دل من دیگه خطا نکن
با غریبه ها وفا نکن
زندگی باختی دل من
مردم و شناختی دل من
زندگی باختی دل من
مردم و شناختی دل من
تا به کی سراپا حقیقتی
تا به کی خراب محبتی
همنشین این و اون میشی
خسته وپریشون میشی
دشت بخت توکویرمیشه
مرغ آرزوت اسیرمیشه
رو به روت سراب
پشت سر خراب
ساکت وصبوری دل من
مثل بوف کوری دل من
زندگی باختی دل من
مردم و شناختی دل من
دل من دیگه خطا نکن
با غریبه ها وفا نکن
زندگی باختی دل من
مردم و شناختی دل من
توی خون نشستی دل من
بی صدا شکستی
زندگی باختی دل من
مردم و شناختی دل من
ساکت و صبوری دل من
مثل بوف کوری دل من
نظرات ()آهای مردم دنیا
آهای مردم دنیا
گله دارم گله دارم
من از عالم و آدم گله دارم
آهای مردم دنیا
آهای مردم دنیا
گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
شما که حرمت عشق رو شکستین
کمر به کشتن عاطفه بستین
شما که روی دل قیمت گذاشتین
که حرمت عشق رو نگه نداشتین
آهای مردم دنیا
آهای مردم دنیا
گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
فریاد من شکایت یه روح بی قراره
روحی که خسته از همه زخمی روزگاره
گلایه من از شما حکایت خودم نیست
برای من که از شما سوختن و گم شدن نیست
اگه عشقی نباشه آدمی نیست
اگه آدم نباشه زندگی نیست
نپرس از من چه آمد بر سر عشق
جواب من به جز شرمندگی نیست
آهای مردم دنیا
آهای مردم دنیا
گله دارم گله دارم
من از عالم و آدم گله دارم
آهای مردم دنیا
آهای مردم دنیا
گله دارم گله دارم
من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()خبرگزاری انتخاب :
این یک گفت و گوی خواندنی است که در آن فرزندان مهران مدیری به خیلی چیزها اشاره کردهاند. از خانه و زندگی و ماشین و محله پدرشان گرفته تا نظر و نگاهشان به کارهای او تا برخوردی که با بچهها دارد و زمانبندی آمدن و رفتنشان و ساز و آواز در خانه و مار پیتون 5 متری و لباسهایی که میپوشند و سریالهایی که دوست دارند و مشکلاتی که به عنوان فرزند یک فیلمساز مشهور تحمل میکنند و بالاخره تمایل پسر برای فیلمساز شدن و دختر که به موسیقی و نقاشی علاقه دارد.
فرهاد مدیری، پسر ۱۷ ساله مهران مدیری است. نه موهایش سیخ سیخی است و نه در فرم لباسپوشیدن عاشق لباسهای عجیب و غریب است. آن قدر که نمیتوانی از روی ظاهرش سن و سالش را حدس بزنی. میآید و مینشیند و از روزهایی صحبت میکند که در مدرسه اذیتش میکردند و از این روزها میگوید که خواهر ۱۰ سالهاش هم چنین وضعیتی دارد ولی فراموش نمیکند که بگوید: دیگر با این ماجرا کنار آمدهایم
فرهاد تریپ هنری نیست
قرارمان را گذاشتهایم و او راس ساعت مقرر میرسد. کت و شلوار کرم رنگ پوشیده و ما شوک میشویم. اول از سن و سالش و هنگامی که میگوید:« متولد ۱۲ تیر ۱۳۷۰» است و بعد از آن وقتی که میگوید:« هنرستان موسیقی درس میخوانم». او نه در فرم لباس پوشیدنش اثری از بچههای هنری دارد و نه در مرتب کردن چهرهاش. البته همه اینها را خودش انتخاب کرده و پدرش نقشی در انتخاب این فرم لباس پوشیدنش ندارد. حتی میتواند بخندد و تعریف کند که ریش فراوانی داشته و برای آمدن سر گفت و گو آنها را اصلاح کرده است، چون نمیخواسته عکساش با آن ریشهای بلند چاپ شود!
یک خانواده هنری
همسر مهران مدیری، مادر فرهاد و شهرزاد، رشتهاش هنری بوده و ادبیات. خانهدار است و برای خودش مینویسد. هیچوقت دغدغه نوشتن نداشته. اسم فرهاد را هم مادرش انتخاب کرده و بعد از آن مهران مدیری زیاد از این اسم در شخصیتهای تلویزیونیاش استفاده کرده است.
پسرساز، پدر آواز
ساز تخصصی فرهاد گیتار است ولی سازهای دیگر را هم امتحان کرده است. گهگاه برای پدرش هم ساز میزند تا او بخواند. اما این در صورتی است که وقتی برای آوازخوانی وجود داشته باشد. معمولا اینطور نمیشود. معمولا پدر در خانه نیست و سر کار است یا آنکه در مرحله پیشتولید سریالهایش قرار دارد. در حال حاضر هم که میخواهد اولین فیلم بلند سینماییاش را کارگردانی کند و سرش حسابی شلوغ است.
مار ما موش و خرگوش میخورد!
در خانه مهران مدیری، در کنار همسر و دو فرزندش یک مار هم زندگی میکند. ما تعجب میکنیم و کمی هم میترسیم و فرهاد توضیح میدهد:« مار پیتون سمی نیست.» اما این جمله تاثیری در برخورد ما ندارد. او هم ناگهان بدجنس میشود و درباره مار پیتون مهربانی صحبت میکند که زندگیاش را در یک آکواریوم میگذراند و غذایش موش است و بعد از مکثی کوتاه میگوید:« لابد میدانید که مار، لاشه حیوان نمیخورد. غذایش حتما باید زنده باشد. ما هم به مارمان موش و خرگوش میدهیم!» فرهاد میگوید بعضی وقتها پیتون را از آکواریوم درمیآورند و در خانه رها میکنند تا برای خودش بگردد. میگوید با مار کشتی هم میگیرد اگرچه زور پیتون زیاد است و نمیشود شکستاش داد.
پدر عاشق حیوانات است و همیشه در خانهاش حیوانات مختلفی را نگهداری میکند. در گذشته انواع مختلفی از جانوران را می شد در خانه مهران مدیری دید از پرندگان تا ماهیها و جانوران دیگر. اما در حال حاضر تنها همین مار باقی مانده است. بچهها سگ هم خیلی دوست دارند اما هنور خبری از یک سگ در خانهشان پیدا نشده. جالب است که پدر خانواده، علاقهای به سگ ندارد. حیواناتی را که در برنامههای مختلف او حضور پیدا میکنند به یاد میآورید؟ باغ مظفر که برای خودش باغ وحشی بود و در قسمتهای پدرخواندهای سریال مرد هزار چهره هم حیوانات حضور چشمگیری داشتند. پیمان قاسمخانی، نویسنده سریالهای مدیری خوب میداند چگونه استاد را سر ذوق بیاورد.
مهران سانتافه دارد، فرهاد گواهینامه ندارد
خانهشان سردار جنگل است و مدرسهاش در میدان منیریه. این مسیر را هر روز با مترو می رود و از اینکه پدرش سوار سانتافه میشود ناراحت نیست. جوابش خیلی سادهتر از حد تصور ماست:« من که گواهینامه ندارم ولی اگر گواهینامه بگیرم مشکلی برای ماشین نیست.» مهران مدیری به گواه حرفهای پسرش اهل شرط گذاشتن برای بچهها نیست. فرهاد مطمئن است که وقتی گواهینامه را بگیرد داشتن اتومبیل روی شاخ خواهد بود. اگر بپرسی مهران هیچوقت دنبال او به در مدرسه میآید با راحتی میگوید هیچوقت چون وقت ندارد. پدر آخرین بار چند ماه پیش به مدرسه آمده تا در جلسه اولیا با مدیران مدرسه شرکت کند. فکرش را بکنید که اگر میخواست مدام به مدرسه فرهاد و شهرزاد سر بزند مدرسه چطور به هم میریخت.
کسی را به خلوتم راه نمیدهم
خانهشان مثل تمام خانههای این شهر است. دعوای خواهر و برادری هم در آن پیدا میشود اما تازگیها که بزرگتر شدهاند دیگر کمتر دعوا پیش میآید. فرهاد که بیشتر وقتش را در اتاق میگذراند و گاهی حس میکند برای خانوادهاش کم میگذارد . فرزند خوبی برای خانوادهاش نیست، این را خودش میگوید:«روی اعصابشان راه نمیروم ولی حس میکنم به عنوان فرزند، فرزند خوبی برایشان نیستم. بعضیوقتها فکر میکنم اگر خودم پدر بودم، میخواستم بیشتر به محیط شخصی فرزندم وارد شوم ولی نمیگذارم این اتفاق برای پدر و مادر خودم بیفتد.»
شرارت پشت چهرهای آرام
اما بشنوید و بخوانید از مدرسه. او بچه شلوغی است اما از اینکه سردسته باشد خوشحال نیست. میگوید :« این خلاقیت را دارم که در مدرسه سردسته باشم اما اصولا سردستگی در مدرسه بد است. چون ممکن است شما سردسته باشید و پشت تو را خالی کنند.» اما در این روزهای شلوغکاری در مدرسه خودش منطق به خرج میدهد و پای پدر و مادرش به میان دعوا کشیده نمیشود. « همیشه، حتی اگر بدترین کارها را انجام داده باشم، با منطق زیاد آن را توجیه میکنم.» این قدرت را پدرش هم دارد « ولی نه به اندازه من». گاهی اوقات همین منطق زیاد او را تبدیل به موجودی واقعبین میکند و میتواند بین حرفهایش اعتراف کند:« بعضیوقتها معلمهایمان را خیلی اذیت کردهایم. من واقعا از آنها معذرتخواهی میکنم.» یکی از آخرین شیطنتهایش این بوده که با بچهها سر کلاس یکی از معلمها دوربین ببرند و فیلم بگیرند. بعد فیلم لو میرود و دست مدیر و معاون میافتد و .....«خدا رحم کرد. به خیر گذشت. بابا هنوز هم نمیداند که چی شده چون خودمان تعهد دادیم و تمام شد. حالا اینجا بخواند میفهمد!»
کادو فراموش نمیشود
مشکل رفت و آمد در خانهشان وجود ندارد. حتی ممکن است تا ساعت ۳-۴ صبح بیرون باشد اما حتما خانوادهاش میدانند که کجاست و چه کار میکند. پدر اینطور نیست یعنی گاهی پیش میآید که خانواده ندانند او کجاست و چه میکند. کادو هم خوب میخرد، به نظر میرسد حواساش به روز تولد بچههایش هست ولی آخرین کادویی که به پسرش داده، پول است. میخندد و میگوید:« نقدی حساب کرد» اما کادوی برعکس هم وجود دارد. پسر برای پدر معمولا کتاب و سیدی میخرد و وقتی روی قیمتها اصرار میکنیم و میخواهیم بودجه پولتوجیبیاش را معلوم کنیم، میگوید:« معمولی، پسر بیلگیتس که نیستم!»
بازیگری؟ هرگز!
یک بار جلوی دوربین رفته است. در برنامه جنگ۷۷. در آن برنامه نقش بچگی پدرش را بازی میکرد. از بس به هم شبیه هستند و این را همه میگویند. در پشت صحنه برنامههای پدرش زیاد چرخیده اما با این وجود علاقه چندانی به بازیگری ندارد. واقعیت این است که همیشه از زبان بازیگرها درباره حاشیهها شنیدهایم. خودمان هم نمیدانیم وقتی فرهاد مدیری میگوید که در آرزوهای دور و دراز هنریاش جایی برای بازیگری وجود ندارد به خاطر حاشیههاست یا اصولا علاقهای به این محیط و فضا ندارد. اما میتواند بگوید :« همه خانواده مجبورند این حاشیهها را تحمل کنند. هر کدام به اندازه خودشان. مسلما مادرم به این خاطر که در صدر است فشار بیشتری را تحمل میکند اما این بار روی همه خانواده هست.»
