکای من به تعمیراتی بود که این دوستان و خود آقای عظیمی در فیلمنامه انجام میدادند. اما لازم است تاکید کنم ذات فکر و ایده همچنان مربوط به آقای بهرام عظیمی است که در واقع بیشتر از چهار بار فیلم نامه را نوشتند، هر بار با تفاوتی عمیق با بارهای پیشین.
امیر پوریا نیز چندین و چند بار فیلمنامه بهرام عظیمی را باز نویسی کرد که هر بار از همراهی ایشان غافل نشدیم و در مجموع شاید در یک کلمه بشود گفت که فیلمنامه«آل» با همراهی و دوستی نگاشته شد.
قبل از آغاز فیلمبرداری، یا حتی قبل از آن و در مرحله بسط داستان، این الزام را برای خود قائل بودید تا فیلمهای مهم ژانر ترس و دلهره سینمای جهان و ایران را مرور کنید؟
اصولا در همه فیلمهایی که دست به کار ساختشان میشوم، قبل از شروع به کار یک مرحله تحقیق در نظر میگیرم. یکی از بخشهای مهم این مرحله، دیدن فیلمهای هم رده، هم شکل و همگون با داستان فیلمی است که قصد ساختش را دارم. اما اینکه بخش مورد اشاره در نظر من چقدر تاثیرگذار بوده و چه روند و فرایندی را طی میکند چیزی است که خیلی قابل اندازهگیری نیست. این را هم اضافه کنم که به نظر من ابداع و خلاقیت در سینما جزو مهمترین عناصر هستند. تکرار در سینما چیزی نیست که مورد علاقه من باشد. حتی تکرار بهترینها.
یک سوال کوتاه و مختصر. چرا ارمنستان؟
ما در مواجهه با خرافهای به اسم «آل» زمینههای مشترکی با ارامنه داریم. ببینید، کشوری که امروز در محدوده مرزهای سیاسی و جغرافیایی «ایران» نام گرفته، در گذشته خطوط مرزیاش خیلی عقبتر از این چیزی بود که امروز هست. وقتی ما در مورد ایران حرف میزنیم باید یادمان باشد که کشورهای همسایه شمال ایران و حاشیه دریای خزر روزی و روزگاری جزوی از ایران بودهاند. درست به همین دلیل خیلی از فرهنگهای جاری حیات در ما و مردم آن کشورها مشترک است.
ما در ارمنستان حس غربت را تجربه نکردیم و این عین واقعیت است. «آل» در ازمنه قدیم به عنوان جنی که به زنهای حامله حمله می کرده شناخته میشده است. اعتقاد به داستان آل در ما و ارامنه ریشههای مشترک بسیاری دارد. آنها هم در گذشته به همین شدت ما به آل اعتقاد داشتهاند و همان مراسم رایجی را که ما اجرا میکنیم انجام میدادند. البته نکته مهم دیگری هم این میان وجود دارد که تنها با دیدن فیلم اهمیتش مشخص میشود.
مصطفی زمانی انتخاب شما بود یا آقای معلم؟
مصطفی زمانی برای ما یک شانس بود. در واقع خداوند به ما لطف کرد و او را با ما آشنا کرد.
واقعاَ؟
بله.
از هنگام پیش تولید تا امروز که فیلم در جشنواره فیلم فجر حضور دارد تبلیغات دامنه دار و پرحاشیهای از سوی علی معلم، تهیهکننده فیلم، برای «آل» در نظر گرفته شده و به اجرا رسیده است. فکر نمیکنید این مدل از تبلیغات موجب بالا رفتن سطح توقع مخاطبان شود؟
با شما موافقم. اینکه مخاطبان انتظار یک فیلم شاهکار را از«آل» داشته باشند نگران کننده است. اما شاید این وضعیت سنگ محک بهتری برای من، فیلم و شخص آقای معلم باشد. مطمئنا اگر از ابتدا خود را ناتوان جلوه میدادیم این مقدار زیر ذرهبین نمیرفتیم. اما اگر راستش را بخواهید من از این حساسیت استقبال میکنم. جداَ علاقهمندم منتقدین فیلم را ببینند و درباره آن اظهار نظر کنند. من برای آرا و عقاید منتقدین احترام ویژهای قائل هستم و نظرات آنها همیشه روی من تاثیر گذاشته است.
آقای معلم مدتی قبل از تدوین بازی کامپیوتری «آل» خبر داده بود. این را یک شوخی به حساب بیاوریم؟
آقای معلم در حرفی که زدهاند بسیار جدی هستند. محض اطلاع باید بگویم طی چند روز گذشته در خصوص طراحی بازی کامپیوتری «آل» جلسات مفیدی را پشت سر گذاشتیم.
و اکران فیلم؟
یک بخش از اکران فیلم دلخواستههای ماست، اما بخشهای دیگر آن را قوانین رایج ارشاد و صنعت سینما تشکیل میدهند. ما با توجه به این قوانین رایج و دلخواستههای خودمان سعی میکنیم بهترین تطبیق را اجرایی کرده و فیلم را اکران کنیم.
منبع : خبر آنلاین
سایت سینمای ما
نظرات ()رمان مشهور «ناتور دشت» اولین بار در سال 1951 منتشر شد. داستان این رمان، داستان ازخودبیگانگی و شورش است.
سالینجر نویسنده منزوی آمریکایی که رمان کلاسیک دوره بعد از جنگ جهانی؛ یعنی، «ناتور دشت» را نوشت، در 91 سالگی به مرگ طبیعی درگذشت. «فیلیس وستبرگ» کارگزار ادبی سالینجر گفت که این نویسنده چهارشنبه گذشته در منزلش واقع در شهر کوچک «کورنیش» در نییو همپشایر درگذشته است.
به گزارش ایلنا،رمان مشهور «ناتور دشت» اولین بار در سال 1951 منتشر شد. داستان این رمان، داستان ازخودبیگانگی و شورش است. این رمان که قهرمانش نوجوانی به اسم «هولدن کولفیلد» بود، بلافاصله در بین نوجوانان و جوانان به شخصیتی محبوب تبدیل شد. روایت اول شخص رمان کالفیلد را از وقتی که از آموزشگاه پیش دانشگاهی در «پنسیلوانیا» اخراج می شود، در همه جای شهر نیویورک، سایه به سایه تعقیب می کند. تا کنون چندین نسل از جوانان این رمان را خوانده اند و کالفیلد را در آغوش گرفته اند؛ شخصیتی متنفر از هر چیز دروغی و جعلی که مظهر اضطراب های دوران نوجوانی و نماینده تجارب این دوره از عمر آدمی است. دبیرستان ها و کتابخانه های آمریکا برخورد دو گانه ای با این رمان داشته اند؛ بعضی آن را به دلیل وجود اصطلاحات رکیک عامیانه ممنوع کرده اند، و بعضی به عنوان رمانی که تصویر درستی از دوران نوجوانی نشان می دهد، تحسین کردهاند.
رمان ناتور به اکثر زبان های مهم دنیا (از جمله فارسی) ترجمه شده و بیش از 65 میلیون نسخه از آن به فروش رفته است. از این رمان همیشه در زمره بهترین رمان های قرن بیستم یاد می شود. سالینجر که از شهرت ناگهانی اش دچار نگرانی شده بود، از سال 1953 تا کنون در انزوا زندگی می کرد، و از زندگی خصوصی اش در کورنیش به شدت محافظت می کرد. سالینجر به غیر از ناتور فقط چند کتاب و مجموعه داستان منشتر کرده است، از جمله «9 داستان»، «فرنی و زویی»، «تیر سقف را بالا بگیرید، نجار ها!»، و «سی مور: یک مقدمه».
همسایگان سالینجر در کورنیش او را به ندرت می دیدند. او هرگز به تماس تلفنی یا نامه خوانندگان یا غلاقه مندانش پاسخ نمی داد. او در این سال ها فقط به واسطه شایعات و به ندرت مشاهده شدن در مکان های عمومی و مصاحبه های مختصر و نادر، مورد توجه عموم قرار می گرفت. سالینجر از سال 1965 به این طرف هیچ اثری منتشر نکرده و در مقایسه با شخصیت مشهورش هولدن کالفیلد، کاملا مایه نا امیدی است.
کالفیلد در قسمتی از رمان ناتور دشت می گوید: "چیزی که من خیلی از آن خوشم می اید این است که وقتی خواندن یک کتابی را به پایان رساندی، آرزو کنی که نویسنده آن رفیق شفیقت باشد و هر وقت دوست داشتی به او زنگ بزنی."
سالینجر در یکی از آخرین و نوادر گفتگو هایش با روزنامه نیویورک تایمز گفته بود که منتشر نکردن کتاب برایش بسیار آرامش بخش است: "خیلی آرامش بخش است. با انتشار کتاب به حریم خصوصی من به شدت تجاوز می شود. من نوشتن را دوست دارم؛ عاشق نوشتنم، ولی فقط برای خودم و لذت بردن خودم می نویسم."
سالینجر برای محافظت از حریم خصوصی اش اغلب دست به دامان دادگاه ها می شد. او در سال 1982 از یکی از مجلات مهم آمریکایی برای چاپ کردن یک مصاحبه تخیلی با او شکایت کرد. در سال 2009 هم با پیگرد قانونی جلوی انتشار یک رمان نوشته «فردریک کولتینگ» نویسنده سوئدی را که در آن هولدن کالفیلد را به شکل یک پیرمرد نشان می دهد، در آمریکا گرفت.
جروم دیوید سالینجر در اولین روز سال نو میلادی در سال 1919 در نیویورک به دنیا آمد. پدرش سول سالینجر یک وارد کننده پنیر بود. سالینجر به سه دانشکده فرت ولی از هیچ کدام فارغ التحصیل نشد. او پیش از آن که برای حضئر در جنگ جهانی دوم به ارتش آمریکا بپیوندد در سال 1940 نوشتن داستان برای مجلات را شروع کرده بود.
دخترش «مارگارت» در بیوگرافی بحث انگیز «نگهبان رویا» که در سال 2001 منتشر کرده بود، گفته که پدرش یک مرد خود محور و همسر آزار است که به دختر حامله اش می گفته جنینش را سقط کند چون حق ندارد که بچه ای را به این "دنیای گند» بیاورد.
سالینجر سه بار ازدواج کرد. اولین ازدواج او با هشت ماه بیشتر دوام نیاورد. او در سال 1954 با زنی به نام «کلر داگلاس» ازدواج کرد. ماحصل این ازدواج تولد دو فرزندش به نام های مارگرات و متییو بود. این ازدواج هم در سال 1966 به جدایی انجامید. همسر سوم سالینجر 40 سال از خودش جوان تر بود.
سالینجر رمان بسیار محبوب «دشتبان» (ناتور دشت) را نوشته است، به علاوه یک سری آثار دیگرکه درخششان در حد رمان دشتبان یا حتی از آن هم بیشتر است. آقای سالینجر که در شهر کوچک «کورنیش» (در «نییو همپشایر») زندگی می کند همسایه دانشگاه «دارت مؤث» است. معروف است که او به حریم خصوصی اش خیلی اهمیت می دهد ولی دانشجویان تا کنون بار ها ادعا کرده اند که او را در کتابخانه «بِیکر بری» دیده اند.
آقای سالنجر مثل «اسوامی هاریداس»، آهنگساز بزرگ قرن شانزدهم که فقط برای خدا می خواند و می نواخت، در اوایل دهه 1960 از منتشر کردن آثارش دست کشید و اکنون از قرار معلوم فقط برای خدا یا برای خودش می نویسد؛ این دو البته در فلسفه «ودانتا» که سالینجر خیلی از آثار خود را با تکیه بر آن نوشت (و خود من هم علاقه شدیدی به آن دارم) از هم تفکیک پذیر نیستند. برای ناآزمودگان – یا شاید هم کسانی که بیش از حد آموزش دیده اند و ادیبان خسته دل – چنین امتناعی از شهرت چیزی بیش از نقص عملکرد سیستم عصبی شخص و یک امتناع بچگانه از شهرت است.
ولی سالینجر با تلاش برای اجتناب خویشتن خویش از آثار عمرش، الگوی یک هنرمند تمام عیار را عرضه می کند؛ مردی که تمام حرف هایش را در نهایت صرفه جویی زد، و وقتی کارش به حد اعلای کمال رسید بلافاصله از دیدگان همه کنار رفت. او نمی خواست که بی خود و بی جهت پرسه بزند و دنیا را با بار خویشتنش آزار دهد، بلکه هر چه بیشتر به درون خودش فرو رفت.
«هرولد بلوم» منتقد ادبی معروف، اصرار دارد که کافکا و بکت، به ترتیب، معادل قرن بیستمی دو کتاب «برزخ» و «دوزخ» را نوشتند، ولی کتاب «بهشت» امکان نوشته شدن ندارد، چون زمانه ما بسیار تیره و تار است. ولی از نظر من، سالینجر کتاب بهشت را به شیوه بی سر و صدا و ظریف خاص خود نوشته است. سالینجر، از گیجی و سر در گمی هولدن کالفیلد معصوم گرفته تا روشنگری نهایی داستان های متعالی ای چون «تدی» و «زویی» و «هپ ورث 16، 1924»، به عنوان اولین نفر راهی برای خروج از هزار تو می یابد. او ودانتا و عرفان مسیحی را در پر و پیمان ترین سطح شان به خود جذب می کند، و دیگران را تشویق می کند چیزی را ببینند که «تی. اس. الییوت» آن را «یک چیز بی نهایت لطیف و بی نهایت رنج آور» می نامید که در پس ظاهر بیمار گون خویشتن و در پس آزار گیج کننده و بی رحمی افسار گسیخته که بخش های زیادی از زندگی را توصیف می کند، آرمیده است.
