پسر تنها

این سایت و وبلاگ طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند

خـودرو همچنان در گرانی
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
 
خبرگزاری انتخاب :

بازار خودرو در هفته‌ای که گذشت با نوسان و افزایش نسبی قیمت‌ها همراه بود، هرچند بیش از یک ماه از ابتدای سال طی شده قیمت خودرو نسبت به آنچه که کارشناسان پیش‌بینی می‌کردند فاصله دارد.



به گزارش خبرگزاری انتخاب به نقل از (ایسنا)، هرچند قیمت خودرو با توجه به افزایش اخیر خود هنوز تعدیل نشده است ولی بازار خودرو همچنان در کسادی به سر برده و کماکان خرید و فروش قابل ملاحظه‌ای انجام نمی‌شود.



*پراید همچنان گران است


این هفته پراید بنزین‌سوز بدون تفاوت چندانی نسبت به هفته قبل با قیمتی بین هفت میلیون و 800 هزار تومان معامله شد. پراید گاز سوز نیز هشت تا هشت میلیون و 200 هزار تومان به فروش می‌رود. اما نکته قابل توجه به فروش رفتن پراید 132 با قیمت‌های مختلف از هشت میلیون و 800 تا 9 میلیون تومان است.



*پژو 206 در بازار کم‌یاب و گران


این هفته پژو 206 تیپ دو با افزایش قابل ملاحظه‌ای حدود 14 میلیون و 500 هزار تومان و تیپ 6 این خودرو نیز حدود 19 میلیون و 200 هزار تومان گاهی بیشتر از میزان به فروش رفت.



به گزارش ایسنا، مدل V20 پژو 206 به 14 میلیون و 600 هزار تومان رسید و مدل V9 این خودرو نیز 19 میلیون تومان که در نوع خود و در مقایسه با قیمت 206 تیپ 6 هاچ بک قابل توجه است.



*کاهش قیمت 405


این هفته پژو 405 بنزین سوز با قیمتی معادل 14 میلیون و در مواقعی 13 میلیون و 900 هزار تومان و نوع گازسوز آن 14 میلیون 400 تا 500 هزار تومان در بازار تهران معامله شد.



*افزایش قیمت پژو پارس


همچنین پژو پارس معمولی بدون تغییر چندانی در قیمت آن 18 میلیون و 100 هزار تومان و مدل ELX این خودرو نیز با توجه به کمبود آن در بازار 21 میلیون تومان به فروش رفت. قیمت نوع دوگانه سوز این خودرو هفته گذشته حدود 18 میلیون و 300 هزار تومان بود.



*ثبات نسبی روآ


پژو روآ بنزین‌سوز نیز هشت میلیون و 150 تا 200 هزار تومان و نوع گاز سوز آن با کاهش 100 هزار تومانی به 9 میلیون تا 9 میلیون و 100 هزار تومان رسید.



*تاخت و تاز زانتیا را پایانی نیست


در حالی که هفته گذشته زانتیا به قیمتی معادل 31 میلیون تومان رسیده بود، این هفته قیمت این خودرو به 31.5 تا 31 میلیون و 700 هزار تومان رسید. ریو نیز با توجه به باز بودن فروش نقدی سایپا برای این خودرو حدود 13 میلیون تا 13 میلیون و 100 هزار تومان رسید که کمی کاهش را نسبت به هفته قبل خود نشان می‌دهد.



*افزایش قیمت سمند


این هفته قیمت سمند بنزین‌سوز با کمی افزایش به 13 میلیون و 600 هزار تومان رسید. به گزارش ایسنا، مدل LX این خودرو نیز 15.5میلیون تومان و نوع گازسوز آن نیز حدود 14 میلیون تومان معامله شد. در این میان سورن نیز حدود 18 میلیون تومان فروخته شد.


اما بازار خودروهای وارداتی نیز همچنان داغ است به طوری که در حال حاضر مگان 2000 که پارس خودرو آن را در برنامه تولیدش دارد به قیمتی معادل 31 میلیون تومان رسیده است. هیوندا نیز که با استقبال خوب ایرانی‌ها به خصوص در سه مدل سوناتا، سانتافه و آزارا همراه شده به ترتیب با قیمت‌هایی معادل 42، 56.5 و 51.5 میلیون تومان فروش می‌رود. تویوتا کرولا نیز از 35 تا 38 میلیون تومان بنا به مدل‌های مختلف به فروش رفت.


 
comment نظرات ()
 
خلیج فارس
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
 

۱۰ اردیبهشت روز ملی خلیج همیشگی فارس گرامی باد.


 
comment نظرات ()
 
ترانه
نویسنده : پسر تنها - ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
 

برگکی کندم
از نهال گردوی نزدیک
و نگاهم رفته تا بس دور
شبنم آجین سبز فرش باغ هم گسترده سجاده
قبله ، گو هر سو که خواهی باش
با تو دارد گفت و گو شوریده ی مستی
 مستم و دانم که هستم من
ای همه هستی ز تو ،آیا تو هم هستی ؟

قسمتی از شعر مهدی اخوان ثالث


 
comment نظرات ()
 
فواید و مضرات قرص های مخمر آبجو
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
 
از آنجاییکه مخمر ابجو اشتها را زیاد میکند در صورت عدم رعایت تعادل در مصرف مواد غذایی چاقی را به دنبال دارد .اما خود قرص چاق کننده نیست.باید توجه داشته باشید کهبه اندازه دوز مجاز مصرف کنید.
معمولاً دوز مصرفی روزانه ی آن 2-1 قاشق غذاخوری (به شکل محلول) و از 8- 2 قرص متغیر می ‌باشد. با اینکه مصرف دوز بالای این مکمل عوارض خطرناکی در بر ندارد، اما بهتر است از مصرف بیش از اندازه ی آن خودداری شود.
خواص مخمر آبجو:
- نوکلئیک اسیدها و نوکلئوزیدهای موجود در این مخمر، ترمیم بافت‌ها را تسریع کرده و روند پیری را کند می ‌سازند.
- سلنیوم موجود در مخمر آبجو خاصیت ضد سرطانی دارد. از سلول‌های کبدی محافظت می ‌کند و یک آنتی اکسیدان قوی می ‌باشد که از امراض قلبی-عروقی پیشگیری می ‌کند.
- کروم موجود در مخمر آبجو دارای خواص تنظیم کننده ی سطح قند خون (کاهش قند خون)، کاهش گلوکز ناشتا و بهبود تحمل گلوکز در افراد دیابتی با افزایش حساسیت سلول‌ها به انسولین، کاهش چربی‌های بدن و افزایش توده ی عضلانی (در صورتی که با ورزش و رژیم غذایی متعادل همراه باشد)، کاهش تری گلیسیرید خون، کاهش سطح کلسترول بد (LDL) و افزایش سطح کلسترول خوب (HDL) می‌ باشد.
- افزایش اشتها، افزایش سطح انرژی بدن، رفع خستگی، کمک به ترمیم بافت‌های آسیب دیده، تقویت سیستم ایمنی و عصبی، حفظ و بهبود سلامتی پوست، مو، چشم‌، دهان، کبد و مجاری گوارشی از دیگر فواید مخمر آبجو می‌ باشد.
- ویتامین‌های گروهB در متابولیسم کربوهیدرات، چربی‌ها و پروتئین‌ها نقش دارند.
- از مخمر تغذیه‌ای می ‌توان در درمان یا پیشگیری استرس، افسردگی، خستگی مزمن، بیماری‌های عود کننده، آکنه ی مزمن، اگزما، اسهال، سرماخوردگی، سرفه، گلودرد و سوءهاضمه بهره گرفت.
- مصرف مخمر آبجو، فلور طبیعی روده را تغییر داده و باکتری‌های مفید روده را افزایش و باکتری‌های مضر و بیماری ‌زای روده را کاهش می ‌دهد.
- مصرف مکمل مخمر آبجو کمک می ‌کند تا راحت‌ تر به خواب رویم. نیاسین و پیریدوکسین موجود در آن ترشح سروتونین را در مغز افزایش می ‌‌دهد.
- فیبر موجود در مخمر آبجو در برطرف کردن یبوست موثر است.
لازم به ذکر است که مصرف فراوان و دائمی مخمر آبجو می ‌تواند به کرامپ‌های عضلانی منجر شود.
موارد منع مصرف:
- افراد مبتلا به نقرس نباید از آن استفاده کنند.
- زنان باردار یا شیرده بهتر است از مصرف آن خودداری کنند، مگر زیر نظر پزشک.
- افرادی که سیستم ایمنی بدنشان خیلی ضعیف است، باید از مصرف آن خودداری کنند.
تداخلات احتمالی و عوارض جانبی:
- به ندرت در برخی افراد ایجاد آلرژی می ‌کند.
- مصرف هم زمان این مکمل با داروهای بازدارنده ی اکسیداز و تک آمین ها (موجود در داروهای پارکینسون و ضدافسردگی) موجب افزایش فشار خون می‌ گردد.
- مکمل مخمر آبجو اثر داروهای مخصوص دیابت را تقویت کرده و موجب کاهش قند خون و هیپوگلیسمی می‌ گردد.
- ممکن است افرادی که به تازگی مصرف این مکمل را آغاز کرده‌اند، دچار نفخ گردند. برای جلوگیری از این عارضه بهتر است مصرف آن را با دوز پایین شروع کرده و به تدریج دوز مصرفی آن را افزایش دهند.
- ممکن است در موارد نادر میگرن را تشدید کند.
اشکال دارویی:
مخمر آبجو به شکل رشته، پودر، قرص، کپسول و محلول وجود دارد.
نکته:
از مصرف مخمر نان یا مخمر آبجوی فعال خودداری کنید، چرا که مخمر فعال برخلاف مخمر غیر فعال، ویتامین‌های گروه B و سایر مواد مغذی را از بدن دفع کرده و نفخ ‌آور نیز می ‌باشد.