خانهای پر از نوای موسیقی
پسر در مقابل پدر، تواضع زیادی به خرج میدهد اما میگوید از پدرش نمیترسد. وقتی میخواهیم او را روی دور کلکل با پدرش بیاندازیم، هیچ رقمه راضی نمیشود. حرفش اینست«: ما کی باشیم؟» اوضاع وقتی بدتر میشود که در ادامه صحبت درباره موسیقی میگوید: «بابا استعداد بینظیری در موسیقی دارد» مهران مدیری به طور حرفهای ساز نمیزند. یک مدت ساز ضربی می زده و یک مدت گیتار و پیانو. با وجود این که پدرش صدای خوبی دارد اما خاطرهای از لالایی پدر ندارد. گهگاه، شنیدن صدای پدر که برای خودش آوازی زمزمه میکند، حالی دارد.
فیلمساز میشویم
فرهاد مدیری علاقهای به بازیگری ندارد، اما شغل مورد علاقهاش فیلمسازی است. میگوید اهل سریالسازی نیست و حضور در سینما را ترجیح میدهد. از همین حالا هم استارت را برای ساخت فیلم کوتاه زده. به خاطر هنری بودن رشتهاش در مدرسه، و یک عمر زندگی در یک خانواده هنری، میتواند درباره سریالهای پدرش هم صحبت کند. به نظر فرهاد مدیری، سریال مرد هزار چهره، بهترین سریال پدرش بوده:« کارگردانی، ایده، بازی بازیگرها و ...» و بین سریالها هیچ علاقهای به جایزه بزرگ ندارد.
تشابه را ببینید
فیلم میبیند، فیلمهایی که معمولا پدرش به خانه میآورد. در بین فیلمسازهای ایرانی، بیضایی و حاتمیکیا را خیلی دوست دارد. مجله هم میخواند یا حتی روزنامه اما نهاینکه پیگیری کند و عاشق مجلات باشد. لحن و فرم نگاهش خیلی به مهران مدیری شباهت دارد و خودش هم اینها را احساس میکند. برای نمونه میتوانید نگاهی به این عکس مهران مدیری در جبهه بیندازید و ببینید که او و پسرش چقدر به هم شباهت دارند.
یک زندگی متفاوت
فرهاد میگوید:« شاید در زمان کودکی، به زندگی نرمالتر و طبیعیتر فکر میکردم، اما الان نه. الان این موقعیت خوب است. نمیتوانم بگویم دوستش دارم ولی هست.» با وجود این که شرایط زندگی در این خانواده و با این پدر خبرساز چندان طبیعی نیست، اما گاهی هم پیش میآید که با هم به رستوران بروند، با هم به سفر بروند. علاوه بر اینکه وقتی میخواهد روی تمام حرفهایش پوششی از منطق بکشد، میگوید:« من و خواهرم باید این شرایط را بپذیریم و بدانیم که زندگیمان با اغلب دوستانمان تفاوتهایی دارد و یک سری امکانات را نداریم.»
بیلیاردبازها
فرهاد مدیری اهل بسکتبال نیست، سه ماه رفته و میخندد که «اثر خودش را گذاشت» از بس که قدش بلند است. اهل ورزشهای رزمی هست و اهل دفاعشخصی. با پدرش هم بیلیارد بازی میکند:« بیلیاردش از من بهتر است و همیشه من را میبرد.» پسر به طور مداوم شنا میکند و پدر هم اگرچه تقربا فرصتی برای همراهی پیدا نمیکنند. مهران مدیری برای کوهنوردی هم وقت ندارد. بیشتر اهل نرمش است. سینما هم نمیروند، در سالهای اخیر تنها یکبار با هم به سینما رفتهاند. « ولی به کنسرت زیاد میرویم.»
افتخار به نام پدر
شوخطبعی را هم از پدرش به ارث برده اگرچه میگوید کمتر امکان بروز این توانایی را پیدا میکند :« همه میگویند پدرم آدم شلوغی است اما من به خاطر شرایط خانوادگیام نمیتوانم اینطور باشم.» و در جواب به سؤال دوم، سریع موضعش را تغییر میدهد و میگوید که حضور پدر به نفعش تمام شده و اصولا مشکل ندارد. حتی میتواند بگوید:« به نام فامیلی مدیری افتخار میکنم، هرچند سختیهای زیادی دارد.»
وسوسه پرواز
دلش میخواهد برای ادامه تحصیل و احتمالا ماندن به خارج از ایران برود. پدر هم مشکلی ندارد و هیچوقت مخالفتی نکرده. فقط وقتی کوچکتر بوده گفته بهتر است برای رفتن کمی صبر کنی تا سنات بالاتر برود. او هم مانده. حالا هم منتظر است تا درساش تمام شود. بعدش هم باید مسئله سربازی را حل کند:«به این دو سال که فکر میکنم غصهام میشود. کی تمام میشود؟»
شهرزاد مدیری
وارث نبوغ و شیطنت خانوادگی
شهرزاد مدیری با یازده سال سن، کوچک ترین عضو خانواده مدیری است. آرام و شمرده حرف می زند و سعی می کند که با جواب های کوتاه، این آرامش را به عنوان خصلت ذاتی اش به ما معرفی کند. اما برق چشمانش و لحظاتی که با برادرش اختلاف نظر پیدا می کند، دستش را رو می کند و معلوم می شود که هوش و نبوغ خانوادگی به همراه آن انرژی ژنتیک، به او هم رسیده. به محض ورود به دفتر ما یکی از مجله های شماره قبل را برمی دارد و با دقت ورق می زند، یکی از عکس های پدرش در سریال «مرد هزار چهره» را می بیند و طوری که ما نشنویم به فرهاد می گوید:« نگاه کن شبیه بقالها شده!» و بعد می خندد. دختر مهران مدیری، تمام کارهای پدرش را دنبال می کند و جزو مخاطبان اصلی سریال های طنز او است. شهرزاد تمام کارهای مهران مدیری را دیده و از بین آن ها «شب های برره» را به عنوان بهترین کار پدر انتخاب می کند. دختر ظاهرا ساکت و سربه زیری که روبه روی ما نشسته اعتراف می کند که بعضی مواقع مچ پدرش را میگیرد و به خاطر اشتباهات در کارهایش به او تذکر می دهد:« سر سریال باغ مظفر از یکی از قسمت ها خوشم نیامد به پدرم گفتم و او هم گفت درستش می کنم». شهرزاد یازده سال بیشتر ندارد اما در این مدت تمام سریالهای پدرش را موبه مو دنبال می کرده و حتی گاهی اوقات هم برای نزدیکی بیشتر به پدری که همیشه سرکار است با او به پشت صحنه سریال ها می رود:« سر پاورچین و باغ مظفر با بابام به پشت صحنه رفتم. اونجا تمام مدت دنبال شقایق دهقان بودم». دختر مهران مدیری بودن برای شهرزاد مهم ترین اتفاقات زندگی است. او گاهی اوقات از این ماجرا حسابی لذت می برد و گاهی اوقات هم نه.« هم خوب است و هم بد. گاهی اوقات آنقدر سؤال می پرسند که آدم اذیت می شود». شهرزاد با کمک برادرش و البته هوش ذاتی اش راه و روش مناسبی برای برخورد با این سؤالات پیدا کرده. اگر از شهرزاد مدیری درباره پدرش، خانواده و هر مسئله خصوصی دیگری بپرسید؛ او یا جواب نمی دهد یا اینکه با جواب های نصفه و نیمه پشیمانتان می کند. اما اگر فکر می کنید که این سختی ها او را از دختر مدیری بودن خسته کرده، کاملا در اشتباهاید، چون:«همه مهران مدیری را دوست دارند. من هم. چون پدرمه، در تلویزیون می بینمش و کارهایش را دوست دارم و البته یک جاهایی هم به درد می خورد». بله، مهم ترین نکته همین است. چه کسی بدش می آید که به اردو برود و معرفی خانم مدیر باعث شود تا با یک بغل جایزه به خانه برگردد؟ شهرزاد این ماجرا را با ذوق تعریف می کند و بعد می گوید که تا به حال کاری نکرده که مهران مدیری به مدرسه دخترش برود. در تمام مدتی که شهرزاد حرف می زند، فرهاد با سکوت به خواهرش و حرف هایش گوش می دهد و وقتی حرف به شیطنت شهرزاد می رسد، برخلاف نظر شهرزاد سرش را بالا می اندازد.شهرزاد صحبت هایش را قطع میکند و نگاه معنی داری به برادرش می اندازد و می گوید:« شیطان هستم ولی سر کلاس های مهم درس گوش می دهم». رابطه این خواهر و برادر عجیب و بامزه است. فرهاد در تمام مدت مصاحبه سعی می کند با حفظ استقلال خواهرش، مواظب او باشد. در خانه مدیری، همه با هم خوب هستند و شهرزاد به عنوان دختر کوچک خانواده با همه احساس راحتی و نزدیکی می کند. دختر کوچک مدیری، از پدرش به عنوان یک همبازی خوب در وسطی و گل کوچیک حرف می زند و او را به عنوان اولین آدمی که در زمان قهر برای آشتی پیش قدم می شود، معرفی می کند. معمولا در این جور مواقع، شهرازد به اتاقش می رود و پدر مجبور است که به اتاق او برود و گاهی با توضیح منطقی و گاهی هم با قربان صدقه رفتن، دختر کوچک را راضی کند. شهرزاد مدیری از همین زندگی ساده و پر از دوستی در کنار خانواده اش لذت می برد، در حال حاضر سرگرم مدرسه،موسیقی و نقاشی است و قصد بازیگر شدن هم ندارد. « اگر پدرم بخواهد برای او بازی میکنم اما هیچوقت بازیگر نمی شوم.»
منبع: سینمای ما
نظرات ()زندگی رسم خوشایندیست... زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ... پرشی دارد اندازه ی عشق... زندگی چیزی نیست که لب تاقچه ی عادت از یاد من و تو برود...
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد... عجب از محبت من که در او اثر ندارد... غلط است هرکه گوید دل به دل راه دارد... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد...
صداقت یعنی از مرز افق ها
به قصد دیدن رویت گذشتن
میان کوچه های سبز احساس
به دنبال قدم های تو گشتن
نجابت یعنی از باغ نگاهت
به رسم عاطفه یک پونه چیدن
میان سایه روشن های احساس
ترا از پشت یک آئینه دیدن
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان ها جا همین رنگ است
دل به دلداران سپردن کارهر دلدار نیست. من بهتو جان می سپارم دل که قابل دار نیست
من عطر یاس خوشبو ندارم/درباغ رویا شب بوندارم/قایق زیاد است امابرای /به تو رسیدن پارو ندارم/به تو رسیدن شاید طلسم است /من هم چراغ جادو ندارم
زچشمت چشم آن دارم، که از چشمت نیندازد
به چشمانت قسم،که چشمانم به چشمان تو مینازد
من ندانم که کیم
من فقط می دانم
که تویی شاه بیت غزل زندگی ام
نه سرو و نه باغ و نه چمن می خواهم
نه لاله نه گل نه نسترن می خواهم
خواهم ز خدای خویش کنجی خلوت
من باشم و آن کسی که من می خواهم
نگاهم مثل یک مرغ مهاجر
به دنبال حضورت کوچ میکرد
به غیر از انتظارت قلب من را
کسی اینگونه بی طاقت نمی کرد
مثل شقایق زندگى کن:کوتاه اما زیبا
مثل پرستو کوچ کن:فصلى اما هدفمند
مثل پروانه بمیر:دردناک اما...عاشق
ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است ، ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است
مدامم مست میدارد،نسیم جعد گیسویت
خرابم میکند هر دم فریب چشم جادویت
منو باد صبا،مسکین ،دو سرگردان بی حاصل
من از افسون چشم مست و او از بوی گیسویت..
خوشا صبحی که چون از خواب خیزم
به آغوش تو از بستر گریزم
گشایم در به رویت شادمانه
رخت بوسم،به پایت گل بریزم
به امید نگاهت ایستادن
به روی شانه هایت سر نهادن
مرا خوش تر از اینها آرزو نیست
لبان خوشگلت را بوسه دادن
نظرات ()موفقیتی دیگر برای وبلاگ و توانستیم نام وبلاگ را به صورت سایت ثبت کنیم.
و همچنین در موتور جستجوگر گوگل...
http://mehdiabadani.persianblog.ir
نظرات ()زنی که طبیعت را دوست می دارد، زنی که مادر سخت گیری است، زنی که همسری فداکار وکمک دهنده است، زنی که عاشق موسیقی و ساز و آواز است، زنی که روحی بزرگ و بلندپرواز دارد.