سالینجر در داستان «زویی» (که قسمت دوم «فرنی و زویی» است) خیلی موجز و خلاصه به موضوع می پردازد، و برای توضیحاتش از هیچ گونه کلمه نامطمئن استفاده نمی کند. شخصیت زویی در حالی که سعی می کند خواهرش خصلت های عجیب و نسبتا آزار دهنده استادش را بفهمد، می گوید: "حاضرم هر شرطی ببندم که این چیزی که او دارد استفاده می کند، و تو فکر می کنی خویشتن او است، به هیچ وجه خویشتن او نیست بلکه یک توانایی دیگر، یک توانایی کثیف تر و غیر اساسی تر است." همین «توانایی کثیف تر و غیر اساسی تر» (که من به طرز غیر ماهرانه ای تا کنون از آن تحت عنوان «خویشتن» یاد کرده ام) است که سالینجر تلاش کرد تا آن را به کار نبرد چون می خواست خالص و ناب بنویسد و فقط از خویشتن واقعی اش استفاده کند.
گروه زیادی از مردم در آمریکا وجود دارند که آرامش را در نوشته های آقای سالینجر پیدا کرده اند. چنین افرادی احتمالا در خارج آمریکا هم وجود دارند. متأسفانه سالینجر را اغلب نویسنده ای می دانند که آدم های دیوانه دوستش دارند، که این موضوع البته دستاورد های بزرگ او را زیر سؤال می برد. من می دانم که خواندن رمان «دشتبان» باعث نشده که بخواهم اعضای بازمانده گروه بیتلز را ترور کنم! بلکه تأثیر عکس داشت: خواندن این رمان باعث شد که نسبت به دنیای پیرامونم و آدم های آن حساس تر بشوم و آنها را درک کنم و با آنها همدلی کنم، حال هر چقدر همه ما ها دارای نقطه ضعف و آسیب دیده باشیم. کتاب های سالینجر به طور کلی مجموعه ای از بصیرت های زندگی هستند که در خیلی از آنها دنیای سقوط کرده وجود دارد.
شاید دیگر چیز زیادی از عمر آقای سالینجر باقی نمانده باشد. احتمالا او با خواندن این نوشته که داستان هایش با لحنی نسبتا پر نشاط تحسین شده اند خواهد گفت که خیلی کوتاه بوده، ولی من امیدوارم این تحسین ها – خیلی ها او را دوست دارند و احتمالا برایش دعا هم می کنند – برایش منفعتی داشته باشد. من در این زمینه خوش بینانه فکر می کنم. تولدش را به او تبریک می گویم. به نظر من، با توجه به خدمات فداکارانه او، برای کم تر کسی این اتفاق می افتد که یک عمر زندگی کنند ولی توانایی های شان دست نخورده باقی بماند.
نقل قول هایی از هولدن کالفیلد:
" من و آن یارو افسر نیروی دریایی وقتی همدیگر را دیدیم به هم گفتیم از دیدن هم خوشحال شدیم. این جمله اعصابم را به هم می ریزد. من همیشه دارم این جمله از دیدن تان خوشحال شدم را برای کسی به کار می برم که اصلا از دیدنش خوشحال نشدم! ولی اگر بخواهید زنده بمانید باید این جمله را بگویید!"
"در هر حال خوشحالم که بمب اتم را اختراع کرده اند. اگر یک بار دیگر جنگی راه بیفتد، من نفر اولی هستم که به جنگ می روم. به خدا قسم می خورم که داوطلبانه به جنگ می روم."
"پسر! وقتی می میری حسابی به آدم حال می دهند! امیدوارم وقتی مردم یک آدم عاقل پیدا بشود که جسد مرا در رودخانه ای چیزی پرتاب کند!"
با صدای بلند به من گفت: "موفق باشی"، درست مثل «اسپنسر» که وقتی داشتم از «پنسی» می رفتم. فقط خدا می داند که چقدر متنفرم از این که وقتی دارم از جایی می روم یک نفر با صدای بلند بگوید موفق باشی. واقعا اعصاب آدم خرد می شود."
"اصلا کل مشکل همین است؛ نمی توانی جایی را در این دنیا پیدا کنی که آرامش داشته باشد، چون اصلا چنین جایی وجود ندارد. شاید فکر کنی که وجود دارد ولی وقتی به خیال خودت به چنین جایی رسیدی یک نفر پیدایش می شوم و زیر دماغت می نویسد: {...}."
"نکته ای که در مورد بچه ها باید به آن توجه داشته باشی این است که اگر می خواهند یک حلقه طلا را بگیرند باید به آنها اجازه بدهی که این کار را انجام بدهند. اگر موفق نشدند، خب، موفق نشدند، ولی اصلا خوب نیست که چیزی به آنها بگویید."
"هرگز چیزی به کسی نگویید. اگر بگویید، کم کم همه را از دست می دهید!"
سایت تابناک
نظرات ()کارگردان «زمهریر»: روسیاهم اگر به ارزشها توهین کردم
سینمای ما- نشست خبری فیلمسینمایی «زمهریر» به پرحاشیهترین جلسات پرسش و پاسخ تاریخ جشنوارهی فیلم فجر تبدیل شد.این نشست که تا ساعت دو: پانزده دقیقه بامداد امروز جمعه 9 بهمنماه ادامه داشت، با اعتراض حاضران نسبت به محتوا و کیفیت ضعیف این فیلم همراه بود.در ابتدا علی رویینتن کارگردان «زمهریر» از حاضران خواست بزرگواری کنند و ضعفها را هشدار دهند.
وی درباره واقعیبودن داستان فیلمش توضیح داد: هنگامی که کار هنری میکنیم حقیقی در ذهن ما شکل میگیرد که یکسری این اتفاقات مستند و یکسری تخیلات من است.
این کارگردان در پاسخ به سوالی درباره استفاده زیاد از شمع در فیلم ابتدا با بیان اینکه پارافین بدنم کم است ادامه داد: شمع نماد سوختن است و در ادبیات و فرهنگ ما المانهای زیادی دارد و مهمترین المان روشنایی محسوب میشود که هم میسوزد و هم روشن میکند.
وی درباره عدم حضور فیلمش در بخش مسابقه جشنواره گفت: احساس میکنم گیر نگاهی دارد و تلاش میکنیم این سوءتفاهم را از بین ببریم.
رویینتن در پاسخ به سوالی که قول او را یادآوری کرده بود مبنی بر اینکه؛اگر فیلمم خوب نباشد کفشهایم را درمیآورم اظهار داشت: قول میدهم بعد از پایان جلسه کفشهایم را دربیاورم و از اینجا بیرون بروم.
وحید جلیلوند بازیگر اصلی این فیلم با اشاره به سوالات مطرحشده و فضای ملتهب سالن کنفرانس گفت: خواهش میکنم در مملکتی که همه دارند همدیگر را میزنند، شما اگر نقد دارید نزنید.
رویینتن در ادامه اظهار داشت: در قدیم برای اینکه خودشان را نشان دهند قمهکشی میکردند، حرمت نقد بسیار بیشتر از یقهگیری است، من مخلص همه شما هستم و بهتر است با هم صافتر باشیم.
در ادامه محمود گبرلو که اجرای جلسه را برعهده داشت مطلبی را در خصوص کار خوب جواد شمقدری مبنی بر عدم حضور فیلم در بخش اصلی جشنواره قرائت کرد که رویینتن گفت: اگر چنین وفاقی بین شما منتقدان ومسوولان سینمایی باشد بسیارخوب است.
این صحبت رویینتن اعتراض شدید کیوان کثیریان دبیر انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران را به همراه داشت و از انتهای سالن فریاد زد: آنکه جواد شمقدری را سر صحنه فیلمش دعوت میکند، دستنشانده است.
او اشاره داشت براینکه تنها فیلمی که معاونت سینمایی به سر صحنهاش رفته «زمهریر» است.
رویینتن با بیان اینکه قصد توهین به منتقدان را نداشته است،گفت: من یک فیلم ساختم، مثل همه کسان دیگری که فیلم میسازند و آمدهام در اندازه همان فیلم صحبت کنم.
وی در پاسخ به سوال دیگری درباره شخصیت «حاج مریم» اظهار داشت: ما در جنگ خانمهای بهیار زیادی داشتیم که با آمبولانس مجروح حمل میکردند.
این کارگردان خطاب به حاضران علت عصبانیتشان را پرسید، که یکی از جمع پاسخ داد: به خاطر توهینهایی که در فیلمت به ما داشتی.
و شخص دیگری نیز این فیلم را توهین به همه دانست.
در ادامه ایرج رامینفر طراح صحنه و لباس جلسه را ترک و علت آن را عدم صحبت درباره فیلم اعلام کرد.
با ادامه اعتراض کثیریان؛ او توسط مهدی مسعودشاهی و محسن علیاکبری به بیرون از سالن هدایت شد.
علی معلم هم با درخواست پایان این جلسه گفت: جایی که وفاق برای صحبتکردن وجود ندارد عقل میگوید بفرمایید بیرون و ادامه این جلسه باعث توهین بیشتر خواهد شد.
با صحبت معلم عدهای جلسه را ترک کردند، اما گبرلو همچنان بر ادامه جلسه تأکید کرد.
در ادامه مسعودشاهی دبیر جشنواره به پشت تریبون رفت و با تشکر از کسانی که تا دیروقت در جلسه حاضر شدهاند گفت: اینجا یکی از جاهایی است که تمرین کنیم و عجله و شتاب برای پاسخدادن نداشته باشیم. دوستان فیلم ساختند و برای اثرشان احترام قائلند و مقداری به کار هم احترام بگذاریم.
وی افزود: ما به عنوان دوستان اهل قلم و سینمایی به این جلسات نیاز داریم و خواهش میکنم، همدیگر را تحمل کنیم.
رویینتن در ادامه گفت: فتوت در جامعه ما نیاز است. آ سیدعلی «زمهریر» فتوت داشت و پای آرمانش ایستاد و به خاطر آن روزه سکوت گرفت. من تلاش کردم تجربه شریفی داشته باشم و میخواستم درد بچههای جنگ را بگویم و اینکه در سال 88 هنوز جنگ تازه است و اگر اینقدر بد و غیرقابل قبول بوده شرمندهام که باورتان را به درد آوردهام.
وی افزود: میخواستم بگویم قدر آ سید علیها را بدانیم و در گوششان نزنیم. خواستم بگویم اینها را تنها نگذاریم و نسل جوان ما بدون نفس آ سیدعلی لکنت میگیرد.
رویینتن همچنین گفت:خاک بر دهان من اگر گفتم منتقدان باجبگیر معاونت سینمایی هستند. من در این فیلم اظهار ارادتی به آغاسی خواننده لب کارون نکردم، بلکه ارادت به کارون کردم و ادای دینی به این ترانه که همهجا جای است.
بیتا بادران بازیگر فیلم هم که در نشست حاضر بود گفت: من سالیان سال است که افتخار شاگردی رویینتن را دارم و درس زندگی و بازیگری از ایشان یاد گرفتم و یاد گرفتم در مقابل قهر به شما مهر بدهم و خدا را شکر روسفید شدم.
همچنان فریادهای اعتراض در سالن و بحثهای حاضران با هم ادامه داشت.
رویینتن گفت: شما در واژهها مشکل دارید؛ اگر جنگی نشان دادم میخواستم غیرمتعارف باشد و اگر خانمی در جنگ آوردم نمیخواستم مانکن نشان دهم و اگر اینچنین بود چهرهاش را نزدیک به مردها نمیکردم.
در ادامه علیرضا غفاری یکی از حاضران در جلسه به پشت میکروفون رفت و خطاب به رویینتن اظهار داشت: شما با فضاسازی غیرمعقول و غیرمنطقی در رسانهها اشتیاقی برای دیدن «زمهریر» به وجود آوردید که اینچنین جوابی را برایتان به همراه داشت، هنرمندان باید جامعه را به سمت روشنگری ببرند اما این فیلم روشنگری نداشت.
در پایان جلسه که بیش از یکساعت ادامه داشت، رویینتن از مسوولان جشنواره که این فیلم را نمایش دادند، تشکر کرد و گفت: روسیاهم اگر به ارزشها توهین کردم و دست همه شما را میبوسم. اگر در این فیلم نتوانم ضعفم را برطرف کنم، تلاش میکنم اگر عمری بود در فیلم بعدیام جبران کنم.
دانیال عبادی و مهرداد صدیقیان از دیگر بازیگران فیلم هم در نشست حاضر بودند که فرصت صحبتکردن پیدا نکردند.
ضمن آنکه سیدضیا هاشمی تهیهکننده، محمد متوسلانی، افسانه بایگان، شیلا خداداد، نیوشا ضیغمی، محمود پاکنیت و مهوش صبرکن بازیگران، از دیگر عوامل فیلم هنگام نمایش آن بودند که حاضر به حضور در جلسه پرسش و پاسخ نشدند.
در پایان جلسه همه منتظر عملیکردن قول رویینتن بودند و درحالیکه میخواست اقدام به درآوردن کفشهایش کند، جلوگیری کردند.
گفتنی است: در نمایش «زمهریر» تعداد زیادی مهمان توسط عوامل فیلم دعوت شده بودند و اکثر صندلیهای سالن پُر بود.
منبع : ایسنا
سایت سینمای ما
نظرات ()رئیس جمهور شب گذشته به اتفاق وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی دیگر از اعضای کابینه به تماشای فیلم "ملک سلیمان " ساخته شهریار بحرانی نشست.
به گزارش خبرنگار فارس، محمود احمدینژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران شب گذشته به اتفاق وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزیر اقتصاد، وزیر کشور ، جمعی از معاونان و دیگر شخصیتها و خانوادههای مسئولان، همچنین سردار رحیم صفوی دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا در سالن نمایش وزارت ارشاد به تماشای فیلم "ملک سلیمان " نشست.
رئیس جمهور در گفتگویی کوتاه با خبرنگار فارس، فیلم را خیلی خوب توصیف کرد و گفت: در جریان مسائل جاری جشنواره هستم و در فرصت مقتضی بیشتر درباره جشنواره صحبت میکنم.
سایت تابناک
نظرات ()عکس ها : یلدا ذبیحی
سینمای ما