 
comment نظرات ()
 
عشق یعنی هرچی داری مال اوست.
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
 

+ عشق یعنی.....

عشق یعنی غصه و دلواپسی

عشق یعنی بی کسی در بی کسی

عشق یعنی از بدی عاری شدن

اشک از چشم دلت جاری شدن

عشق یعنی روزو شب در جستجو

عشق یعنی با مرادت گفتگو

عشق یعنی نفس خود را هی کنی

راه دشوار جنون را طی کنی

عشق یعنی سر فدای راه دوست

عشق یعنی هر چه داری مال اوست


 
comment نظرات ()
 
چگونه به همسر خود انگیزه دهیم؟
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
 

ایران :اخلاق در خانواده
مردها زمانى انگیزه پیدا مى کنند و خود را توانمند مى بینند که احساس کنند مورد نیاز هستند. وقتى مرد در رابطه زناشویى خود احساس کند که مورد نیاز نیست، به تدریج حالت انفعالى پیدا مى کند و نیرویش را از دست مى دهد. از سوى دیگر وقتى مرد احساس مى کند که به او اطمینان مى کنند و براى تلاشهایش ارج و قرب قایل مى شوند، احساس توانمندى مى کند و دهش بیشترى دارد.
زنان نیز در صورتى توانمند مى شوند که تسلى خاطر داشته باشند. اگر زنى در زندگى مشترک، تسلى خاطر نداشته باشد، به تدریج صرفاً به اجبار احساس مسؤولیت مى کند و از اینکه در روابط زناشویى از خود مایه بگذارد دلسرد مى شود. بر عکس اگر احساس کند براى او احترام قائلند احساس موفقیت مى کند و براى زندگى زناشویى خود، بیشتر مایه مى گذارد.

عشق و انگیزه:
وقتى مردى عاشق مى شود، تلاش مى کند در بهترین شکل خود ظاهر شود تا بتواند در خدمت دیگران درآید. در این حالت به اندازه اى به خود مطمئن است که مى تواند در خود تغییرات عمده بدهد. او فرصتى مى یابد تا تواناییهاى خود را ثابت کند، او بهترین وجود خود را ابراز مى کند و تنها وقتى احساس مى کند نمى تواند موفق شود، به خودخواهى هاى گذشته باز مى گردد.
یک مرد عاشق، جز به خود، به دیگران نیز توجه مى کند. در اینگونه مواقع، مرد با موفقیت همسرش به گونه اى برخورد مى کند که انگار خود موفق شده است. او به هر سختى تن مى دهد تا همسرش را خوشحال کند زیرا خوشبختى زن، خوشبختى او را در پى دارد.
براى یک زن، دانستن این موضوع که کسى به او علاقه مند است و از او حمایت مى کند بسیار مهم است. متأسفانه اغلب مردها به این موضوع توجه ندارند. برخورد همدلانه، درک کردن و مهر و محبت شرایطى فراهم مى کند که زن پذیرش بیشترى از خود نشان دهد و از کسى که از او حمایت مى کند، تشکر و قدردانى کند. وقتى زن احساس کند که ارزش آن را دارد که مورد مهر و محبت قرار گیرد، به آرامش مى رسد و احساس اجبار و اضطرار در او فروکش مى کند.
دکتر جان گرى


 
comment نظرات ()
 
رویانیان: 74 ضربه شلاق جریمه رانندگی خطرناک
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
 
خبرگزاری انتخاب :
مالکان خودروهایی که حرکات مخاطره آمیز انجام دهند از 15 اردیبهشت به دادگاه ارجاع داده می شوند که طبق قانون، تخلف آنان سه ماه تا یک سال حبس یا 74 ضربه شلاق دارد.

بر اساس گزارش خبرنگار خبرگزاری انتخاب،  فرمانده راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی با بیان این مطلب در جمع خبرنگاران گفت: علاوه بر این مسئله خودروهای آنان به مدت یک هفته توقیف می شود.

سرتیپ محمد رویانیان با استناد به ماده 618 قانون مجازات اسلامی ادامه داد: رانندگانی که اعمال مخاطره آمیز انجام دهند به عنوان مخل انضباط اجتماعی و نظم عمومی به دادگاه معرفی می شوند که دادگاه می تواند سه ماه تا یک سال حبس یا 74 ضربه شلاق برای فرد متخلف تعیین کند.

وی به طرح ساماندهی و کنترل رفتار موتورسواران در سال 87 به عنوان یکی از برنامه های جدی پلیس اشاره کرد و افزود: از نیمه اردیبهشت موتورسواران متخلف که از پیاده رو، چراغ قرمزها و خیابان های یک طرفه عبور کنند یا موتورهایشان آلایندگی و صدای ناهنجار داشته باشند تا سه ماه توقیف می شوند.

رویانیان تصریح کرد که تنها در یک 24 ساعت 600 موتور سیکلت توقیف و چهار هزار موتورسوار جریمه شده اند.

فرمانده راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی درباره خودروهای پلاک قدیمی نیز گفت: از 10 میلیون خودروی کشور 8 میلیون دستگاه آن تعویض پلاک شده اند.

رویانیان ادامه داد: خودروهایی که پلاک آنان تعویض نشده باشد از اول تیرماه توقیف می شوند.

وی بیشتر پلاک های تعویض نشده را مربوط به خودروهایی دانست که وجود خارجی ندارند و فقط در آمارهای اسمی ثبت شده اند یا اختلاف مالکیت دارند یا سرقتی هستند بنابراین خوب است که این معضلات به یک باره در طرح تعویض پلاک برطرف شود.

رویانیان از شورای شهر و شهردار تهران خواست تا به تحقیر پلیس پایان دهند و خاطرنشان کرد: پلیس باید از محدوده های طرح ترافیک و زوج و فرد حذف شده و جای آن را سیستم های الکترونیکی بگیرد.

 

 


 
comment نظرات ()
 
انتقاد آیت‌الله مکارم از حداد و احمدی‌نژاد
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٧
 
خبرگزاری انتخاب :

آیت‌الله مکارم شیرازی صبح امروز در درس خارج فقه خود خواستار تعامل هرچه بیشتر دولت و مجلس شد.


به گزارش رسا، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید،‌ صبح امروز در درس خارج فقه خود گفت: گفت‌وگوی کتبی میان رییس جمهور و رییس مجلس، از دیروز افکار عمومی را به خود مشغول کرده است.


وی افزود: ما به هردوی آنها علاقه داریم و امیدواریم ان‌شاءالله این گفت‌وگوها که بر اثر سوء تفاهم ایجاد شده هرچه زودتر تمام شود.


این مرجع تقلید تصریح کرد: خود این بزگواران مردم را به وحدت توصیه می‌کنند و اکنون که زمان اتحاد و وحدت است، باید نگرانی خود را در مجالس خصوصی مطرح و برطرف کنند و این گونه موضوعات به صحنه اجتماع کشیده نشود.


وی تاکید کرد: این مساله باعث نگرانی مردم شده است،‌ امیدواریم همین‌جا مساله خاتمه پیدا کند و اگر مطلب دیگری هم هست در مذاکرات خصوصی مطرح شود.


حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی خاطرنشان کرد: مردم به هردو علاقه دارند و هر دو محترمند،‌ ان‌شاءالله اگر سوء تفاهمی پیش آمده، زودتر حل شود، زیرا اکنون، زمان وحدت مجلس، قوه قضائیه و قوه مجریه است. دعا می‌کنیم خدا به قلب همه ما اسبابی الهام کند که روز به روز اتحاد و ‌صمیمیت بین ما بیشتر،‌ محکمتر و راسخ‌تر شود.


نظرات کاربران :

ان شاءا.. که این عالم فرهیخته منظور خیر داشته اند و ما بد برداشت میکنیم... چه اگر چنین نباشد ، جای تامل و تدبر دارد...
سید رضا موسوی

در مملکت ما همه چیز باید (بظاهر) خوب باشد، همه باید به هم چشم بگویند و نیشها تا بنا گوش باز باشد، غاقل ازینکه سوداختلاف دولت و مجلس نصیب مردم می شود چون از این پس هر دو می کوشند زمینه های ایجاد نقطه ضعف را جبران نمایند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی ازشما بعید است  یک مسئولی هم که بامردم ارتباط پیداکرده رابه جدائی تشویق کنید بگذارید همانطور که حضرت امام(قدس سرو)مسئولین رابه دخالت دادن مردم درسیاست مملکت سفارش میکردند ادامه یابد تاذدشمن نتواند بعنوان پشت پرده حکومت با کلی دروغ تحویل مردم دهد بهترین کار انتقاد ریئس جمهور ودرجواب گله آقای حداد عادل بوداتفاق مضری نیفتاد.,نایئنی

 
comment نظرات ()
 
بازتاب رسانه‌یی دفاع "کریس دی‌برگ" از سفر به ایران
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٧
 
خبرگزاری انتخاب :

کریس دی‌برگ"، خواننده مشهور ایرلندی سرانجام خود به اظهار نظر درباره‌ی سفرش به ایران پرداخت و از تصمیمش برای اجرای کنسرت در تهران دفاع کرد.



به گزارش خبرگزاری انتخاب به نقل از (ایسنا)، "کریس دی‌برگ" روز گذشته به شبکه تلوزیونی "اسکای نیوز" اعلام کرده است: در ماه می سفری به ایران دارم و پس از آن تصمیم نهایی‌ را برای این‌که بین ماه‌های ژوئن و اوت در استادیوم 12 هزار نفری کنسرت داشته باشم یا خیر، خواهم گرفت.



فرانس‌پرس در این‌باره گزارش داد: "کریس دی‌برگ" در واکنش به وجود مناقشات هسته‌یی میان ایران و غرب گفته است: من و دوستانم از لحاظ سیاسی خام و چشم‌بسته نیستیم و از شرایط آگاهیم. من بسیار خوش‌بخت هستم که موسیقی‌ام در ایران پذیرفته شده است.



این خواننده 59 ساله افزوده است: من می‌روم تا برای مردم بخوانم؛ ما مدت‌ها درباره این مساله فکر کرده‌ایم. تنها این‌گونه نبوده که ما دعوت آن‌ها را قبول کنیم، از آن‌ها تشکر کنیم و به آن‌جا برویم.



"کریس دی‌برگ" در ادامه تاکید کرده است، من در پاسخ آن دسته از افرادی که می‌گویند تو نباید به ایران بروی، می‌گویم: خب شما برای این‌که تغییری به‌وجود آورید، چه می‌کنید؟ من می‌خواهم تفاوتی به‌وجود آورم.



رویترز نیز به نقل از "کریس دی‌برگ" که با شبکه ماهواره‌ای انگلیسی‌ زبان "الجزیره" گفت‌وگو کرده، نقل کرده است: من دعوت شده‌ام تا به ایران بروم؛ ما می‌دانیم شرایط آنجا چگونه است. ما به ایران نمی‌رویم که فرهنگ یا دنیا را تغییر دهیم، بلکه من تنها می‌خواهم برای مردم بخوانم.



وی افزوده است: تنها برای این‌که به مردم ایران ثابت کنیم برای اجرای این کنسرت مصمم هستیم، ماه می سفری چند روزه به ایران خواهیم داشت تا شرایط را بررسی کنیم؛ پس از آن، درباره این‌که آیا می‌شود در آنجا برنامه اجرا کرد یا خیر، تصمیم خواهیم گرفت.



این گزارش افزوده است: "کریس دی‌برگ" چنان‌چه موفق به برگزاری کنسرت در ایران شود، نخستین چهره‌ی سرشناس موسیقی غرب خواهد بود که پس از انقلاب اسلامی، در ایران حضور یافته است


 
comment نظرات ()
 
سال تولد شما؟
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧
 
سال 87 که عدد زیبای هفـــت را در خود دارد سال مــوش است و همان سال تولد کســـانی که در سالهای 75 ، 63 ، 51 ، 39 ، 27 و... متولد شده اند، چراکه گردش آن هر 12 سال یک بارست.
طبق روایات، پنج قرن قبل از میلاد مسیح، بودا همه ی حیوون ها رو دعوت می کنه تا در جشن سال نو شرکت کنن. بنا به دلائلی فقط دوازده تا حیوون، دعوتش رو اجابت کردن که به ترتیب اینها بودن::
موش/ گاو/ ببر/ گربه ( خرگوش )/ اژدها ( نهنگ )/ مار/ اسب/ بز/ میمون/ خروس/ سگ/ خوک.
بودا هم برای تشکر، با تعیین اسم هر سال به نام یکی از اونها، خواست که امتنان خودش رو نشون بده البته ما ایرانی ها عقیده داریم که اون شخصی که حیوون ها رو دعوت کرده، حضرت سلیمان بوده.
میگن سال موش برای فرصت طلبی های زیاد هست. و برای اون هایی که تیزفهم هستن و یه کم پول اضافی هم دارن، یه سال کاملاً مغتنم به شمار میره، اگه کسی هست که خودش رو برای سرمایه گذاری های کلون آماده ی ریسک کرده، بهتره در این سال، دست بکار بشه، البته شانس موفقیت، فقط تو عرصه ی مالی نیست تو عشق هم، شانس چندین بار در خونتون رو میزنه ( بَه بَه)
میگن سال موش بطور خاصی برای کسایی که خودشون رو درگیر ماجراهای عاشقانه و احساساتی کنند، پر بار هست!
در ماه مه 1960 ( که سال موش بود )، شاهزاده خانوم مارگارت ( خواهر ملکه الیزابت دوم، پادشاه انگلیس) با آنتونی آرمسترانگ که یه فرد عادی انگلیسی بود، ازدواج کرد ( شما هم امسال تو انتخاب هاتون یه کم دست بالا بگیرید )
خلاصه هرجایی که برید یه جفت چشم اغواکننده و یه لبخند محبت آمیز رو می بینید! این ها، رو این حساب گفته میشه که " هوای نفس " ، طبیعت دوم موش هست، البته نفس، همیشه هم بد نیست و بهتره دنبال اون نفسی بریم که از صمیم قلب عرضه میشه.
البته چون موش برای کارهای عادی ساخته نشده، احتمال شکست در بعضی چیزها مثل کارهای اداری وجود داره. ولی مشکلات باعث ناکامی زیاد شما نمیشن.
راستی اگه در دو و میدوانی یا رالی و اینجور چیزا شرکت میکنید، امسال حتماً شانس خودتون رو برای رکورد زدن، امتحان کنید. چون امسال، سالیه که رکوردهای سرعت نصف میشن!
اگه رمان نویس هم هستین باز شانس زیادی برای موفقیت دارین، چون امسال قراره کتاب های عشقی، جایزه هایی رو ببرن.
و همچنین محصولات کشاورزی به حداکثر میرسه!
در عرصه ی هنر هم نمایش تئاتر با اقبال مواجه میشه ( امیدوارم در مورد تئاتر ایران هم صدق کنه! )
ضمناً سال موش، برای مشاغل عمومی و سیاستمدارهای فرصت طلب هم موقعیت مناسبی هست. برای مثال، ریچارد نیکسن در سال 1972 _ سال موش _ برای بار دوم به ریاست جمهوری امریکا انتخاب شد و یا کشور یونان خودش رو جمهوری اعلام کرد.
...
ورود به سال موش باعث شده نگرانی بسیاری از مردم جهان را دربرگیرد. طبق نظر روانشناسان خیلی از مردم دنیا به خاطر ورود به سال موش نگران و مضطرب بوده و در انتظار وقوع حوادث طبیعی، فاجعه و سقوط بازارهای سهام هستند. با پایان سال خوک اهالی شرق آسیا و به خصوص چینی ها دسته دسته به سمت فالگیرها، ستاره شناسان و پیشگوها روان شده اند تا از آینده نامطمئن خود اطلاع پیدا کنند. چینی ها بر این باورند که وقایع هر سال تحت تاثیر عوامل موجود در دل زمین مانند طلا، چوب، آب و آتش تعیین می شود.
تقویم قمری بر اساس وضعیت ماه پایه گذاری شده است و هر 12 سال با حیوانی شناخته می شود. فالگیرها بر اساس رابطه بین دایره البروج حیوانات و شخصیت های هر یک پیشگویی های خود را شکل می دهند.
موش اولین حیوان این تقویم و نشانگر آغاز دوره است. لو بر این باور است که امسال شاهد تغییرات مهمی در حکومت امریکا، روسیه و تایوان خواهیم بود. پس از سال موش نوبت به سال های گاو، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ و خوک می رسد.
البته سال موش نمادی از عشق هم است بنابراین می تواند باعث ایجاد رسوایی هایی هم شود، در این سال بین آتش و آب نزاعی در می گیرد که به معنی وقوع سیل یا یک سونامی دیگر است. لو گفت؛ «دردناک ترین فجایع آبی در یک قرن اخیر که عبارت بودند از غرق شدن تایتانیک در سال 1912 و توفان سونامی همه و همه در تاریخ هایی رخ دادند که در آن زمان موش دارای حضور برجسته یی بوده است.»
متولدین سال موش ( ۱۳۱۵، ۱۳۲۷، ۱۳۳۹، ۱۳۵۱، ۱۳۶۳ ) می توانند تا دلشان می خواهد با دمشان گردو بشکنند! و البته برای آینده برنامه ریزی کند و شکرگزار باشند.
متولدین سال گاو ( ۱۳۱۶، ۱۳۲۸، ۱۳۴۰، ۱۳۵۲، ۱۳۶۴ )، سال ببر ( ۱۳۱۷، ۱۳۲۹، ۱۳۴۱، ۱۳۵۳، ۱۳۶۵ ) ، سال گربه ( ۱۳۱۸، ۱۳۳۰، ۱۳۴۲، ۱۳۵۴، ۱۳۶۶ ) ، سال اسب ( ۱۳۱۹، ۱۳۳۱، ۱۳۴۵، ۱۳۵۷، ۱۳۶۹ ) ، سال خروس ( ۱۳۱۲، ۱۳۲۴، ۱۳۳۶، ۱۳۴۸، ۱۳۶۰ ) و سال خوک ( ۱۳۱۴، ۱۳۲۶، ۱۳۳۸، ۱۳۵۰ و ۱۳۶۲ ) هم سال خوبی در پیش دارند با کار زیاد و مشکلاتی که در اسرع وقت به سامان می رسند.
متولدین سال اژدها ( ۱۳۱۹، ۱۳۳۱، ۱۳۴۳، ۱۳۵۵ و ۱۳۶۷ ) ممکن است امسال بی پول شوند.
متولدین سال مار ( ۱۳۲۰، ۱۳۳۲،۱۳۴۴، ۱۳۵۶، ۱۳۶۸ ) بهتر است منتظر سال بهتری باشند.
متولدین سال بز ( ۱۳۲۲، ۱۳۳۴، ۱۳۴۶، ۱۳۵۸ ، ۱۳۷۰ )، میمون ( ۱۳۲۳، ۱۳۳۵، ۱۳۴۷، ۱۳۵۹، ۱۳۷۱ ) و سگ ( ۱۳۲۵، ۱۳۳۷، ۱۳۴۹، ۱۳۶۱، ۱۳۷۳ ) باید احتیاط پیشه کنند و مواظب دخل و خرج و خانواده شان باشند.