اگر همسر شماست، باید با او چگونه رفتار کنید؟
اگر نامزدشماست، باید دل او را چگونه به دست آورید؟
اگر دوست شماست، روحیات و صفات او از چه قرار است؟
روزی با یکی از دوستانم که دختر بسیار خوش مشرب و نویسنده ای است، صحبت می کرد و او اظهار می داشت که مادرش بزرگترین قلب ها و روح بلند پروازی دارد.این اظهار نظر او برای من که می دانستم مادرش در اردیبهشت به دنیا آمده است، کاملا عادی بود کما اینکه می دانستم خودش چون متولد ماه حوت (اسفند) می باشد، به باطن افراد بیش از ظاهر توجه می کند. زن متولد اردیبهشت واقعا قلبی بزرگ و روحی بلند دارد ولو اینکه خیلی کوچک اندام باشد وقدش از یک متر و پنجاه سانتیمتر تجاوز نکند. و همین خصیصه است که به وی امکان می دهد در هر حالتی از عهده مشکلات احساسی زندگی خود بر بیاید و به هدفش برسد.
زن متولد برج ثور از بسیاری جهات نمک زندگی محسوب می شود. او مخلوطی است از کلیه خصوصیاتی که مردها در جستجو خویش می باشند وکمتر پیدایش می کنند. البته گاهی ممکن است چنان از کوره در برود که قوی ترین مردها رابه وحشت بیندازد و فراری دهد ( و یا لااقل وادار کند که زیر میز پنهان بشود ) اما یک چنین حالتی هرگز بدون دلیل به وی دست نمی دهد.
معمولا اگر شما او را خیلی بیش از حد تحمل و اذیت نکنید و یا سرنوشت یک دست ورق واقعا جور نشدنی به دستش نداده باشد، بازی زندگی را خوب و با قدرت قابل تحسینی ادامه می دهد. صفا و صداقت ذاتی اش با ریزه کاری های ظریف زنانه آمیخته است.بسیاری از زنان و دختران متولد این ماه از نظر شهامت و اخلاق از بسیاری از مردان جدی وخشن با همت تر می باشند، اما در عین حال به قدرت جادویی زن بودن خود نیز آنقدر اطمینان و اعتماد دارد که بگذارد اگر شما مایل هستید آقای خانه باشید، و اما اگر شما از عهده این کار برنیامدید، آن وقت خودش کنترلکارها را در دست می گیرد و هیچ بعید نیست که این کار را به شیوه ای کاملا مغایر با سیستم شما انجام دهد. او در زنگی خواهان یک مرد واقعی است و علت این امر هم این است که می داند خودش یک زن واقعی است و از این بابت هم سخت احساس غرور می کند.
از نظر او زن بودن مفهومش عروسک پر زرق و برق بودن ، متظاهر به ضعیف بودن برای به دست آوردن خواسته هایش نمی باشد. خیلی طول نمی کشد که شما پی می برید او دارای فکر و عقیده خاص خود می باشد و آنقدر قدرت دارد که برای رسیدن به هدفش عجز و لا به نکند.
معمولا در یک زن متولد اردیبهشت آنقدر عزت نفس و تسلط به نفس وجود دارد که بتواند به هر نوع خواسته و تمایلی لگام بزند و اتفاقا چقدر بهتر است که او همیشه این کار را هم بکند زیرا اگر یکی از والدینش متولد برج حمل ( فروردین ) و یا اسد (مرداد)باشند، در او قدرت نشان دادن خشونت و بر پا کردن آشوب برای رسیدن به هدف وجود خواهد داشت و اگر چنانچه به هنگام تولد تحت تاثیر برج ( اسفند) ویا جوزا ( خرداد ) قرار گرفته باشد، یک چنین قابلیت به مراتب بیشتری در وی مشاهده می گردد، اما علی الاصول زن متولد برج ثور است خوددار و در اکثر قریب به اتفاق آرام و ساکت و از این بابت خدا را شکر گزار بود زیرا عصبانیتش به راستی شدید و هم آور می باشد .
دغلباز وناپاک نیست
مردها همیشه این صفت او را که اطرافیانش را همانطور که هستند مورد قبول قرار می دهد، می ستایند. به هیچ صورتی دغلباز و ناپاک نیست و از این دو نظر می توان رویش حساب کرد. دوستان صمیمی اش ممکن است افراد عجیب و خارق العاده ای از اجتماع باشند اما به هر حال اکثرا از کسانی هستند که به قول معروف سرشان به تنشان به می ارزد. اگر با کسی که مورد علاقه اش نمی باشد، برخوردی پیدا کند، هرگز برای پایمال کردنش قدم پیش نمی گذارد بلکه صرفا او را نادیده می گیرند. زن متولد اردیبهشت می تواند به طرزی چشمگیر نسبت به دشمنانش بی تفاوتی از خود نشان بدهد در حالی که نسبت به دوستانش وفاداری را به حد کمال می رساند و در خوشی و ناخوشی ایشان را ترک نمی کند. عزم راسخ و پا بر جای او در دوستی تقریبا نظیر ندارد.
تا چه وقت دوست شماست
دوست متولد اردیبهشت ماه شما هیچ یک از این کارها را غیر معمول قلمداد نمی کند و هر کدام را به نحوی توجیه می نماید . تنها چیزی که او را از شما انتظار دارد، این است که در مقابل دوستی صادقانه و اعتماد چشم بسته اش شما نیز مقابله به مثل کنید و اگر چنین نکردید، مانند قطعه ابری که در معرض وزش باد تندی قرار گرفته باشد، بی سر و صدا به گوشه ای پناه می برد و خود را از متن زندگی شما خارج می سازد.
نظیر همین عکس العمل را به هنگامی که ببیند دوستش توجه کافی به وی مبذول نمی دارد، از خود نشان می دهد، اما این حالت را شاید حمل بر حسادت او کرد. او به خوبی چشم چرانی های شوهر را تحمل می کند و بر خلاف زنان متولد برج حمل ( فروردین ) یا اسد ( مرداد ) اگر شما در مقابلش از زن دیگری تعریف کنید ، بر افروخته نمی شود، عصبانیت منهدم کننده او وقتی بروز می کند که شما به راستی پا از گلیم خود فراتر گذاشته باشید. اگر طرز رفتار شما با زنان دیگر در ورای حدی باشد که او آن را مجاز می شمارد، آن وقت واقعا حالت تهدید آمیزی به خود می گیرد. یک چنین حالتی دیگر ظاهر می شود و او واقعا باید در تنگنا قرار گرفته باشد تا عکس العمل شدیدی از خود نشان بدهد. شما می توانید در یک میهمانی با خوشگل ترین زن ها گرم بگیرید، اما همیشه به خاطر داشته باشید که میزان تحمل همسر متولد اردیبهشت ماهتان را بیش از حد متعارف مورد آزمایش قرار ندهید. وقوف به این حقیقت که تحمل و گذشت او بر خلاف آنچه که ظاهرا به نظر می رسد، دارای حد و مرزی است، برایتان جنبه حیاتی دارد. اگر شما هرگز عصبانیت او را ندیده اید، بهتر است هرگز آرزوی دیدنش را هم نکنید.
اهل فلسفه بافی نیست
مشهور است که زن ها خیلی بیش از آنچه تابع عقل خود باشند، پایبند احساسات خویش هستند اما این حرف به هیچ صورت مفهومش این نیست که یک زن متولد اردیبهشت عاقل و چیز فهم نمی باشد. او می تواند یک زن هم صحبت و یک همدم بسیار خوب برای یک مرد باشد، اما شخصا عشق سینه چاک درگیر شدن با موضوعاتی نظیر مسائل علمی نیست.
فارغ التحصیل شدن از دانشکده های متعدد اصلا جزو برنامه زندگی اش نمی باشد، داشتن یک اطلاعات را برای آنکه از قدر و منزلت معلومات داشتن برخوردار باشد، کافی می داند. وقوف به علت هر چیز و درک انگیزه هم رویدادی برایش خیلی مهم محسوب می گردد، با وجود این دو کسی نیست که ساعت ها وقتش را صرف مطالعه عقاید فلاسفه بکند و یا اینکه بگردد ببیند اختلاف ایدئولوژیست های بزرگ چیست. او یکی از طرفداران جدی فکرهای عملی است بدون اینکه بخواهد در لابلای تار و پودهای یک فکر یا ایده دست و بالش بند بشود. پاهای او محکم روی زمین قرار گرفته و او یک موجود عاقل و دانای خاکی است.
کمتر اتفاق می افتد که زن متولد این ماه آدم نا آرامی باشد، او پیوسه کوشش دارد تا جریان زندگی اش عادی و طبیعی به سیر خود ادامه بدهد و از درگیر شدن یا کشمکش ها و زد و بندها بیزار ست ( مگر اینکه به هنگام تولدش ماه در برج جوزا ( خرداد ) بوده باشد که در این صورت برخی اوقات دست به انجام کارهایی می زند که مفایر با تمایل ذاتی اش به زندگی آرام است) او به هیچ صورتی یک موجود احساساتی محسوب نمی گردد و ره این دلیل زندگی با او برای شما بسیار آسان است اما فراموش نکنید که یک هدف یا فکر وقتی نظر کامل او را به خود جلب می کند که به وی گفته شود این کار برایش خوب است و یا اینکه همه این کار را می کنند. یک چنین نصایح او را کسل می کند. برای ایجاد عکس العمل مناسب باید وی را مطمئن ساخت که از کار مورد نظر رضایت باطنی پیدا خواهد کرد.
دوستدار گل و زیبایی
شما کمتر ممکن است زن متولد اردیبهشتی را ببینید که از دیدن چند گل مصنوعی در گلدان خوشش بیاید و از دیدن آن لذت ببرد. گل های او بایدحقیقی باشند و احساس واقعی و بویی خوش از آن ها به مشام برسد. تا جایی که برایش امکان داشته باشد خانه را با گل های مختلف می آراید. همیشه عطرهای خارجی و احیانا قدیمی را بکار می برد در حالی که تعدادی از ایشان برعکس ، بوی طبیعی ، یک بدن کاملا شسته و کاملا تمیز و هوای آزاد و بوهای خوش طبیعی، مثلا بوی نان تازه ای که در تنور پخته می شود، آشکارا قابل رویت است . بوی چمنی که بعد از یک شب بارندگی زده شده است،او را سرشار از شادی و نشاط می سازد. این هشداری است به شما که همیشه بعد از اصلاح عطر خوش بویی به کار ببرید و در خرید ادوکلن کمال دقت را مبذول دارید. همانقدر که او به بوهای خوش علاقه نشان می دهد، از بوهای ناخوش و بد متنفر است. او کسی نیست که بتواند و یا بخواهد بوی بد را تحمل کند. پس هرگز به کارهای معمولی و خانه داری وادارش نکنید مگر اینکه خودتان پشت سرش بایستید و مرتبا اسپری خوش بویی در آشپز خانه بزنید.
احتمالا یکی از علل مسائل کوچک خانوادگی در منزلی که خانم آن متولد اردیبهشت است، بوی آشپزخانه و طبخ غذا است. در مورد بوهای خوب وبد علاقه او به طبیعت نقش عجیبی ایفا می کند، در یک خانه روستایی بوی اصطبل، و یا در کنار دریا بوی ماهی های صید شده شامه را به هیچ عنوان نمی آزارد زیرا اینها دارای بوهای طبیعی هستند. با توجه به این نکات شما خیلی راحت می توانید کاری کنید که او همیشه راضی باشد.
چه رنگ هایی را دوست می دارد
مشابه همین حساسیت را نسبت به رنگ ها نیز می توان در او دید و هر قدر رنگ ها غنی تر باشند، بیشتر نظر او را جلب می کنند و در این میان رنگ آبی اثر عجیب بر روی او دارد. این رنگ اعم از اینکه آبی آسمانی باشد یا آبی نیلی می تواند به راحتی او را ازخود بیخود سازد. رنگ های صورتی و قرمز کمرنگ نیز بیش و کم همین اثر را روی او می گذارند. پس وقتی می خواهید به دیدن یک دختر متولد اردیبهشت بروید، خیلی بهتر خواهد بود که یک کراوات آبی بزنید و یا پیراهن صورتی بپوشید، اما مواظب باشید که این دو را یک جا بکار نبرید؛ زیرا علاقه عجیب او به طبیعت موجب شده است که حساسیت زیادی نسبت به هماهنگی بین رنگ های مختلف از خود نشان بدهد و اصلا مایل نیست که دوستانش به صورت پرده قلمکار لباس بپوشند. از نظر غذا به طعم آن سخت اهمیت می دهد. اگر او را برای شام به رستوران می برید، محلی را انتخاب کنید که سر آشپز خوب و معروفی داشته باشد. رستورانی که قبل از غذاسوپ لوبیا سرو کند، بدون شک نظر او را از شما بر می گرداند. علاقه او به غذاهای خوش طعم موجب می شود که علی الاصول آشپز قابلی باشد. احتمالا هیچ کس به اندازه زن متولد این ماه نمی داند که یک معده خالی را چگونه باید پر کرد و از انجا که معده یکی از دو کلید قلب مرد است، آشپزخانه بزرگترین حیله ای است که زن متولد اردیبهشت آن را برای به دام انداختن مرد دلخوهش بکار می برد.