نظرات ()من دل به چیزی ننهم که چون مفقود شود اندوهگین شوم و دلیل
نشاط من در این است
( سقراط )
نظرات ()عکس ها : یلدا ذبیحی
سایت سینمای ما















نظرات ()عکس ها : یلدا ذبیحی
سینمای ما













نظرات ()برای مشاهده عکس ها در سایز واقعی آن ها را دانلود کنید
برای مشاهده عکسها بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر از افتتاحیه
تا امروز را در آرشیو ببینید...
همه عکسها و گزارشات را مشاهده کنید
نظرات ()عکس ها : یلدا ذبیحی
سایت سینمای ما














نظرات ()عکسها: یلدا ذبیحی
سینمای ما














نظرات ()گزارش نشست رسانهایی «سفرمرگ» با حضور عوامل فیلم
کارگردان: درک این فیلم برای عام سخت است
سینمای ما - نشست رسانه ایی "سفرمرگ"با حضور عوامل فیلم در سالن کنفرانس برج میلاد برگزار شد . در این نشست رضا استادی(مدیر جلسه)، حسن آقاکریمی (نویسنده و کارگردان)، مهرداد صدیقیان و فریماه ارباب (بازیگران) حضور داشتند . گزیده ایی از صحبت های عوامل را در اینجا می خوانید.
کارگردان متواضع حسابگر
حسن آقا کریمی کارگردان فیلم "سفرمرگ" درباره ی علت حضور فیلمش در ردیف فیلمهای پخش شده در جشنواره گفت: فیلم من قرار نبود پخش شود و به اصرار من این اتفاق افتاد . چرا که احساس می کردم درک این فیلم برای عام سخت است . در واقع خواستم قبل از اکران عمومی در جشنواره نمایش داده شود تا بازتاب آن را در افراد روشن فکر و رسانه ایی هم ببینم تا بفهمم چقدر مخاطب با این فیلم ارتباط برقرار می کند . حال که می بینم حتی این قشر به خوبی ارتباط برقرار نکردند دریافتم فیلم ضعف دارد . اما الان می دانم چه تغییراتی باید برای اکران عمومی بدهم .
آقا کریمی در ادامه گفت : جریان ساخت این فیلم عجیب است . در مدت ساختش تمام اتفاقاتی که می شد بر سر یک فیلمساز در ساخت بیست فیلم و بیست سال بیفتد بر سر من در همین یک فیلم افتاد . اول خرابی دوربین دوم از بین رفتن برخی راشها و حلقه های فیلم در آخر هم، یک روز مانده به فیلمبرداری من دچار حمله ی قلبی شدم و به بیمارستان رفتم که یک ماه کار به تعویق افتاد . آخرین بدشانسی هم روشن شدن پرژکتور موقع نمایش فیلم بود که فکر کنم بدشانسی هایم بود شد . اما باید اعلام کنم کل فیلم در بیست و شش جلسه که چهار جلسه اش تکراربود اتفاق افتاد .
قسمت اعظم داستان در جاده و در شب اتفاق می افتد که روایت داستانم ایجاب می کرد . همه ی ما به سفر رفته ایم . من می خواستمدر داستانم بگویم صدمه ایی که عدم امنیت روانی در انسان می گذارد به مراتب بدتر از صدمات جسمی است . داستان قصه ندارد تنها ما توهم و تصوری آدمهایی را به تصویر کشیدیم . من پایان را باز گذاشتم تا بیننده به زعم خود آن را به پایان برساند .
او در جواب به این سوال که چرا خبرنگاران تشویقت نکردند ؟ گفت : من تشویق را مزیت نمی دانم. پس منطقی است که نبودش را ضعف بشمار نیاورم . واقعیت این است که من به اکران موفق فکر نمی کنم و مطمئنم از فیلم در گیشه هم استقبال نمی شود و از آنجا که فیلم کم هزینه ای بود با امتیاز فروش تلویزیونی پولش باز می گردد .
کودک بیست و یک ساله !
همه به خاطر داریم مهرداد صدیقیان در جشنواره ی فیلم کودک جایزه ی بهترین بازیگر را گرفت . صدیقیان گفت:وقتی جایزه را گرفتم بیست ساله بودم و نمی دانم چرا چنین جایزه ایی به من تعلق گرفت . من به خاطر فرار از نگاه کودکانه ایی که به من دارند در "زمهریر" نقش آدم سی و پنج ساله را بازی کردم.
فیلم آموزنده...!
در خاتمه رضا استادی گفت : در هر حال فیلم آموزنده ایی بود چرا که بیننده راه های بسیاری برای زیر آب کردن سر مسافر یاد گرفت .
سایت سینمای ما
نظرات ()فاطمه گودرزی باز هم تکذیب کرد
فاطمه گودرزی: عجب میکنم چگونه نام من به عنوان یکی از داوران مسابقه سینمای ایران در اخبار رسمی جشنواره منتشر شد
سینمای ما- فاطمه گودرزی که روز گذشته به عنوان یکی از اعضای هیأت داوران بخش مسابقه سینمای ایران معرفی شده بود، از عدم حضور خود در این جمع به دلیل گرفتاریهای شخصی خبر داد. گودرزی اظهار داشت: من از دو هفته گذشته راهی سفر شدم و تعجب میکنم که چگونه نام من به عنوان یکی از داوران بخش مسابقه سینمای ایران در اخبار رسمی جشنواره منتشر شده و در کاتالوگ و بولتن نیز به ثبت رسیده است.
وی اظهار داشت: ده روز پیش تماسی با من گرفته شد اما به دلیل گرفتاریام، قولی برای حضور در جمع داوران ندادم.
گودرزی ادامه داد: تاکنون نیز هیچ کدام از فیلمهای جشنواره را ندیدهام که بخواهم آنها را داوری کنم. زمانی هم که با من از طرف جشنواره تماس گرفته شد به آنها یادآوری کردم که به خاطر وضعیت جسمانی مادرم راهی سفر هستم.
در تماس با یکی از دستاندرکاران اصلی جشنواره، وی درباره عقد قرارداد داوری با «فاطمه گودرزی» سخن گفت که این بازیگر، این قضیه را نیز تکذیب کرد.
منبع : فارس
سایت سینمای ما
نظرات ()گاهی «هیچ» بهتر از «بیست» است
سینمای ما- صوفیا نصرالهی: نکته اول- روز سوم جشنواره بیستوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر هم گذشت و ما هنوز هم چشممان به جمال تیزر جشنواره روشن نشده است.

البته با توجه به تیزرهای تکراری که هر سال میدیدیم و هیچ ایده تازهای هم نداشتند، خود این قضیه تنوعی است. فقط مشکل اینجاست که فیلم خیلی مستقیم شروع میشود و هیچ پیامی هم قبل از آن نیست در نتیجه تیتراژ اکثر فیلمها که از دست میرود هیچ، گاهی فیلم شروع هم میشود و هنوز مردم ننشستهاند و دنبال جا میگردند. حالا از احترام به تیتراژ و زیباییشناسی آن هم که بگذریم، باید توجه داشت که تیتراژ گاهی مدخلی برای شروع فیلم است.
برخی اطلاعات در تیتراژ به مخاطب داده میشود مثل فیلم «آل». برای همین هم دیروز وقتی فیلم «آل» شروع شد و هنوز نیمی از جمعیت وارد سالن نشده بودند و نیم دیگر هم دنبال جایشان میگشتند و فیلم هم داشت پخش میشد، داد و فریاد علی معلم به هوا رفت. خدا را شکر که تهیهکنندهای مثل معلم وجود دارد که آنقدر برای فیلمش و تماشاگرش احترام قائل است که اعتراض کند و آنقدر برود و بیاید که فیلم را قطع کنند و دوباره از اول و در آرامش در حالیکه همه سر جایشان نشسته بودند، فیلم پخش شود و ما برای اولینبار در این جشنواره یک فیلم را از اول و از سر تیتراژش ببینیم. (از تیتراژ گفتم و باید بگویم که حتما تیتراژ «به رنگ ارغوان» کار گلاره کیازند را هم ببینید که از جمله معدود تیتراژهایی است که فکر و سلیقه پشت سرش وجود دارد.)
نکته دوم
امسال یخ جشنواره بیشتر با فیلمهای سانس آخر که خارج از مسابقه هستند، شکسته شده است.
دلیلش هم فقط این نیست که این فیلمها سالها در توقیف بودهاند و حالا فرصت نمایش پیدا کردهاند. بیشتر به اینخاطر که اتفاقا اینها بهترین فیلمهای جشنواره تاکنون بودهاند.
«آتشکار» ایدههای جدید و خوبی داشت و حالا توانستیم «هیچ» را هم ببینیم که اتفاق جشنواره امسال بود. به چند دلیل؛ اول از همه اینکه «هیچ» واقعا فیلم خوبی از کار درآمده است. بازیهای یکدست و عالی دارد که گل سرسبدشان هم بازی مهدی هاشمی است. زشتیها و حقایق تلخ را در بستری از طنز چنان مطرح کرده است که این پارادوکس باعث شده سر فیلم هم قهقهه بزنید و هم اشکتان سرازیر شود. پایان خوبی دارد که تکاندهنده است و از همه مهمتر، این فیلم به نسبت فیلم قبلی کاهانی یعنی «بیست» یک جهش و پیشرفت فوقالعاده است. آن هم نه فقط از نظر کارگردانی، فیلمنامه و ریتم و بازیها که بیشتر به ایندلیل که هرچقدر «بیست» فیلم خنثی و خستهکنندهای بود، در عوض «هیچ» زنده و سرحال و گزنده است. انگار کاهانی آن یکی فیلم را از سر بیحوصلگی و کسالت ساخته و این یکی را با روحیه و انرژی؛ انرژیای که در طول فیلم به مخاطب هم منتقل میشود. «بیست» را که دیدم، فکر میکردم دیگر حوصله دیدن فیلم بعدی کاهانی را نخواهم داشت اما حالا و با دیدن «هیچ» از همین امروز منتظرم که کاهانی فیلم بعدیش را بسازد. البته نیمه اول فیلم به نسبت نیمه دومش خیلی بهتر است. هم شوخیهای بیشتر و بامزهتری دارد و هم حضور بیشتر مهدی هاشمی به قدرت فیلم کمک میکند.
جالب اینجاست که مثلا احمد مهرانفر در «هیچ» حتی بهتر از «درباره الی...» ظاهر شده است. مشکل اصلی «هیچ» یکی، یکدست نبودن بخش اول و دوم آن است و دیگر اینکه داستان و قهرمان فیلم از یکجایی به بعد به فراموشی سپرده میشود و قرار است شخصیتهای فرعی و داستانکها جورش را بکشند که خب هیچ کدامشان به جذابیت قسمت اصلی ماجرا نیستند. مشکل دیگر هم این است که طنز و جدیت قسمت دوم با هم در تعادل نیستند. درواقع یکدستی قسمت دوم فیلم به هم خورده است. اولش کلی شوخی داریم و یکدفعه فضای طنز داستان عوض میشود و سراغ غموغصه شخصیتها میرویم. با این حال یک تشکر به معاونت سینمایی بدهکاریم که این فرصت را فراهم کرد تا فیلم خوب کاهانی دیده شود. کارگردان جوانی که حالا میدانم ایدههای خوبی دارد و قدرت کارگردانیاش را هم در سکانسهای شلوغ «هیچ» میشود دید.
دیشب هم که نوبت «صد سال به این سالها»ی سامان مقدم بود. انگار واقعا یخ جشنواره بالاخره شکسته شده است.
سینمای ما
منبع : تهران امروز
نظرات ()عکس ها : یلدا ذبیحی
سایت سینمای ما








نظرات ()
سایت سینمای ما














نظرات ()










نظرات ()









نظرات ()

نظرات ()

نظرات ()در ساخت فیلم مخاطب را هم شریک کردیم
سینمای ما - نشست مطبوعاتی فیلم" برخورد خیلی نزدیک" ساخته اسماعیل میهن دوست با حضور عوامل فیلم سالن کنفرانس مرکز همایشهای برج میلاد برگزار شد.در این جلسه آنا نعمتی، لادن مستوفی، شاهرخ فروتنیان به عنوان بازیگر به همراه نازنین مفخم تدوینگر فیلم حضور داشتند. علی علایی هم مجری این نشست بود.
میهن دوست در ابتدای جلسه اعلام کرد چون قرار نبود جلسهای برگزار شود و امروز به بنده اطلاع دادند نتوانستم سایر عوامل فیلم را پیدا کنم و جای دوستان خالی است. امیدوارم برای فیلمهایی دیگری هم که جلسه برگزار نشده است نشست مطبوعاتی برگزار کنند تا عدالت برقرار شوند.
نازنین مفخم هم در ابتدای صحبتهایش به عنوان تدوینگر فیلم گفت: از دوستان ممنونم که فیلم را دیدند ما خیاطی بیش نبودیم.
به گزارش خبرنگار سایت سینمای ما علایی با اشاره به سابقه مطبوعاتی میهن دوست در مورد الگوی روایتی فیلم از کارگردان سئوال کرد. میهندوست در جواب این سئوال گفت: هر قصهای روایت خودش را میطلبد دوست داشتم این چالش را داشته باشم که قصه بارها گفته شده را با یک روایت جدید و غیرخطی که از منطق خاصی هم برخوردار باشد به تصویر بکشم. این فیلم میطلبید که مخاطب را در ساخت فیلم دخیل کنیم. این فیلم یک محصول مصرفی که نویسنده و کارگردان آن را انجام داده باشند نبوده و قصد این بود که مخاطب هم در ساخت آن شریک شود.
مفخم هم با اشاره به این نکته که هر فیلم سختی خودش را دارد گفت: این فیلم یکی از کارهای لذت بخش و خوب برای من در این مدت بود. ریتم کار در فیلمنامه پیشبینی شده بود و امیدوارم توانسته باشم آن را حفظ کرده باشم.
میهن دوست در جواب سئوالی مبنی بر واقعی بودن داستان و تعداد بازنویسی آن توضیح داد: این فیلم مبنای واقعی نداشت ولی شنیده بودم چنین اتفاقی افتاده بود. سال 1383 طرح فیلمنامه را نوشتم و از سال 85 تا 88 چندین بار آن را باز نویسی کردم که تعدادش خاطرم نیست.
یکی دیگر از خبرنگاران سئوال کرد آیا بهتر نبود از بازیگرانی با سن پائینتر استفاده میکردید؟ میهن دوست در جواب گفت: اتفاقا میخواستم بازیگران سن و سال پختهتری داشته باشند. اگر سن آنها پائین بود تماشاگران اتفاقات را به خامی بازیگر تعبیر میکردند. در این زمان لادن مستوفی به شوخی گفت: 23 سال که سن زیادی نیست ما تازه از تینایجری گذر کردهایم.
لادن مستوفی ادامه داد: پیام فیلم از دید من قضاوت نکردن است. همه چیز نسبی است و این نسبیت در روابط شخصیتها هم رعایت شده است. ناهید یک انسان بود با تمام خصلتها.
نازنین مفخم در پایان، «برخورد خیلی نزدیک» را فیلمی بر اساس دیالوگ خواند و گفت: گم کردن هر دیالوگ میتوانست خط قصه را به هم بزند. فیلم سال گذشته ساخته شدو نمایشهای زیادی در این مدت داشت و ظاهرا هم کسی از تماشایاش خسته نشد. من فقط یک ویراستار بودم که فقط سعی کردم انسجام اثر را حفظ کنم. مونیتور یک مولف نیست
سایت سینمای ما
نظرات ()سایت سینمای ما