 
comment نظرات ()
 
گرامی باد
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧
 

روز بزرگداشت سعدی......
 

روز بزرگداشت شیخ بهایی.........

روز زمین پاک و روز ملی کار آفرینی گرامی باد.


 
comment نظرات ()
 
برای نخستین بار در جهان؛برگزاری مسابقات پرتاب موشک در ایران
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧
 
خبرگزاری انتخاب : نخستین دوره مسابقات پرتاب موشک ، گلایدر و بالن در سطح دانش اموزان دختر و پسر برگزار شد .

به گزارش خبرنگار ما، این مسابقات در سه سطح و با سه موضوع مختلف برگزار شد که در سطح نخست ، دانش اموزان مقطع راهنمایی با ساخت و پرتاب موشک پرتاب شونده با نیروی هوای فشرده به رقابت پرداختند .

دانش اموزان برای ساخت این موشکها از بطری های نوشابه ،چوب و مقوا استفاده کردند .

در سطح دوم این رقابتها دانش اموزان اول و دوم دبیرستان با ساخت و به پرواز دراوردن بالن کنترل شونده از روی زمین شرکت کردند .

همچنین دانش اموزان سوم دبیرستان و پیش دانشگاهی نیز هواپیماهای دست پرتاب (گلایدر)خود را که با استفاده از ماکارونی ساخته شده بود ،به مسابقه گذاشتند .

این مسابقات که در پرتاب موشک برای نخستین بار است در جهان در سطح دانش اموزی به مسابقه گذاشته می شود، با همت انجمن علمی دانشکده هوا و فضای دانشگاه امیر کبیر برگزار شد .

انجمن علمی این دانشکده با جذب دانش اموزان بیش از 400 مدرسه در شهرتهران و برخی استانها با همکاری و کمک 35 نفر از دانشجویان و استادان رشته هواو فضا اقدام به برگزاری این مسابقات کرد .

این انجمن در کنار برگزاری این رقابت علمی ، همایش ، نمایش فیلم و گارگاههای رفع اشکال نیز برای دانش اموزان ترتیب داده است .

در ساخت موشک ، ازمایش های ارتعاشات ، انالیز مودال ، شرایط اقلیمی ، تست دما ، باران ، باد ، گرد و غبار، و پرواز شامل ارتفاع و فشار باید اندازه گیری و مد نظر قرار گیرد .

در پایان این رقابتها مبالغ 10 ،7 و 3 میلیون ریال جایزه نقدی به همراه لوح تقدیر، اشتراک پیک هوا فضا ، عضویت افتخاری در کتابخانه دانشکده مهندسی هوا فضا وانجمن هوا فضا به گروه های حائز رتبه های اول تا سوم اعطا شد.

 
comment نظرات ()
 
گفتگو ی بی رودربایستی و صریح رضا رشیدپور با مسعود ده‌نمکی
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧
 

سینمای ما - برایش احترام زیادی قائلم... او با جسارت حرف می‌زند و روی اعتقاداتش پافشاری می‌کند.بیایید باور کنیم که همه‌ی ما قدرت تغییر داریم... هم تغییر خودمان و هم تغییر دیگران. بیایید حرف‌های همدیگر را بدون پیش زمینه بشنویم و آدم‌ها را با سنگ محک امروز بسنجیم. نمی‌گویم فراموشکار باشیم، می‌گویم کینه‌ها را فراموش کنیم همین... فقط همین!
رضا رشیدپور

الان فقر کمتر شده است یا فحشا؟
هیچ‌کدام



یعنی الان به میزان همان موقعی‌ست که «فقر و فحشا» را ساختید؟
اندازه نگرفته‌ام. ولی چیزی که مشخص است این معضلی‌ست که هنوز هم به چشم می‌خورد و من هنوز دغدغه‌اش را دارم.


حالا که پلیس خیلی مبارزه کرده و ظاهر خیابان‌ها نشان نمی‌دهد که فحشا وجود داشته باشد؟
برای مبارزه با فقر و فحشایی که مدنظر من است پلیس نیاز نیست. طرف حساب ما مردم نیستند، مسئولین هستند.


مسئولین باید چه کار کنند که فحشا کمتر شود؟
وقتی فقر از دری وارد می‌شود،‌ ایمان از در دیگر بیرون می‌رود. اگر مسئولین بتوانند فاصله‌ی طبقاتی را در جامعه کم کنند، بسیاری از این معضلات کم می‌شود. شاید قدیم اگر این حرف را می‌زدم خیلی‌ها جلویم می‌ایستادند و مقاومت می‌کردند ولی بعد از آن خیلی از آمارها گویای این بود که من درست گفتم. شعارهای خیلی از مسئولین کشور هم رفت به سمت عدالت و عدالت‌خواهی.


منظورتان آقای رئیس جمهور است؟
منظورم گفتمان غالب است. «فقر و فحشا» کاری کرد که مسئولان دست از کلی‌گویی بردارند. یعنی ما خیلی از خطبه‌های «عدالت خوب است» را می‌خواندیم ولی نگفته بودیم که این بی‌عدالتی می‌تواند چه عوارضی داشته باشد.