علاقه به موسیقی و ساز و آواز
مناظر زیبای طبیعی و موسیقی وی را مثل جادو زدگان به خود جذب می کند و بیشتر زن های تولد یافته در دومین ماه سال یا شخصا سازی را می نوازد و یا اینکه لااقل علاقه خاصی به ساز و آواز و هنر نشان می دهند. بردن او به نمایشگاه های نقاشی و یا سالن های کنسرت در جلب نظرش فوق العاده مفید است و به همین ترتیب در ماه عسل هیچ کجا به اندازه نقاطی که بتواند خود را در دامان طبیعت ببیند، خوشحال نمی کند. او به راستی و با تمام وجود خود از عظمت طبیعت لذت می برد.
علاقه زن متولد اردیبهشت به طبیعت به قدری زیاد است که هیچ وقت نمی توان یکی از ایشان را یافت که روزی روزگاری به ییلاق و ده پناه نبرده باشد و یا صمیمانه عاشق اسب سواری و ماهیگیری نباشد.
در عشق بی پرواست
دختر متولد برج ثور در ابراز عشق بسیار بی پرواست اما شیفتگی اش نسبت به طبیعت و اعتقاد به اینکه همه چیز همان طوری است که دیده می شود، اغلب موجب سردرگمی و گمراهی اش می گردد. اگر مردی فقط به ظاهر چنان بود که او می خواهد، صمیمانه دست هایش را به دور گردنش می اندازد و عاشقش می شود و شما اگر می خواهید دست های او را به دور گردن خود ببینید، سعی کنید دهانتان هرگز بوی سیر ندهد، رنگ هایی را که دوست ندارد، نپوشید و به هنگام ملاقاتش صفحه ای را روی گرام بگذارید که موسیقی تند و خشنی داشته باشد. از نظر احساسات فوق العاده حساس و پاکباز است و به هیچ صورتی نمی خواهد که عشق شما نسبت به وی خدشه دار باشد زیرا یک عشق خدشه دار « طبیعی » و ملکوتی نیست.
در شیک پوشی طرفدار سادگی است
در لباس پوشیدن پارچه های نرم و لطیف را ترجیح می دهد و مدل لباس هایش را خیلی ساده اما با سلیقه انتخاب می کند و به این دلیل از طرفداران لباسهای اسپرت است. لباسش باید حتی المقدور راحت باشد و خیچ بعید نیست که سر چشمه یک چنین تمایلی همان عشق به طبیعت در خود احساس می نماید. اگر بر حسب اتفاق به هنگام تولد تحت تاثیر برج دلو( بهمن ) قرار گرفته باشد، احتمال وجود دارد که گاهگاهی پی لباس های فانتزی برود اما حتی در این حالت نیز لباس هایی انتخاب می کند که به درد بخور باشند.
هر قدر بیشتر او را بشناسید، بیشتر به این موضوع پی می برید که او منبع نیرو و قدرت است. کمتر ممکن است از کسی توقع داشته باشد مگر در محدوده عشق و وفاداری، و اگر خواسته اش برآورده شد، صمیمانه قدر شناسی می کند. اطرافیانش عاشق صداقت و راستی او می باشند. همنشینی با او مثل یک حمام گرم آرام بخش است و اتفاقا خودش هم عاشق استحمام است با آب گرم همراه با مقدار زیادی لوسیون، انواع روغن های زیبایی وصابون های خوش بو است. حمام منزل او همیشه شباهت به حمام افسانه ای کلئوپاترا دارد و به طوری که آدم گاهی فکر می کند وقتی او حمام می گیرد، چند کنیز به ردیف می ایستند و هر کدام حوله، لباس، وسایل آرایش ودیگر لوازم شخصی او را برایش آماده می کنند.
مخالفت با شتابزدگی
به هنگام آشنایی با یک چنین زنی خیلی زود متوجه می شوید که سخت مایل است احترامش مخصوصا در مجامع عمومی کاملا حفظ شود وشما با دانستن ماه تولد او بهتر است سخت مراقب این موضوع باشید. نکته دیگری که لازم است به خاطر داشته باشید، این است که او تمایل وافری به انجام آهسته و پیوسته کارها دارد. در نتیجه اگر دستپاچه اش کنید و یا وادارش سازید که تعجیل به خرج بدهد، عصبانی می شود و این کاری است که حتی امتحان کردنش هم جایز نمی باشد. روش طبیعی او آهسته کاری است و تقریبا هرگز اتفاق نمی افتد که از این شیوه تخطی کند. اما این امکان هم وجود دارد که از روی عصبانیت گاهی سخت از خود شتابزدگی نشان دهد.
یک رگ لجبازی
از نظر بچه داری و مادر بودن صبرش در تحمل ناملایمات و شیوه آهسته کاری اش موجب می شود که مادری مهربان، بردبار و تمام عیار باشد. او کودکان تازه به دنیا آمده را سخت دوست دارد و به آن ها عشق می ورزد، اما هر قدر بچه ها بزرگتر می شوند، رفتار او جدی تر و توقعاتش بیشتر می گردد. مادری که در اردیبهشت متولد شده باشد، وقتی ببیند که بچه نوجوانش دیگر مانند سابق حرفش را گوش نمی کند و به فرمان هایش گردن نمی نهد،عصبانی می شود. او قادر به تحمل یک چنین رویدادی نیست. در یک چنین مواردی است که گاهی عصبانیت منهدم کننده اش ظاهر می گردد. او نسبت به تنبلی و مخصوصا در هم و برهمی کودکانش از خود عکس العمل شدید نشان می دهد و به همین دلیل هم بچه های یک چنین مادری از جمله بچه های نادری هستند که پیوسته مواظب هستند اسباب و اثاثیه و اتاقشان مرتب و کارهایشان انجام شده باشد.
عشق زن متولد این ماه به زیبایی و هماهنگی رنگ ها و دکوراسیون اتاق ها ومنزل موجب می شود که پیوسته با آنچه که بچه های نوجوانش در اتاق های خود انجام می دهند و عکس ها و تصاویری که به در و دیوار می چسبانند، مخالف باشد. در خارج از کادر سلیقه برخورد او با بچه هایش فوق العاده کم است،به طوری که با گذشت ایام بچه ها به تدریج احساس می کنند که او خیلی پیش از آنکه معلم و دستور دهنده باشد، یک دوست صمیمی و وفادار است. بچه های یک چنین زنی بعد از آنکه از آب و گل در آمدند و خود صاحب خانه و زندگی شدند، بدون شک از مادر خو به عنوان یک زن فهمیده و مهربان در دوران کودکی، و یک دوست صمیمی و یک رنگ در دوران نوجوانی و بزرگسالی نام می برند.
مدد کار شوهر
زن متولد برج ثور لوس نیست و کمتر اتفاق می افتد که از چیزی شکایت داشته باشد. او زنی است که اگر اقتصاد خانواده اش مواجه با بحران موقتی ای شد، آرام و بدون اعتراض کاری برای خودش پیدا می کند و به کمک شوهرش می شتابد. در وجودش تنبلی نهفته نشده است و با آرام بودن شیوه زندگی و حرکاتش، بسیار پشتکار دار است.
او می تواند مانند یک مرد از نردبان بالا برود و اتاق های منزلش را رنگ کند، اما توقع دارد که بعد از آن روز را به آرامش بگذراندو راحت بخوابد. او با سر بلندی دوش به دوش شوهرش کار می کند ولی کمتر اتفاق می افتد که بخواهد از شوهرش پیشی بگیرد و یا برتری احتمالی خود را بر او ثابت کند. بسیاری از زنان متولد این ماه صمیمانه به شوهر خود کمک می کنند تا به درس خود ادامه بدهد و تخصصی بگیرد و یا اینکه در صورت لزوم نامه ها و نوشته های او را در منزل ماشین می نماید. اما یادتان باشد که به همان اندازه که یاری دهنده است، خواهان دریافت یاری دیگران نیز می باشد، اما از مردی که این کار را با ترحم انجام بدهد یا او را قادر به انجام کاری نداند، به شدت متنفر است، اصولا او از هر نوع ضعفی نفرت دارد.
تحمل درد و رنج
قدرتش در تحمل درد و خونسردی اش در مواجه شدن با ناملایمات جنبه خارق العاده دارد و در این مورد حتی از زنان متولد برج عقرب ( آبان) نیز جلوتر است.
من روزی در بیمارستان زنی را دیدم که بنا تود جراحی خطرناکی روی او صورت بگیرد. خودش هم از خطر این کار اطلاع داشت. وقتی پرستاران وارد اتاق شدند تا او را به اتاق عمل ببرند، شوهرش که در کنارش نشسته تود، بی اختیار به گریه کردن افتاد و این یک نمونه کامل از خونسردی خاص زنی بود که در ماه اردیبهشت به دنیاآمده بود. او در لحظه ای که برانکارش را به داخل اتاق عمل می بردند، سرش را بلند کرد و به شوهرش گفت:« یادت نرود گلدان ها را آب بدهی».
زن متولد اردیبهشت هرگز نمی گذارد که احساساتش مانع از آن بشود که واقعیات را نادیده بگیرد.
مردی که با زن متولد اردیبهشت ازدواج کند، مطمئنا زن ضعیف النفس و بیکاره ای را به خانه نمی برد. این زن اگر چه انتظار دارد که شوهرش نیازمندی او و خانواده را در حد معقول برآورده سازد و اسباب و اثاثیه منزلش به بهترین وجهی که برایشان امکان دارد ، فراهم بشود ولی به هیچ صورت طالب ثروت های باد آورده نیست و دلش می خواهد که شوهرش به کمک او تدریجا به آرزوهای مشترک خویش جامه عمل بپوشاند. او بسیار دور اندیش است وبه هین دلیل هم سعی وافر به عمل می آورد تا با همکاران شوهرش و خانواده آن ها رفت وآمد و دوستی برقرار سازد و آن ها را به منزل خود دعوت مینماید و با همسرانشان صمیصی می شود با حداکثر تضمین شغلی و تامین آینده را فراهم آورد.
او مادری است که اگر کودکش بیمار شود، شب های متوالی بر بالینش بیدار می نشیند و از ته دل از خدای خود می خواهد که به بهبودی اش کمک کند. او معمولا آدم متدین و معتقدی است وبه این دلیل در مواقعی که شوهرش با مشکلی روبرو می شود، خوب می تواند از نظر روحی و معنوی به کمکش بشتابد. در قلب زن متولد برج ثور همیشه مکانی برای پذیرا شدن درماندگان وجود دارد، مکانی که در آن عشق و محبت به حد وفور یافت می شود، مکانی که هر طوفان زده ای می تواند به آن پناه ببرد. زن متولد اردیبهشت روح واقعا بزرگی دارد.
نظرات ()هیچ موجودی در دنیا به اندازه گربه و مرد متولد اردیبهشت در مقابل ناز ونوازش نرمش از خود نشان نمی دهد.
در پدر بودن مردی است بی نظیر و برای بچه های خود در یک دستش زر و در یک دستش شلاق است . وای به روزی که برنجد ، وای اگر قهر کند.
مرد متولد اردیبهشت دیر ناراحت می شود واگر ناراحت بشود دنیا را به هم می ریزد.
او زنی شوخ وشنگ ، ظریف وزنانه ، عاقل و سیاستمدار، و مطیع و خانه دار را به سر حد پرستش دوست دارد.
لابد تصور می کنید که یک مرد متولد برج ثور آدمی است آرام ، اهل عمل ،حساس و همانند صخره ای عظیم پابرجاست. این تصور شما کاملا درست است و با حقیقت وفق می دهد . شما به علاوه ممکن است متوجه این نکته نیزشده باشید که آدمی است محتاط و مصمم ،ضمنا اصلا رویایی نیست واحکام قلبش بر مغزش حکومت نمی کند. یک مرد متولد اردیبهشت ممکن است برای انتخاب شما به عنوان یک همسر مدت ها وقت صرف نماید .