نظرات ()وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها می کند، پرهایش سفید می ماند
ولی قلبش سیاه می شود.
( مارک تواین )
نظرات ()
یادداشت ابراهیم حاتمیکیا برای «به رنگ ارغوان»؛
حکایت «حال» و «نت فالش» و «به رنگ ارغوان»
سینمای ما - ابراهیم حاتمیکیا: همیشه گفتم که خود را متعلق به سینمای حرفهای نمیدانم و البته میدانم که خیلی توضیح ندادهام این سینمای حرفهای چه موجودی است. شاید تعریفی که من از سینماگر حرفهای میدهم، تعریف ناقصی باشد، ولی برای خودم قابل درک است.
مثلاً فیلمنامهنویس حرفهای برای نوشتن، یک قلم میخواهد و یک کاغذ سفید و کلی اطلاعات آماده در حول و حوش موضوع. حال میشود منتظر ماند تا فیلمنامه در یک زمان معقول آماده شود، ولی من هر وقت چنین برنامهای را برای خودم چیدم با مغز، زمین خوردم.
من برای نوشتن، همه این ابزار بالا را میخواهم به اضافه یک عنصر، و آن چیز مزاحمی است به نام «حال». این حال، بیچاره میکند. چنان کاسه و کوزه عقل و درایت و برنامهات را به هم میریزد که میشوی ذلیل فیالارض. این حال چه قالبی دارد که تا اعلام آمادگی نکند، هر تدارکی را دیده باشی باز مجبوری رهایش کنی. این حال، زمانشناس نیست.
اصلاً منطق و ادب سرش نمیشود. وقت و بیوقت، سروکلهاش پیدا میشود. احترامی و اعتنایی به تجربههای درخشانت نمیکند! چنان بیاعتنا به ارض و سماست که گویی از عالم دیگری است و هیچ محتاج این القاب نیست. فیلمنامه به رنگ ارغوان چهار سال با همین حال بر زمین نشست و ما سراغ دیگری رفتیم. تا این که در شرایطی که «نت فالش» نیاز به «حال» داشت، سراغمان آمد.
حس میکردم این موجود نامرئی، مثل بارداری ناخواسته در حال عرض اندام است. حس آدم خیانتکاری را داشتم که نباید دل در گرو کس دیگری داشته باشم؛ ولی او بیرحمانه حجم ذهن و روحم را اشغال کرد و من ناگهان فهمیدم در شهر تورنتو کانادا، آن هم در دل پروژه «نت فالش» در حال نگارش به رنگ ارغوانام. من با این حال چه کنم. میدانم که دوستان حرفهای به ریش بنده میخندند و این ادا و اطوار را بازی میدانند.
نمیدانم، شاید آنها به همین وضع من دچار میشوند، ولی غم نان، چنان تحت فشارشان قرار میدهد که به روی مبارکشان نمیآورند و چنین است که کورتاژهای عجیب و غریب میکنند و سینمای ما پر است از فکرهای دو ماهه و سه ماهه که به دلیل روح حرفهای ناخواسته وارد دنیای واقعی شدهاند.
این نجوا را بلند گفتم که دوستان منتقد مدادها را تیز کنند تا مشروعیت به رنگ ارغوان را زیر نوک تیز مدادهایشان کالبدشکافی کنند. بسمالله.
سایت سینمای ما
نظرات ()جوزانی، طالبی، گودرزی، علیاکبری، شهیدی و ...
داوران بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فیلم فجر معرفی شدند 
سینمای ما - اسامی داوران بخش مسابقه سینمای ایران بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر اعلام شد.به گزارش سینمای ما به نقل از روابط عمومی جشنواره، 7 نفر از کارشناسان و هنرمندان فیلمهای این بخش از جشنواره را ارزیابی میکنند.
بر پایه این گزارش، مسعود جعفری جوزانی، فیلمساز، اسفندیار شهیدی، مدیر فیلمبرداری و تهیه کننده سینما، ابوالقاسم طالبی، فیلمساز، محسن علیاکبری، تهیه کننده سینما، محمد ابراهیم فیاض، کارشناس فرهنگی، فاطمه گودرزی بازیگر و ناصر هاشمزاده فیلمنامهنویس، فیلمهای بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فیلم فجر را داوری میکنند.
26 فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر روی پرده میرود.
در بخش مسابقه سینمای ایران 15 سیمرغ بلورین و یک سیمرغ زرین از نگاه ملی به برگزیدگان اهدا میشود.
بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر هم اکنون در حال برگزاری است.
سایت سینمای ما
نظرات ()سایت سینمای ما












نظرات ()سایت سینمای ما













نظرات ()یک متخصص تغذیه گفت: مصرف پیاز پخته به هر شکل که باشد، برای رفع ناراحتیهای روحی مفید است.
فارس نوشت: سید ضیاءالدین مظهری با بیان این که برگهای سبز پیازچه بیشتر هنگام بهار یافت میشود و دارای مقدار زیادی ویتامین C است، گفت: پیاز تقریباً تمام خواص سیر را در معالجه فشارخون، بیماری قند و درمان بیماری کرمک را دارد. مصرف پیاز پخته باعث لینت یا نرمی مزاج میشود و استفاده از پیازی که با چربی پخته شده باشد، برای دفع اخلاط چسبنده از سینه مفید است.
این متخصص تغذیه افزود: مصرف پیاز پخته با چربی برای رفع یبوست و نفخ رودهها مفید است. برای این منظور پیاز را با بخار پخته و در هنگام پختن به تدریج به آن کره اضافه شود و سپس مصرف کنند.
مظهری گفت: اگر ورقههای نازک پیاز در شیر پخته و مصرف شود، برای درمان دردهای حاصل از قولنج رودهها و ناراحتیهای شکم مفید است. پیاز پخته ادرار آور است و مصرف پیاز پخته به هر شکل که باشد، برای رفع ناراحتیهای روحی مفید است.
وی افزود: تخم پیاز طبیعت گرم دارد و خوردن 4 تا 5 گرم آن برای تحریک نیروی جنسی مؤثر است و قرار دادن پیاز پخته و گرم در محل سوختگی و یا قرار دادن آن در محل بواسیر اثر مؤثری دارد، زیرا خون را به طرف سطح پوست انتقال داده و از تجمع خون در رگهای بواسیری میکاهد.
این متخصص تغذیه اضافه کرد: برای برطرف کردن بوی بد پیاز بعد از مصرف آن میتوان، یک عدد گردو یا مقداری نان سوخته خورده شود یا چند عدد باقلا را جویده و مدتی در دهان نگه داشت.
بازتاب آنلاین
نظرات ()مدیر کل فرهنگی سازمان ملی جوانان ، میانگین سن ازدواج پسران و دختران کشور را در شش ماه سال 88 ، به ترتیب 27.7 و 23.8 اعلام کرد.
مجید امیدی در مصاحبه با واحد مرکزی خبر گفت : سن ازدواج کشور ، در شش ماه سال 88 نسبت به سال قبل 3 درصد افزایش یافته است.
وی افزود : بر اساس آمار ، پیش بینی می شود امسال بیش از یک میلیون فقره ازدواج صورت پذیرد.
امیدی به تعداد ازدواج پسران و دختران در سالهای 86 ، 87 و 88 اشاره کرد وگفت : در سالهای 86 ، 87 به ترتیب ، 860 هزار و 900 هزار و در شش ماهه اول سال 88 ، 470 هزار فقره ازدواج صورت گرفته است.
مدیر کل فرهنگی سازمان ملی جوانان تصریح کرد : میانگین سن ازدواج در سال 77 برای پسران 26.4 و دختران 23.4 بوده است.
امیدی در ادامه درباره اقدامات سازمان ملی جوانان برای جوان ها گفت : وظیفه اصلی سازمان ، سیاستگذاری برای دستگاههای اجرایی کشور است.
وی خاطرنشان کرد : کشور ما در حال حاضر نیاز به اقدام دارد و باید از کارهای تئوری در کشور پرهیز کنیم .
امیدی اضافه کرد : فرهیختگان و نهادهای فرهنگی و اموزشی و در راس انها خانواده باید مهارت لازم را برای ازدواج جوانان فراهم کنند.
وی با تاکید بر اینکه ، سازمان ملی جوانان ، دستگاهی ستادی است ، افزود: وظیفه اصلی ما ، مطالعه و پژوهش در امور ، اشتغال ، هویت و اوقات فراغت جوانان و سپس ارائه گزارش به دستگاهها برای اجرا است .
وی افزود: در حقیقت ، سازمان ملی جوانان ، زبان جوانان در هیئت دولت است.
امیدی به میانگین طلاق در کشور اشاره کرد و گفت : در سال 87 ، میانگین طلاق در مردان 25 تا 29 سال و در زنان 24 تا 20 سال بوده است.
وی افزود: در شش ماهه سال 88 میانگین سنی طلاق برای پسران ، 34 سال و زنان 29 سال است.
مدیر کل فرهنگی سازمان ملی جوانان گفت : در سال 87 ، 30 درصد طلاقها توافقی ، 48 درصد از سوی زنان و 23 درصد از سوی مردان بوده است.
سایت بازتاب آنلاین
نظرات ()آمار بازدید از وبلاگ از 43500 گذشت
و به
43617
رسید.
نظرات ()تمامی عکس ها و گزارشات بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر را در این وبلاگ
بخوانید و ببینید.
در نظرسنجی شرکت کنید
بزودی پاسخ نظرات شما را
خواهیم داد.
نظرات ()سینمای ما- هما بذرافشان: نشست رسانهای و جلسه پرسش و پاسخ با عوامل فیلم "آل" در سالن کنفرانس برج میلاد برگزار شد. در این نشست بهرام بهرامیان (کارگردان)، علی معلم (تهیهکننده)، بهرام عظیمی (فیلمنامهنویس)، فرخ فدایی (صدابردار)، امیر پوریا (بازنویس فیلمنامه)، رضا حاجی درویش (طراح صحنه و لباس) و آنا نعمتی، مصطفی زمانی، همایون ارشادی و هنگامه حمیدزاده (بازیگران فیلم) برگزار شد. گزیدهای از حرفهای عوامل فیلم را اینجا بخوانید:
هنرجوی سینما ..
در جلسه ی نشست مطبوعاتی فیلم آل، کارگردان فیلم خود را بهرام بهرامیان، کارگردان و هنرجو، معرفی کرد. او در جواب به این سوال که هنرجوی کجا؟ گفت : هنرجوی سینما . بهرامیان گفت حدود دو سال پیش معلم از من دعوت کرد و دربارهی آل با هم گفتگو کردیم . این فیلم نامه هفده بار بازنویسی شد . او گفت فیلمنامه ی آل را چندین بار عظیمی بازنویسی کرد و من و آقای معلم نیز با او همکاری کردیم و بازنویسی آخر فیلمنامه را هم امیر پوریا نوشت. او گفت نگارش این فیلم بسیار سخت بود که نویسندگان عزیز با صبوری ناملایماتش را تحمل کردند .
سخت ولی صادقانه ...
مصطفی زمانی گفت: این اولین تجربه ی سینمایی من بود. سینا نقش سخت و قابل ملاحظه ای بود و به خاطر دوستی و رفاقتی که با بهرام بهرامیان داشتم تلاشم را کردم تا نقشم را صادقانه بازی کنم .
فیلم متفاوت ، بازی متفاوت
آنا نعمتی بازیگر نقش الهه در "آل" بعد از تشکر از تمام عوامل که صادقانه و دوستانه زحمت کشیدند تا آل به ثمر بنشیند، از اینکه توانسته در نقش متفاوتی بازی کند ابراز خوشحالی کرد و گفت : خوشحالم از اینکه توانستم در موقعیت و فیلمی متفاوت،با کارگردانی متفاوت وبا بازیهایی متفاوت حضور پیدا کنم . من هم تلاشم را کردم تا متفاوت از نقشهای دیگرم باشم .
با کله می دوم ...
همایون ارشادی بازیگر "آل" گفت : تنها حرفی که می توانم درباره آل بگویم این است که این فیلم مشکلات زیادی داشت . ساختن چنین فیلمی در ایران مشکل است چه برسد به کشور بیگانه . او گفت : "آل" تجربه ی بزرگ و متفاوتی در سینمای ایران بود. در تجربه متفاوت و جدید عده ایی از کار خوششان می آید و عده ایی نه . خوشحالم که در این تجربه شرکت داشتم .
ارشادی ادامه داد: کار کردن با بهرام بهرامیان بسیار خوب بود تا آنجا که اگر به من افتخار بدهند و در کار بعدی برای همکاری با من تماس بگیرند با کله میدوم... (آنا نعمتی نیز با گفتن این جمله که " من هم همینطور " حرف او را را تایید کرد)
دلقک ترسو ...
بهرام عظیمی نویسنده "آل" گفت : هیچ گاه فکر نمیکردم قصهایی را که حدود سه سال پیش آن هم به صورت داستان بیست دقیقه ای نوشتم و از کودکی داستانش با من همراه بود ، روزی بر پرده ی سینما ببینم. عظیمی در پاسخ به سوالی درباره تغییر فضای کارش از طنز به ترسناک گفت : همه مرا به عنوان نویسنده ی طنز می شناسند ، چرا که همیشه در قالب طنز می نوشتم و از نوشته هایم آثار انیمیشن خنده داری ساخته می شد که همه را میخنداند. اما اینکه چرا سینمای وحشت؟ دلیلش به دوران کودکیم برمی گردد . در کودکی همه مرا به دو عنوان میشناختند؛ یکی اینکه خیلی ترسو بودم و دیگر اینکه همه را با دلقکبازی میخنداندم. کارهای طنز من مربوط به وجه اول شخصیتم است و این کار مال بخش دیگر آن.
وی گفت: "آل" یک قصه کوتاه بیست دقیقهای بود که آن را سه سال پیش نوشتم که در ابتدا قصد داشتم آن را به صورت انیمیشن و سهبعدی کار کنم که به همین منظور به علی معلم مراجعه کردم، اما ایشان بعد از یک هفته تماس گرفتند و به من پیشنهاد دادند که فیلمنامهای بلند بر اساس این قصه نوشته شود.
فرافکنی احساس ...
امیر پوریا بازنویس فیلمنامه "آل" گفت : به لحاظ قومی و ملی ما ایرانیان یک ضربالمثلی داریم که ترس برادر مرگ است و بنابراین، به طور طبیعی کار بسیار ریسکپذیری است که بخواهیم برای تماشاگران ایرانی یک فیلم ترسناک بسازیم. کار کردن در قالب ژانری مثل این فیلم ریسکش خیلی بالاست . از آنجا که ایرانیان همیشه افتخار به نترسیدن می کنند خیلی سخت است برای ایرانی در قالب سینمای وحشت فیلم ساخت. به نظر من فیلمهای کمدی و ترسناک در سالن باید دیده شود چون حس خنده و ترس مسری است.
چرا تقلید می کنی ؟
وقتی از هنگامه حمیدزاده سوال شد که چرا از گلشیفته فراهانی تقلید می کنید؟ در پاسخ گفت که ترجیح میدهم آقای بهرامیان به این سوال جواب بدهد. بهرام بهرامیان هم در جواب گفت: این سوال از مبنا مشکل دارد چون اساساً نمیشود بازی هیچ بازیگری را تقلید کرد. تقلید از گلشیفته در کدام فیلم و نقشش؟ و از طرفی اگر هنگامه به خوبی گلشیفته بازی کرده باشد باید به ایشان تبریک گفت.
چرا ارمنستان؟
بهرام بهرامیان در خصوص انتخاب کشور ارمنستان برای ساخت این فیلم گفت: کشور ایران در گذشته کشوری وسیع و پهناور بود که کشورهای همسایه ما شامل قلمرو آن میشدند، بنابراین به لحاظ فرهنگی اشتراکات بسیار زیادی با هم داریم که یکی از دلایل انتخاب ارمنستان، اعتقاد مشترک به وجود «آل» در میان دو کشور بود و دلیل دوم این بود که ما یک جایی را نیاز داشتیم که معماری آن کاملا متفاوت باشد و تغییر اتمسفر فضا در فیلم ملموس باشد که به همین دلیل، ما کشور ارمنستان را برای فیلمبرداری انتخاب کردیم.
علی معلم نیز در خصوص انتخاب کشور ارمنستان به عنوان لوکیشن این فیلم، گفت: لوکیشن در این فیلم یکی از بازیگران کار است و لازم بود تا فضاهای متفاوتی در کار وجود داشته باشد و فکر میکنم با نمایش فیلم، میشود این را پذیرفت که بخشی از داستانپردازی ما از لوکیشن تأثیر پذیرفته است.
فیلم را وارد مدارهای دیگر نکنید
علی معلم تهیه کننده "آل" گفت: سینما یک کار گروهی است که هیچ وقت نمیتواند بگوید خودش نقطه اول و آخر یک فیلم است و میخواهم همه دوستان را دعوت کنم به این که توجه کنند که سینما یک کار گروهی است و «آل» نیز تلاش کرد از همه امکانات بهره ببرد. اصولا سه نوع در سینمای ایران وجود دارد. دسته اول فیلمهایی حرفهای مهم هستند و بیشترین توجه را در میان مطبوعات و رسانهها همین حرفها جلب میکند. دسته دوم متعلق به سینمایی است که جریان تولید بر آن حاکم است و معمولا پایینترین سطح از مخاطب را در نظر میگیرند و دسته سوم سینمای بدنه و یا جریان اصلی است که متأسفانه در این سالهای اخیر بسیار تضعیف شده است که از دلایل آن، برخوردهای مسئولان و مطبوعات است. این فیلمها قابلیت دیده و شنیده شدن در سالن سینما را دارد.
وی اظهار داشت: فکر میکنم «آل» فیلمی متعلق به سینمای بدنه است که داستان در آن آنقدر که تصویر و صدا اهمیت دارد، دارای اهمیت نیست و در واقع این فیلم متکی به جملههایی نیست که به قول دوستان به این و آن بزند و بیشتر، فیلمی مبتنی به ژانر سینما است و در آن، سعی شده تا در قالب یک تریلر ترسناک، حرفهای جدیدی عنوان شود. این فیلم تنها یک فیلم در ژانر مشخص تریلر است. نه من و نه هیچ کس دیگر نباید فیلممان را وارد مباحث دیگر مثل سیاست بکنیم یا توقع داشته باشیم در قالب دیالوگهای فیلم و در لابهلای کلمات و جمله ها حرف سیاسی بزنیم . جای حرف سیاسی در فیلم ما نیست. فیلم سیاسی منطق، تحقیق، تحلیل وجانشینی خاص خودش را می خواهد. اگر می خواهید وارد این مباحث شوید به جای سینما رفتن به همsms بدهیم.
معلم فیلم "آل" را یک تجربه تازه در حوزه تولید سینمای ایران دانست و گفت این فیلم هم مثل هر تجربه دیگری کامل نیست، ولی مطبوعات و رسانهها نباید راه را بر تجربه در سینما ببندند.
سایت سینمای ما
نظرات ()سایت سینمای ما