من فیلم را دیده‌ام و معتقدم که آن چیزی که شما ساختید فیلم نیست. بلکه یک مستند روایی‌ست و بهتر است اسمش را فیلم نگذارید؟
خب این هم نظر شماست و برای خودتان محترم است. اسمش را هرچیزی که می‌گذارید، چیزی بود که جلوی دوربین ثبت شده بود. نمی‌دانم شما به دوربین می‌گویید آفتابه یا چیز دیگر.


اصلا چرا این حرف‌ها را در قالب تصویر زدید؟
خیلی از حرف‌هایی را که در «فقر و فحشا» زدم قبلا در نشریاتم نوشته بودم و نشریاتم هم کم مخاطب نداشتند. ولی وقتی آمد و در قالب تصویر قرار گرفت. زمزمه ایجاد کرد. اسمش را هر چیزی که می‌‌خواهید بگذارید. اما خیلی از کارشناس‌های سینما که می‌گویند بعد از مستند «خانه‌ی خدا» در زمان طاغوت، هیچ مستندی این قدر در خانه‌های مردم و مغازه‌ها پخش نشده است.


به نظر شما خود این مستند جذاب بوده یا سوژ‌ه‌اش؟
به نظرم نوع نگاهش جذاب بوده، چون قبل از این خانم مهناز افضلی فیلم ساخته و جایزه هم گرفته،‌ فیلم سینمایی «رستگاری در هشت و بیست دقیقه» هم ساخته شده و خیلی‌های دیگر.
«فقر و فحشا» توانست یک علامت سوال در جامعه ایجاد کند و مسئله‌ی دیگر این است که هیچ‌کس نمی‌توانست فیلم را متهم به ساخته شدن برای ضدانقلاب‌ها یا جشنواره‌های خارجی کند. چون آدمی که خودش برای این مملکت جنگیده و خون داده و از انقلاب و حکومت دفاع کرده، یکدفعه می‌آید و این فیلم را می‌سازد. شاید شوکه شدن مسئولین به این دلیل بود که من این کار را کردم.


آخه خیلی‌ها می‌گویند اصلا پای مسعود ده‌نمکی به جبهه نرسیده است چون نه به سن و سالش می‌خورد و نه می‌تواند سندی بیاورد که در جبهه بوده؟
آن موقع توی جبهه می‌گفتن ریا نشه، بچه‌ها هم می‌گفتند «مسواک بزن سیا نشه»، حالا من هم مجبورم هم ریا کنم و هم مسواک بزنم که سیاه نشود. فکر می‌کنم با ساختن فیلم بعدی‌ام،‌ مجبور شوم جواب بدهم اصلا مسلمان هستم یا نه.


خب شما الان یک سند برای ما بیاورید که جبهه بوده‌اید؟
چه فرقی می‌کند که شما باور کنید یا نکنید؟


شما همه‌جا می‌گویید من بچه‌ی جنگم. ما می‌خواهیم بدانیم راست می‌گویید یا نه؟
من هیچ جا پز جبهه رفتنم را نداده‌ام اما اگر دوست دارید من یک مجموعه عکس خدمت‌تان می‌دهم. چیز دیگر نمی‌خواهید برای اثباتش؟


نه همان عکس کافی است؟
16 سالم بود که رفتم جبهه و سه سال هم آنجا بودم. قبل از این سن هم چون بچه بودم راهم نمی‌دادند. دفعه‌ی اول که رفتم، در گردان سلمان لشکر 27 حضرت رسول بودم، دفعه‌ی آخر هم که برگشتم در همان گردان مسئول گروهان شدم. یعنی آن قدر ماندم که


همه را به کشتن دادم و رئیس شدم (می‌خندد).


خیلی خوب است، برگردیم سر بحث اول‌مان، فحشا را فقط خودفروشی می‌دانید یا تعابیر دیگری از آن دارید؟
من در فیلمم به مظاهر بدپوششی کاری نداشتم. کسانی مدنظرم بودند که از سر نداری و فقر دست به تن فروشی می‌زنند. بعضی‌ها می‌گویند این یکی از قدیمی‌ترین تجارت‌های دنیا است، همین حالا هم ممکن است یکی از بزرگ‌ترین مافیاها را برای خودش داشته باشد. اما حرف این بود که در کشور ما، بحث عمومی پدیده‌ی فحشا مطرح است نه تجارت. فقر را هم در فیلم تعریف کرده‌ام.


سینمایی‌ها چه واکنشی به فقر و فحشا نشان دادند؟
یکی از دوستان سینمایی ما که خیلی هم علیه السلام است به من گفت: مشکل تو این است که نتوانسته‌ای حرفت را برسانی، گفتم: چه طور؟ گفت: تو در فیلمت از فاحشه‌ها دفاع کردی. گفتم: اگر این طور درآمده که خدا را شکر! گفت: چرا این حرف را می‌زنی؟ گفتم: حضرت علی می‌گوید: در حکومت اسلامی اگر خلخال از پای پیرزن یهودی کنده شود جا دارد که مرد مسلمان دق کند. پس مایی که جنگیده‌ایم و نگذاشته‌ایم بیگانه با ناموس‌مان هر کاری که دلش می‌خواهد بکند، امروز نمی‌توانیم ببینیم که همان بیگانه در دبی این بلا را سر ناموس‌مان می‌آورد.
بحث دیگر این است که وقتی سن ازدواج شما می‌رود بالای 30 سال بالاخره جوان بین 14 تا 30 ساله غریزه‌ی جنسی اش را چه می‌کند؟ نمی‌توانند که خودشان را خفه کنند. این فیلم یک مسئله‌ی دیگر را هم مطرح می‌کرد. حکومتی که در اقتصاد و دموکراسی و فرهنگ و ... اسلام را مدنظر قرار می‌دهد باید بیاید و درباره‌ی روابط جنسی و روابط بین آدم‌ها هم نظر بدهد. واقعا حرف برای زدن ندارد یا با خودش رودربایستی می‌کند؟ مثل قضیه‌ی مواد مخدر که یک زمان هرکس می‌گفت در زندان مواد مخدر توزیع می شود 10 تا سازمان ازش شکایت می‌کردند اما الان در زندان سرنگ توزیع‌ می‌شود یا می‌خواهند در مکان‌هایی خودپرداز سرنگ و... هم نصب بکنند. یعنی برای بعضی از آقایان خودش را بیاور و اسمش را نیاور شده است. براساس آمارهای رسمی، سن فروپاشی اخلاقیات در جامعه‌ی ما به 10 سال رسیده است. آمار تجربه‌ی رابطه‌ی جنسی قبل از ازدواج، وحشتناک است. خب این‌ها به خاطر چیست؟ برای ازدواج امکانات مناسب وجود ندارد یا چیزهای دیگر؟ باید مسئولان رسیدگی کنند.


شما با ازدواج موقت موافقید؟
این خودش یک ویژه نامه می‌خواهد.


یک حکم فقهی‌ست می‌دانم. اما می‌خواهم بدانم در شرایط حاضر خودتان موافقید یا نه؟
درباره‌اش نظر نمی‌دهم. (می‌خندد) آخر زن دارم، می‌ترسم.


به نظر شما کار پلیس در پایین آمدن فحشا موثر بوده؟
آمار نگرفته‌ام و تغییر محسوسی نمی‌بینم. این قدر سرم توی کتاب و نوشتن است که نمی‌دانم چه تغییری به وجود آمده، شاید یک سری مراکز و پاتوق‌ها محدوده شده باشد ولی بسیاری از آسیب‌ها از محافل عام به محافل خصوصی منتقل شده است.


بعضی‌ها می‌گفتند ده‌نمکی می‌خواهد کاندیدای مجلس بشود که نشد. فکر می کنید اگر کاندیدا می‌شدید رای می‌آوردید؟
اگر قبلا هم کاندیدا می‌شدم رای می‌آوردم.


در این دوره شما به اصلاح‌طلب‌ها رای می‌دهید یا اصول گراها؟
(می خندد) من این مرزبندی‌ها را قبول ندارم.


یعنی اشخاص برایتان مهم هستند؟
بله، من به دسته‌بندی‌ها نگاه نمی‌کنم، آدم‌ها برایم مهم هستند.


بیشتر اشخاصی که مدنظر شما هستند در لیست اصلاح طلب‌ها هستند یا اصول‌گراها؟
هنوز لیستی بیرون نیامده.


اگر ثبت‌نام می‌کردید، تایید صلاحیت می‌شدید؟
نمی‌دانم، ممکن بود رد بشوم.


به چه دلیلی؟
نمی‌دانم،‌ولی خب من موی دماغ خیلی‌ها هستم.