او وقتی هم که فهمید شما همانی هستید که می خواهد ، وقتی تصمیم گرفت که شما را بدست بیاورد ، آن وقت جوزای عاشق پیشه هم در مقابلش لنگ می اندازد، او حتی کاری می کند که اسد پر جنب و جوش و عقرب آتشی مزاج هم در مقابلش احساس حقارت بکنند. این موجود آرام و مصمم و اهل عمل می تواند هر روز صبح برای شما یک دسته گل سرخ فوق العاده زیبا بفرستد و این کار را آنقدر ادامه بدهد و تا اینکه در مقابلش تسلیم بشوید و حاضر به ازدواج با او بشوید . او حتی ممکن است یک شعر عاشقانه هم بگوید و یا یک قطعه شلعرانه هم بنویسد ولی از فرط کمرویی آن را بدون امضا برایتان ارسال نماید.
مرد اردیبهشت می تواید یک عاشق بیقرار ، صمیمی و حامی معشوق باشد . طبیعت شهوانی اش او را نسبت به عطرهای محرکی که بکار می برید ، نرمی موهایتان و یا لطافت پوست بدنتان سخت آسیب پذیر می سازد . او ممکن است نتواند این احساس خود را با کلمات و جملات رایج عشاق بر زبان بیاورد، اما به هر حال راهی برای القای آن به شما پیدا می کند. حساسیت او به نوازش خارق العاده است . وجود علائمی از وابستگی به زمین در مجمع الکواکب ثور موجب می شود که در زمینه های عشقی تناقضاتی در کارش دیده شود.
یک اردیبهشتی دوست دارد شما را در یک پالتوی پوست قیمتی و زیبا ببیند. او ممکن است در یک روز بهاری از پیر زنی که در خارج شهر گل بنفشه می فروشد، یک دسته گل برایتان بخرد و چند برابر قیمت آن به وی پول بپردازد، فقط به این علت که شباهت زیادی بین او و مادرش دیده است ( اما این را یقین داشته باشید که شما او را هرگز یاد مادر و خواهرش نمی اندازید، مگر به هنگام حمایت از شما قرار بگیرد) موسیقی شدیدا بر روح او باثیر دارد و احساسات عاشقانه ای را بر می انگیزد . او مسلما به آهنگ بخصوص، که عشقش را در خاطرش زنده می سازد، دلبستگی فراوان دارد، عشقی که هیچ بعید نیست خود شما باشید.
اگر شما می خواهید دلایل بیشتری از وجود عشق در اعماق روح او به دست بیاورید ، به هدایایی که در روز تولدتان و یا روز عید برایتان می خرد و مقایسه آن را با امکاناتش توجه کنید. چند بار دیده و شنیده اید که او اظهار تمایل کرده است با هم تنها باشید ؟ زیر نور مهتاب به گردش بروید ، و در خیابان های خلوت زیر نور ستارگان به قدم زدن بپردازید. وقتی یک اردیبهشتی نسبت به شما ابراز عشق می کند، این کار را واقعا و از صمیم قلب انجام می هد و منظورش به هیچ صورت چاپلوسی نیست . او شما را در هر فرصتی که به دست بیاورد، به رستوران دنجی که با نور روشن شده و موسیقی آرامی داشته باشد، می برد و هرگز اولین روزی که با شما آشنا شده است را ازخاطر نمی برد. آیا باز هم دلایل بیشتری از حقیقی بودن عشق او می خواهید؟
مرد متولد اردیبهشت مثل یک دلو (بهمن) شدیدا رویایی نیست ، او هرگز قاپ شما را نمی دزدد و هرگز مانند متولد برج حمل به شما وعده زندگی در قصر شاه پریان و خوابیدن بر روی بستری از گل های سرخ را نمی دهد. اما بر عکس این امکان خیلی وجود دارد که نامزدش که به دیدنش آمده است، به سر میز کارش ببرد و نقشه منزلی را که در نظر دارد بسازد تا پس از ازدواج در آن ساکن بشود، به وی نشان بدهد و توضیح بدهد که برای این کار چقدر پول دارد و از چه امکانات عملی می تواند استفاده کند.
او احتمالا قبل از آنکه به فکر نامزدی بیفتد، مقداری از اسباب و اثاثیه خانه را تهیه کرده و پیش قسط خرید یک آپارتمان را هم داده است . او همیشه کارش از روی حساب است . وقتی شما را از خانه پدر و مادرتان بر می دارد و به منزل خود می برد ، بدون اینکه گفته باشد شمار را به یک قصر افسانه ای می برد ، می توانید مطمئن باشید که فکر پرداخت اقساط آن را کرده است.
او تقریبا هرگز به چیزی اعتراض نمی کند و از شما ایرادی نمی گیرد و دیری نمیگذرد که شما با دیدن خود در خانه ای که می توانید هر کاری دلتان خواست در آن انجام بدهید و احساس اطمینان از اینکه شوهرتان همیشه فکر همه چیز را می کند، از خود می پرسید که چرا قبل از ازدواج رویاهای طلایی زندگی در ابر ها را در سر داشته اید ؟ و یا لااقل آنقدر کار منزل و مخصوصا رسیدگی به حساب و کتاب و دخل و خرج خواهید داشت که تقریبا مجالی پیدا نمی کنید برای آرزو های طلا یی بر آورده نشده خود اشک حسرت بریزید. این است خصوصیت یک مرد متولد اردیبهشت برای زنی که روی خصوصیات خوب یک شوهرش تکیه می کند و چقدر جای تاسف خواهد بود اگر چنین نکند . یک مرد متولد اردیبهشت نقشه کارهای فردای خود را با کمال دقت و احتیاط برنامه ریزی می کند، او مثل سنجاب مقداری از آذوقه خود را برای زمستان ذخیره خواهد کرد.
وسوسه دیگران و یا رویدادهای ظاهری فریب هرگز نمی توانند او را از تعقیب هدفی که برای خود تعیین کرده است ، منصرف سازد . با وجود یک چنین دوراندیشی ، اگر وضع مالی اش اجازه بدهد، خیلی راحت تر از متولد ماههای دیگر با رفتن زن و بچه اش به تعطیلات کنار دریا و یا سفرهای تفریحی موافقت می کند.
زود رنج و بد خشم
طبیعی است که او نقاط ضعفی هم دارد . چه چیز و یا چه کسی را می شناسید که بی عیب باشد؟ از یک نظر شما باید همیشه سعی بر آن داشته باشید که زنی باشید با تمام ظرافت های زنانه . اگر شما نظریه قاطعی در سر دارید، سعی نکنید آن را به زور پیش ببرید و یا راجع به قدرت فکری خود در مقابل دیگران با او به جدل بر نخیزید . او در خلوت احترام خیلی زیادی برای یک زن هوشمند قائل است ( که البته در این حالت هم باز یک پله بالاتر را برای خود خالی نگاه می دارد).
وقتی در جمع هستید و با او می رقصید، بگذارید او « فرد برتر» باشد . وقتی در جمع دوستان و یا اقوام راجع به موضوعی ابراز عقیده می کند، شما مانند یک ناظر بیطرف رفتار کنید و از او حمایت نکنید تا غوغا برپا شود. یکی از این دو عکس العمل را از او خواهید دید: اگر او یک اردیبهشتی خالص باشد، که اغلب هم همینطور است، همان جا کاری خواهد کرد که واقعا موجب تعجبتان شود و حتی ممکن است بعد از مراجعت به منزل عملی از وی سر بزند که اصلا انتظارش را نداشته باشید و چه بسا که برای این کار صبر هم نمی کند به منزل برسد، اما اگر خیلی صاف و ساده نباشد ، آن وقت ممکن است اخم هایش را در هم بکشد و تمام شب را در گوشه ای بنشیند و دیگر با هیچکس صحبتی نکند و به این کار خود با چنان حالت بدی ادامه بدهد که آرزوی کنید ای کاش زمین دهان باز کرد ه و شما را در خود فرو می برد . رفتار او( بهتر است بگویم کناره گیری مطلق او از جمع) در این گونه مواقع چنان خواهد بود که شرکت کنندگان در مجلس را هم ناراحت خواهد کرد . او خیلی راحت می تواند عیش یک مجلس را از بین ببرد اما چه در مورد اول ، و چه در مورد دوم، هرگز به شما نمی گوید که علت این رفتارش چه بوده است. او صمیمانه توقع دارد که شما خودتان بدانید چه باید بکنید ، او می خواهد که زن مورد علاقه اش در همه حال پشتیبان و حامی او باشد و برایش فداکاری کند.
در مواقع خشم و رنجش طبیعی است که شما سعی می کنید اوقات او را از بین ببرید اما سعی شما هر قدر هم زیاد باشد ، تا او به انتهای خط نرسد ، عملا بی فایده و بی ثمر خواهد بود. این کار درست مثل جابجا کردن صخره جبل الطارق است. در حقیقت اگر شما سعی کنید که او را به حال عادی برگردانید، متوجه می شوید که ای کاش این کار را نمی کردید و می گذاشتید که اوقات تلخی اش سیر عادی خود را طی می کرد و به انتهای خط می رسید، بیشتر سربه سرش بگذارید و بیشتر اذیتش کنید تا ناگهان از یک ثور آرام و متین موجودی خشمگین و منهدم کننده به وجود بیاید و چیز هایی را با فریادهای رعد آسا بگوید که تا سال ها هم بعد از به خاطر آوردنشان صورتتان از خجالت سرخ بشود.
مرد متولد اردیبهشت هرگز از خانه اش قهر نمیکند ولو اینکه شما او را به شدت عصبانی کرده باشید ، اما ممکن است رفتا شما طوری باشد که او سعی کند حتی المقدور در خانه نباشد و یا بدتر اینکه ممکن است بدون اینکه از ظاهرش خیلی معلوم باشد، جسمش نزد شما باشد و روحش در جای دیگری . به همین ترتیب قهر کردن شما هم نمی تواند کوچکترین تاثیری روی او بگذارد . اگر او دچار خشم شد و رنجش عمیق پیدا کرد، شما مجبورید تا زمانی که همسرش هستید ، با او در یک منزل و زیر یک سقف زندگی کنید و روی یک تختواب کنار هم بخوابید ، ولی هیچوقت مالک قلب و روح او نخواهید شد.
دخالت های مادر زن آخرین چیزی است که اصلا قادر به تحملش نمی باشد. به احتمال زیاد اولین قهر شما از منزل او، آخرینش هم می باشد . یک بار که این تجربه صورت گرفت، هم خوتان وهم پدر و مادرتان می فهمند که با این چاقو نمی توان سر گاوی را برید.
رفتار شکنجه آسا
مرد اردیبهشتی را که زن بسیار تند خویی دارد راه حل بسیار جالبی برایش پیدا می کند، حتی المقدور با او از خانه خارج نمی شود ، و در منزل هم کمتر راجع به موضوع جدی و مهمی با وی حرف می زند. او چهار پنچم ساعات بیداری اش را در خارج از منزل می گذارند. در این مورد فشار غیر قابل مقاومت زنش به جسم غیر منقولی، یعنی او ، برخورد کرده است . این زن می تواند هر جادلش می خواهد برود و هر وقت دلش می خواهد به منزل برگردد. وقتی از او پرسیدم که آیا زنت را واقعا دوست داری ؟ جواب مثبت داد و گفت که زندگی شان جریان عادی و طبیعی دارد، احترام یکدیگر را نگاه می داریم، اما تا زمانی که او نداند نسبت به من چه رفتاری باید داشته باشد و تا زمانی که نتواند جلوی پرخاشگری را بگیرد و بالاخره تا وقتی کاملا درک نکند که کی مرد است و کی زن ، وضع به همین منوال خواهد بود. یک چنین سرنوشتی در انتظار تمام زنانی که همسر مرد متولد اردیبهشت می شوند ، نشسته است. وای به حال آن ها اگر در جمع به مرد خود توهین کنند ، مثلا در رستوران جلوی دوست و آشنا صورت غذا را از دست او بیرون بکشند و یا بالای حرف او حرفی بزنند . در این مورد شما نباید یک اردیبهشتی را سرزنش کنید. خلق خوی او به راستی با علامت برجی که در آن به دنیا آمده تشابه دارد.