نظرات ()سینمای ما- هما بذرافشان: نشست رسانهای فیلم "خوابهای دنبالهدار" با حضور پوران درخشنده (کارگردان و تهیهکننده)، علیرضا خمسه (بازیگر)، زیبا هاشمی (بازیگر)، مسعود سلامی (مدیر فیلمبرداری)، مهران احمدی (بازیگر)، آرش قاسمی (صداگذار)، میلاد موحد (موسیقی) و نوید فرحمرزی (طراح صحنه و لباس) برگزار شد. گزیدهی حرفهای عوامل فیلم را اینجا میخوانید:
اینم از رویای صادقه ...
جمله ای بود که علیرضا خمسه در نقش سرگرد شوخ طبع فیلم "خواب های دنباله دار" گفت . هرچند همه خمسه را به عنوان کمدین می شناسند، اما گفت یک بازیگر باید در نقشهای متفاوت به خوبی ایفای نقش کند تا بتوان به او بازیگر گفت. او گفت اگر قرار بود از واقعیتها تبعیت کنم باید براساس تیپ و کلیشهام آدمی خشک و رباتیک میبودم . اما من خواستم با قالبی نو پرسوناژی جدید خلق کنم.
و اما بازیگر تمام معنا....
زیبا هاشمی بازیگر نقش الناز در جواب این سوال که آیا قرار گرفتن مقابل درخشنده استرس داشت؟ گفت: " چرا استرس ؟ وقتی آدم فرشته ای مثل درخشنده را در کنار خود دارد چرا باید به خود استرس راه بدهد . به نظر او بازیگری خمیر است و باید دید چه کسی با آن بازی می کند " او معتقد است الحق ولاانصاف درخشنده خوب توانسته با این خمیر بازی کند چرا که توانسته از زیبا هاشمی نابازیگر بازیگری تمام معنا بسازد!
عمد یا طنز ...
جلسه ی نشست خواب های دنباله دار در حالی برگزار شد که مقابل مهران احمدی تابلویی بود که رویش نوشته شده بود "نویسنده ". این تابلو باعث تعجب همه از جمله خود مهران احمدی شد . خمسه گفت نمیدانم این کار به طنز است یا به عمد . چراکه ردپای احمدی را در همه جای فیلم می توان دید .
باز هم مشکل صدا ...
آرش قاسمی صداگذار "خواب های دنباله دار" در جواب به این سوال که آیا از کیفیت بخش صدا در سالن راضی هستید گفت: " ما عادت داریم حتی اگر کارمان هم ایراد داشته باشد به گردن دیگری بیندازیم . اما دور از هرگونه توجیه باید بگویم کیفیت صدا در این سالن اصلا مطلوب نیست . او از محسن روشن نیز قدردانی کرد و گفت از روشن به خاطر برخی ایده ها و روتوش نهایی کار ممنوم .
آنچه از دل برآید لاجرم بر دل ....!
پوران درخشنده گفت " من اطمینان دارم این فیلم در اکران عمومی فیلم موفقی خواهد بود. اما اینکه در بحث داوری دیده شود به نگاه داورها بستگی دارد که میخواهند به آدمها جایزه بدهند یا عملکرد آدمها. اما باز هم مطمئنم این فیلم در بخش هایی دیده میشود .
باور کن تا به باور برسانی ..
درخشنده در ادامه ی صحبت گفت: " من برای بازیگرها احترام و توجه بسیاری قائلم چراکه بازیگر تجلی اندیشه کار است . فرصت های بسیاری از زمان نگارش تا روخوانی و فیلمبرداری وقتم را به تحلیل و تجزیه شخصیتهای داستانم می گذرانم . او در جواب به این سوال که چرا در "خواب های دنبالهدار" مثل سایر آثارش برای نقش الناز از افراد معلول و نمونههای مستند استفاده نکرد گفت: " زیبا هاشمی یکباره مقابل دوربین نرفت و نقش الناز را بازی نکرد . بازی او مبتنی بر مدتها تحقیق و تحلیل افراد مشابه الناز بود. زیبا به توصیه ی من یک هفته با معلولان مرکز عاصف نشست و برخاست داشت و نتیجهاش این شد که دیدید. من همیشه به زیبا میگفتم باید باور کنی تا بتوانی به باور برسانی.
کار غیر حرفهای
درخشنده گلهی کوچکی هم از جشنواره همدان کرد تا آنجا که گفت: "خواهش میکنم یادم نیاورید" درخشنده اعلام کرد جشنواره همدان از من خواست تا طرح و اثری از این فیلم را به آنها بدهم تا آنها حداقل با موضوع فیلم آشنایی پیدا کنند و من رافکاتهای اولیه را به آنها دادم. بعد معلوم شد برای عموم پخش شده است . کار از این غیر حرفه ایتر ندیدم.
خوابهای رنگی
مسعود سلامی مدیر فیلمبرداری فیلم گفت به خاطر صحنههای رویا در فیلم ناچار بودم دوربین روی دست کار کنم. با اینکه میگویند خواب بچهها رنگیست، ولی من به عمد این صحنهها را رنگی نگرفتم چون میخواستم بگویم خوابهای شخصیت فیلم خیلی هم رنگ ندارد.
منبع : سینمای ما
نظرات ()سایت سینمای ما
عکس : یلدا ذبیحی















نظرات ()