یعنی به دلیل موی دماغ بودن ردتان می‌کردند؟
بله،‌ چون از قبل برنامه‌های‌شان را چیده بودند که اگر من آمدم چه کاری بکنند.


پس به کاندیدا شدن فکر کرده بودید؟
من دعوت شده بودم.


از کدام جناح؟
اصول‌گراها.


کدام گروه از اصول‌گراها؟
در استان مرکزی، اصول‌گراها شورایی دارند که اسمش را نمی‌دانم... شش به علاوه‌ی پنج یا چنین چیزی...


فکر می‌کنید در تهران هم رای می‌آوردید؟
اصلا برایم مهم نیست و درباره‌اش فکر نمی‌کنم.


خب حالا درباره‌اش فکر کنید؟
شک ندارم که رای می‌آوردم.


راستی مدرک تحصیلی شما چیست؟
لیسانس علوم سیاسی.


از کدام دانشگاه؟
دانشگاه آزاد تهران.


چه کسانی از ده‌نمکی می‌ترسند؟
خیلی‌ها.


مثلا چه کسانی‌؟
همه‌ی آن‌هایی که من، خودشان و آقازاده‌های‌شان را رسوا کرده‌ام و جلوی رانت‌خواری‌های‌شان ایستاده‌ام.


شما پشتت به کجا گرم است که از آن‌ها نمی‌ترسی؟
من هم از آن‌ها می‌ترسم اما به روی خودم نمی‌آورم. یعنی هر موقع می‌ترسم به بالای سرم نگاه می‌کنم که یک چیز بزرگ‌تر ‌آن جا هست.


آخرین باری که تهدیدتان کردند کی بود؟
همین امروز که دادگاه بودم.


این که تهدید نیست، دادگاه است؟
خب، دادگاه خودش تهدید است، این که وثیقه بگذاری، نگذاری و خیلی چیزهای دیگر.


دادگاه‌تان درباره‌ی چه چیزی بود؟
همین موضوع «اخراجی‌ها» و این که یکی می‌خواست خودش را آتش بزند.


آخرین بار شما چه کسی را تهدید کردید؟
تا حالا کسی را تهدید نکرده‌ام.


هنوز هم در سینما با شما برخورد می‌شود یا وضع بهتر شده؟
آدم‌های کوچک این طور هستند، اما آدم‌های بزرگ فکر نمی‌کنند با آمدن ده‌نمکی جای‌شان تنگ شده یا موقعیت‌شان به خطر افتاده است، احساس می‌کنند که یکی دیگر اضافه شده و گفتمان دیگری هم شکل گرفته. اما آدم‌هایی هستند که کوچکند و احساس می‌کنند با آمدن من جای‌شان تنگ شده یا نان‌شان آجر می‌شود.
آخر واقعا جای بعضی‌ها تنگ می‌شود، مثلا همان سالی که «اخراجی ها» ساخته شد، انجمن مستند و تجربی که یکی از تهیه‌کنندگان شما بود، در پرداخت هزینه‌ی فیلم‌های مستند و کوتاه که کار اصلی‌اش بود دچار مشکل شد؟
انجمن مستند و تجربی، آن سال هجده فیلم سینمایی اول را حمایت کرد که «اخراجی‌ها» هم یکی از آن‌ها بود. تازه در «اخراجی‌ها» سی درصد سرمایه‌گذاری کرده بود، در صورتی که بقیه‌ی فیلم‌ها را تا هشتاد درصد حمایت می‌کرد. وانگهی انجمن با سودی که از «اخراجی‌ها» دریافت کرد شصت، هفتاد فیلم کوتاه دیگر را هم سرمایه‌گذاری کرد.


چیزی از سود «اخراجی‌ها» هم به شما رسید؟
من فقط دستمزد کارگردانی‌ام را گرفتم.


فقط؟
بله، راستی چه شد که به این جا رسیدیم؟


بحث برخورد سینماگران با شما بود؟
خیلی از کارگردان‌های بزرگ سینما نقطه نظرهای مثبتی در خصوص کار داشتند مثلا شاید کسی باور نکند که مهرجویی از دیدن فیلم لذت برده بود و گفته بود تعجب می‌کنم که چرا هیات داوران به عنوان یک فیلم اول این طور برخورد کرده است.


شما «سنتوری» را دیدید؟
بله، در جشنواره دیدم.


چطور فیلمی‌ست؟
به نظرم از نظر ساختاری بسیار کار خوبی بود. از لحاظ مضمونی هم به هر حال بیان کننده‌ی نقطه نظرات کارگردان فیلم است، اما اگر من بودم یک سری چیزها را تغییر می‌دادم که باعث سوءتفاهم نشود.


دیگر چه کسانی از فیلم‌تان تعریف کردند؟
داوود میرباقری، مسعود جعفر جوزانی، منیژه حکمت و...


شما با اتفاقاتی که در جشنواره‌‌ی امسال صورت گرفت مخالف بودید یا موافق؟
من هیچ‌کدام شان را ندیدم و نمی‌دانم ملاک سانسورشان چه چیزی بوده، این تیغ سانسور در همه‌ی کشورها هست و در مورد فیلم خودم هم صورت گرفت. من فکر می‌کنم در سینمای ما عده‌ای احساس پدرخواندگی دارند و خودشان را صاحب سینما می‌دانند. نه روشنفکر مهرجویی‌وار هستند و نه حزب‌اللهی هیات اسلامی هنرمندان. هر دولتی هم که سرکار بیاید قدرت دست این‌هاست. به عقیده‌ی من این‌ها دارند به کلیت سینما لطمه می‌زنند. این طوری بسیاری از استعدادهای نسل جوان و زحمات نسل‌ قدیم از بین می‌رود تا فقط این‌ها بمانند.


نظرتان درباره‌ی سیاست‌های فرهنگی دولت چیست؟
یک چندگانگی در سیاست‌های‌شان وجود دارد که همه از آن خبر دارند. بحث‌هایی هست که ارشاد یک طرف است،‌ مشاور هنری یک طرف، معاونت‌های هنری یک طرف و... هر کدام هم نگاه خودشان را دارند. آیا مجموعه‌ی این نگاه‌ها هم راستا با نگاه دولت است؟ من وارد این بحث‌ها نمی‌شوم چون باید کاملا از بحث فرهنگی خارج شویم.


درباره‌ی مسائل جشنواره‌ی امسال نظر روشنی ندادید؟
بگذارید یک چیزی به شما بگویم،‌خیلی از آدم‌هایی که الان معترض هستند خیلی جاهای دیگر همین برخورد را با دیگران می‌کنند. نمی‌خواهم اسم ببرم اما خیلی از همین آدم‌هایی که پز روشنفکری دارند، بازیگری که برای من بازی کرده است را محاکمه می‌کنند.


که این بازیگر هم امسال سیمرغ گرفت؟
بله من آقای امین حیایی و خیلی‌های دیگر که با من کار دارند باید می‌رفتند و جواب پس می‌دادند که چرا در فیلم فلانی بازی کردند، این خط‌کشی در سیاست کمرنگ‌تر از سینماست.


یعنی در سینما غیردموکرات‌تر از سیاست هستیم؟
بله. وقتی «اخراجی‌ها» در اریکه‌ی ایرانیان به نمایش درآمد، همه‌ی چهره‌های سیاسی چپ و راست آمدند که فیلم ر ا ببینند و نقدی که آفتاب یزد روی فیلم نوشت بسیار نزدیک به نقد روزنامه‌ی رسالت بود. اما در سینما قدرت تحمل خیلی پایین است. شما می‌توانی بیایی و کاریکاتور یک سیاستمدار را بکشی ولی یک هنرمند را نه. شما درباره‌ی یک سیاستمدار می‌توانی طنز بنویسی در مورد هنرمندان نه. این حرفی که می‌زنم چیزی ست که خودم بهش رسیده‌ام. یا مثلا بورقانی که فوت کرد، من در تشییع جنازه‌اش حاضر شدم ولی وقتی مجیدی در جشنواره سیمرغ گرفت یک آدم نمی‌رود به او تبریک بگوید.


ماهواره نگاه می‌کنید؟
در منزل ندارم.


در دفتر کارتان چی؟
قبلا که نشریه‌ی سیاسی داشتم چرا، برنامه‌ی همه‌ی شبکه‌های خبری را ضبط می‌کردیم.


چرا در منزل ماهواره ندارید؟
چون ممنوع است.


فقط به خاطر ممنوع بودنش است؟
یکی از دلایلش این است.


یعنی اگر ممنوع نباشد، روی پشت‌بامتان آنتن ماهواره نصب می‌کنید؟
نمی‌دانم. زیاد برایم مهم نیست و این قدر کار هست که فرصت نگاه کردن ماهواره را ندارم.