او اگرچه با تمام قدرت از ازدواج خود مراقبت به عمل می آورد و مانع از هم پاشیدن آن می گردد ، ولی شما ممکن است خود را خیلی خوشبخت نبینید، و اگر نمی خواهید چنین باشد ، سر به سرش نگذارید و با وی لجبازی نکنید.
چه زنی را دوست می دارد
یک مرد اردیبهشتی اگر چه فوق العاده صبور است اما نمی خواهد که حلقه ای به بینی اش انداخته شود، و به این طرف و آن طرف کشیده شود ، اما این حرف مفهومش این نیست که خواهان زنی می باشد که خود را مثل کنه به او بچسبانید. او خیلی مرد عمل است و بیش از آن خواهان آزادی است که اجازه بدهد زنی مثل گردن بند خودش را به او آویزان کند . او می خواهد که زنش موجودی سرشار از شادی و نشاط باشد . یک چنین زنی او را هم به وجد می آورد و توازنی بین روح و جسمش ایجاد می کند. او به تبسمی شیرین بسان عاشق شیدایی که مشغول تماشای معشوقه اش باشد، به چنین زنی که شادمانه وظریف به این سو و آن سو می رود و شادی به اطراف می پراکند،نظاره می کند. در این حالت او بسان کسی است که بچه گربه ای کوچک و دوست داشتنی را که با کلاف رنگارنگ پشم بازی کند و از حرکات او خوشش می آید ، اما بچه گربه ای که باید خوب بداند وقتی نخ کشیده شد، وقت آن است که کلاف را رها کند و به صدای ارباب خود گوش دهد.
مسلما هیچ مردی مهربان تر ، صمیمی تر و شکیبا تر از یک متولد برج اردیبهشت نیست به شرط آنکه مردانگی و احترامات او مورد تهدید قرار نگیرد. او در این دنیا برای زنی که دوستش دارد هر کاری ممکن است بکند مگر اینکه روی پایش بیفتد. از متولد اردیبهشتی گاهی حرکاتی سر می زند که انسان را به یاد دلقک های سیرک می اندازد ، قلب بی ریای او جایی برای کینه توزی و دوز و کلک چیدن ندارد اما یادتان نرود که دلقک سیرک بعد از اتمام برنامه دیگر دلقک نیست.
برای آنکه دیگ بخار یک اردیبهشتی به جوش بیاید ، مدتی وقت لازم است، اما این دیگ آنقدر بزرگ است که وقتی به جوش آمد و ترکید، خرابی های جبران نا پذیری به بار می آورد. همین حالت در مورد امور عشقی وی نیز صادق است . ممکن است مدتها با دختری رفت و آمد داشته باشد و کوچکترین ابراز عشقی به وی نکند، اما وقتی تصمیمش را گرفت ، آن وقت دیگر مسلما هیچ چیز جلو دارش نخواهد بود. او حتی در این حالت فراموش می کند که باید معقول و محتاط باشد . یک اردیبهشتی واقعی وقتی هدفی را انتخاب کرد، نسبت به تمام خطرات احتمالی که ممکن است سر راهش قرار بگیرند، بی اعتنا می ماند. هر قدر دوستان واطرافیانش موانع کاری را بیشتر برایش توضیح بدهند، او در انجام دادنش مصمم تر می گردد و این دوستان واقعا اگر او را خوب بشناسند، خوب می دانند که تصمیم او چه مفهوم دارد. طبیعی است که یک چنین آدمی در معرض رویدادهای ناگوار قرار دارد با اینکه سنی از وی بگذرد و تجربیات بیشتری کسب کند، از سوی دیگر به راحتی برای کسی که از موانع نمی هراسد، احتمال کسب موفقیت هم خیلی زیاد است.
از ثروت بهره کافی ندارند
از نظر مالی وضع مالی متولد این ماه معمولا عالی است . کمتر مرد متولد اردیبهشت را می توان دید که برای روز های دیگرچیزی ننهاده باشد و اغلب ایشان کسانی هستند که از ثروت بهره کافی دارند. برخی از آن ها هم فکر اقتصادی قوی دارند و در کارهای تجارتی موفقیت بسیار بدست می آورد و به احتمال خیلی زیاد عاشق طبیعت، فوتبال ماهیگیری هستند و اگر این چنین نباشد ، به گلکاری ، درست کردن باغچه ها و مسافرت و پیاده روی علاقمندی می دهند . او مطالعه کتاب های مربوط به قهرمانان افسانه ای و بنیانگذاران امپراطوری های بزرگ را به کتب فلسفی ترجیح می دهد. بیشتر متولدین این ماه مجلات متعددی را مشترک هستند که تعدادی از آن ها مربوط به کارهای عملی مثل باغبانی و غیره است و تعدادی هم از آن هایی است که در هر صفحه چندین عکس سکسی دارند.او عاشق خرید کردن است ولی از فروشگاه های خلوت وشیک خوشش می آید نه از فروشگاه های چند طبقه که در آنها مردم از سر و کول هم بالامی روند.
مرد متولد اردیبهشت در هر کجا باشد، به این اصل قدیمی که مرد، مرد است و زن ، زن، اعتقاد قلبی دارد. پس سعی نکنید که به بهانه اینکه آرایشگاه بوده اید سر وته ناهار و یا شام را با یک غذای حاضری و یک فیجان چای و یک شیشه نوشابه به هم بیاورید. او مایل است غذایش به همان شیوه های سنتی در آشپزخانه پخته بشود و به سر سفره آورده شود ، درست به همان صورتی که مادرش و مادر بزرگش این کار را می کرده اند . سعی کنید که دست پختتان تا حد امکان خوب و لذیذ باشد . تمایل به غذاهای خوب مفهومش این نیست که از رفتن بیرون و صرف غذا در رستوران بدش می آید ، درست برعکس او شما را هفته ای یکی دو بار به رستوران می برد زیرا به هیچ صورتی نمی خواهد که زنش خیال کند آشپز اوست، اما در انتخاب رستوران مسلما جایی را انتخاب می کند که بتواند راحت روی صندلی اش نیمه دراز کشیده بنشیند و موسیقی ملا یمی در فضای آن پخش بشود.
علاقه مند است پسر داشته باشد
از نظر پدر بودن مردی است بی نظیر، او فکر می کند که هر مردی باید پسری داشته باشد تا نسلش حفظ بشود و اسم خانواده باقی بماند اما عاشق دختر بچه های کوچک و ظرافت و مهربانی های مخصوص ایشان است. او پدری است که بدون تظاهر به بچه هایش عشق می ورزد و گرمترین احساسات را نسبت به ایشان دارد . اما در عین حال اصول و مقرراتی را برای ایشان وضع می نماید که با کمال دقت و وسواس برچگونگی اجرایشان نظارت می کند. او معتقد است که بچه هایش در عین حال که باید او را دوست و رفیق خو بدانند ، نباید یادشان برود که وی پدرشان است. او پدری صبور به شمار می رود.
اگر بچه هایش شاگرد اول نباشند، برایش مهم نیست، اما باید در امتحان قبول بشوند. عقیده اش بر این است که بچه ها به تدریج باید چیز یاد بگیرند و به حد رشد و کمال برسند . شما ممکن است از پول توی جیب زیاد و هدایایی گران قیمتی که این کار موجب ضایع شدن بجه ها می گردد ، اما هیچ دلواپس نباشید زیرا بو به موقع خود ایشان را به درس خواندن و انجام تکالیفشان نیز وادار می سازد و خلاصه روش چنان است که دست تنبیه کننده و دست نوازش کننده هر دو از یک آستین بیرون می آیند. خلاصه ، بچه هایی که پدرشان در ماه اردیبهشت متولد شده باشد ، از محبت ها و نوازش های پدرانه چیزی کم و کسر نخواهند داشت اما لوس وبیکاره هم بار نمی آیند.
مردی دست و دلباز اما حسابگر
مرد متولد برج ثور از نظر همسری،شوهری است پر اغماض که به راحتی از خطاهای زنش چشم می پوشد. او اگر برایش امکان داشته باشد، از ساختن یک خانه راحت، خرید لباس های زیبا، عطرهای گران قیمت، مبل و اثاثیه خوب ( اما به درد بخور ) خودداری نمی کند. او به هیچ صورتی و در هیچ موردی از خود خساست به خرج نمی دهد، به علاوه عاشق چیزهای زیبا است اما در تمام حالات حساب کار دستش است و نمی خواهد که کلاه سرش برود.
پشتکار یک چنین مردی واقعا تعجب آور و برای برخی ها باور نکردنی است و به همان نسبت هم وقتی ساعت استراحتش فرا رسید، می خواهد که این استراحت کامل و همه جانبه باشد. پس مواظب باشید که وقتی خسته است، خودتان یا بچه ها مزاحمش نشوید زیرا در این حالت خیلی سریع تر شر و بد خلق می گردد. هرگز به جانش نق نزنید که آدمی تن پرور و تنبل است، این کار درست مثل تکان دادن یک پارچه قرمز رنگ جلوی یک گاو نر است. او کارش را خوب و مستمر انجام می دهد و هر گز لازم نمی بیند عجله ای به خرج بدهد. سرعت سنج او روی قسمت « آهسته و پیوسته » ثابت مانده است. تهییج و ترغیب او به درگیر شدن با کارهایی که لازمه اش شتابزدگی و شوک زیاد است ، قطعا با شکست مواجه می گردد. شاید به علت داشتن یک چنین خصوصیاتی است که بیشتر مایل است میهمان به منزلش بیاید تا خودش به میهمانی برود، و در ضمن از نقاط شلوغ و پر سر وصدا هم بیزار است. دوستان قدیمی و کسانی را که در زندگی دارای هدف ها و آرزوهای مشخص هستند ، به منزل دعوت کنیدو ببینید که چطور رفتارش با ایشان صمیمی و دوستانه خواهد بود و در مقابل با کسانی که به قول معروف چیزی بارشان نیست و سر به هوا و سبک سر هستند، مراوده و دوستی برقرار کنید و ببینید که چطور خودش را از دور معاشرت خارج می کند و تنهایتان می گذارد.
او با آدمهای جلف و سبک سر و بی انضباط میانه ای ندارد. یادتان باشد که شلوار برای او مناسب تر از شما است، او می خواهد زنش زنانه بپوشد و زنانه رفتار کند، سعی کنید به مفهوم واقعی کلمه، زنش باشید و آن وقت خواهید دید که بهتر از او شوهری در دنیا پیدا نمی شود زیرا عملا هیچ یک از متولدین ماههای دیگر نمی تواند زنش را چنین واقعی دوست داشته باشد.
عشق مرد متولد اردیبهشت صادقانه، ساده، عمیق و مخصوصا بی تظاهر است. به هیچ صورتی متظاهر نیست وظاهر و باطنش تا حد ناراحت کننده ای یکی است. در عشق بسیار پابرجاست و جای مخصوص شما را در قلبش به کسی دیگر واگذار نمی کند، اما این حرف مفهومش این نیست که جاهای کوچک دیگری در قلبش برای دیگران وجود ندارد، جاهایی که بعید نیست موقتا در اختیار دیگران قرار بگیرند. این صفت او را همیشه مقام مخصوص شما را در قلبش نگاه می دارد، با دور اندیشی مالی، صداقت و احساسات عمیق و دست و دلبازی اش جمع کنید و ببیینید که او به راستی می تواند بهترین شوهرهای دنیا باشد؟ او البته کله شق و لجباز است اما یادتان باشد که صبر وتحمل بی نظیرش شاخه ای از همین یکدندگی اش می باشد.
وقتی خسته و کوفته و احیانا ناراحت، از سر کارش بر می گردد، کنارش بنشیند و نوازشش کنید و ببینید که چطور در مقابل این کار شما صمیمانه تشکر می کند. در دنیا هیچ موجودی به اندازه یک گربه و یک مرد متولد برج ثور در مقابل نوازش از خود نرمش نشان نمی دهد.
نظرات ()دوستان عزیز موفقیتی دیگر برای این وبلاگ توانستیم نام وبلاگ را به آدرس دیگری و به
صورت
سایت ثبت کنیم.
از این به بعد میتوانید از هر ٢ آدرس وارد شوید.
http://mehdiabadani.persianblog.ir
نظرات ()
نظرات ()٢۶ ژوئن میلادی مصادف با ۶ تیر روز جهانی مبارزه با مواد مخدر گرامی باد.
به امید ریشه کن شدن اعتیاد در این جهان خاکی
نظرات ()آرزو موفقیت برای همه داوطلبان کنکور دانشگاه سراسری و آزاد ما را از این
وبلاگ بپذیرید.