نظرات ()محمدرضا رحیمی ، معاون اول رئیس جمهور اقدام شهاب حسینی بازیگر سینما و تلویزیون در اهدایجایزه دریافتی خود از اولین جشنواره فیلمهای تلویزیونی به خانواده شهید خلبان عباس بابایی را دلپذیر و نشانی از حضور آگاهانه اهالی هنر در عرصه انقلاب اسلامی دانست.
به گزارش جامجم آنلاین، معاون اول رئیس جمهور در نامه خود خطاب به شهاب حسینی اقدام این هنرمند را عاملی برای آشنایی نسل امروز با ارزشهای متعالی فرهنگ ایثار دانسته و افزوده است: این حرکت ارزشمند شما نمایشی باشکوه از تعظیم هنر در برابر فداکاری، عشق و ایثار بود.
محمدرضا رحیمی با عنوان این مطلب که هنر تجلی زیباییاست و ایثار عرصه هنرمندی انسانهای بزرگی است که مسیر تعالی و کمال را نقطه هدف قرار داده اند برای این هنرمند پرتلاش آرزوی توفیق و سربلندی کرده است.
در اولین جشنواره فیلمهای تلویزیونی شهاب حسینی برنده مقام اول بازیگر مرد برای فیلم تنهایی جایزه خود را به پاس ایثار و فداکاری شهید خلبان عباس بابایی به همسر این سردار شهید اهدا کرد.
شهاب حسینی هم اکنون در فیلم «شوق پرواز» که فرازهایی از زندگی شهید بابایی را به تصویر میکشد نقش این شهید را ایفا میکند. وی زندگی شهید بابایی را سرشار از نکات آموزنده برای همه عصرها و نسلها دانسته است.
سایت بازتاب آنلاین
نظرات ()سایت سینمای ما
نظرات ()6 بهمن سالروز حماسه مردم آمل گرامی باد
نظرات ()کارشناسان مرکز محافظت شده حیات وحش Gloucestershire با دیدن طلاق بین دو قو شگفت زده شدند.
کارشناسان مرکز محافظت شده حیات وحش Gloucestershire با دیدن طلاق بین دو قو شگفت زده شدند.تمام قوها در این مرکز دارای شناسنامه هستند و محققان به دقت زندگی این حیوانات را تحت نظر دارند.
به گفته آنها این پدیده بسیار در بین قوها نادر است و در طول 40 سال گذشته این دومین مورد در میان 4 هزار جفت قویی است که در این ناحیه زندگی کرده اند.
این پرندگان بعد از انتخاب جفت تا آخر عمر در کنار یکدیگر باقی میمانند و معمولا فقط در صورت مرگ یکی از آنها ، جفت دیگری دوباره به فکر جفت یابی میافتد.
اما این بار زمانی که قوها از مهاجرت سالانه خود از روسیه بازگشتند ، دانشمندان متوجه شدند یک جفت از قوها از یکدیگر جدا شده و هر کدام جفت جدیدی پیدا کرده اند.این پدیده که به شدت در میان این حیوانات نادر است باعث تعجب فراوان کارشناسان شد.
جولیا نوث یکی از محققان این مرکز در این باره گفت : این واقعه ما را متعجب کرد.قوها واقعا به وفاداری به یکدیگر علاقه دارند و تا آخر عمر در کنار جفت خود باقی میمانند و فقط در صورت مرگ جفت خود تصمیم به جفت یابی میگیرند.
کارشناسان معتقدند شاید یکی از دلایل جدای این جفت عدم موفقیت در تولید مثل باشد ، زیرا آن ها در طول مدت چند سالی که در کنار یکدیگر زندگی می کردند هیچ گاه تخم گذاری نکرده اند.
قوهای Bewick کوچکترین و نادرترین نژاد قوها در انگلستان هستند و همه آنها در این کشور دارای شناسنامه هستند و با مکانیسمهای خاصی تعیین هویت میشوند.
سایت ریخت و پاش
نظرات ()
![]() |
در صورتی که در هر جشنواره بین المللی توجه و تاکید بر روی آثار اول فیلمسازان با توجه نگاهی تازهای که قرار است توسط آنها به سینما وارد شود، بیشتر است. چرا که فیلمسازان جوان قطعا علاقمند به مواجه با واکنش مخاطبین اولین اثر خود هستند نمی توانند در این دوره از طریق برگزاری نشستها ارتباطی با خبرنگاران برقرار کنند. به گفته یکی از همین فیلمسازان آیا برگزار نشدن این جلسات نیز در راستای حمایتهای از جوانان توسط مسئولین است!
روز گذشته و اولین روز برپایی جشنواره فیلم فجر در کنار انتشار خبر برگزار نشدن نشست های فیلم های اول و دوم، حاشیههایی نیز به همراه داشت. خیلی از علاقمندان سینمای ابراهیم حاتمی کیا، منتظر بودند تا بعد از پنج سال شاهد دیدار این کارگردان بعد از نمایش فیلم "به رنگ ارغوان" در سینمای مطبوعات باشند. البته زمزمههایی از قبل درباره برگزار نشدن نشست این فیلم شنیده می شد که البته این اتفاق نیز افتاد.
فیلم "تسویه حساب" تهمینه میلانی نیز با نظرات بیشتر منفی از طرف منتقدان روبرو شد که حتی برخی آن را از "سوپر استار" این کارگردان چند پله پایینتردانستند. البته نشست مطبوعاتی این فیلم که با استقبال روبرو شد هم خالی از حاشیه نبود. در این جلسه یکی از خبرنگاران با لحنی نامناسب به این فیلم و نوع نگاه فیلمساز به جامعه مردان معترض شد .
نشست "صبح روز هفتم" نیز بدون هیچ حاشیه ای برگزار شد و بخشی از بازیگران ان در نشست حضور داشتند. البته در این جلسه نیز منتقدان این فیلم را کپی از آثار هالیوودی دانستند.
در سانسهای پایانی نیز استقبال از فیلمها کمتر شد و سالنهای نمایشدهنده فیلمهای چون، "زحم شانه حوا" و "خاله سوسکه" تقریبا خالی بود.
همچنین جدول نمایش روز اول جشنواره با مشکلاتی روبرو بود، که از جمله آن به تغییر نمایش فیلم "هیچ" عبدالرضا کاهانی از تاریخ 11 به ششم بهمن ماه اشاره کرد. فیلم "ادمکش" رضا کریمی نیز با وجود اینکه از جشنواره خارج شده بود، اما برای روز نهم بهمن ماه در سانس پایانی در جدول قرار داده شده است!
نظرات ()در بخش بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه
«درباره الی» نامزد دریافت دو جایزه جشنواره فیلم آسیا شد
سینمای ما- فیلم سینمایی «درباره الی» به کارگردانی اصغر فرهادی نامزد دو جایزه اصلی از چهارمین دوره جوایز فیلم آسیا شد. برگزارکنندگان چهارمین دوره جوایز سالانه فیلم آسیا فهرست نامزدهای جوایز سال 2010 را در 14 بخش اعلام کردند که از سینمای ایران تنها نماینده منتخب «درباره الی» ساخته اصغر فرهادی است. این فیلم در دو بخش بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه نامزد جوایز فیلم آسیا شده است.
در بخش بهترین کارگردانی، «لو چوآن» از چین برای فیلم «شهر مرگ و زندگی»، «بریلیانت مندوزا» از فیلیپین برای «لولا»، «بونگ هو جون» از کره جنوبی برای فیلم «مادر»، «یون فان» از هنگ کنگ برای«شاهزاده اشک» و «سونو سیون» از ژاپن برای «نمایش عشق» دیگر رقیبان کارگردان ایرانی برنده خرس نقره یی برلین هستند. در بخش بهترین فیلمنامه به غیر از اصغر فرهادی، فیلم های «مادر» از کره و «شناور» از ویتنام نامزدهای اصلی هستند. به گزارش سایت جوایز فیلم آسیا، در بخش بهترین فیلم «شهر مرگ و زندگی» از چین، «لولا» از فیلیپین،«مادر» از کره، «بدون تو نمی توانم زندگی کنم» از تایوان و «رژه» از ژاپن حضور دارند. مراسم اعطای جوایز برترین های چهارمین دوره جوایز فیلم آسیا روز 22 مارس (دوم فروردین ماه) در هنگ کنگ برگزار می شود.
منبع : اعتماد
سایت سینمای ما
نظرات ()فیلم «آواتار» در تعطیلات آخر هفته گذشته ازحدود 12 هزار سالن سینمای 111 کشور، فروش 107 میلیون دلار را بهدست آورد تا مجموع فروش جهانی آن خارج از آمریکای شمالی به 1.288میلیارد دلار برسد و رکورد فروش «تایتانیک» را بشکند.
فیلم «آواتار» ساختهی «جیمز کامرون» سرانجام پس از هفتهها درخشش فوقالعاده در گیشه سینماهای جهان، توانست رکورد پرفروشترین فیلم تاریخ سینما را از چنگ «تایتانیک» درآورد.
به گزارش ایسنا، «جیمز کامرون» که در سال 1998 با فیلم «تایتانیک» توانست رکورد فروش تاریخ سینما را بشکند، هرگز تصور نمیکرد 12 سال بعد فیلم دیگری از خود او بتواند این رکورد را جابهجا کند.
فیلم «آواتار» در تعطیلات آخر هفته گذشته ازحدود 12 هزار سالن سینمای 111 کشور، فروش 107 میلیون دلار را بهدست آورد تا مجموع فروش جهانی آن خارج از آمریکای شمالی به1.288 میلیارد دلار برسد و رکورد فروش «تایتانیک» را بشکند.
با احتساب فروش 552 میلیون دلاری در آمریکای شمالی، «آواتار» اکنون به مجموع فروش جهانی 1.48میلیارد دلار رسیده و این به آن معناست که نه تنها در رتبهی اول پرفروشترین فیلم تاریخ سینما جایگزین
«تایتانیک» شده است، بلکه احتمال میرود بتواند نام خود را بهعنوان اولین فیلمی که فروش بیش از 2 میلیارد دلار داشته، به ثبت برساند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، همچون هفتههای گذشته، چین یکی از کشورهای استقبالکننده از «آواتار» بود؛ بطوریکه پس از سه هفته اکران، ساخته جدید «جیمز کامرون» در این کشور فروش 102 میلیون دلاری داشته است.
علاقهمندان به سینما در فرانسه، آلمان، انگلستان، روسیه، اسپانیا، ژاپن، کرهجنوبی، استرالیا بههمراه برزیل و مکزیک در ثبت رکورد جدید جهانی برای فیلم «آواتار» نقش بسزایی ایفا کردند.
«آواتار» در شصتوهفتمین جوایز سالانه گلدن گلوب جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را کسب کرد.
این فیلم که بهترین اثر سینمایی سال 2009 از نگاه انجمن منتقدین فیلم نیویورک نام گرفته است، یکی از نامزدهای جایزه اسکار بهترین جلوههای ویژه است که ساخت و نمایش آن ازسوی انجمن فیلم آمریکا یکی از مهمترین رویدادهای هنری و سینمایی سال گذشته معرفی شده است.
سایت تابناک
نظرات ()سینمای ما- نشست مطبوعاتی فیلم "تسویه حساب" ساخته تهمینه میلانی بعد از نمایش فیلم با حضور وی، محمد نیک بین، مهناز افشار، لادن مستوفی، بهاره افشاری، السا فیروزآذر، اسحاق خانزادی، علیرضا زرین دست و ناصر چشم آذر برگزار شد.
"تسویه حساب" یک تراپی اجتماعی است. این جمله ایست که تهمینه ی میلانی کارگردان فیلم " تسویه حساب" در پاسخ به اینکه داستان گویای چه چیز بوده است ٰ گفت .
هرچند برخی معتقدند میلانی باری دیگر از دریچه ی فمنیسم به دنیا نگاه کرده اما خودش می گوید " فیلمش یک واقعیت تلخ اجتماعی است که در آن به مسئله ی زنان آسیب دیده یا در معرض آسیب پرداخته است .
میلانی می گوید در تسویه حساب سعی کردم با نگاهی دلسوزانه بزهکاری در زنان را به تصویر بکشم . او از مخاطبان هم خواست داستان این چهار زن بزهکار را که مشتی از خروارند را با قلبی مهربان و نگاهی دلسوزانه و بی طرفانه بنگرند تا با شناختشان از رشد و پرورش بزه جلوگیری کنند .
به گفته ی میلانی تلاشش در "تسویه حساب"نشان دادن حساسیت شخصیت های آ؛سیب دیده ایست که جامعه به آنها نه گفته است .
میلانی گفت "با شرایط حاکم در کشور انتظار و توقع فیلم ایده آل و نمره ی صد نباید داشت بلکه فیلمی ساخته ام که به واقعیت زندگی این قشر نزدیک شده است .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آقای نیک بین مرد خوب روزگار ما:
طهماسب صلح جو هنگام دعوت از عوامل فیلم با توجه به اینکه تنها مرد متشخص و محترم فیلم تسویه حساب را محمد نیک بین که همسر کارگردان و نیز تهیه کننده فیلم می باشد با ادای این جمله به جایگاه فرا خواند.
اشکال از سیستم صداگذاری نیست مساله سالن سینماست.
اسحاق خانزادی در پاسخ به سوالی که از سوی حضار در رابطه با کیفیت صدای فیلم شد توضیح داد که با توجه به اینکه فیلم دوسال پیش ساخته و صداگذاری شده است به لزوم تغییر سیستم از مونو به ساروند اشاره کرد و توضیح داد طی صحبت هایی که با کارگردان داشته است سیستم صدا برای نمایش عمومی تغییر خواهد کرد که البته میلانی متذکر شد ایراد اصلی از سالن سینماست و نه صدای فیلم.
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار .....
میلانی در ادامه صحبتهایش به اینکه باید به مسائل زنان بزهکار با نگاهی دلسوز نظر داشت اشاره کرد و گفت: طی مدتی که در زندان بودم با این افراد برخورد نزدیک داشتم و به این موضوع فکر می کردم که چکار باید کرد که همدلی جامعه را با این اشخاص بر انگیخت. اولین گام ساخت فیلمی خوب است که مردم ببینند. مادامیکه عده ای رنج می برند جامعه رنگ خوشبختی را نخواهد دید. من سالم ترین نوع تسویه حساب با جامعه مرد سالار را به جای دزدی طلای بچه ها یا سر خیابان ایستادن انتخاب کردم. این قصه واقعی ست و کسیکه سردسته این گروه است با من همسلولی بود.
کاش سی دی موسیقی را می آوردم....
صلح جو حین تعریف از ناصر چشم آذر به عدم همراهی موسیقی با فیلم اشاره کرد که میلانی گفت موسیقی به دلیل حذفیات بخشهایی از فیلم لطمه دیده است. چشم آذر در پاسخ توضیح داد که من با میلانی قرار داشتم که از خودمان انتقاد کنیم. کارهایی که قرار بور انجام نشد. سطح موسیقی تنظیم نبود. این موسیقی نبود که انتظار داشتم اگر سی دی آن را می آوردم می دیدیم این چیزی نبود که اینجا شنیده شد. برای عرضه خوب ابزار مناسب می خواهیم.
دلم گرفت
مهناز افشار در مورد نقش اش گفت دلهره داشتم که نتوانم نقش را در بیاورم. من دلم گرفته چون یکی از سکانسهایی که دوست داشتم همانجایی سارا با مریم در مورد ناپدری اش حرف می زند حذف شد. مهناز افشار از حضار عذرخواهی کرد و جلسه را به دلیل آنکه باید سر فیلمبرداری حاضر می شد ترک کرد.
بارک ا...
مستوفی در مورد نقش اش در فیلم گفت: تسویه حساب فیلم پر بازیگری بود که هرکدام از آنها رنگی به فیلم زدند. این چهار دختر که تیم تسویه حساب کن را تشکیل می دادند همه از یک پیکره بودند. میلانی در ادامه اشاره کرد وقتی دوستان شنیدند که قهرمان های فیلم چهار زن هستند می گفتند کار به یک هفته نمی رسد و به قول عوام به تیپ و تاپ هم می زنند که اینگونه نشد و من تا آخر کار فقط صدای خنده و شوخی آن ها می شنیدم. صلح جو با گفتن بارک ا... بحث را تمام کرد.
حرفتان را قبول ندارم.
سوالی در رابطه با لزوم مطالعه و تحقیق بیشتر در مورد زنان مطرح شد که میلانی جواب داد: یادتان نرود که کجا زندگی می کنیم و با چه قوانینی فیلم می سازیم. نباید نمره صد از سینمای ایران بخواهیم. هیچ وقت سراغ ایده آل ها نرویم که ما نمیتوانیم بسازیم. شاید باورتان نشود بزرگترین روانشناسان مملکت به من در این فیلم کمک کردند. با این حساب من حرفتان را قبول ندارم.
انسان حیوانی ست اجتماعی
با توجه به اینکه در فیلم بارها مردها حیوان خطاب می شوند سوالی مطرح شد که آیا مرد ها حیوان هستند؟ که میلانی گفت مهندس به این سوال جواب بدهد. نیک بین هم پاسخ داد که انسان یک حیوان اجتماعی ست. به این موضوع با قصد بد نگاه نکنیم. منظور خاصی وجود ندارد.
به حساب پاچه خواری نگذارید
بهاره افشاری گفت من به میلانی مدیونم. بعد از سریال او یک فرشته بود این اولین کار سینمایی من بود که باعث شد چند کار دیگر هم انجام بدهم. در اجرای این نقش مواردی بود که برایم خیلی سخت بود مثل سیگار کشیدن چون سیگاری نبودم.
چرا فحش؟
یکی از حضار از بازی های ابتدایی دیالوگ های سطحی و فضای شعاری فیلم انتقاد کرد و اینکه چرا مخاطب اینقدر سطح پایین فرض شده است. که میلانی گفت این نظرو سلیقه ایشان است که من قبول ندارم. این فیلم بسیار جدی است و جدی کار شده است. خیلی موفق عمل کرده ایم و خیلی ها میگویند تسویه حساب فوق العاده ترین فیلم شماست. از اینجا به بعد فضای جلسه به مجادلات کلامی کشده شد. آقایی از میان حاضرین گفت من تمام عمرم به اندازه فیلم شما فحش نشنیده ام که میلانی گفت شماها خیلی ناز شده اید و لای پنبه رشد کرده اید در صورتیکه در جامعه فحشهای زیادی می شنوید.با شدت گرفتن اعترضهای همان فرد میلانی با حالت تمسخر گفت :حالا شما شبیه کدام یک از مردان فیلم هستید؟ صلح جو برای پایان دادن به این مجادله جلسه را خاتمه داد.
منبع : سینمای ما
نظرات ()سایت سینمای ما
نظرات ()سایت سینمای ما
نظرات ()درگذشت تعدادی از هموطنان عزیزمان را در سانحه قطار
تهران - مشهد
را تسلیت می گوییم.
و از خداوند شفا را برای مصدومان آن حادثه درخواست داریم.
نظرات ()این وبلاگ طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند
کلیه خبر ها با ذکر منابع می باشد
و این وبلاگ هیچ گونه مسئولیتی مبنی بر تایید یا تکذیب خبر ندارد.
نظرات ()سایت سینمای ما
نظرات ()" 123456 "مشهورترین "کلمه عبور" یا همان password مورد استفاده در اینترنت است!
به گزارش روزنامه نیویورک تایمز، براساس یک بررسی انجام شده بر روی فهرستی از 23 میلیون کلمه عبور، رایج ترین گزاره " 123456 " تشخیص داده شد.
انتخاب کلمات و گزینه های ساده توسط کاربران اینترنتی باعث شده تا امنیت حساب های اینترنتی کاهش یابد.
براساس بررسی جدیدی که انجام شده، همچنان از هر پنج کاربر اینترنت یک نفر آن ها از کلمه عبوری (password) استفاده می کند که به سادگی می توان آن را حدس زد مانند 123 ، I love you یا حتی خود کلمه password .
در همین زمینه "امیچای شولمان" رئیس امور فنی شرکت "امبیرفا" متخصص در زمینه تهیه برنامه های ضدهکری در باره استفاده از گزینه های بسیار ساده برای کلمات عبور می گوید: این موضوع شبیه به نقص وراثتی در بشر است. ما از ابتدای دهه 90 با همین مشکل روبه رو بودیم.
شولمان و شرکت وی تلاش کردند تا فهرست متشکل از 23 میلیون کلمه عبور که توسط یک هکر نامشخص در ماه گذشته میلادی از شرکت "you Rouk" ربوده شد را بررسی کنند.
شرکت "you Rouk" مسولیت تهیه برنامه های ویژه کاربران را در سایت های بسیاری مانند «Facebook و«My Space» برعهده دارد. هکر مورد نظر همچنین این فهرست را در اینترنت منتشر کرد و بسیاری توانستند مجموع 23 میلیون کلمه عبور را ببینند. همین فرصت باعث شد تا بسیاری اقدام به بررسی و پژوهش درباره کلمات عبور کنند.
شرکت امبیرفا در بررسی این فهرست نتیجه گرفت که تقریبا یک درصد از حدود 23 میلیون کلمه عبور از گزاره " 123456" استفاده کرده اند.
همچنین گزاره "12345" نیز در جایگاه دوم شیوع ترین کلمات عبور در میان کاربران اینترنتی است. پس از این دو گزاره، کلماتی مانند «qwerty» ، «123 abc» (حروف پشت سر هم در کیبرد) و«princess» نیز پراستفاده ترین کلمات عبور هستند.
گفتنی است بسیاری از هکرها به آسانی می توانند با امتحان تعدادی از گزینه های عبور پراستفاده، وارد بخش های شخصی افراد در سایت های اینترنتی شوند و اختلال ایجاد کنند.
همچنین این هکرها با استفاده از نرم های پیشرفته ای می توانند در طول چند دقیقه هزاران کلمه عبور را امتحان کنند تا بلکه یکی از آنها درست باشد و بتوانند سایت های شخصی را سرقت کنند.
سایت بازتاب آنلاین
نظرات ()ولادت با سعادت امام موسی کاظم (ع) را به همه ایرانیان تبریک می گوییم.
نظرات ()
![]() |
نظرات ()