خانواده علاقه‌ای به دیدن ماهواره ندارند؟
نه آن‌ها چیزی نمی‌گویند.


تفریح خانواده‌ی شما چیست؟
(فکر می‌کند) فکر می‌کنم همان فیلم نگاه کردن باشد.


باهم رستوران نمی‌روید؟
دو ماه یک بار، اگر پیش بیاید، می رویم.


چه جور رستورانی می‌روید؟
قهوه‌خانه‌ی سنتی (می‌خندد)


اخیرا حرف‌هایی درباره‌ی سیدحسن خمینی منتشر شده، نظر صریح شما در این مورد چیست؟
فکر می‌کنم اولین نفری که موضع گرفت من بودم. هم در وبلاگم و هم در مصاحبه‌ام با یکی از روزنامه ها. من فکر می‌کنم ما هر چقدر هم نسبت به هم منتقد باشیم باید ادب داشته باشیم و قواعد نقد را رعایت کنیم. اخلاق سیاسی در جامعه‌ی ما به شدت متزلزل است.


جالب است شما می‌گویید ادبیات نقد را رعایت کنیم، در حالی که در نشریه‌ی خودتان هیچ‌وقت این کار را نمی‌کردید؟
چرا! من رعایت می‌کردم و در هیچ دادگاهی هم درست محکوم نشدم. هر وقت هم محکوم شدم مصلحتی بوده است.


یعنی شما نبودید که تیتر زده بودید «آژانس شیشه‌ای یا آژانس گیشه‌ای»؟
خب این نظرم بوده است.


یا «آقای خاتمی ما را از لیست شهدا خط بزنید»؟
این‌ها حرف‌های بدی‌ست؟


نه، حرف‌های بدی نیست ولی نقد نیست،‌کنایه است؟
قلم یعنی همین. یعنی با قدرتمند باید قدرتمند حرف زد وگرنه حرفت را گوش نمی‌دهد. من در آن عرصه که بودم درباره‌ی هیچ کس دروغ نمی‌نوشتم. حرفم را صریح می‌زدم. برایم چپ و راست فرقی نداشت. دوراندیشی و مصلحت‌جویی نمی‌کردم که این ناطق یا رفیق دوست است یا هاشمی. به خاطر همین هم بود که هیچ کس همراهم نبود.


در فضای امروز، مهم‌ترین نقد شما به رئیس جمهور چیست؟
(مکث می‌کند) مهم‌ترین نقد من به حوزه‌ی فرهنگ و حوزه‌ی مدیران برمی‌گردد. به نظر من احمدی نژاد آدم سالمی‌ست. یعنی من یکی از آرزوهایم این بود که کسی مدیر بشود که پرستیژ مدیران و مسئولان را بشکند.


اگر یک بار دیگر کاندیدا بشوند، باز هم به ایشان رای می‌دهید؟
بستگی دارد چه کسی مقابلش باشد.


نظرتان درباره‌ی این موضوع چیست که یکی از مداحان اهل بیت، یک سردار جنگ را عمربن سعد معرفی می‌کند. آن موقع چرا موضع نگرفتید؟
بی‌خیال شوید لطفا. چون درباره‌ی خودم هم همین حرف‌ها را زده است.


یک کارگردان معروف می‌گفت اگر من هم امکانات و اختیارات ده‌نمکی را داشتم، عقده‌ای نمی‌شدم و آقای ده‌نمکی هم مجبور نمی‌شد فیلم عقده‌ای‌ها را بسازد؟
ببینید، این‌ها قبلا حرف های‌شان را زدند. خانم تهمینه میلانی «آتش بس» را ساخته و فیلم هم یک میلیارد فروخته. یعنی همه‌شان هر چیزی که دوست دارند می‌سازند. اتفاقا در مملکت ما مسئولین اپوزیسیون‌نواز هستند. تهمینه میلانی می‌رود پیش رهبر مملکت می‌نشیند و تمام حرف‌هایش را می‌زند اما هیچ‌وقت این طور نشده که من بروم و در یک جلسه‌ی سیاسی حرف‌هایم را به آقا بزنم.


اگر شما چند لحظه روبه‌روی ایشان بنشینید و حرف بزنید، چه چیزی می‌گویید؟
قبلا نشسته‌ام و گفته‌ام.


خب الان گفتید که فرصت نشده؟
نه، منظورم چیز دیگری‌ست. کشور ما مخالف نواز است. هرکس که می‌خواهد پز روشنفکری و انتقادی بدهد، آقایان لی لی به لالایش می‌گذارند و امکانات در اختیارش قرار می‌دهند. برای ما چی؟ در مورد خود «اخراجی‌ها» تعداد حلقه نگاتیوی که در فیلم استفاده شده را با آقایان دیگر مقایسه کنید. بودجه‌ای که آن‌ها می‌گیرند را با ما مقایسه کنید. در کل منظورم این است که آن‌ها حرف‌های‌شان را راحت می‌زنند و ما محدود هستیم.


آخر شما می‌گویی مخالف‌ها جای کار بیش‌تری دارند. اما الان فیلم‌‌های مهرجویی و حکمت و... توقیف است و فیلم‌های انتقادی دیگر هم در جشنواره دچار مشکل شدند؟
ببینید این‌ها کار خودشان را می‌کنند. این نشد، بعدی! همه‌شان دارند کار می‌کنند الان عمده‌ی برنامه‌ی تلویزیون مال چه کسانی است؟ سریال‌ها و...


نکند می‌خواهید بگویید مال مخالف‌هاست؟
دست ماها هم نیست.


به نظر شما صدا و سیما در زمان آقای لاریجانی بهتر بود یا مهندس ضرغامی؟
به نظر من صدا و سیما الان شجاعت بیشتری دارد. همان برنامه‌ی شب شیشه‌ای شما نشان از جسارت و شجاعت مدیران داشت یعنی این که تریبون زنده را بدهی دست یک جوان (آن هم در یک برنامه‌ی انتقادی)، برای اولین بار بود که در نظام اتفاق می‌افتاد. بعد هم کارهای دیگری انجام شد، مثل ساخت سریال «ساعت شنی» که من «فقر و فحشا»ی رشد یافته را در آن می‌دیدم.


با احضار مهندس ضرغامی به مجلس موافق بودید؟
نه اصلا، من نقطه‌نظرم را همان موقع نوشتم. نه، این که فیلم ایراد نداشته باشد اما این رفتارها، اشتباه است. مثلا آمدند به عاشق شدن حاج یونس فتوحی که ما داستانش را بارها شنیده بودیم ایراد می‌گرفتند.


‌راستی موسیقی گوش می‌دهید؟
خیلی فرصت گوش‌دادن ندارم.


اگر فرصت‌کنید صدای چه کسی را گوش می‌دهید؟
شجریان


فقط شجریان؟
نه، خیلی فرق ندارد.


رپ گوش نمی‌دهید؟
به گوشم خورده است، خودم گوش نداده‌ام.


موسیقی خارجی چطور؟
بعضی وقت‌ها موسیقی لایت گوش می‌دهم. الان به خاطر کارم دارم برای آشنا شدن با موسیقی یک مجموعه جمع می‌کنم، اما این طور نیست که موسیقی دغدغه‌ام باشد.


بچه‌های شما بیشتر چه نوع موسیقی‌ای گوش می‌دهند؟
سنتی


مگر می‌شود؟
بله، چرا نمی‌شود. من پدر خانمم تعمیرکار سازهای سنتی است یعنی پیر این کار است.


پس پدرخانم شما اهل موسیقی است؟
نمی‌نوازد ولی کارش مرتبط است.


اسمش را می‌گویید؟
آقای ترابی.


نتیجه‌ی انتخابات مجلس را چطور می‌بینید؟ اصلاح طلب‌ها یا اصول گراها؟
نمی‌دانم، فکر کنم همین نسبت حفظ می‌شود.


الان سیمرغ‌تان کجاست؟
منزل است.


شنیدیم شکسته است؟
آره، از طاقچه افتاد و شکست.


«اخراجی‌های 2» را کی کلید می‌زنید؟
شاید 2 و3 را با هم کلید بزنم. فکر کنم اگر پروانه‌ی ساخت را امسال بگیرم، آخر اردیبهشت کلید بزنم.


اگر رئیس جمهور بشوید اولین وزیری که عزل می‌کنید چه کسی است؟
همه‌شان را حذف می‌کنم.


اگر رئیس صدا و سیما بشوید چه کسی را اخراج می‌کنید؟
رشیدپور را.