نظرات ()خبرگزاری انتخاب :
سید محمد خاتمی و «بوندویک» پس از دیدار دوجانبه در اسلو در جمع خبرنگاران رسانههای نروژی و بینالمللی حاضر شدند و به سؤالات آنان پاسخ گفتند.
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری انتخاب، در ابتدا نخستوزیر سابق نروژ، در مورد کارگروه زنان که روز گذشته با مشارکت بنیاد گفتوگوی تمدنها (ژنو) در اسلو برگزار شد، توضیحاتی ارائه کرد. در پایان این گزارش دو طرف بر ادامه همکاریهای مشترک و توسعه فعالیتهای دو بنیاد تأکید کردند.
نخستین سؤال را خبرنگار یکی از شبکههای خبری نروژ در مورد پرونده اتمی ایران مطرح کرد.
سید محمد خاتمی در پاسخ توضیح مختصری درباره سیر پرونده ایران داده و با اشاره به عضویت ایران در NPT بر حق ایران برای بهره برداری از فن آوری صلح آمیز هستهای تأکید کرد.
وی در ادامه افزود: افزایش قیمت نفت و کاهش ذخایر جهانی نفت و گاز، جهان را ناگزیر از روی آوردن به سمت بهره گیری از انرژیهای نو خواهد کرد. در حال حاضر پرونده ایران مشکل حقوقی ندارد و آنچه امروز مسأله را بغرنج کرده بحثی سیاسی است. حق ایران کاملاً روشن است و ایران در چارچوب مقررات آژانس حرکت میکند. راه حلی جز مذاکره بدون شرط برای باز کردن گره پرونده هستهای ایران وجود ندارد و تهران آماده نشستن بر سر میز مذاکره است. مذاکرهای بدون هرگونه پیش شرط. منطقه ما منطقهای بحران زده و در عین حال استراتژیک است و هر بحران دیگری در منطقه، خصوصاً اگر ایران یکی از طرفهای آن باشد برای همه زیانبار خواهد بود.
سؤال دوم به انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران و چگونگی مشارکت مؤثر ایران در بازگرداندن ثبات به عراق اختصاص یافت.
سید محمد خاتمی در پاسخ به این سؤال انتخابات آینده در ایران را مشابه انتخابات در کشورهای دیگر دانست و از اینکه تغییر ساختار قدرت در ایران از طریق انتخابات صورت میگیرد اظهار خرسندی کرد.
وی در ادامه اظهار داشت: مسائل داخلی مختص ایران نیست و کم و بیش در تمام کشورها شاهد بروز اختلاف نظرهای داخلی هستیم. البته بدیهی است که در کشورهایی با دموکراسی نوپا شاهد بروز مسائل و مشکلات بیشتری باشیم، اما من به سرانجام کار خوشبینم. در مورد انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران هم نتیجه هرچه باشد، چنانچه برآمده از آرای آزاد مردم باشد، قابل قبول و مورد احترام است. در مورد عراق هم همه ما شاهدیم که عراق در بحران جدی به سر میبرد. ایران از نفوذ زیادی در عراق برخوردار است، اما نباید از نفوذ ایران تعبیر دخالت در امور عراق کرد. این نفوذ ریشهای تاریخی دارد. ما با اشغال عراق مخالف بودیم، مشکل عراق میتوانست به صورت دیگری حل شود. وضعیت فعلی به نفع افراطیون است. عراق نیازمند امنیت است و این امنیت باید توسط خود عراقیها برقرار شود. ما از ابتدا طرفدار استقرار قانون اساسی و دموکراسی بودیم و خوشبختانه در هر دو کشور دوستان ما بر سر کار آمدند. روا نیست که نفوذ تاریخی ایران در منطقه به دخالت تعبیر شود. ایران نه قصد دخالت در امور داخلی عراق را دارد و نه به چنین کاری دست میزند.
وی افزود: سیاستمداران منصف اروپایی و آمریکایی به درستی به این مسأله معترفند که ایران باید در حل بحران منطقه نقشی محوری داشته باشد. چه بسا ادعای دخالت ایران در عراق و فشا نابه جا به ایران منجر به تقویت برخی جریانهای تندرو در منطقه شود و این خود خشونت مضاعف را به دنبال خواهد داشت. اشتباهات آمریکا در اشغال عراق و افغانستان سبب تقویت و بسط خشونت در منطقه شده و امیدوارم آمریکا و هم پیمانانش با اشتباهی دیگر وضعیت بحرانی منطقه را بحرانی تر نکنند.
رئیس جمهوری سابق ایران در پاسخ به سؤال خبرنگار آسوشیتدپرس درباره انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا و تأثیر آن در روابط ایران و آمریکا و دنیای اسلام و غرب گفت: انتخابات آمریکا مربوط به مردم آمریکا است. لزوماً روی کار آمدن رئیس جمهوری جدید مسائل را حل نخواهد کرد. آنچه لازم است تغییری اساسی کند سیاستها و استراتژی هاست. سیاستمداران آمریکایی باید این حقیقت را باور کنند تهدید و زور در روابط دنیای امروز جایی نداشته و به ابزاری مضر تبدیل شده است. آمریکا برای دنیا برادر بزرگ تر نیست. آمریکا هم کشوری است از کشورهای دنیا و البته کشور بزرگ و قدرتمندی است. اما سیاستمداران آمریکایی باید بپذیرند که همه کشورها منافع و شخصیت قابل احترامی دارند. امیدوارم سیاستهای دولت بعدی آمریکا واقع بینانه تر باشد.
وی گفت: زمان آن فرا رسیده که آمریکا به جای اینکه قدرت سیاسی، اقتصادی و علمی خود را صرف سرکوب و تحقیر و اشغال کند، آن را در راه توسعه و ثبات و امنیت در جهان به کار بندد. آمریکا در حالی عامل ترویج خشونت در جهان شده که میتوانست بزرگ ترین نقش را در استقرار ثبات بین المللی بازی کند. آمدن و رفتن افراد مهم نیست، وقت آن رسیده که سیاستها قدری منطقی، خردورزانه و صلح جویانه باشند.
بندویک هم در ادامه اظهار امیدواری کرد پس از تغییرات سیاسی ماههای آینده در آمریکا و ایران شاهد گفتوگو و ارتباط منطقی میان دو کشور باشیم.
خبرنگار AFP سؤال مشابهی در مورد انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران و موضع رئیسجمهوری سابق کشورمان با توجه به اعلام بازنشستگی وی پرسید.
پاسخ سید محمد خاتمی با این جمله آغاز شد که آدمی در گذر ایام به سن و سالی میرسد که نیازمند آرامش برای تمرکز بر پارهای امور شخصی خویش دارد، اما متأسفانه سیاست بازنشستگی ندارد. من هم مانند هر ایرانی نسبت به سرنوشت کشورم حساسم و تا جایی که بتوانم فعال خواهم شد. تصمیم در زمینه نوع فعالیت من به شرایط کشور و اینکه کجا میتوانم آرمانها را بهتر پیاده و پیگیری کنم بستگی دارد.
وی افزود: در حال حاضر از فعالیتهای بینالمللی خود راضیم و در دنیای اسلام نیز برای توجیه و پیشبرد تفکر منطقی، خردورزانه و آزادیخواهانه اسلام که سخت به آن معتقدم و نیز برقراری فرهنگ دیالوگ برای رسیدن به صلح توأم با عدالت و کرامت تلاش میکنم. باید منتظر آینده بود.
خبرنگار دیگری با اشاره به خبرهای منتشر شده در مورد اجرای دو حکم اعدام در ایران خواستار توضیح سید محمد خاتمی شد. رئیس بنیاد گفت و گوی تمدنها (ژنو) با تأکید بر این نکته که هیچ انسان معتدلی از کشته شدن یک انسان خرسند نمیشود ادامه داد: مجازات اعدام در بخشهایی از دنیا با توجیهات حقوقی خاصی اجرا میشود و در بسیاری از سیستمها نیز منع شده است. در بخشهایی از آمریکا هم مجازات اعدام هنوز اجرا میشود. اسلام هم برای برخی جرایم مجازات اعدام را تأیید کرده، اما شرایطی که برای اجرای این حکم در نظر گرفته به گونهای است که اجرای این حکم به ندرت صورت میگیرد. من معتقدم نباید در صدور و اجرای حکم اعدام سخاوتمند بود. رهبری ایران و رئیس قوه قضائیه هم علاقمندند صدور و اجرای حکم اعدام در ایران به حداقل برسد.
یکی دیگر از خبرنگاران حاضر در این جلسه با اشاره به انتشار اخباری غیررسمی از تمرینات نظامی اسرائیل برای حمله به تأسیسات اتمی ایران نظر سید محمد خاتمی را در این مورد جویا شد. خاتمی با تبلیغاتی خواندن این اخبار تصریح کرد: اسرائیل در حال حاضر به هیچ وجه در موقعیت مناسبی قرار ندارد و بعید است مرتکب چنین اشتباهی بشود. این روشها بحران زا است، نه از بین برنده بحران. ایران به هیچ عنوان از بروز بحران استقبال نمیکند. آمریکا و اسرائیل هم باید بدانند که اگر بحرانی نو ایجاد شود دود آن به چشم همگان خواهد رفت.
آخرین سؤال نیز به درخواست یکی از مقامات ارشد نروژ از دولت ایران برای تجدید نظر در مجازات اعدام کودکان در ایران اختصاص یافت که سید محمد خاتمی در پاسخ تصریح کرد: مجازات اعدام در مورد کودکان بزهکار در ایران به هیچ وجه پیش از رسیدن به سن قانونی اجرا نمیشود.
نظرات ()عکسهای زیر از سایت سینمای ما استفاده شده است.
نظرات ().jpg)
نظرات ().jpg)
نظرات ()
نظرات ().jpg)
نظرات ()آمار وبلاگ از ۶۵٠٠ گذشت.
نظرات ()۴ تیر تولد هدیه تهرانی و پوریا پورسرخ دو ستاره سینما مبارک.
نظرات ()ولادت یاس خوشبو حضرت فاطمه زهرا (س)
روز زن و روز مادر مبارک.
نظرات ()خبرگزاری انتخاب :
وحید موحدی؛ تهمینه میلانی کارگردان سینما چندروز پیش مهمان برنامه صبح به خیر ایران بود برنامه ای که بازتابهای زیادی در محیط وب داشت.در ابتدای این برنامه کارگردان "زن زیادی" گفت که شهرها را مردان بدون توجه به نیازهای انسانی دیگران ساخته اند.
اظهارات میلانی دراین برنامه گویا خارج از انتظار دست اندرکاران این برنامه بود به گونه ای که مجری برنامه پس از اینکه مدتی از گذشت برنامه می گذرد مجبور می شود با این جمله که :برگردیم به بحث معماری آشپزخانه ،به نوعی پایان دهنده اظهارات خانم میلانی باشد.
خلاصه ای از صحبت های میلانی که البته مجری برنامه بارها تلاش کرد جلویش را بگیرد: زنانه مردانه کردن پارک ها واتوبوس ها فقط مسکن(دارو) کوتاه مدت است. شما وقتی به مسکن فکر می کنید فقط دز آن را بالا می برید. این کار اشتباه است. باید زیربنایی فرهنگ جامعه را درست کرد تا نیازی به این کارها نباشد. زن ها در همه جا با مردان هستند. هر نوع فاصله گذاری بین زن ومرد که دو نیمه هم هستند اشتباه است و باعث از بین رفتن سلامت جامعه می شود.در ایران که جداسازی است مزاحمت برای زنان بیشتر از کشورهای دیگر است. باید آموزش را بالا برد نه جداسازی. با این کار به فاجعه بیشتری دامن می زنیم. این کار موفق نیست. ما با تعارف داریم جامعه را غرق می کنیم و نمی گذاریم جلو برود.
کارگردان فیلم پرفروش آتش بس گفت: من بچه که بودم تا دبیرستان مدرسه ما مختلط بود . من در دانشگاه تفاوت عمده ای داشتم با دختری که از یک مکان بسته امده بود. من راحت تر فکر می کردم و با پسرها ارتباط برقرار می کردم. من با جداسازی مخالفم. تجربه فردی می گوید عدم جداسازی موجب ارتباط بهتر و سالم تر و انسانی تر میان زن و مرد می شود.