نظرات ()لیست فیلمها اعلام شد؛
«درباره الی» از حضور در فهرست نیمه نهایی فیلمهای خارجی اسکار بازماند
سینمای ما - با وجود امید فراوان به حضور فیلم سینمایی "درباره الی" به کارگردانی اصغر فرهادی در فهرست فیلمهای غیرانگلیسی زبان اسکار، نماینده سینمای ایران از حضور در این رقابت بازماند.در این سالها سینمای ایران به اندازه امسال امیدوار نبوده تا نمایندهاش در فهرست نیمه نهایی جای بگیرد و خاطره خوش "بچههای آسمان" مجید مجیدی زنده شود . اما اعلام فهرست نیمه نهایی بر امیدواریها پایان داد.
آن طور که انتظار میرفت "روبان سفید" به کارگردانی میشائیل هانکه نماینده آلمان در این فهرست قرار دارد و میتوان از همین حالا او را برنده اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان دانست.
فیلمهای سینمایی "زمستانی در دوره جنگ" از هلند، "کلین" از قزاقستان، "دنیا بزرگ است" از بلغارستان، "آجامی" رژیم صهیونیستی، "راز چشمهای آنها" از آرژانتین، "سامسون و دلیله" از استرالیا و "یک پیامبر" از فرانسه با "روبان سفید" رقابت میکنند.
آکادمی اسکار نام پنج نامزد اصلی رشته بهترین فیلم خارجی و دیگر رشتههای اسکار را در تاریخ دوم فوریه اعلام میکند.
مراسم اسکار 16 اسفندماه برگزار میشود.
منبع : مهر
سایت سینمای ما
نظرات ()دانشمندان ناسا معتقدند که در حدود هزار سال دیگر گیاهان می توانند در مریخ رشد کنند و بنابراین سیاره سرخ ظرف هزاره آینده قابل سکونت خواهد شد.
مهر:
دانشمندان آژانس فضایی آمریکا در پیش بینی های خود نشان دادند که در سیاره سرخ باید یک اثر گلخانه ای از نوع اثری که در حال گرم کردن اتمسفر زمین است شکل گیرد. به این ترتیب تا هزار سال آینده مریخ به سیاره ای قابل سکونت تبدیل خواهد شد.
براساس گزارش National Geographic آلمان، گرمایی که دی اکسید کربن را ذوب می کند در دو قطب و خاک سیاره سرخ وجود دارد. برای شروع این پدیده نیاز به سقوط شهاب سنگهایی بر روی مریخ و گذاشتن آینه های بزرگی در مدار اطراف این سیاره است. به کمک این شهاب سنگها و آینه ها می توان شرایط را برای تولید گازهای گرم کننده گلخانه ای آماده کرد.
به محض رسیدن به میزان کافی دی اکسید کربن برای رساندن دما به بالای صفر درجه، بارش باران آغاز می شود و آب در سطح این سیاره جریان می یابد.
به گفته این محققان، می توان از زمین باکتریها و قارچهایی را برای کشت در بیابانهای سنگی مریخ فرستاد و پس از آن نمونه های گیاهی و درختان را در سیاره سرخ کاشت.
انرژی برای ساخت شهرهای ساخته شده در مریخ نیز می تواند از نیروگاههای اتمی، نیروگاههای بادی و یا راکتورهای ترکیب هسته ای تامین شود. سپس می توان بخشی از جمعیت زمین را به سیاره سرخ انتقال داد.
سایت بازتاب آنلاین
نظرات ()مهناز افشار و مهتاب کرامتی، دو بازیگر مشهور سینما روز چهارشنبه در نهاد ریاست جمهوری با اسفندیار رحیم مشایی دیدار کردند.
به گزارش الف، این دیدارها بصورت جداگانه برگزارشده و از محتوای آن هنوز اطلاعاتی منتشر نشده است.
اسفندیار رحیم مشایی که مشاور فرهنگی رئیس جمهور و رئیس کمیسیون فرهنگی دولت نیز می باشد، اخیرا دیدارهای خود را با بازیگران مشهور سینما افزایش داده است.
هفته گذشته مشایی از نمایشگاه عکس رضا کیانیان، دیگر بازیگر مشهور سینما نیز در نگارخانه «نوروز هنر» در خیابان گاندی تهران بازدید کرد.
بازدید غیر منتظره مشایی از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی در آذرماه گذشته و خرید یکی از تابلوهای گرانقیمت این هنرپیشه مشهور نیز برای مدتی توجه رسانه ها و محافل سیاسی-مذهبی را به خود جلب کرد.
اسفندیار رحیم مشایی، علاوه بر ریاست دفتر رئیس جمهور، رئیس نهاد ریاست جمهوری، رئیس کارگروه هماهنگی مناطق آزاد در دولت، مشاور فرهنگی رئیس جمهور و رئیس کمیسیون فرهنگی دولت نیز هست.
دیدارهای مشایی با بازیگران مشهور سینما با مسئولیت فرهنگی وی در دولت بی ارتباط نیست اما دلیل این ملاقاتها و نیز محتوای مذاکرات انجام شده در این دیدارهای خصوصی هنوز اعلام نشده است.
منبع : تابناک
نظرات ()هکرها امروزه به عنوان بزرگترین مجرمان انفورماتیکی شناخته می شوند که با سرقت و سوء استفاده از اطلاعات شخصی کاربران شبکه اهداف ضد انسانی و شومی را دنبال می کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، هکرها چگونه شکل گرفته اند و کاربران شبکه تا چه حد درباره گذشته آنها اطلاعات دارند. یک مجله معتبر علمی در سلسله گزارشاتی به نام "20 چیزی که درباره آن نمی دانید" به معرفی مسائل عجیبی درباره موضوعات مختلف علمی پرداخته است که شاید کمتر کسی شنیده باشد. به منظور جذابیت موضوع، خبرگزاری مهر هر شنبه یکی از گزارشها را با ذکر 10 نکته منتشر کند.
در قسمت دوم از این سلسله گزارشات به بررسی 10 نکته عجیب درباره هکرها می پردازیم.
1- هکر در اصل به معنی "کسی است که با یک چکش مبلمان می سازد". شاید به دلیل ماهیت سخت این عمل است که امروزه این واژه برای افرادی به کار می رود که از ارائه راه حلهای غیرمعمول و ایجاد موانع فنی لذت می برند.
2- هک کردن رایانه در اواخر سال 1950 متولد شد. در آن زمان گروهی از اعضای موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام. آی. تی) با دستکاری یک سوئیچینگ الکتریکی در پردازنده مرکزی رایانه IBM 704 ایجاد اختلال کردند.
3- در سال 1970 دوست نابینای هکری به نام "جان دراپر" به وی اطلاع داد که یک اسباب بازی سوت دار که در جعبه غلات Capn Crunch بسته بندی می شود می تواند صدایی با بسامد 2 هزار و 600 هرتز تولید کند. شرکت AT&T برای خطوط تلفنی دور برد خود از چنین بسامدی استفاده می کرد. به این ترتیب این هکر توانست یک خط تلفنی این شرکت را قطع کرده و با این سوت اسباب بازی بسامد دو هزار 600 هرتز را تولید کند. به طوری که اپراتور تلفن متوجه قطع بودن خط نشد.
4- قبل از اینکه استیو ووزنیاک و استیو جابزف بنیانگذاران اپل ثروتمند شوند، نسخه های الکترونیک سوت دراپر را تولید می کردند و می فروختند. این نسخه های الکترونیک سوت دراپر، جعبه آبی نام داشت.
5- استیو ووزنیاک با استفاده از یک جعبه آبی به محل سکونت پاپ در واتیکان زنگ زد و خود را هنری کیسنجر مشاور امنیت ملی در دوره ریاست جمهوری نیکسون معرفی کرد.
6- هک کردن در سال 1983 و با فیلم "جنگ بازیها" وارد هالیوود شد.
7- در همان سال شش نوجوان اهل میلواکی لابراتوار ملی لس آلاموس در تکزاس را هک کردند. در این لابراتوار سلاحهای هسته ای ساخته می شد.
8- در سال 1998 رابرت تی. موریس با هدف ارزیابی امنیت اینترنت یک کرم ایجاد کرد.
9- گری مک کینون یک هکر است که بین سالهای 2000 و 2001 وارد 97 سرور نیروی هوایی آمریکا، ناسا و پنتاگون شد و خسارتی بالغ بر 700 هزار دلار به دولت آمریکا وارد کرد و موجب از کار انداختن دو هزار رایانه به مدت 24 ساعت شد. این هکر که مبتلا به سندروم آسپرگر شکلی از بیماری اوتیسم است با هدف کشف نشانه هایی از موجودات فضایی بیگانه و بشقاب پرنده ها این حملات را انجام داد.
10- راجر انجل از دانشگاه آریزونا پیشنهاد داد که یک صفحه خورشیدی غول پیکر در فضا ساخته شود که بتواند آب و هوای زمین را هک کند.
سایت تابناک
نظرات ()شهاب حسینی در مراسم پایانی جشنواره فیلمهای تلویزیونی جایزه خود را به همسر شهیدبابایی تقدیم کرد.
به گزارش فارس، مراسم پایانی نخستین جشنواره فیلمهای تلویزیونی دیشب با حضور سیدعزتالله ضرغامی رئیس صداوسیما، مرتضی میرباقری معاون سیما، علیرضا سجادپور رئیس اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد و جمع کثیری از هنرمندان، در سالن همایشهای صداوسیما برگزار شد.
* میرباقری: هنرمندان از ساخت فیلمهای تلویزیونی حمایت میکنند
بنابراین گزارش، در این مراسم میرباقری از تولیدکنندگان 750 فیلم تلویزیونی، مدیران شبکهها، گروه فیلم و سریال، مرکز سیما فیلم، مراکز استانها تشکر کرد و گفت: ما در شبانهروز به طور متوسط حدود 4.5 ساعت میزبان مردم هستیم و از بین آثار مختلف تلویزیون مطلوبترین و متبوعترین ساختار آثار نمایشی است و ما خوشبختانه با ساخت مجموعههای بلند توانستهایم ارتباط وسیعی را با مخاطبانمان برقرار کنیم.
وی افزود: مجموعههای فصلی، مناسبتی و بیش از 15 قسمت و مناسبتهای در کنار سایر مجموعههای روتین تولید شده و در اختیار هموطنان قرار میگیرند. ما در جدول برنامههای خودمان را توسعه شبکهها و انعطافی که در برنامهها مناسب به علائق مخاطبان ارائه کردیم تقریباً یک هزار برنامه نمایشی داریم اکنون این یک هزار برنامه با حدود 700 برنامه 90 دقیقهای جدید پخش میشود و از این 700 برنامه نمایشی 250 برنامه نمایشی برای اولینبار تولید و پخش میشود که از این تعداد 200 تای آنها تولید ایران است.
وی افزود: ما در سالهای گذشته کمتر از یک فیلم تلویزیونی را در هفته پخش میکردیم اما از 5 ساله گذشته که اهتمام جدی برای تولید فیلمهای تلویزیونی شده این عدد به یک فیلم تلویزیونی در هفته رسیده است. با برنامههای راهبردی به وجود آمده و با حمایت ویژهای که رئیس سازمان صداوسیما با علائق خود داشتهاند، امروز در موقعیتی قرار گرفتهاند که تمام هنرمندان کشور از این ساختار استقبال میکنند.
وی تصریح کرد: همچنین برنامههای نمایشی تک قسمتی به طور متوسط سه برابر مجموعههای خارجی بیننده دارد که قابل مقایسه با مجموعه برنامههای ایرانی نیست همچنین تلهفیلمهای تک قسمتی میزان بینندگان را بسیار افزایش داده و انتظار دیگری از این تولیدات میرود. نقطه عطف معیارها و ایجاد فضای رقابتی مؤثر است که باعث میشود این ساختار به سمت رشد بیشتر حرکت کند.
میرباقری گفت: برگزاری این جشنواره نقطه مهمی با فضای رقابتی مهم است و ما ساختارهای این حوزه را فراهم و بیشتر خواهیم کرد.
* پیشنهاد ضرغامی به معاونت سیما برای تشکیل باشگاه فیلمنامهنویسان جوان
بنابراین گزارش، در این مراسم سیدعزتالله ضرغامی در سخنانی گفت: اگر جشنوارهای برای فیلمهای تلویزیونی برگزار شده باید از پدیدآوردندگان این عرصه مهم نمایشی تقدیر کنیم که در رأس همه آنها مردم فهیم، خوب و هنردوست ما هستند که ما را به راه صواب و درست هدایت میکنند و این فضا را ایجاد میکنند تا رسانه ملی مسیر درست خود را طی کند. بعد از آن هم هنرمندان، برنامهسازان و همه صنوف ارزشمندی که در حوزه تولید قرار دارند قابل سپاسگزاری هستند، چرا که در این مسیر سخت قدم گذاشتند و آن را فتح کردند.
وی افزود: در واقع تولیدات ویدئویی امروز به عنوان یک واقعیت ملموس و حقیقت موجود جلوی چشم همه هنرمندان است. امروز از صحبت سر این تولیدات عبور کردهایم هم به لحاظ کیفی و هم به لحاظ کمی در نسبت و تطبیق با سایر حوزهها کار موفقی بوده است و امروز فیلمهای تلویزیونی یک نیاز مسلم جامعه است.