اگر وزیر ارشاد بشوید چه کسی را در سینما ممنوع الفعالیت می‌کنید؟
هیچ‌کس را، همه کار می‌کنند ولی یک ضوابط روشن برای‌شان مشخص می‌کنم که در همان چهارچوب کار کنند.


اگر قرار باشد وزیر شوید، کدام وزارتخانه را انتخاب می‌کنید؟
وزارت خارجه که همه‌اش برویم سفر.


کدام روزنامه را می‌بندید؟
اول نشریه‌ی خودم را چون می‌دانم اولین جایی است که من را می‌کوبد.


آن کاپشن که آن‌جا آویزان است چیست؟
از هر کاری یک یادگاری نگه می‌دارم مثلا دوربینی که فقر و فحشا را با آن ساختم و... این هم کاپشن مجید سوزوکی در فیلم است.


آن کلاه مال کیست؟
افغانی‌ها بهش می‌گویند کلاه احمدشاه مسعودی، چون خیلی دوستش داشتم وقتی رفته بودم افغانستان یک دانه از این کلاه‌ها خریدم.


جشنواره‌ی کن که رفته بودید خانم نیکی‌کریمی را دیدید؟
نه، توفیق زیارتش را نداشتم، چون ‌آن‌ها یک هتل دیگر بودند، نمی‌دانم اسمش در مایه‌های کارلتون بود ما هم که خودمان در هتل کارتون‌ بودیم (می‌خندد).


مصاحبه‌ی ما تمام شد، اما دوست داشتیم خیلی از اتهاماتی که به شما وارد می‌کنند را جواب بدهید؟
مثل چی؟


می‌گویند وقت اکران «آدم برفی» سینما قدس را ده‌نمکی با همراهانش به هم ریخت و یک نفر هم آنجا سقط جنین کرد؟
من یک سوال دارم! این خانمی که من هرجا می‌روم سقط جنین می‌کند چه کسی است که همیشه هم آماده به سقط کردن است؟ این حرف را چندین جا گفته‌اند. یک نفر بیاید و این آدم را به من نشان بدهد. در مورد «آدم برفی» من هیچ موضعی‌ نگرفتم. یعنی مطلب طنز نوشته بودم اما ته قصه را می‌دانستم که آقای زم از بزرگان نظام تایید گرفته که این فیلم اشکال ندارد. به آن‌هایی که این کار را کردند هم قصه را گفتم اما گوش نمی‌دادند و در بازی سیاسی افتادند و با این کارشان فروش فیلم را بالا بردند. بعد که این اتفاقات افتاد نظرات بزرگان چاپ شد که این فیلم ایرادی نداشته است. خدایی آن کسی که اعتراض می‌کرد مقصر بوده یا آن کسی که کاغذ را در جیبش قایم کرده بود؟ درباره‌ی خیلی از مسائل این شکلی، حرف‌هایی دارم که الان جای گفتنش نیست. وقتی خاطراتم را گفتم شما متوجه می‌شوید که خیلی از کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند، خودشان متهم هستند.


شما در کوی دانشگاه در گروه فشار بودید یا نه؟
این تقسیم بندی غلط است و معنی‌های خوبی ندارد. یکی از دلایلی که می‌گویم آن شب نبودم این است که من کلا زودتر از 10 صبح از خانه بیرون نمی‌روم. باید به کسانی که از خواب‌شان زدند و آن‌جا بودند جایزه داد! هیچ مدرکی وجود ندارد که شب اول من در کوی بودم. شب‌های بعد هم به عنوان خبرنگار آنجا حضور داشتم.


من چند تا اسم می‌گویم شما نظرتان را صریح بگویید؟
 تهمینه میلانی
«آتش بس‌»اش قشنگ بود.
 مهناز افشار
به تکرار افتاده است و باید نقش‌های متفاوت بازی کند.
 محسن چاووشی
خیلی نمی‌شناسم
 بنیامین
باز خیلی نمی‌شناسم
 داریوش مهرجویی
اجاره‌نشین‌ها، هامون
خیلی‌ها می‌گویند «اجاره‌نشین‌ها»یش یک فیلم اپوزسیونی بوده، شما قبول دارید؟
وقتی خودش می‌گوید نه، باید همان را پذیرفت. ولی مطمئن هستم که فیلم‌هایش لایه لایه است. بحث ضدانقلاب و انقلاب نیست، بحث مضمون‌های فلسفی است که با یک روایت ساده طرح می‌کند. والا یکی از کسانی که آن موقع همین نقدها را می‌کرد الان خودش یکی از آن ضدانقلاب‌های تیر است. پس نمی‌شود روی این حرف‌ها حساب کرد.
محمدرضا گلزار
یاد «آتش بس» می‌افتم.
محمدرضا شریفی نیا
آچار فرانسه
فرزاد حسنی
ناشی
سردار رادان
کاشی!
 سیدمحمد خاتمی
(مکث بسیار طولانی) گفت‌وگوی تمدن‌ها
اکبر هاشمی رفسنجانی
خیلی بزرگ است
احمدی نژاد
ساده‌زیستی
 عطااله مهاجرانی
زبان‌باز
 صفار هرندی
ژورنالیست
 حسین شریعتمداری
کیهان
 مسعود بهنود
علیرضا نوری‌زاده
 علیرضا نوری زاده
(می‌خندد) هنوز نمی‌دانم آدم کجاست!
 محسن مخملباف
در مورد شخصیتش حرفی نمی‌زنم چون از مخملباف بدتر در مملکت خودمان خیلی داریم که مشغول کار کردن هستند. به نظرم مخملباف نفاق ندارد و رو رفتار می‌کند اما افرادی هستند که نان همین نظام را می‌خورند و به آن فحش می‌دهند.


ممکن است ما یک روز ده‌نمکی را با پاپیون و ریش سه تیغه و کنار یک دختر بی‌حجاب در جشنواره‌ی کن ببینیم؟
(می‌خندد) در مورد آینده‌ی هیچ‌کس نمی‌شود مطمئن بود.


یعنی امکانش هست؟
نه، امکان ندارد الان از من بپرسی می‌گویم امکان ندارد.


بعداً چی؟
دست خداست. امیدوارم چیزی که هستم بمانم.


در مورد شما که تا حالا این طور نبوده و تغییر و تحول‌تان زیاد بوده است؟
مبانی من هیچ فرقی نکرده.


اگر کسی پاپیون بزند به معنای این است که مبانی‌اش عوض شده؟
برای بعضی‌ها آره، شما آن ‌آدم‌ها را نمی‌شناسی که اینطور می‌گویی. اگر بیست سال پیش این‌ها را می‌دیدی این طور نمی‌گفتی بعضی از آن‌ها در ماهیت تغییر کردند.


مثلاً؟
نمی خواهم اسم ببرم


از لطف شما سپاسگزاریم.


 
comment نظرات ()
 
جوش نزنیم و پوست خوبی داشته باشیم
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧
 

برای داشتن پوستی شاداب و سالم مهم ترین نکته این است که فرد باید از نظر غذایی از موادی که برای سلامت پوست لازم و ضرور ی است استفاده نماید . استفاده از مواد طبیعی و سالم ، مصرف لبنیات ، میوه و سبزیجات ، پرهیز از استفاده زیاد از چربی ها و غذاهای چرب و ورزش می تواند در شادابی و سلامت پوست مؤثر باشد . از طرف دیگر لازم است بهداشت پوست به خوبی رعایت شود . شستشوی منظم با آب و صابون می تواند در بهداشت پوست مفید باشد . دفعات شستن پوست با صابون به نوع پوست بستگی دارد . هرچه پوست چرب تر باشد دفعات شستن پوست باید بیشتر باشد . نوع صابونی هم که استفاده می شود نباید قلیایی و قوی باشد . برای شستن می توان از صابون گلیسیرینه و یا صابون کرم دار استفاده کرد . البته اگر فردی دارای پوست خشک باشد نباید پوست خود را زیاد با صابون بشوید .
نکته دیگری که باید رعایت کرد این است که نور آفتاب باعث آسیب به پوست و پیری زودرس پوست می شود . به همین دلیل افراد باید از حضور در برابر نور آفتاب در موارد غیر ضروری خودداری کنند . در مواردی که فرد در تماس با نور آفتاب می باشد باید از ضد آفتاب استفاده کند تا از رسیدن اشعه های مضر به پوست جلوگیری شود . نوع کرم ضد آفتاب باید متناسب با نوع پوست فرد باشد .

کارشناس پزشکی تبیان


 
comment نظرات ()
 
تبریک
نویسنده : پسر تنها - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧
 

عید پسح بر همه هموطنان عزیز یهودی مبارک.


 
comment نظرات ()
 
 



nbsp;a href=