میلانی در انتها گفت: ما در کدام کار فرهنگیمان ریشه ای عمل کرده ایم .توی این سی سال ما چکار کردیم برای نزدیک تر شدن و رشد زنان و مردانمان؟ در رده های بالای حکومت ما کدام زن برجسته است.؟
که مجری جوان برنامه گفت : خب خانم میلانی برمی گردیم به بحث آشپزخانه. الان از فضای آشپزخانه تان راضی هستید؟!؟
نظرات ()سلامت-یکى از مسایلى که همیشه ذهن ما را به خود مشغول مىکند، جایگاه عشق در ازدواج است. به راستى عشق چیست؟ آیا عشق، گناه است؟ آیا ازدواج بدون عشق، مىتواند معنایى داشته باشد؟ عشق باید پیش از ازدواج به وجود آید و یا بعد از آن؟ آیا عشق لزوما باید انسان را به طرف انسانى دیگر سوق دهد؟ عشق به چه عواملى بستگى دارد و چگونه به وجود مىآید؟ عشق چگونه استمرار مىیابد و چگونه خاتمه مىیابد و یا چگونه رشد پیدا کرده و به تعالى مىرسد؟
عشق را مىتوان جاذبه و کشش قلبى انسان به سوى کمال و جمال دانست. زیبایى، یکى از کمالات است و زیباى مطلق، خداست. عشق را جز با عشق نمىتوان شناخت. عشق را جز عاشق نمىتواند درک کند اما براى نزدیک شدن موضوع به ذهن، مىتوانیم از مثالهاى موجود در مراتب پایینتر موجودات زنده استفاده کنیم.
عشق در مرتبهاى بسیار عالىتر و به عنوان عالىترین تجلى عالم هستى، قلب انسان را به سوى کمال و زیبایى مطلق سوق مىدهد. انسان را خدا به گونهاى آفریده است که وقتى به سوى کمال متمایل مىشود، با تمام وجود به سمت آن کشیده مىشود. به این ترتیب، عشق مطلق، کشش قلب انسان به سوى خداوند است.
عشق، ماهیتى انسانى دارد و هدف اصلى آن نیز خداست ولى اینکه چرا عشق که اصالتا باید متوجه خدا باشد، به انسانها تعلق پیدا مىکند، مىتوان به این طریق به آن پاسخ داد که عشق در مراتب پایینتر انسانى به سمت نشانههایى از جمال و کمال الهى که در انسانها به عنوان خلیفه او به ودیعت گذاشته شده است، متوجه مىشود. انسانى که هنوز نمىتواند درکى از جمال و کمال مطلق داشته باشد، لاجرم به سوى جمالهاى عینى و قابل رؤیت کشیده مىشود و به سوى کمالات و عواطف انسانى که نشانههایى از رأفت الهى در وجود انسان هستند، سوق پیدا مىکند. به عبارت دیگر، عشق یک انسان به انسان دیگر، اگر خالى از هواها و امیال نفسانی باشد، نشانهاى از عشق به کمال مطلق است.
مقایسه عشق و هواى نفس
با توضیحى که دادیم، عشق را باید عامل تکاملبخش انسان بدانیم. بنابراین باید آن را از ارضاى نیازهاى معمولى و مشترک حیوانى متمایز کنیم. اگر ما براى رفع نیازهاى خود به چیزى یا به انسانى نیازمند باشیم، این نیاز میان ما و آن شىء یا انسان، نوعى وابستگى ایجاد مىکند؛ ولى این وابستگى را نباید با کشش عاشقانه یکى بدانیم و این را باید از نوع هواى نفس بدانیم؛ حال آنکه عشق از جمله صفات برتر و متعالى انسانى است. هدف هواى نفس، ارضاى خویشتن است؛ ولى هدف عشق، بقا و حضور معشوق است؛ حتى اگر به فناى عاشق بینجامد. بنابراین ملاک مشخص براى تمیز بین عشق و کشش امیال، در همین است که عاشق درصدد رضایت معشوق است و نه رضایت خویش. عاشق وقتى با معشوق کامل مواجه مىشود، همه چیز و حتى امیال خود را از دست میدهد. به بیان دیگر، باید فردیت فرد و خود بودن او نیز زایل شود تا معشوق نزد وى تجلى کامل بیابد. با این توصیف باید عشق یک انسان به انسان دیگر را از تمایلات و کششهاى مبتنى بر نیازهاى وى، منفک و مجزا کرد. به این ترتیب است که اگر فردى نشانهاى از عشق را در دل خویش نسبت به فردى دیگر دارد، باید در درجه اول به معشوق خود بیندیشد و نه به خویشتن خویش. اگر براى ارضاى تمایل خود، معشوق را به صورتهاى گوناگون قربانى کند و از آن جمله دست به عملى زند که آبروى وى را خدشهدار سازد، باید مطمئن باشد که این عشق نیست بلکه یک کشش از نوع نفسانی است.
عشق، مکمل ازدواج است
با این بحث، به موضوع جایگاه عشق در ازدواج وارد مىشویم. سوال این است که اگر کسى فردى از جنس مخالف را دوست بدارد و به راستى عاشق او باشد، آیا این امر مىتواند تنها عامل تعیینکننده ازدواج آن دو به شمار آید؟ باید در پاسخ بگوییم: نه، زیرا ازدواج در حقیقت نوعى مشارکت اجتماعى است که در آن، دو انسان باید از جهات گوناگون با یکدیگر تناسب عملى داشته باشند که از آن جمله، تناسب اعتقادى، اجتماعى، عقلانى، تحصیلى و... است. انسان در ازدواج، تمامى نیازهاى سطوح مختلف خود را از ابتدایىترین نیازهاى غریزی تا عالىترین نیازهاى انسانى به مشارکت مىگذارد. براى تشکیل یک خانواده، باید تناسب بین دو انسان براى برآوردن تمامى نیازها در حد بالایى وجود داشته باشد. بنابراین، براى ازدواج مىباید ما به انسانى بیندیشیم که بتواند قسمت اعظم نیازهاى مختلف ما را مرتفع کند. عشق مىتواند مکمل چنین ازدواجى باشد و نه تنها عامل تعیینکننده آن. با وجود اهمیت و تعالى عشق در زندگى، نیازهاى واقعى انسان نیز حقیقتى انکارناپذیرند. انسان عاشق نمىتواند به عشق اکتفا کند و از نیازهاى خود از این طریق چشم بپوشد. بهتر است که براى ازدواج انسانى را انتخاب کنیم که در برآوردن نیازهاى مختلف، ما را یار، همراه و همسر باشد؛ نه اینکه تنها به دلیل عشق، انسانى را برگزینیم. ازدواجى که بدون توجه به نیازهاى گوناگون انسان، صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید، بسیار زود شکست خواهد خورد.
عشق در قلب سالم
آیا عشق قبل از ازدواج، اساسىتر و با دوامتر است یا عشق بعد از ازدواج؟ پس از آنکه انسان مناسبى را براى ازدواج برگزیدیم و با او در یک مشارکت انسانى وارد شدیم، باید منتظر آن باشیم که عشقى پاک میان ما زاده شود. چنین عشقى، در زندگى روشنایى مىآفریند و هر قدر زن و شوهر به پختگى و کمال نزدیکتر مىشوند، پاکى و خلوص این علاقهمندى را بیش از پیش در قلب خود احساس مىکنند.
نظرات ().jpg)
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()به نام خدا
با سلام
با عرض تبریک ولادت با سعادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها )
رفیق دانشجویی داشتم که دیر به جبهه آمد. گفتم: دیر آمدی!
گفت:رفتم جواب کنکور را بگیرم، کمی دیر شد( طوری گفت جواب کنکور را بگیرم فکر کردم که رد شده است)
گفتم: قبول نشدی؟
گفت: چرا، قبول شدم( طوری گفت قبول شدم که با خود گفتم: حتماً در یک رشته ی درب و داغون قبول شده )
گفتم: چه رشته ای قبول شدی؟
گفت:: پزشکی دانشگاه تهران
گفتم : پس چرا به جبهه آمدی؟
گفت : من اصلاً نمی خواستم به دانشگاه بروم چون در همین عملیات شهید می شوم. در کنکور شرکت کردم تامادرم در فامیلها سر بلند شود و بگوید که بچه ی من خیلی لایق بود. او در همان عملیات شهید شد.( به نقل از یکی از سخنرانی های اقای پناهیان )
یا حق
نظرات ()غمِ او ، با تو چه گفت ؟
که دو چشم تو نخفت
چه شد امشب که تو را ،
برفته ، خنده ز لب ؟
نمانده ، شور و طرب ،
مگر که ، در دل شب
غمِ او ، با تو چه گفت ؟
که دو چشم تو نخفت
شب تار آمد و ، شد قصّه دراز ،
بخواب ای کودکِ ناز
که به رویا نگری ،
رخ آن گمشده باز
شود آن غنچه ی لب ،
ز شکرخندِ تو باز
لالایی ، لالالای لا ، لالایی ، لالایی
لالایی ، لالالای لا ، لالایی ، لالایی
تا که به رویا ،
چهره ی او را
در دل شب ببینی ،
خنده به لب بینی
بکشاند در برت ،
به نوازش مادرت
به خاطرِ تو آرَد ،
گذشته ی ، شیرین را
به گوشِ جانت خواند ،
ترانه ی دیرین را
شب ها رفت و نیامدی ،
آتش ها بر ، دلم زدی
دیگر ، بیا بیا بیا بیا ،
مادر بیا بیا بیا بیا
به سینه این غم ها ، تا به کی ؟
به خاطرِ فردا، تا به کی ؟
بیا که با تو آید ، گذشته ی شیرینم ،
به گوش جانم خوانی ، ترانه ی دیرینم
نظرات ()
نظرات ()اگر روزانه ۵۰ تا ۱۰۰ مو از سرتان کم می شود، جای هیچ نگرانی نیست، چون بیشتر موهایی که می ریزند، چرخه رشد آن ها به اتمام رسیده و موی جدیدی از همان فولیکول مو جایگزین می شود و دوباره چرخه جدیدی را شروع می کند. همواره ۱۰ درصد از موهای ما در حال استراحت هستند و حدود ۲ تا ۳ ماه طول می کشد تا این فاز تمام شود. در پایان مرحله استراحت، موها می ریزند. ولی ۹۰ درصد موها در حال رشد هستند و فاز رشد بین ۲ تا ۶ سال طول می کشد. اگر ریزش موهای شما بیش از حد انتظار است می توانید علت آن را در یکی از موارد زیر شناسایی کنید و با برطرف کردن علت توسط یک پزشک متخصص، به ریزش موهای تان خاتمه دهید.
۱- اگر مواد شیمیایی یا همان مواد مخصوص رنگ کردن، بی رنگ کردن یا صاف یا فر کردن موها زیاد استفاده شوند، موها را ضعیف و شکننده می کنند. اگر علت ریزش موهای شما، استفاده از این مواد است، باید تا رویش دوباره موها از این مواد استفاده نکنید.
۲- شایع ترین علت ریزش مو به ارث رسیدن آن از خانواده پدری یا مادری است. زنان در اثر آن دچار نازک شدگی مو می شوند ولی به طور کامل طاس نمی شوند. ریزش موی دائمی می تواند در دهه دوم یا سوم زندگی روی دهد و بهبود قطعی ندارد. تنها با استفاده از دارو می توان ریزش مو را کمتر کرد. (محلول موضعی ماینوکسیدیل در مردان و زنان و داروی خوراکی فیناستراید در مردان که تولید هورمون مردانه را بلوکه می کند.)
۳- طاسی منطقه ای مو دارای علت نامعلوم است ولی می تواند واکنش اتوایمیون باشد(واکنش و تولید آنتی بادی در بدن بر علیه خودش). افراد درگیر اغلب از نظر جسمی سالم هستند. منطقه سکه ای ریزش مو اغلب با رشد دوباره موها بهبود می یابد.
۴- گاهی اوقات موها به دلایلی مانند استرس یا برخی بیماری ها وارد مرحله استراحت تلوژن افلوویوم می شوند و در نتیجه موها می ریزند. از جمله مشکلاتی که منجر به این حالت خواهد شد، می توان به تب بالا، عفونت شدید، جراحی های بزرگ، بیماری تیروئید، کمبود پروتئین در رژیم غذایی، کمبود آهن سرم، درمان سرطان ها یا قرص پیشگیری از بارداری اشاره کرد
نظرات ()
نظرات ()