رئیس رسانه ملی اظهار داشت: تحقیقات ما نشان میدهد که مردم به ساختارهای نمایشی اقبال بیشتری نشان میدهند البته اگر ساختارهای دیگر نیز ویژگیهای خود را داشته باشند موفق خواهند بود و حتی گاهی یک برنامه گفتوگومحور، رکورد برنامههای نمایشی را میشکند، مانند مناظرات هرچند برخی مناظرات خاطرات تلخی را در ذهن ما ایجاد میکند، اما اگر چنین برنامههایی به مسیر درستی هدایت شوند، میتوانند رکورد بینندگان را بشکنند. البته در همه جای دنیا برنامههای نمایشی بینندگان بیشتری دارند زیرا به خاطر ماهیت سرگرمی فرصت بیشتری ایجاد میکنند تا خانوادهها لحاظ بیشتری را کنار هم سپری کنند.
وی ادامه داد: این ساختهها آرام آرام ما را به سمت تولید آثار تلویزیونی برد و تا تصور آثار تولید نمایشی تک قسمتی ایجاد شده به مرحله تطبیق رسید. و یک کار داستانی مستقل با مدیوم ویدیویی جایش خالی بود. همچنین ما فعالیتها در حوزه تولیدات سینمایی را متوقف کردیم. زمانی که من تازه به ریاست صداوسیما منصوب شده بودم، برخی ایراد میگرفتند که صداوسیما سالی چند تولید سینمایی دارد چرا آنها را متوقف میکنید. اما چنین فیلمهایی که با تمام پشتیبانیها، سرمایهگذاریهای هنگفت و ایجاد برخی روابط ساخته میشدند خیلی هم تکاندهنده نبودند، به همین دلیل تولید آنها متوقف شد و در اختیار سینماگران قرار گرفت.
ضرغامی تصریح کرد: کار در مدیوم تلویزیون باید توسط هنرمندان و حرفهاییهایی انجام میشد که با روشن شدن ابعاد و نیاز جامعه ساخته میشدند آن هم با ویژگیهای سرعت، ارزانی، قابلیت و انعطاف توانستند جای خود را باز کنند.
وی ادامه داد: برخی از همکاران ما که تلهفیلمها را نقطه ضعف میدانند میگویند که چرا برخی از این کارها دو ماهه ساخته میشوند مگر ایراد دارد؟ چه اشکالی دارد؟ حتماً سرعت و ارزانی و میانگین کارهای سینمایی زیر 100 میلیون تومان است و آقای سجادپور که پایش در سینما خیس شده میداند که هزینه تولید فیلمهای سینمایی حدود 400 الی 500 میلیون تومان است. ما به خاطر هدایت افکار عمومی وظیفه داریم فیلمهای تلویزیونی را تولید کنیم و آنها باید بهروز و براساس مسائل و نیازهای روز مردم تولید شوند.
رئیس سازمان صداوسیما با بیان این که امروز ما به مرحله بلوغ فیلمهای تلویزیونی رسیدهایم، عنوان داشت: سال گذشته 200 فیلم تلویزیونی پخش شده و الان مخاطبان بسیاری را به دست آورده است. در نظرسنجیهای ما، میانگین مخاطبان کارهای سینمایی از سریالها بسیار پایینتر است و زیر 10 درصد است در ابتدای کار تولید فیلم ویدئویی نیز درصد مخاطبان پایین بود اما کار که اوج گرفت میزان رضایتمندی رشد کرده و به نقطه مطلوبی رسیده است.
ضرغامی ادامه داد: این تلهفیلمها میتوانند ذائقهسازی کنند و کار موفق به جلو رود. ما به افزایش کیفیت باید فکر کنیم که در همه بخشها مورد توجه قرار گیرد و اول از همه آنها، فیلمنامه خوب است. خیلیها خیال میکنند قصه خوب پیدا نمیشود. چرا پیدا نمیشود؟ به زندگی روزمره خود نگاه کنید و ببینید چقدر ایده وجود دارد. همین شهادت دادستان خوی که آن تشییع جنازه باشکوه برایش برگزار شد و داستان کسی که مبارزهگر با زمینخوارها و رانتخوارها بود و به شهادت رسید، اگر مورد بررسی قرار گیرد، پروندهها تورقی شود و بررسی شود که تهدیداتش از چه دست تهدیداتی بوده و شهادت او و حقطلبی مردم، یک سوژه واقعی و مطلوب است. یا این که دوربینها را در دادگاهها بگذارید... مانند برنامه آژیر که برهمین اساس شکل گرفته. متهمان که همه حرف میزنند، همه داستان است. موقعی که متهم حرف میزند قصهاش بسیار جذاب است و مخاطب دیگر شبکه را عوض نمیکند.
وی تصریح کرد: ما موظف به تقویت فرهنگ بومی هستیم. دیدهام برخی میگویند ما قصههایمان تکراری شده که من قبول ندارم. این همه سوژه خوب وجود دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد. من پیشنهاد میکنم که باشگاه فیلمنامهنویسان جوان توسط معاونت سیما زودتر راهاندازی شود. این افراد باید زودتر جمعآوری و تشویق بشوند برای نوشتن داستانهای تکقسمتی. بنابراین فیلمنامه باید یک حرکت متحولی داشته باشد. این کار در حوزه سریالها سخت است اما اگر آموزش خوب صورت بگیرد دست ما پر خواهد بود. قیمت پرداختی به فیلمنامه هم باید افزایش پیدا کند. در دورهای، آن را افزایش دادیم به قیمت 4 میلیون کف رساندیم. فیلمنامه جان تولیدات تلهفیلم ماست و ما باید جذابیتهایی را به سمت متن نو هدایت کنیم و قیمتها باید بالا برود. همچنین کارگردانهای خوب به این عرصه تولید تلهفیلمها زیاد آمدهاند. پای بسیاری از کارگردانهای جوان و خلاق هم به این عرصه باز شده که در این مسیر شناخته خواهند شد. این وظیفه بزرگ برعهده سیمای جمهوری اسلامی ایران است که استعدادهایش را کشف و پرورش بدهد و چهرههای جدیدی را ارائه بدهد. در حوزه کارگردانی هم میتوان کار تیمی انجام داد و باید این کار را هم امتحان کنیم.
ضرغامی تصریح کرد: توان ما در جلوههای ویژه کلاً در کشور پایین است. بگذارید یک اعتراف کنیم. ما هر قدر در چهرهپردازی قوی هستیم، در جلوههای ویژه بسیار ضعیف هستیم. اگر الان بخواهیم سریال حضرت یونس و ایوب را بسازیم، بیچاره میشویم و نمیتوانیم تولید کنیم چون در کارهای بیرونی که توان ساخت جلوههای ویژه را نداریم و کارهای رایانهای هم در حد مطلوبی نیست و باید جلوههای ویژه را تقویت کنیم و همه باید با کامپیوتر و رایانه ساخته شوند. در این حوزه باید هزینه کنیم و به طور جدیتری سرمایهگذاری کنیم. البته این کار متعلق به جوانان و نوجوانان است و پیرترها حوصله کار با کامپیوتر و ساخت چنین چیزهایی را ندارند.
ضرغامی گفت: جوانان را بیاورید تا شرکت بزنند و این کارها را بسازند و بعد هم کارگردان به آنها کمک کند و در سمت مدیریتی در برخی از آنها نیز کمک بخواهد. ما زمانی که میخواستیم سریال «یوسف پیامبر» بسازیم، وقتی به خواب آن حضرت رسیدیم نفهیدیم که کدام گاوها لاغر بود و کدام چاق بود. کدام، کدام را خورد. حتی برخی میتوانند کارگردانی کنند و بخشهایی که به آثار ویدئویی مربوط میشوند باید تقویت شوند. اگر میخواهیم هزار فیلم بسازیم با اقبالی که مردم به فیلمهای ایرانی دارند، کیفیت باید همراه کمیت بالا برود.
ضرغامی تصریح کرد: توجه به داستانها و تولیدات استانها نیز باید جدی گرفته شود و فضای پاک بومی را خوب منتقل کنند و هر کدام خواستند مثل کارهای تهران سریال بسازند، با آنها برخورد کنند. مثلاً از اردبیل سریالی آمده بود که در آن مدام به کافیشاپ میرفتند! در صورتی که باید ویژگیهای طبیعی و فرهنگی ما در اولویت باشند. مطمئنم با همین مسیری که داشتهاید، حتماً در آینده نه چندان دور کیفیت خیلی بالاتر خواهد رفت. الان خیلی قابل قبول است اما مدام نگران کیفیت هستیم که امیدوارم شاهد رشد فیلمهای تلویزیونی باشیم.
* برگزیدگان نخستین جشنواره فیلمهای تلویزیونی معرفی شدند
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، برندگان نخستین جشنواره فیلمهای تلویزیونی به شرح زیر و در بخشهای مختلف معرفی شدند:
- جایزه بهترین چهرهپردازی ، به آقای بابک شعــاعی برای فیلم «تنهـایـی» و خانم مریم دوستی برای فیلم «آخرین گره خورشید»
- جایزه بهترین جلوه های ویژه به آقای جواد شریفی برای فیلم «عملیات پایتخت»
- جایزه بهترین طراحی صحنه به آقای محسن نوروزی برای فیلم «لرزش زندگی»
- جایزه بهترین طراحی لباس به آقای داریوش پیرو برای فیلم «تنهایی» و «خواب زمین»
- جایزه بهترین موسیقی به آقای علیرضا کهندیری برای فیلم «عبور از شب»
- جایزه بهترین صداگذاری به آقای مهدی صادقی برای فیلم «لرزش زندگی» / لوح تقدیر به آقای آرش قاسمی برای فیلم عبور از «شب»
- جایزه بهترین صدابرداری به آقای امیر پرتوزاده برای فیلم «لرزش زندگی»
- جایزه بهترین نورپردازی به آقای رضا رخشان برای فیلم «مهمانخانهای در برف»
- جایزه بهترین تصویربرداری به آقای سهیل نوروزی برای فیلم «آخرین گره خورشید»
- جایزه بهترین تدوین به آقای علی ژکان برای فیلم «تصادف»
- جایزه بهترین بازیگر نقش دوم مرد به آقایان: سعید پورصمیمی و مالک سراج برای بازی در فیلم «آخرین گره خورشید» / لوح تقـدیر این بخش به آقای شاهین غلامرضایی برای فیلم «عمه ماه منیر» / لوح تقدیر دیگر این بخش به هنرمند پیشکسوت آقای سعدی افشار برای حضور در فیلم «به جا مانده»
- جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن به خانمها ژاله صامتی برای فیلم «دماغ» و شهره سلطانی برای فیلم «زنی از کوچه پشتی»
- جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد به آقای مهدی هاشمی برای بازی در فیلم «وقت اضافه» و شهاب حسینی برای بازی در فیلم «تنهایی»
- جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن به خانمها: رویا تیموریان برای بازی در فیلم «تنهایی» و پریوش نظریه برای فیلم «فراموشی» / لوح تقدیر به خانمها نیلوفر پورمهدی برای فیلم «روجا» و سهیلا گلستانی برای فیلم «دمـاغ»
جایزه ویژه هیات داوران بهخاطر موضوعِ نگاه به مسئله ملی:
- علیرضا بذرافشان، سارا خسرو آبادی و حسین ترابنژاد برای فیلمنامه «لرزش زندگی»
- فلورا سام برای فیلمنامه «حماسه ماندگار»
- چیستا یثربی برای فیلمنامه «ماه از روی سکو»
- محمد سلطانی برای فیلمنامه «عملیات پایتخت»
- آقای رضا بهشتی و پریسا عشقی برای فیلمنامه «قهوه اسپرسو»
- علیرضا محمودی و همایون اسعدیان برای فیلمنامه «آخرین گره خورشید»
- جایزه ویژه هیأت داوران به مدیر فیلمهای تلویزیونی شبکه یک سیما آقای مسعود صباح به خاطر تولید 120 فیلم تلویزیونی در 3 سال و بیشترین نامزد در جشنواره.
- جایزه بهترین کارگردانی به آقایان فرزاد موتمن برای فیلم «دماغ» و اسماعیل فلاحپور برای فیلم «عبور از شب»
- جایزه بهترین فیلم تعلق میگیرد به آقای اکبر تحویلیان برای فیلم «لرزش زندگی» و آقای بهروز مفید برای فیلم «در همین نزدیکی»
- جایزه بهترین فیلمنامه به آقایان: علیرضا محمودی و همایون اسعدیان برای فیلمنامه «آخرین گره خورشید»
* حاشیه:
به گزارش خبرنگار فارس، از حواشی مراسم پایانی جشنواره فیلمهای تلویزیونی میتوان به پخش کلیپ «ایران ایران» با صدای رضا رویگری اشاره کرد که در ادامه پخش آن، ضرغامی به خاطر اجرای ترانه این کلیپ با اهدای لوح یادبود و هدایایی از رویگری قدردانی کرد.
در بخش دیگری از مراسم شهاب حسینی که در سریال «شوق پرواز» در نقش شهید بابایی ایفای نقش میکند، هدیه خود را برای ایفای نقش در تلهفیلم «تنهایی» به عنوان بهترین بازیگر مرد، به همسر شهید بابایی اهدا کرد.
این حرکت با استقبال حاضران در سالن روبهرو شد و جمعیت حاضر چند دقیقهای ایستاده به تشویق «شهاب حسینی» پرداختند.
سایت تابناک
نظرات ()